سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت‌

لوکیشن،کارگاه تولیدی نیست‌

هزینه تولید یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ساخت یک اثر سینمایی و تلویزیونی است. تهیه‌کننده یا سرمایه‌گذار یک سریال تلویزیونی یا فیلم سینمایی با برآورد هزینه‌های روزانه برای یک اثر سرمایه‌ای را در نظر می‌گیرند. این برآورد هزینه به گونه‌ای است که اگر تعداد روزهای تعیین شده برای تصویربرداری یا فیلمبرداری یک اثر از مدت معینی بیشتر شود، هزینه‌ای روی دست تهیه‌کننده می‌گذارد که در بیشتر اوقات تامین آن مشکل است و گروه سازنده را با مشکلات زیادی روبه‌رو می‌کند که یکی از آنها پرداخت نکردن یا دیر پرداخت کردن دستمزد عوامل است که این قضیه زنجیروار در درازمدت برای همه مشکلاتی را به وجود می‌آورد.
کد خبر: ۱۹۲۴۲۵

 حالا با این مقدمه کوتاه می‌توان درباره قطع برق مناطق مختلف تهران در روز و شب و ارتباط آن با سریال‌ها و فیلم‌هایی که در مراحل مختلف تولید هستند، صحبت کرد.

تهران مرکز تولید فیلم و سریال است. در طول روز در گوشه و کنار این شهر بزرگ در کوچه‌های باریک و خانه‌های قدیمی جنوب شهر یا خیابان‌های عریض و طویل و خانه‌های اعیانی شمال شهر گروهی را پیدا خواهید کرد که مشغول فیلمبرداری، هستند. این گروه‌های برنامه‌ساز معمولا یک فرد به نام برنامه‌ریز دارند که هفته‌ها قبل از شروع فیلمبرداری، فیلمنامه را خوانده است و مشخص کرده که هر روز گروه چند دقیقه باید کار کنند تا سریال یا فیلم در مدت مشخصی به پایان برسد.

این تعداد روز برای تهیه‌کننده حیاتی است و او مثلا یک هفته تا 10 روز را برای ضریب خطا یا اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی در نظر می‌گیرد، اما حالا به این اتقاقات غیرقابل پیش‌بینی باید قطعی برق را هم اضافه کند که کاری بسیار دشوار است. اگر این روزها سری به گروه‌های فیلمبرداری بزنید می‌بینید که در روز حداقل 2‌ساعت صحنه در خاموشی مطلق فرو می‌رود و عوامل در گرمای تابستانی کاری ندارند جز این ‌که دور هم بنشینند و خاطره تعریف کنند. در این زمان‌ها کاری از دست برنامه‌ریز هم برنمی‌آید.

در شهری بزرگ چون تهران که فاصله‌های مکانی با ترافیک موجود طولانی‌تر هم می‌شوند نمی‌توان برای یک روز یا چند ساعت هم فیلمبرداری سکانس‌های داخلی را در برنامه گنجاند و هم سکانس‌های خارجی را که به نورپردازی نیازی ندارند. با این اوصاف اگر برای فیلمبرداری یک فیلم تلویزیونی قبلا 30 روز زمان گذاشته می‌شد اکنون باید 40 تا 50 روز وقت گذاشته شود، البته اگر سکانس‌های شب فیلمنامه بیشتر باشد این زمان باید بیشتر در نظر گرفته شود چون زمان قطع برق در شب طولانی‌تر است. دولت چندی پیش اعلام کرد، زمان قطع برق در کارگاه‌های تولیدی  به حداقل می‌رسد تا خسارت وارده به این مراکز به حداقل برسد، اما قطعا دولت لوکیشن یک سریال یا فیلم را کارگاه تولیدی در نظر نمی‌گیرد بنابراین تهیه‌کنندگان باید خود خسارت ناشی از قطع برق را عهده‌دار شوند.

البته در این روزها یک ماجرای بانمک دیگر هم می‌تواند پیش بیاید و آن هم همکاری بیشتر فیلمنامه‌نویس با گروه فیلمبرداری است. تهیه‌کننده می‌تواند در قرارداد فیلمنامه‌نویس این بند را اضافه کند که نویسنده اثر همیشه به اصطلاح «استند بای» باشد و به محض قطع برق لوکیشن ، سر صحنه بیاید و با تمهیدات تخیلی خود سکانس‌های داخلی را به سکانس‌های خارجی تبدیل کند.

شب‌نشینی در کنار تلویزیون‌

از اول تابستان بیلبوردهایی در سطح شهر دیده می‌شود که شهرداری آنها را در گذرگاه‌ها نصب کرده است و روی آنها با خط خوش نوشته شده است، شب‌نشینی در پارک. شهرداری تهران با این تبلیغات خواسته است مردم را تشویق کند که شب‌ها از گرمای خانه‌های دم کرده بگریزند و ساعاتی را در پارک‌ها که به دلیل فضای سبز، هوای خنک‌تر و سالم‌تری دارند، سپری کنند. شهرداری برای تحقق این پیشنهاد حتی در چند پارک برنامه نمایش فیلم ترتیب داده است، اما واقعیت این است که با پخش سریال‌هایی چون سه در چهار که به صورت یک‌شب در میان از شبکه یک سیما پخش می‌شود و سریال ترانه مادری که هر شب از شبکه 3 سیما روی آنتن می‌رود، کمتر کسی دوست دارد که کولر و تلویزیون را رها کند و در پارک‌ها شروع به ورزش و قدم زدن یا خوردن نماید. سریال سه در چهار چون طنز است حسابی مردم را سرگرم می‌کند و سریال ترانه مادری که یک ملودرام خانوادگی است باعث شده که مردم به‌شدت به سرنوشت جوان‌های سریال یعنی پویا، بهرام و سمیرا علاقه‌مند شوند.

فیلمنامه‌نویس ترانه مادری در نگارش فیلمنامه از ترفند خوبی استفاده کرده، این ترفند که افشاگری تدریجی نام دارد باعث شده مخاطبان این سریال برای پیگیری آن جدیت بیشتری به خرج دهند. در ابتدای سریال تصاویری از پویا، فرخنده، بهرام و فرخ به نمایش درآمد که ذهنیت چندان خوبی را در بیننده ایجاد نمی‌کرد، اما با پیشروی قصه و افشای این نکته که پویا و بهرام برادر هستند، مخاطب بتدریج متوجه شد که چرا فرخنده تمایل ندارد پویا و بهرام زیاد با هم ارتباط داشته باشند یا سمیرا با پویا تنها باشد. حالا بیشتر بینندگان فرخنده را دوست دارند و به او حق می‌دهند که نگران پویا باشد و دوست نداشته باشد او لحظه‌ای تنها بماند. بینندگان سریال ترانه مادری بسیار راغب هستند تا لحظه‌ای را ببینند که پویا و بهرام متوجه می‌شوند برادر هستند.

البته شهرداری نباید زیاد به شب‌نشینی مردم در پارک‌ها امیدوار باشد چون با به پایان رسیدن سریال ترانه مادری، پخش سریال‌های ماه رمضان آغاز می‌شود و دیگر کمتر کسی را می‌توانی شبها و بعد از افطار در خیابان‌ها و پارک‌ها پیدا کنی، بخصوص این‌که امسال کارگردانانی چون رضا عطاران، سیروس مقدم، عبدالحسین برزیده و سعید سلطانی برای تلویزیون سریال‌های کمدی، ماورایی و اجتماعی و خانوادگی را کارگردانی کرده‌اند.

افتخاری برای همه زنان اندیشمند ایرانی

هفته گذشته دانشگاه لندن به رخشان بنی‌اعتماد، دکترای افتخاری داد. همه ما می‌دانیم که انگلیس پیر استعمار است ، اما این را هم می‌دانیم که دنیای هنر با دنیای سیاست کاملا فرق دارد. هنر مرز نمی‌شناسد چون هنرمند با زبان و اثر هنری خود از مرزها عبور می‌کند و دو کلام حرف حساب خود را در تمام دنیا منتشر می‌کند و پیام صلح و انسان‌دوستی خود را به تمام جهانیان می‌دهد. بنی‌اعتماد برای همه ما ایرانی‌ها کارگردانی شناخته شده است و همه ما می‌دانیم او کارگردانی است که تلاش می‌کند معضلات اجتماعی
-که انسانیت را به خطر می‌اندازند- را در فیلم‌های خود منعکس کند شاید از این طریق بتواند درمانی برای دردهایی که پایه‌های اجتماع را به هم می‌ریزند پیدا کند.

 جای بسی خوشنودی است که جهانیان، رخشان بنی‌اعتماد ایرانی را با فیلم‌هایی چون روسری آبی، بانوی اردیبهشت، نرگس، خون بازی، زیر پوست شهر و... می‌شناسند و برای این آثار به او دکترای افتخاری می‌دهند. بنی‌اعتماد که تاکنون بسیاری  محافل هنری و فرهنگی داخلی و خارجی جوایز ارزشمندی دریافت کرده است زمانی که دکترای افتخاری خود را از دانشگاه لندن دریافت کرد، آن را به همه زنان اندیشمند ایرانی اهدا کرد.

استاد هنرهای هفتگانه

بیشتر کسانی که کارهای عباس کیارستمی را پیگیری می‌کنند و معمولا بر این باور هستند که او در دنیا اعتباری دارد که هیچ چیز نمی‌تواند آن را مخدوش کند، وقتی شنیدند کیارستمی قرار است اپرایی را در فرانسه کارگردانی کند، سکوت کردند و درباره موفقیت آن ابراز نظر نکردند؛ چون می‌دانستند که استادشان در این زمینه تجربه ندارد و امکان دارد موفقیت همیشگی او تکرار نشود. البته کیارستمی خودش دست به کار شد و وقتی دید که دوستان قدیمی در حمایت از او چیزی نمی‌گویند، خودش به خودش روحیه داد و گفت این اپرا را با پشتوانه ادبیات ایران و جهان روی صحنه خواهد برد و موفق هم خواهد شد.

اما هفته گذشته خبری روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت که نشان می‌داد فرانسویان از اپرای کیارستمی خوششان نیامده است و آن را اپرا نمی‌دانند و بیشتر تمایل دارند آن را اثری ادبی بدانند. فرانسویان حق دارند چون تئاتر و اپرا در کشور آنها قدمتی چندصد ساله دارد. آنها سال‌هاست نفس به نفس تئاتر داده‌اند و زندگی کرده‌اند. اما تئاتر در ایران آنقدر قدمت ندارد که بتواند پشتوانه کارگردانی چون عباس کیارستمی که سینماگراست، باشد.

اگر کیارستمی توانست در سینما حرفی برای گفتن داشته باشد به این دلیل است که سینما هنری معاصراست که از زمان پیدایش توانست به ایران هم راه پیدا کند و با ذهنیت ایرانی‌ها همخوان شود، اما تئاتر که یکی از هنرهای دیرینه دنیاست هیچگاه نتوانست در ایران آنچنان که باید ببالد و مردم با آن کنار بیایند.

در دوره‌ای که تئاتر مدرن و اپرا بیشتر مردم دنیا را مسحور خود کرده است،  سالن‌های تئاتر مدرن در کشور ما معمولا خالی است.

 با این پشتوانه عباس کیارستمی ریسک بزرگی کرد که تصمیم گرفت اپرایی را در مهد تئاتر دنیا روی صحنه ببرد، اگر اکنون ناکام شده است نباید زیاد تعجب کرد و باید آن را به حساب تجربه اندوزی‌های کارگردانی گذاشت که دوست دارد به همه ثابت کند هنرهای هفتگانه را می‌شناسد.

رادان معترض است‌

بهرام رادان هفته گذشته به طرح ممنوعیت حضور بازیگران و ورزشکاران در تبلیغات محصولات فرهنگی، تجاری، اقتصادی و... اعتراض کرد. رادان که به گفته بسیاری یکی از گران‌ترین بازیگرانی است که با شرکت‌های تجاری و اقتصادی برای تبلیغ محصولات آنها قرار داد امضا می‌کند، بر این باور است که برای همه چیز می‌توان قانون نوشت و آن را ضابطه‌مند کرد. رادان در بخشی از نامه اعتراض‌آمیز خود نوشته است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید حوصله به خرج می‌داد و درباره حضور هنرمندان در تبلیغات قانون می‌نوشت نه این‌که صورت مساله را به کلی پاک می‌کرد.

 رادان همچنین از قراردادهایی که با چند بانک و شرکت تجاری دارد نام برده است و گفته که اکنون نمی‌داند با این قراردادها چه باید بکند. البته رادان از ورزشکاری هم که با شرکت در یک فیلم تبلیغاتی که از شبکه‌های ماهواره‌ای پخش می‌شود، نام برده و گفته است ما بازیگران هر چی می‌کشیم از دست این ورزشکار است که با نوع حضور خود در تبلیغات میدانی و تصویری عرصه کار را برای بازیگرانی که آبرومندانه و در چارچوب قانون با فیلم‌های تبلیغاتی همکاری می‌کنند، تنگ کرده است. رادان در پایان گفته است بگذاریم مردم محصولات مورد علاقه خود را با کمک تبلیغات بازیگران محبوب انتخاب کنند.

سارا بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها