در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تصویر، تردید و نگرانی برای روزهای آینده، معضل خیلی از آدمهایی است که از زندانها و ندامتگاههای شهر و کشور خارج میشوند. گاه حتی برخورد نامناسب با این افراد و واکنشهای اجتماعی با این گروه بهانهای میشود برای برگشت دوبارهشان به سوی جرم و بزهکاری.
گفتگوی ما با نسرین زارعی، کارشناس ارشد روانشناسی عمومی درباره چگونگی رفتار با این گروه از افراد است تا با معضل برگشت دوبارهشان به جرم برخورد نکنیم.او میگوید: باید توجه داشته باشیم که رفتارهای افراد و نگاه اجتماع در نوع عملکرد این گروه بعد از آزادی تاثیر زیادی دارد.همچنین او معتقد است: زندان نه به عنوان محیطی تنبیهی که مدتی مجرم در آن است، بلکه با تعبیر به فضای آموزشی و اقامتی میتواند در تغییر رفتارهای ناهنجار اجتماعی و ضدعرفی مفید باشد.به هر حال آنچه میخوانید بخشی از گفتگوی ما با زارعی درباره همین نوع برخورد با مجرمان آزاد شده و واکاوی شرایطی است که آن فرد آزاد شده دوباره به سوی جرم بازمیگردد یا راهی درست را در پیش میگیرد.
تعریف شما از زندان به عنوان محلی برای بازپروری چیست؟
زندان در اکثر جوامع دنیا، کارکردی دارد. این کارکرد که در اکثر جوامع سنتی هم وجود دارد با تمام امکانات و گستره فعالیتهایش، امکان بازپروری را ندارد. اصلا این محیط در شرایط معمول آن طور که ما فکر میکنیم قادر نیست باعث ترک عادت ضداجتماع و ناهنجار در افراد شود.
یعنی در حالت کلی زندان محیط رفع رفتارهای ضداجتماع نیست؟
دقیقا همین طور است. در شکل کلی مجرمین در زندان دور هم جمع میشوند. به مبادله رفتاری و اخلاقی میپردازند. حال در این زمان باید دقت کرد که خیلی از عادات ناهماهنگ با اجتماع از طریق مشاهده و تکرار در افراد ایجاد میشود. همین گرد هم جمع شدن، توصیف کردن اشکال مختلف خلاف برای هم، از بین رفتن قبح اعمال زشت، آشنا شدن با انواع بزههای اجتماعی و... باعث رشد رفتارهای بزهکارانه میشود.
آیا این فضا میتواند عاملی برای جرم دوباره باشد؟
برای پاسخ به این سوال اول باید این نکته را بگوییم که در زندانهای بزرگسالان ما با 2 گروه مختلف روبهرو هستیم.
گروه اول مجرمان واقعی هستند. اینها رفتارهای ضداجتماع، ناهنجار و پرخاشگرانه دارند و میکوشند به دیگران و اجتماع آسیب برسانند، اما گروه دوم افرادی هستند که به شکل تصادفی در فضای جرم قرار گرفتهاند مثل کسانی که به خاطر مبلغ ناچیز چک در زندانند یا خیلیهای دیگر. به تعبیری اینها بدشانسی داشتهاند.
بین این 2 گروه، گروه اول امکان برگشت به جرم و بزه را دارند؟
بله. هر چند این قضیه صد در صد نیست با این حال امکان بازگشت به جرم و بزه در گروه اول بسیار بیشتر است. همچنین مردان نسبت به زنان مستعدتر هستند.
برگردیم به سوال قبل، فضای زندان با چه ویژگیای میتواند عامل بازگشت به بزه باشد؟
زمانی که ما تنها به جنبه تنبیهی زندان توجه میکنیم، امکان بازگشت بزه وجود دارد. از سوی دیگر برخورد نامناسب با زندانیها، حل نکردن معضلات و گرههای رفتاری آنها و... میتواند عامل برگشت باشد. همچنین باید دقت کرد که مسائل بعد از آزادی هم در این قضیه موثر است.
خانم زارعی! محیط زندان باید چگونه باشد که ما با برگشت کمتر به سوی بزه اجتماعی روبهرو شویم؟
این موضوع درخصوص نوجوانان و بزرگسالان 2 شکل مختلف به خود میگیرد. اما این موضوع در رابطه با هر دو گروه صادق است که زندان و کلا محیط بازداشت را به محیطی آموزشی تبدیل کنیم. این قضیه بسیار مهم است. فرد زندانی در صورتی که به یادگیری بپردازد هم سرگرم میشود هم معلوماتش بالا میرود و هم در سطح بهتری از فرهنگ قرار میگیرد.
این آموزشها میتواند در اشکال گوناگون و در جنبههای مختلف باشد؟
دقیقا همین طور است. منظور ما از آموزش یاد دادن رفتارهای مناسب، تعاملات و روابط اجتماعی درست، حرفههای مختلف و... است. برای آموزش رفتارهای مناسب بهتر است، قبل از هر کار دیگری به ریشهیابی ایجاد رفتار نامناسب و ناهنجار پرداخته شود. گرههای ذهنی و رفتاری باز شود و آن وقت رفتار جایگزین، به گروه آموزش داده شود.
لطفا به تفاوتهای شرایط زندان برای نوجوانان و بزرگسالان هم اشاره کنید؟
من برای جواب این سوال یک اتفاق حقیقی را تعریف میکنم. یکی از مراجعان من، بزهکار اجتماعی بود که رفتارهای پرخاشگرانه نامناسب داشت تا این که چند وقت قبل به دلیل همین رفتار پرخاشگرانه به یکی از همسایههایش آسیب رساند، اما در طول مدت کوتاه زندان به خاطر همجواری با فردی خوب که به دلیل همان بدشانسی در زندان افتاده بود، تغییر رفتار داد. بنابراین بزرگسالان را نباید در زندانها دستهبندی کرد مگر گروه تبهکار خطرناک که آنها جدا میشوند، اما در بین نوجوانان تقلید رفتارهای نامناسب، تکرار مشاهدات و... زیاد است. بنابراین بهتر است بچهها را در گروههای جداگانه نگهداری کرد.
در نظر بگیریم همین افراد از زندانها آزاد میشوند و در جامعه ما هم معمولا برخورد مناسبی با آنها نمیشود، چه اتفاقی میافتد؟
وقتی فردی از زندان آزاد میشود، افراد جامعه در مواجهه با او احساس ناامنی میکنند. این احساس ناامنی گاه آنقدر شدید و عمقی میشود که واکنشها و عکسالعملهای تندی را ایجاد میکند. در این شرایط فرد آزاد شده آسیب روحی زیادی میبیند.
البته اگر این فرد قابلیتهایی در دوره زندان پیدا کرده باشد، آسیب کمتری میبیند؟
همین طور است. آموزش مهارتهای رفتاری و اجتماعی و حرفهآموزی به منظور همین هدف است. وقتی زندانی این دورهها را گذرانده باشد، اعتماد به نفس بالاتری دارد. میتواند تا حدی به استقلال مالی برسد و با انجام رفتارهای مناسب اعتماد عمومی را به خود جلب کند.
به نظر شما رفتارهای افراد خانواده آزاد شده باید چطور باشد؟
افراد این خانواده در مرحله اول باید فراموش کنند که از زندانی شدن یکی از اعضای خانواده چقدر آسیب دیدهاند. این قضیه خودش سخت است و گاه نیازمند زمان و رفتن به دورههای مشاوره است.
محبت بیقید و شرط هم میتواند تاثیرگذار باشد؟
بله. اما این محبت بیقید و شرط بدون فراموشکردن ناراحتیها امکان ندارد. به هر حال خانواده وقتی محبتی کامل را به فرد آزاد شده میدهد، او از نظر عاطفی سیر میشود و احساس نیاز نمیکند. همین خیلی خوب است چون در صورت داشتن احساس نیاز، امکان دارد به سوی دوستان بزهکاری که او را میپذیرند، جذب شود. از سوی دیگر باعث ایجاد اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران میشود. همچنین فرد چون احساس ارزشمندی میکند، کمتر به سوی جرم و بزه میرود.
رفتارهای پیشگیرانه دیگر خانواده چه میتواند باشد؟
استفاده کردن از تواناییها و ظرفیتهای فرد آزادشده خیلی تاثیرگذار است. این خانوادهها باید سعی کنند شغلی برای فرد آزاد شده پیدا کنند. مثلا یکی از اقوام که امکانش را دارد، میتواند شغلی به او بدهد. این شغل چند نتیجه مثبت دارد: 1 فرد احساس کفایت و لیاقت میکند. 2 استقلال مالی 3 وقت آزاد ندارد.
این داشتن استقلال مالی یا نداشتن آن، چقدر در این قضیه تاثیر دارد؟
شاید تا 80 درصد تاثیر داشته باشد. زمانی که فرد از نظر مالی احساس نیاز شدید نداشته باشد، بسیار کمتر به سوی بزه میرود. استقلال مالی و حس این که در آینده شرایط بهتری خواهد داشت به او کمک میکند تا کمتر به سوی جرم و بزه برود.
چه طور میشود نگاه جامعه را به فرد آزاد شده تغییر داد تا این فرد با واکنشهای شدید و سخت مواجه نشود.
ما نیاز به یک فرهنگسازی گسترده داریم. به نظرم دادن آگاهی به افراد اجتماع که هر کسی امکان خطا و بعد برگشت دارد مناسب است. از سوی دیگر ساخت و اجرای برنامههای رادیو و تلویزیونی خیلی در این موضوع تاثیر دارد. اصلا رسانههای گروهی بویژه صدا و سیما خیلی در فرهنگسازی نقش دارند. مثلا میشود با ساخت سریالی به مشکلات چنین شخصی پرداخت.
یعنی به نوعی مردم را با این افراد به همذاتپنداری رساند؟
دقیقا وقتی ما فکر کنیم که امکانش هست در شرایطی ما هم خلافی را انجام دهیم، خدای ناکرده زندانی شویم و ... درک بهتری از شرایط فرد آزادشده به دست میآوریم. از سوی دیگر باید قبول کرد که فرد بابت جرمی که انجام داده، مجازات شده است.
سازمانها و انجمنهای حمایت از زندانیان و زندانیان آزاد شده چقدر در این قضیه موثر هستند؟
این نهادها میتوانند کمک رسانی کنند. به طور مثال این نهاد با ایجاد مراکز کارآفرینی و بعد بازارچههای کارآفرینی شرایط مناسب حمایتی را میتوانند فراهم کنند. البته در تمام این مراحل بهتر است که از زندانیبودن فرد در گذشته، صحبت نشود. این قضیه به اعتمادبه نفس و ذهن او آسیب میرساند.
شرایطی که شما از آن صحبت کردید، شرایطی مناسب برای پیشگیری از بازگشت به بزه است. اما خیلی وقتها طرد شدن از سوی خانواده رخ میدهد؟
متاسفانه این اتفاق میافتد. اما باید دقت کرد که این طرد کردن فرد آزادشده شرایط را ناگوارتر و بدتر میکند. به طور مثال همین چند وقت قبل از موردی باخبر شدم که تاثربرانگیز بود. یکی از افراد آزادشده با رفتار نامناسب و تند خانوادهاش روبهرو میشود. او که مرتبه اول به خاطر مبلغ ناچیز چک به زندان رفته بود، در برابر بیتفاوتی خانواده به جمع دوستانی میرود که در زندان پیدا کرده بود.
و اینجا فاجعه صورت میگیرد؟
متاسفانه همین طور است. مرتبه دوم وقتی خبر دستگیری مرد را به خانوادهاش داده بودند او سرقت کرده بود.
یعنی این طرد شدگی امکان بروز جرم را در سطح بالاتر و سختتر ایجاد میکند؟
طبق مطالعات و آمارهای موجود، خیلی مواقع همین طور است. آمارها چیزی حدود 70 درصد را نشان میدهند که جرم در مرتبه دوم با شدت بیشتری نسبت به دفعه اول صورت میگیرد.
به عنوان سوال آخر میشود مجموعه راهکارهایی جهت جلوگیری از بازگشت به جرم را بگویید؟
به نظرم این ترتیب برای راهکارها مناسب است.
1 - تبدیل زندان به محیط آموزشی و حتی پارهوقت کردن کانونهای اصلاح و تربیت برای نوجوانان2 - ایجاد کلاسهای آموزش رفتاری و تعاملاتی 3 - ایجاد دورههای حرفهآموزی در زندان 4 - پذیرفتن فرد آزادشده در خانواده 5 - دادن محبت بیقید و شرط و ایجاد اعتماد به نفس در او 6 - حمایت از فرد در مقابل واکنشهای اجتماع 7 - ایجاد حس ارزشمندی در فرد آزاد شده به طرق مختلف.
حدیث ضابطی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: