آنچه مورد توجه دانش امروزی است تنها طولانی کردن زندگی نیست، بلکه نظر بر این است که سالهای پایانی عمر انسان در نهایت آرامش و سلامت جسمی و روانی سپری گردد و در صورتی که چنین شرایطی تأمین نشود، پیشرفتهای علمی برای تأمین زندگی طولانیتر، با نتایج مخاطرهآمیزی روبهرو خواهد شد.
بازنشستگی، فوت یکی از عزیزان و اجبار ورثه به نقل مکان سالمند، زندگی در خانههای سالمندان یا تغییر و تحولات ناخواسته دیگر در زندگی سالمند موجب سردرگمی و اضطراب او میشود زیرا در این شرایط انسان آمادگی کمتری برای تطابق و تغییرات را دارد.
همه ما با سالمندانی مواجه شدهایم که ادامه حیات خود را بعد از بروز یکی از موارد زیر غیرممکن میدانند و افسرده و دردمند و منزوی میشوند.
نشانهها و عوارض اضطراب زمانی بروز میکند که انتقال فرد به محیط یا وضعیت جدید منجر به اختلالات جسمی یا روانی شود. این عوامل حدود80 تا 100مورد را شامل میشوند و علائم به صورت اضطراب، تشویش، گیجی و افسردگی ظاهر میشود، عوامل ضعیفتر حدود 50 تا 79 مورد را با علائمی مانند افزایش نارضایتی به صورت کلامی، اختلال خواب، تغییرات عادات خوردن، افزایش احساس وابستگی، زیاد حرف زدن، احساس ناامنی، کاهش اعتماد بهنفس، اختلالات اشتها، تغییرات وزن، گوشهگیری و انزوا، بیان نگرانی در مورد تغییرات محیطی یا افرادی که با او در ارتباط هستند و یا با او زندگی میکنند، شناسایی میشوند.
سالمندان گیجی طولانی مدت و مکرر را تجربه میکنند و به همین دلیل مصرف داروها را فراموش میکنند،60 درصد بیماران در28 روز اول پذیرش در سراهای سالمندان این حالت را نشان میدهند. در آنها خستگی، درخواست کمک، گریه در تنهایی، اختلال اشتها بیش از سایر علائم دیده میشود. درگیریهای سالمندان با پرسنل بیشتر در جهت حفظ استقلال فردی است. از یک طرف نیاز به کمک برای انجام کارها و کاهش تواناییهای فردی و از طرف دیگر تمایل به حفظ استقلال سبب ایجاد تضاد در سالمند میگردد و منجر به علائمی مانند خشم، پرخاشگری، اهانت به پرسنل و عدم اعتماد بهنفس میگردد. حرکت و تحرک، نقش ارزندهای در سلامت سالمند بازی میکنند و سالمندانی که دچار کم تحرکی و بیحرکتی هستند، 2 برابر بیش از دیگران در معرض مرگ قرار میگیرند. همچنین تحرک سبب نشاط و کاهش افسردگی میگردد و با تحقیق روی بیماران توانستند با افزایش تحرک، میزان مرگ و میر را از 25 درصد به 2 درصد برسانند.
تجارب آنها در زمینه شغلی و تحصیلی میتواند بر نگرش و کاهش اختلالات روانی و دمانس پیری تأثیرگذار باشد. برای کاهش مشکلات دوران سالمندی باید نگرشهای منفی نسبت به سالمندی را از جامعه حذف کرد و عوامل فشارزای محیطی را به حداقل رساند.
فاکتورهای ایجاد کننده فشار به شرح زیر است : از دست دادن تواناییهای جسمی و ذهنی از دست دادن وابستگان، همسر، تعلقات کمبود سیستم حمایت کننده اجتماعی، تغییرات محیطی، بازنشستگی و کاهش درآمدهای مالی و هر گونه تغییر جدید در وضعیت زندگی.
با توجه به عوامل استرسزا در سالمندان مسوولان و خانوادههای سالمندان باید تا میتوانند متوجه وضعیت این عزیزان باشند تا سالمندان نیز بتوانند سالیان پایان عمر را به آسودگی بگذرانند نه اینکه نسل میانسال در اضطراب پیری و ابتلا به تلخیها و مصایب آن به سر برند.