گفتگو با یک سارق متجاوز

توصیه‌هایی برای جلوگیری‌ از دزدی‌

انتقامجویی انگیزه بسیاری از جنایات و جرایم است که می‌توان ردپای آن را از قتل‌های سریالی تا جرایم کوچکتر مشاهده کرد. این بار مردی با ادعای این‌که قصد داشته از زنان انتقام بگیرد 8 طعمه‌اش را مورد آزار قرار داده و اموالشان را به یغما برده است. گفتگو با این متهم که فرشاد نام دارد را بخوانید.
کد خبر: ۱۹۳۴۱۳

ظاهرا چندین سابقه کیفری داری. در این‌باره توضیح بده.

 بار اول سال 80 به خاطر فرار از خدمت سربازی زندانی شدم،

بعد‌‌از آن هم چند بار به جرم رابطه نامشروع، فروش مال غیر و ورود به عنف به زندان افتادم.

این بار جرمت چیست؟

به خانه زنان تنها می‌رفتم، آنها را آزار می‌دادم و پول و طلاهایشان را سرقت می‌کردم.

هدفت از این کار چه بود؟

سال‌ها قبل به دختری علاقمند شدم، اما او به من خیانت کرد و همین مساله باعث شد از زن‌ها کینه به دل بگیرم و به فکر انتقامجویی بیفتم.

اگر انگیزه‌ات واقعا انتقامجویی بود، چرا اموال آنها را می‌دزدیدی؟

 من به ماده مخدر شیشه معتاد هستم و شغل و منبع درآمدی هم نداشتم و برای تامین هزینه مواد مخدر مجبور بودم سرقت کنم.

برای این‌که بتوانی نقشه‌هایت را اجرا کنی از یک دختر هم کمک می‌گرفتی. نقش او چه بود؟

رویا به استخرهای زنانه، کلاس‌های ایروبیک و آرایشگاه‌ها می‌رفت، زنان مطلقه و پولدار را شناسایی می‌کرد و با آنها طرح دوستی می‌ریخت. بعد از این‌که نشانی خانه و ساعت حضورشان در منزل را به دست می‌آورد این اطلاعات را به من می‌داد تا بتوانم وارد عمل شوم.

چطور با رویا آشنا شدی؟

سال 85 به اتهام رابطه نامشروع در زندان بودم که یکی از همسلولی‌هایم تلفن رویا را به من داد و بعد از آزادی با او تماس گرفتم و از آن به بعد با هم زندگی می‌کردیم.

مگر او خانواده نداشت؟

او دختر فراری بود و از 8 سال پیش به‌تنهایی زندگی می‌کرد، البته لیسانس داشت و دختر بسیار باهوشی بود. ضمن این‌که خیلی سریع توانست مرا جذب خودش کند.

آشنایی شما از همان اول با انگیزه انجام کار‌های مجرمانه بود؟

اوایل هیچ کار خلافی انجام نمی‌دادیم هر دومان مبلغ کمی پس‌انداز داشتیم و با وجود بی‌کاری می‌توانستیم مخارجمان را تامین کنیم، اما وقتی آن پول تمام شد تصمیم گرفتیم دزدی کنیم، البته رویا مرا وسوسه کرد.

شگرد تو برای ورود به خانه زنان تنها چه بود؟

 معمولا بعد از این‌که رویا مشخصات زنان را به من می‌داد در ساعاتی که اطمینان داشتم آنها در خانه تنها هستند، سراغشان می‌رفتم و خودم را مامور اداره برق معرفی و پس از ورود به خانه نقشه‌ام را اجرا می‌کردم.

گفتی معمولا این کار را انجام می‌دادی مگر شگرد دیگری هم داشتی؟

در دو مورد که رویا سوژه مناسبی پیدا کرد تصمیم گرفتیم من در نقش خواستگار ظاهر شوم و از این طریق به خانه طعمه‌ام راه پیدا کنم. بعد از مدتی رفت‌ و آمد، با برقراری رابطه با این زنان و سوءاستفاده از آنها اموالشان را می‌دزدیدم و ناپدید می‌شدم.

چطور این طعمه‌ها که به گفته خودت پولدار بودند، به خواستگاری سابقه‌دار و سیگار اعتماد می‌کردند؟

رویا من را برادر خودش و مهندس پرواز معرفی می‌کرد و من باید نقش مردهای متشخص، تحصیلکرده و پولدار را بازی می‌کردم به همین دلیل هم می‌توانستم جواب مثبت بگیرم.

این طور که می‌گویی خود مالباخته‌ها هم در این ماجرا بی‌تقصیر نبودند. در واقع بی‌احتیاطی می‌کردند.

اگر آن دو زن مطلقه درباره من تحقیق می‌کردند، خیلی راحت متوجه می‌شدند همه حرف‌هایم دروغ است؛ اما آنها براحتی گول حرف‌های جذاب مرا خوردند و عقل‌شان را باختند. فکر می‌کردند موقعیت خوبی نصیب‌شان شده و نباید آن را از دست بدهند. به نظر من همه دخترها باید درباره خواستگارهایشان یا هر کس دیگری که به هر بهانه می‌خواهد با آنها در ارتباط باشد، تحقیق کنند و مراقب آنها باشند.

صرف این که کسی حرفی بزند به معنای درست و راست بودن آن نیست تا آنجایی که شنیده‌ام و دیده‌ام دختران زیادی قربانی اعتمادهای بی‌مورد شده‌اند.

در مورد آنهایی که به زور وارد خانه‌شان شدی، چه فکر می‌کنی؟ آیا به نظر تو آنها می‌توانستند از وقوع جرم پیشگیری کنند؟

 معمولا مردم همین که از پشت آیفون می‌شنوند کسی خودش را مامور آب، برق یا گاز معرفی می‌کند، از همانجا در را باز می‌کنند. حال آن که ممکن است آن شخص دروغ گفته باشد. پس باید مراقب باشند. این روزها در همه قبض‌های آب و برق تاریخ مراجعه بعدی ماموران را می‌نویسند و اگر مردم به این نکته توجه کنند، در روزهای دیگر فریب ماموران قلابی را نمی‌خورند، ضمن این که به نظر من هیچ وقت نباید در را با اف‌اف باز کرد، مخصوصا اگر کسی در خانه تنها باشد.

علاوه بر همه اینها که گفتی یک نکته دیگر هم وجود دارد؛ آن هم اعتماد طعمه‌هایت به رویاست.

دقیقا شروع کار ما از همین جا بود. اگر زنی به رویا اعتماد نمی‌کرد، طبیعتا ما هم از طعمه قرار دادن او صرف‌نظر می‌کردیم. معمولا زن‌ها در مکان‌های اختصاصی بانوان مثل همان آرایشگاه و استخر بدون این که شناختی از طرف مقابلشان داشته باشند، صرف این که آن فرد همجنس‌شان است، به او اعتماد می‌کنند و اسرار زندگی‌شان را برملا می‌کنند که این می‌تواند خیلی خطرناک باشد.

و اما حرف آخر.

چیزی برای گفتن ندارم جز این که پشیمان هستم و می‌دانم باید منتظر مجازات سخت باشم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها