شاید بر مبنای همین مانیفست فکری است که دیوید آیزنهاور در اکتبر 1952 گفته است: جنگ روانی یعنی نبرد و نزاعی برای دستیابی به افکار مردم و اراده آنها و بر این اساس سیاست خارجی آمریکا باید به گونهای تنظیم شود که با استراتژی واحد و منسجم جنگ سرد هماهنگ باشد. لازم است در این جنگ سرد و در ضمیر و عزم خویش جویای فرصتی باشیم که بدون خسارتهای جانی در نبرد به پیروزی برسیم. وی جنگ روانی را مساوی با جنگ سرد به کار برده است که در زمان خود از جمله مسائل بسیار مهم آمریکا بوده است.
ایران فوبیسم، فراری رو به جلو
یان هریتچ در کتاب هنر دیپلماسی میگوید: ایجاد هراس کاذب و ترس فرضی از قدرت و جایگاه تهدیدکنندگی و ترسیم نمایی غیرواقعی و برخلاف واقع از جامعه هدف ادامهای از پروسه جنگ روانی است.
اسرائیل در هفتههای اخیر برای متوقف ساختن برنامه هستهای ایران علاوه بر تلاش برای جلب حمایت بیشتر غرب بر شدت تهدیدهای نظامی خود در کنار تزریق ترس کاذب ایران به منطقه افزوده است. فوبیای ایران یا ایرانی هراسی یکی از راهبردهای تبلیغاتی و جنگ روانی در سیاست خارجی آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی علیه تهران است و این راهبرد طی 3 دهه گذشته همواره توسط ایالات متحده به صورت پیوسته و اتحادیه و پیمانهای نظامی و دفاعی منطقهای به صورت مقطعی پیگیری شده است. موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی ایران در جغرافیای منطقه استراتژیک خاورمیانه باعث شد که ایران به بازیگری تاثیرگذار بر مناسبات ماتریس دو منطقه خاورمیانه عربی و جنوب غرب آسیا تبدیل شود. تثبیت چنین جایگاهی در صفحه شطرنج سیاسی و امنیتی فضایی را برای ایران گشوده که در این فضا تهران عملاً منافع آمریکا را به چالش کشیده و با ابهام و دگرگونی مواجه ساخته است. به طوری که کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا صراحتاً اعتراف میکند: ایران تنها کشوری است که مهمترین چالشهای استراتژیک را برای ایالاتمتحده و شکلی نوین از خاورمیانه که ما خواهان ایجاد آن هستیم پدید آورده است. بواقع حتی اگر این اعتراف رایس هم نبود، میشد آشکارا دریافت که ایران چالشهایی اساسی در تقابل با منافع راهبردی ایالات متحده پدیده آورده است. تلاش ایران برای دستیابی به سطح پیشرفتهای از فناوری هستهای و گشودن معادلهای چهارم از شکل دستیابی به فناوری هستهای، ضریب نفوذ فزاینده ایران در عراق، مخالفت فزاینده ایران با فرآیند صلح اسرائیل و فلسطین، راه یافتن ایران در پیمانهای اقتصادی و امنیتی منطقهای نظیر شانگهای، پیوند و تحکیم ائتلاف استراتژیک با منتقدان سیاستهای یکجانبه آمریکا و... فهرستی بلند بالا از چالههای امنیتی و سیاسی است که ایران توان دیپلماتیک کاخ سفید را برای بیرون آمدن از آنها معطل نگه داشته است. از این دیدگاه طبیعی است مادامی که برخلاف حجم وسیع تبلیغات رسانهای افکار عمومی، صداقت در گفتار و عمل تهران را با معیارهای راستی آزمایی بینالمللی درک میکنند، میبایست به نوعی به انحراف افکار و فرافکنی برای تضعیف جایگاه تهران روی آورد. انحراف و فریب افکار عمومی و بازی دادن بازیگران غیربومی در زمین بازی و نقشهای تعیین شده از سوی آمریکا ادامه راهبرد ایران فوبیسم است.
نسبت دادن بنیادگرایی مذهبی به ایران، سیاه نمایی درباره ایران با تهیه و نمایش فیلمهای ضدایرانی نظیر 300 و پرسپولیس، القای خطر فناوری موشکی ایران برای اروپا و توجیه سپر موشکی شرق اروپا از این طریق، قرار دادن نام سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی، غیرصلحآمیز معرفی کردن پیشرفتهای هستهای ایران، معرفی ایران به عنوان محور و کانون شرارت در جهان و منطقه، تکرار مداوم نظام هژمونیک ایران بر منطقه و... تنها گوشهای از راهبردهایی است که کاخ سفید تلاش دارد از این طریق نرخ ریسکپذیری را برای همسایگان و دیگر متحدان ایران از راه پیگیری هراس فرضی از تهران شکل بخشد.
کاخ سفید با تاکید بر راهبرد ایران هراسی در سعی دارد بر تحولات مدیریت کند و با تمرکز روی این راهبرد و انتقال بحران از عراق و افغانستان به ماتریس ایران سعی دارد تا از یکسو وضعیت نابسامان امنیتی این دو کشور را بهبود بخشیده و از سوی دیگر برای اسرائیل در راستای تثبیت جایگاه مشروع منطقهای فضاسازی کند. این روند فرصتسازی برای تلآویو پس از کنفرانس خزانزده آناپولیس که عملاً عقیم ماند، فضایی را برای این کشور میگشاید تا بر روند سرکوب فلسطینیان شدت بخشد.
واشنگتن سعی دارد با ادامه دکترین بازدارندگی در برابر ایران از طریق همسایگان عرب و ایجاد ناتوی عربی در قالب ائتلافهای امنیتی منطقهای و برگزاری پیوسته مانورهای نظامی برگهای برنده ایران را در معادلات مجهول امنیت منطقه از بین ببرد و ایران را منزوی کند.
در ادامه این راهبرد هیاهوی همه برای هیچ جنگ روانی بنیاد مطالعاتی «هریتج» فوریه سال جاری در سندی راهبردی با نام «سیاست آمریکا و چالش هستهای ایران» به کاخ سفید در خصوص برخورد با ایران توصیه میکند که راهکار آمریکا و غرب برای جلوگیری از دستیابی ایران به فناوری صلحآمیز هستهای ایجاد یک جنگ روانی تمام عیار علیه ایران است تا به مردم القا شود که سیاستهای دولت ایران برای دستیابی به فناوری هستهای تا چه اندازه منافع اقتصادی و ملی آنها را تهدید میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم