دیر نشده به داد یگانه تالاب زیبای لاهیجان برسیم‌

جایی برای‌ نیلوفرها نیست‌

نوروز 86 است که به سوی تالاب امیرکلایه نزدیکی‌های شهر لاهیجان حرکت می‌کنیم. با قایق محیط‌بانان خود را به دل امواج می‌سپاریم و پس از عبور از باریکه‌ای از برگ‌های نیلوفرهای آبی به پهنای وسیع تالاب می‌رسیم. جایی که نه تنها می‌توان هزاران ماهی را در اعماق وسیع دریاچه مشاهده کرد، بلکه پرواز دسته‌جمعی مرغان اهلی و مهاجر از این سو به آن سوی تالاب صفای طبیعت را به روح و جانمان وصل می‌کند.
کد خبر: ۱۸۸۰۳۲
چیزی که بر عمق زیبایی‌های تالاب می‌افزاید علاوه بر نیزارهای اطراف ، پرواز عقاب تالابی است که این عرصه را جولانگاهی برای پروازی هر چه زیباتر کرده است.

هفته پیش وقتی به محل همین تالاب مراجعه کردیم، با باتلاقی خالی از حیات مواجه شدیم. انگار تمام آن زیبایی‌ها در چشم به‌هم‌زدنی رخت بربسته بود و تنها نعره گوشخراش بیل‌های مکانیکی آزارنده ذهنمان شد و صدای آب که از چاه‌های اطراف تالاب می‌آمد، گویی خون را از قلب‌های تپنده تالاب بیرون می‌کشید، این فاجعه زیست محیطی را چه پاسخی هست؟

حوادث زیست محیطی در گوشه و کنار کشور را یک بار پیش خود بشمارید و کنار هم قرار دهید تا از عمق فاجعه‌ای که در اکوسیستم‌های ناب و بی‌تکرار کشور رخ می‌دهد، متحیر شوید. در کنار این اتفاقات عجیب و غریب که بسیاری از آنها شاید فقط در کشور ما دیده می‌شود، داستان تالاب امیرکلایه قصه دیگری است.

اتفاقی که شاید در هیچ کجای دنیا نظیر آن را نخواهید دید و سکوت، ناتوانی و ضعف سازمان محیط زیست در برابر این اتفاقات که توان مقابله با تخریب محیط زیست را در ساده‌ترین شکل آن ندارند بیش از پیش آشکار می‌شود.

نه تنها متخصصین و دوستداران محیط زیست، بلکه مردم عادی هم، شاید نتوانند در ذهنشان تصور کنند که یک تالاب ثبت شده بین‌‌المللی با گونه‌های جانوری و گیاهی کاملا منحصر به فرد، در یکی از زیباترین نقاط کشور، به وسیله بیل‌های مکانیکی غول‌پیکر، «زهکشی» می‌شود.

به راستی مگر سازمان محیط زیست ایران، مسوول حفاظت از چنین میراثی را برعهده ندارد؟

گوهری به نام امیرکلایه‌

در 30 کیلومتری شمال شهر لاهیجان، بین روستای دستک و چاف، یکی از تالاب‌های مهم ایران که به ثبت جهانی رسیده و منطقه حفاظت شده ملی به حساب می‌آید واقع شده است. بر طبق قانون هر نوع فعالیت در این تالاب، باید با کسب مجوز از سازمان حفاظت محیط زیست صورت گیرد. در اطراف این دریاچه، از سال‌های دور مزارع برنجی قرار داشته که در تابستان آب خود را از این دریاچه تامین می‌کردند.

 وسعت و عظمت دریاچه، در سال‌های ترسالی می‌‌توانست جوابگوی این کشاورزان باشد و شالیکارها از آب تالاب‌ استفاده می‌کردند، اگرچه وجود بیش از 50 موتور قدرتمند در آب یک تالاب بین‌‌المللی حفاظت شده، خود مورد سوال است ولی از آنجایی که معیشت بسیاری از اهالی اطراف منطقه به استحصال آب از این تالاب برای کشاورزی بستگی دارد، برداشت کنترل شده از آب دریاچه و عدم استفاده از کود و سم در مزارع اطراف تالاب می‌توانست رابطه مسالمت‌آمیزی بین کشاورزان و تالاب ایجاد کند ولی در مواقع خشکسالی نظیر سال‌جاری که به گفته اهالی منطقه در 20 سال اخیر بی‌سابقه بوده موجب می‌شود، کشاورزان برای تامین آب کشاورزی به روش‌های غیرعادی دست بزنند.

امسال اندک آب موجود در گل‌های کف این تالاب که حدودا یک ماه است آن را به باتلاق تبدیل کرده، توسط زهکش‌های ایجاد شده در آن خارج می‌شود تا آب بیشتری به کشاورزان منطقه برسد.
بدین ترتیب یکی از تالاب‌های مهم کشور شاید برای همیشه نابود گردد.

تالاب امیرکلایه، امروز

آقای یوسفی کارشناس این تالاب می‌گوید: از اواسط اردیبهشت با شروع به کار موتورها، آب تالاب به سرعت کاهش پیدا کرد. در پی خشک شدن آب تالاب در حاشیه‌ها، کشاورزان برای کشاندن آب مناطق عمیق‌تر تالاب به مزارع خودشان با استفاده از چندین بیل مکانیکی، در تالاب کانال‌های عمیقی ایجاد کردند. این کانال‌ها باعث شد که حتی عمق مناطق عمیق تالاب نیز، به طرز بی‌سابقه‌ای کاهش یابد.

این بیل‌های مکانیکی در روز چندین تن خاک را از کف تالاب جابجا می‌کنند و با از بین بردن ریشه گیاهان و آبزیانی که برای حفظ جان خود به اعماق گل و لای پناه برده‌‌اند، اثر بسیار مخربی بر اکوسیستم دارند. علاوه بر این، این کانال‌ها چهره تالاب و حالت فیزیکی آن را نیز بشدت از بین می‌برند.

آقای درند، یکی از محیط‌بانان تالاب، می‌گوید: ما اواخر خرداد با متجاوزین به تالاب درگیر شدیم و حتی چند تن از آنها را به نیروی انتظامی معرفی کرده و تحویل دادیم ولی مردم جاده را بستند، در نهایت سازمان محیط زیست کوتاه آمد.

درواقع هیچ حمایتی از ما نشد. این بیل‌های مکانیکی که تعداد آن به 6 عدد می‌رسد از اواخر خرداد در تالاب مشغول به کارند. برخی از مناطق تالاب آنقدر خشک شده که بیل‌های مکانیکی دیگر در آن مناطق نمی‌توانند کار کنند. حساسیت این تالاب به قدری است که تنها یکی از این لودرها می‌تواند کل تالاب را از بین برده و اثرات جبران‌ناپذیر بر آن داشته باشد.

در هنگام تصویب کنوانسیون رامسر، مساحت این تالاب 1200 هکتار قید شده بود، که اکنون در شرایط پرآبی حتی کمی کمتر از این مقدار است. ولی در حال حاضر این تالاب فقط به صورت لکه‌لکه‌هایی کمتر از هزار مترمربع دارای آب است، با توجه به کمبود ارتفاع آب در این لکه‌های کوچک، غلظت گاز متان تولیدی در کف دریاچه در این آب اندک، بسیار بالا می‌رود. این گاز موجب مسمومیت شدید آبزیانی می‌شود که به این واهه‌ها پناه آورده‌اند.

این مشکل در اواخر دهه 70 منجر به مرگ تعداد زیادی از ماهی‌های تالاب گردید و تکرار این اتفاق امسال متاسفانه قطعی است. علاوه بر این روابط طبیعی موجود در اکوسیستم و چرخه‌های مواد در آن، در شرایط جدید به طور کلی دگرگون می‌‌شود. با توجه به این که از ابتدای تابستان هیچ قایقی امکان ورود به تالاب را که اکنون یک باتلاق واقعی است، ندارد، برآورد میزان خسارت و تعداد آبزیان  تلف شده مقدور نیست.

مسلما کاهش جمعیت ماهی‌ها بر زیست پرندگان بومی نادری چون عقاب طلایی و پرندگان مهاجر بسیاری که پاییز و زمستان به این منطقه کوچ می‌کنند، تاثیر منفی خواهد گذاشت.

علاوه بر این با گرم شدن هوا از حلالیت اکسیژن آب کاسته می‌شود و افزایش شدت تنفسی آبزیان و اکسیژن مورد نیاز برای تجزیه بقایای جلبک‌هایی که به سرعت رشد می‌کنند، همه و همه دست به دست هم می‌دهد تا اکسیژن تالاب بشدت در این دوران افت کند و تهدید جدی برای سلامت آبزیان و نتیجتا پرندگان ایجاد گردد.

تالاب امیرکلایه سال 1349 به عنوان پناهگاه حیات وحش در کشور ثبت گردید. در سال 1354 در کنوانسیون رامسر به عنوان یکی از 23 تالاب ارزشمند کشور به ثبت جهانی رسید. این تالاب زیستگاه 20 تا 50 هزار قطعه پرنده مهاجری است که هر ساله زمستان خود را در این محل سپری می‌کنند.

نزدیک به 100 گونه گیاهی در آن شناسایی شده است که تعدادی از آنها بومی بوده و  منحصرا در این تالاب زیست می‌کنند. هیچ رودخانه بزرگی به آن نمی‌ریزد و آب آن از باران، چشمه های زیرزمینی و فاضلاب زمین‌های کشاورزی اطراف تامین می‌شود. این تالاب در چند کیلومتری دریای خزر واقع شده است.

فرهنگ‌سازی و نقش مردم

متاسفانه در این منطقه فرهنگ‌سازی برای بالا بردن آگاهی مردم منطقه نسبت به اهمیت تالاب انجام نشده است. مردم منطقه این تالاب را که می‌تواند با برنامه‌ریزی صحیح و اصولی تبدیل به یکی از پردرآمدترین مناطق گردشگری کشور گردد و جان هزاران قطعه پرنده‌ای که زمستان خود را در این تالاب می‌گذرانند به آن وابسته است را فقط به چشم یک آبگیر، برای تامین آب شالیزار می‌بینند. قانون هیچ ممانعتی برای آنان در زمینه جلوگیری از کاربرد کود و سم ندارد. کشاورزان حاشیه تالاب براحتی مانند دیگر کشاورزان، به طور بی‌رویه اقدام به مصرف کود و سموم کشاورزی می‌کنند.

فاضلاب مزرعه خود را به دریاچه بازمی‌گردانند. آنها هیچ اطلاعی از اثرات مخرب سموم شیمیایی بر زیست پرندگان و ماهی‌ها ندارند.

هیچ‌یک از برنامه‌های ترویجی محیط زیست، تاکنون در این منطقه موثر نبوده است. به عینه شاهد بودم جزوه‌هایی که بین مردم پخش شده بیشتر شبیه جزوه‌های درسی دوره لیسانس بود تا یک اطلاعیه ترویجی و تشویقی جذاب و کارا برای آگاهی کشاورزان از این موقعیت حساس و بحرانی بود.

هیچ‌گاه سعی نشده است که گیاهی با نیاز آبی کمتر و تطابق اقلیمی خوب با منطقه مورد تحقیق قرار بگیرد و کشاورزان را مجاب به کشت آن کنند. کشت بسیاری از گیاهان دارویی می‌تواند با سوددهی معادل برنج و مصرف آبی تا اندازه یک‌سوم همین مقدار راهکار بسیار مناسبی جهت جلوگیری از برداشت بی‌رویه از آب دریاچه و تامین معیشت کشاورزان منطقه باشد.

دکتر محمد دهدار متخصص محیط زیست درباره راه‌حل‌های موجود برای حفظ تالاب می‌گوید: انتقال آب از رودخانه حشمت‌رود که در غرب تالاب وجود دارد درمواقع بحرانی می‌تواند اندکی از صدمات تالاب بکاهد. در ضمن با توجه به پراکنده بودن زمین‌های کشاورزی امکان حفر یک یا تعداد معدودی چاه برای کشاورزان امکانپذیر نیست، ولی می‌توان با چاه عمیق، آب مورد نیاز تالاب را برای خرداد و تیر در سال‌های خشکسالی تامین کرد.

تالاب‌ها میراث‌های گرانبهایی هستند که نباید آنها را فراموش کرد. شاید وقتی اهمیت این تالاب در بین مسوولان رده بالای مملکت، حتی خود سازمان محیط زیست به خوبی تبیین نشده، چگونه می‌توان از کشاورزان و مردمی که کوچکترین آموزش صحیحی در این زمینه به آنها داده نشده است، انتظار درک اهمیت تالاب را داشت.

حمیدرضا درودیان - عاصفه اله‌وردی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها