در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مجموعه داستانی «ترانه مادری» از این نمونه است. داستانش ساده است و بداعت آنچنانی امروزی ندارد، بهگونهای که شاید کمتر تهیه کنندهای در نگاه اول راغب به تولید این قبیل موضوعات باشد، اما آنچه این مجموعه را متفاوت از تصور اولیه میکند، ایده بکری است که برای اجرا دارد. شاید بتوان این ایده را تمرکز بر خلق شخصیتهای امروزی به جای کلیت داستانی نو دانست. سازندگان این مجموعه به فراست دریافتهاند که دنیای ملموس و امروزی متشکل از آدمهای امروزی است و گرنه وقایع و اتفاقات زندگی از گذشته تا امروز تغییر چندانی نکردهاند، بلکه مواجهه انسانها با شرایط عوض شده است. در واقع ترانه مادری پایه جذابیت خود را بر روابط انسانی قرار داده است. ارتباط فرخنده با کیان، کیان با پناهی، پناهی با رستمی، بهرام و پدرش و نیز بهرام و پویا و... و از همه مهمتر، روابط مجموعه این شخصیتها با مادر که نقش آن را هما روستا بازی میکند.
کمتر سابقه داشته که مجموعه داستانی غیر اپیزودیک بیش از یک نویسنده داشته باشد و این در حالی است که در تیتراژ این برنامه نام مسعود بهبهانینیا را به عنوان سرپرست نویسندگان مشاهده میکنیم. اتفاق خوشایندی است که فارغ از خلاف معمول بودن، خوب هم جواب داده است و ثمره آن را در فیلمنامه منسجم و ملموس مجموعه شاهدیم. به عنوان نمونه تبانی رستمی و پناهی برای فریب کیان در صحنهای که سعی میکردند به هر شکل ممکن سند را از چنگ او در بیاورند و نزد خودشان نگه دارند، با زیرکی کیان جذابیت دراماتیک مناسبی پیدا کرد که شاید برای خیلیها بیش از حد نیاز یک صحنه معمول در میان روند وقایع اصلی ماجرا باشد؛ اما همین اهمیت قائل شدن برای صحنههای کوتاه به نظر ساده و اجرای ایده مند آن است که میتواند اثر را به آن سطح از موفقیت که در مقدمه مطلب اشاره شد، نائل کند. وقتی روابط بیش از حوادث اهمیت داشته باشند، جز این اگر باشد جای اشکال خواهد داشت. فیلمنامه از عناصر صحنه هم استفاده مناسبی کرده که یک نمونه بسیار خوب، لباس سوغاتی کیان برای بهرام است که در ابتدای سکانس گفتگوی پدر و پسر نقش پیش زمینه را ایفا میکند، هنگام بحث موضوع اصلی میشود و با پایان سکانس هم نقش فیلمنامهای آن تمام نمیشود و در قسمت بعدی مجموعه میبینیم که هدیهای که بهرام برای پویا آورده همین لباس سوغاتی پدر است.
ترانه مادری، ترکیب مناسبی میان بازیگران جوان و تازه کار و بازیگران محبوب سالهای قبل بهوجود آورده که جدای از همخوانی با نیاز برنامه به خودی خود جذاب است. هما روستا، الهام پاوه نژاد و فاطمه گودرزی ستارههای محبوب سالهای گذشتهاند و بازیگران نقشهای بهرام، پویا و پناهی نمونههایی از بازیگران جوان و مستعد امروزی. دانیال حکیمی هم این وسط حکم خاکستری میان این کنتراست زیبا را داراست. تقریبا همه بازیگران این مجموعه خوب بازی میکنند و از این مهمتر نوعی یکدستی در شیوه بازیشان مشاهده میشود که قابل توجه است. همه، وقف نقش خودشان هستند و تلاش نمیکنند بیش از آن که باید دیده شوند. این وحدت بازی احتمالا نتیجه کار محمد حاتمی در بازیگردانی مجموعه است که طبعا کار سادهای هم نمیتوانسته باشد.
سعید سهیلیزاده، کارگردان ترانه مادری بهگونهای روابط گسترده شخصیتهای مجموعه را موازی با هم و به نوبت و بهاندازه روایت میکند که مخاطب نه از آنچه می بیند خسته میشود که مثلا دلش بخواهد رابطه دیگری را به جای آنچه در حال نمایش است دنبال کند، نه از دیدن یک صحنه آنقدر ارضا میشود که انگیزهای برای پیگیری بیشتر آن در ادامه نداشته باشد و نه میتواند صحنه و رابطه بعدی را پیشبینی کند؛ در نتیجه لحظه به لحظه با اثر همراه میشود و با پایان یافتن هر قسمت هم از وقتی که صرف تماشای مجموعه کرده راضی خواهد بود؛ چرا که ترانه مادری مخاطبش را جذب میکند، با خود همراه میکند، به هیجانش میآورد، میخنداند، در تعلیق نگهش میدارد، او را به تفکر وامی دارد اما با این همه، آزارش نمیدهد. نه هنگام تماشا و نه پس از آن. ترانه مادری با مخاطبش مهربان است. مثل مادری که ترانه زمزمه میکند.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: