خبرگزاری مهر چندی پیش در مصاحبهای مفصل با علی عبداللهی شاعر و مترجم ادبیات آلمانی که تاکنون بیش از 40 اثر ترجمه و شعر از او منتشر شده است، به گفتگو نشست. آنچه میخوانید، بخشهایی از این گفتگو درباره شعر ایران و جهان و تجربیات خودش در این زمینه است:
کد خبر: ۱۸۶۷۸۵
من به عنوان شاعر معتقدم که اگر به هر چیزی بیش از حد تاکید کنیم، عناصر دیگر شعر را کاملا از دست میدهیم و این جفا به عناصر دیگر شعر است. من در شعر به چیزی رسیدهام که قدما آن را سهل و ممتنع نامگذاری کردهاند؛ یعنی شعر را باید به سادهترین وجه بیان کرد. یعنی اگر اندیشه پیچیدهای هم درون آن باشد، میتواند هیچ ربطی به زبان نداشته باشد بلکه فقط نوع بیانش فرق بکند، اما اینکه زبان پیچیدهای داشته باشد، کاملا غلط است. هر اثر پیچیدهای لزوما هنری نیست. شما وقتی در ادبیات به نویسندگان بزرگی چون کافکا، مارسل پروست، الیوت و خیلیهای دیگر توجه کنید، میبینید اصلا به دنبال این نبودهاند که چیزهای ساده را پیچیدهتر کنند، بلکه برعکس عمل میکردند و این هنر شاعر و نویسنده است که بتواند مسائل پیچیده را که دیگران را مسخ کرده، به صورت سادهتر بیان کند.
ما باید در شعرهایمان از هر گونه رمانتیسیسم بگریزیم، چرا که شعر ما بیش از حد معمول رمانتیک است؛ حتی در شعرهای شاعران بزرگ کشورمان نیز این مساله دیده میشود. شعر ما بیش از حد دچار ضجه و مویه و زاری شده است و بیش از اندازه با غم، غربت و نوستالژی هم آغوش شده است.
فرهنگ ایرانی در مقایسه با فرهنگ دیگر ملل جهان، بسیار غنی و پربار است، اما به خاطر زبان پارسی که در این یکصد سال اخیر چندان به آن پرداخته نشده، شعر ما دچار پسرفت و رکود شده است.
در آلمان که کشوری معادل یکچهارم ایران است، بورسیههای درون کشوری وجود دارد. مثلا شاعری که در شهر برلین زندگی میکند، از طرف بنیادی در شهر مونیخ دعوت میشود که 3 ماه در شهر مونیخ اقامت کند و مشغول نوشتن مجموعه شعری در آن شهر شود و امکاناتی مثل آپارتمان، حقوق ماهانه و... را در اختیارش قرار میدهند تا این مجموعه شعر را در شهر مونیخ به اتمام برساند یا رمانش را بنویسد. ما هم در کشورمان میتوانیم از موقوفات استفاده کنیم. موقوفات میتواند دانشجوی خارجی جذب کند، میتواند شاعر و نویسنده تربیت کند، میتواند 10 ایرانشناس را از 10 حوزه زبانی مختلف به ایران بیاورد و آنها بتوانند با خیال راحت بنشینند و مطالعات و پژوهش هایشان را در خصوص ایران انجام دهند.
مهمترین مانع گمنام ماندن تمام هنرمندان ما در هر بخش هنری در جهان، فقدان قانون کپی رایت در ایران است. وقتی ما عضو نیستیم و براحتی آثار کشورهای دیگر جهان را سر خود بر میداریم و بدون اجازه و پرداخت هزینه مولف ترجمه میکنیم، آنها هم در نقطه مقابل هرگز آثار ما را ترجمه نمیکنند.
ترجمه طی 30 سال اخیر در ایران پیشرفت بسیاری کرده، یعنی روند ترجمه رو به رشد بوده است. در مقوله فلسفی، در این 30 سال خواسته یا ناخواسته بدون هیچ برنامهریزی خاص خیلی خوب پیشرفت کردهایم و بسیاری از آثاری را که تا به حال موجود نبوده حالا در اختیار داریم.