در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یوسف شاهین اولین فیلم خود با نام «بابا امین» در سال 1950 کارگردانی کرد. در آن زمان مصر مستعمره انگلستان بود و دومین فیلمش «پسر نیل» (1951) توانست به جشنواره کن راه پیدا کند. طی 3 دهه متوالی او به طور متوسط بیش از یک فیلم در سال ساخت. فیلمهایی در ژانرهای موزیکال، کمدی، درام، تاریخی و یک فیلم مستند.
شاهین، عمر شریف را در کافهای در قاهره کشف کرد و در فیلم «خورشید سوزان» (1953) به او نقش اول فیلم را داد. روستایی کشاورزی که آتش جنگ علیه بیعدالتی حکومت ملوکالطوایفی را روشن میکند.
او فیلم «جمیله» (1958) را بر اساس کتاب «ژوکاک ورجیز» که درباره مقاومت مبارز الجزایری، جمیله بوحرید بود، ساخت.
یوسف شاهین با فیلم «ایستگاه قطار قاهره» که همزمان با سال ساخت، ایستگاه مرکزی راهآهن قاهره بود به محل برخورد تیپهای گوناگون طبقات اجتماع تبدیل شد و با لحنی عمیقتر نسبت به جامعه آن زمان مصر را نقد کرد. شاهین خودش در این فیلم در نقش غناوی بازی کرد؛ پسر روزنامهفروش و چلاقی که عاشق دختری لیموناد فروش میشود، عشقی که به تراژدی میانجامد.
«داستان مصری» (1982) فیلمی است که بر اساس خاطرات خود کارگردان ساخته شده است. این فیلم در جشنواره برلین جایزه بهترین بازیگر مرد را به دست آورد. مخاطبان مصری برای دیدن هیچ کدام از این 2 فیلم (ایستگاه قطار قاهره و داستان مصری) که آمیزهای زنده از نئورئالیسم، عشق و موزیک بود، آمادگی نداشتند. فیلم «ایستگاه قطار قاهره» به مدت 20 سال در مصر نمایش داده نشد.
ساخت مستندی با نام «مردم و نیل» (87 - 1968) درباره سد آسوان سدی که روی رودخانه نیل ساخته شده است و تاثیر این سد روی زندگی مردم، روابط شاهین با سران کشورهای مستعمراتی را بحرانی کرد. شاهین با ساخت این مستند، بزرگترین سرمایهگذاران مصری و اروپایی از جمله شوروی را که با کمک آنها فیلم میساخت، از دست داد.
فیلم «اختیار» (1970) یوسف شاهین درباره یک قتل مرموز بود. این فیلم به تفرقه فکری که بین مردم مصر آن زمان به وجود آمده بود، اشاره میکند.
شاهین سال 1973 فیلم جنجال برانگیز «گنجشک» را ساخت و نخستین زمزمههای انتقادی از میان روشنفکران عرب برخاست. این فیلم شکست خفتبار مصر در جنگ فجیع 6 روزه اعراب با اسرائیل ژوئن سال 1967 را با دیدی کاملا جسورانه به تصویر میکشد. این فیلم نشان میدهد مسوولیت آن شکست فاجعه بار به عهده حاکمان فاسد آن زمان بود و نه شهروندان. دولت آن زمان از نمایش این فیلم به مدت 2 سال جلوگیری کرد.
شاهین با ساخت 4 فیلم اتوبیوگرافی «اسکندریه» که محل تولد خودش بود، وارد مرحله جدیدی شد و گامی دیگر به جلو برداشت. او در این فیلمها آرزوهای شخصی و سیاست را ماهرانه به هم درآمیخت.
فیلم «اسکندریه... چرا؟» (1978) بیانگر آرزوهای خود فیلمساز در دوران نوجوانی است. فیلم، وقایع سال 1942، زمانی را که مصر در تصرف آلمان بود به تصویر میکشد. در این میان یحیی پسر نوجوانی است که آرزو دارد روزی کارگردان کمپانی مترو گلدوین میر شود. نمایش این فیلم نیز به صورت گسترده منع شد.
«اسکندریه دوباره و همیشه» (1990) فیلمی تخیلی و موزیکال بود که صنعت فیلمسازی مصر را مشتاق اعتصاب برای دموکراسی کرد. یحیی دانشجوی رشته بازیگری است. شاهین در این فیلم دقیقا جوانی خودش را ترسیم میکند.
شاهین به افشاگری خود ادامه داد تا جایی که در جهان به عنوان یک افشاگر جسور شناخته شد. «مهاجر» محصول سال 1994 درباره زندگی حضرت یوسفع است.
این فیلم به جرم نمادپردازی یک پیامبر در مصر سانسور شد. شاهین برای پاسخ به این سانسور فیلم «سرنوشت» را در سال 1997 ساخت و زندگی ابن رشد فیلسوف قرن ششم هجری را به عنوان الگویی برای تساهل و مداراجویی معرفی کرد. شاهین در این فیلم شعار جسورانه خود را در گوش تمام جهانیان فریاد کرد: «آرزوها بال دارند، هیچکس نمیتواند مانع پرواز آنها شود.»
فیلم «اسکندریه... نیویورک» (2004) داستان همان یحیی محبوب شاهین است. یحیی بعد از سالها به آمریکا برمیگردد، نیم قرن از اولین باری که این سرزمین را دیده است، میگذرد.
او پس از سالها پسر گمشدهاش را پیدا میکند. این پسر پس از مدتها جدایی از پدر، در حادثه انهدام برجهای دوقلوی آمریکا کشته میشود و در این میان حوادث و گفتگوهای فیلم نشان میدهد که چگونه سیاستهای آمریکا باعث تحمیل این وضعیت بغرنج در جهان شده است.
آخرین فیلم یوسف شاهین «آشفتگی» به دقت مسائل قاهره معاصر را بررسی میکند. این فیلم در قالب داستانی عشقی، وحشیگری پلیس مصر برای ایجاد اختناق در جامعه را به باد انتقاد میگیرد.
فیلم آشفتگی اواخر سال 2007 نمایش داده شد. شاهین به علت بیماری نتوانست این پروژه سینمایی را کامل کند. این فیلم توسط «خالد یوسف» فیلمنامهنویس یوسف شاهین تکمیل شد. او در این فیلم، مساله بحران غذایی در جهان را پیشبینی میکند. برای یوسف شاهین معادله زندگی ساده است: بی عدالتی و ظلم محل پرورش، بیحرمتی و خشونت است.
مترجم: مهری توکلیان
منبع: گاردین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: