پرسپولیس با استعفای کاشانی زمان زیادی را از دست داد تا با روی کار آمدن مصطفوی و اعضای جدید هیات مدیره، جبران این فرصت از کف رفته به اصلیترین دغدغه مسوولان این باشگاه بدل شود، ظاهرا تاکید رئیس سازمان ورزش مبنی بر جمع و جور کردن حواشی پرسپولیس و ساماندهی در زمانی کوتاه بر اهمیت این ماموریت ویژه افزود.
به این ترتیب پرسپولیس از اصلیترین انتخاب خود که سرمربی بود، غافل شد و با برگزیدن پیروانی، عابدزاده و کماسی و آغاز تمرینات به زعم مسوولان این باشگاه در جهت آمادهسازی روی غلتک افتاد تا حداقل به این ترتیب تمام حواسها معطوف به انتخاب سرمربی نباشد.
کاری که پرسپولیس به عنوان قهرمان لیگ برتر فوتبال انجام داد، بار دیگر از ضعفهای آشکار فوتبال ما و فاصله فاحش آن با فوتبال حرفهای جاری در کشورهای صاحبنام پرده برداشت تا شاید لزوم اصلاح بسیاری از ساختارهای نادرست حاکم بر فوتبال بیش از گذشته احساس شود.
وقتی قهرمان لیگ ما برای همسویی با ساختاری حرفهای از مقدماتیترین شرایط که توجه به شرح وظایف سرمربی است، بهرهای نمیبرد و تصمیمگیریهای ساده و پیش پا افتاده خلاف اصول پیش میرود، از بسیاری باشگاههای دیگر که ادعای کمتر و سرمایهای ناچیزتر دارند،انتظار زیادی نمیتوان داشت.
در پرسپولیس امروز گویا همه چیز عکس همه جای دنیا در حال انتخاب و اجراست. در حالی که منطق حکم میکند سرمربی، دستیاران خود را انتخاب کند تا در طول یک فصل فراز و نشیب بتواند با بهرهمندی از همراهی افرادی که منتخب خودش بودند پیش برود و چنانچه به مشکلی برخورد شرایط را تحمل کند، ابتدا دستیاران انتخاب میشوند تا سرمربی به اجبار خود را با آنها وفق دهد. این اتفاق در حالی تکرار میشود که پرسپولیس فصل گذشته از بابت انتخاب دستیار قطبی در طول فصل ضربه خورد و خوششانس بود که از بحران رهایی یافت.
انتخاب بازیکنان هم که داستانی است برای خود، با شروع تمرینات بازیکنان را دستیاران یا بهتر بگوییم مسوولان انتخاب میکنند و با عجله برای عقب نماندن از قافله نقل و انتقالات بیحساب و کتاب فوتبال ما پای میز مذاکره عقد قرارداد میکشانند تا سرمربی منتخب میان زرورق پرزرق و برقی که باشگاه پرسپولیس برایش فراهم کرده بیاید و روی نیمکت تیمی بنشیند که عملا معنای سرمربیگری را پیش از آغاز فصل زیر سوال برده است.
برخلاف روال عادی که سرمربی تیمش را برای فصل بعد میبندد، سرمربی پرسپولیس (قطبی)، بستهای به نام پرسپولیس را تحویل میگیرد که هزار و یک توقع از آن میرود. این تنها مشکل پرسپولیس نیست بلکه ریشه در مشکلات اساسی فوتبال ما دارد که نیازمند بازنگری است.
سارا احمدیان