این سنت ادبی با سابقهای طولانی، امروز نهتنها بر اعتبار نویسندگان میافزاید بلکه نشان میدهد چگونه ادبیات میتواند پلی میان نسلها ایجاد کند؛ میان نسلی که جنگ و اسارت را تجربه کرده و نسلی که اکنون در عصر رسانههای دیجیتال، نیازمند روایتهای الهامبخش است. به همین مناسبت، انتشار تقریظ تازه رهبر انقلاب بر کتاب «پاسیاد پسر خاک» باردیگر نگاهها را به این سنت معطوف ساخته است، سنتی که به ضرورتی استراتژیک در میدان جنگ نرم بدل شده است؛ به همین بهانه با علیرضا مختار پور ، پژوهشگر ادبیات درباره سنت تقریظنویسی گفت و گو کردهایم .
به عنوان سؤال اول و برای ورود به بحث، میخواستم درباره سنت دیرینه تقریظنویسی یا حاشیهنویسی بر کتب توضیح دهید. این سنت از کجا نشأت گرفته و چه تحولاتی طی کرده است؟
بسمالله الرحمنالرحیم. ببینید، تقریظ درواقع در تعریف، یک نوع ستودن است و در بعضی از تواریخ، یک نوع توصیف کسی یا چیزی به خیر یا غیر از آن. یعنی نوشتههای انتقادی در یادداشتها، مثلا برای کتاب یا چیزی یا فردی را هم میشود تقریظ نامید. این تقریظ به صورت یادداشت یا مقدمهای، از قرون قدیم در کتابهای مختلف وجود داشته است. مثلا مقدمهای که محمد گلاندام بر «دیوان حافظ» نوشته رابعضیها نوعی تقریظ یا یادداشت میدانند. بنابراین، این سنت در کتابهای بسیاری از قدیم وجود داشته است. در واقع، کتابی را معرفی یا توصیه میکردند یا از نویسنده به نیکی نام میبردند و تشویق میکردند. در کشور ما هم در دهههای اخیر این اتفاق در کتابهای مختلفی افتاده و تقریظهایی شاهد بودهایم. مثلا مرحوم جلالالدین همایی، یادداشتهایی بر کتابهای دیگران داشته است.
بله. حالا به نظر شما، ادامه این سنت توسط رهبرانقلاب در دوره معاصرچه پیامی برای جامعه فرهنگی و عموم مردم دارد؟
بههرحال، تفاوت این است که از میان تقریبا ۸۰ تقریظ یا یادداشت که ازرهبر معظم انقلاب تاحالامنتشر شده،تقریبا۹۰ درصد آنها مربوط به دفاعمقدس یا موضوعات مرتبط با دفاع مقدس، مثل اسرا یا مدافعان حرم است. دلیل این موضوع این است که ایشان اعتقادی دارند و این اعتقاد را در بیاناتشان گفته و استدلال کردهاندکه حفظ، ثبت و انتشار مطالب مربوط به دفاعمقدس و تجربه هشتساله دفاعمقدس وهمینطور مدافعان حرم، یک ضرورت استراتژیک برای ملت ایران است. ایشان بیان کردهاند که یکی از راههای سلطه و غلبه دشمن در حوزه فرهنگ کشور ما این است که این ادبیات را به فراموشی بسپارند، کاری کنند که نسل جوان و نسل بعدی انقلاب، که در گام دوم میآید، از خاطرات دفاع مقدس، رادمردیها و شهادتطلبیها چیزی در حافظه نداشته باشد و درسی نگیرد.ایشان معتقدندباید تامیشود این فرهنگ را،یعنی فرهنگ حفظ،ثبت،انتشار و درسگیری از خاطرات و آثار مربوط به دفاع مقدس، دفاع از حرم و مقاومت، ترویج و گسترش داد. خودشان هم پیشقدم شدهاند و کتابهای بسیاری را در این حوزه با یادداشتهای مختلف به مردم معرفی کردهاند. تجربه نشان داده که بعد از انتشار تقریظی بر یک کتاب، چون جامعه به کارشناس بودن و صاحبنظر بودن مقام معظم رهبری در این حوزه باور دارد، این کتاب مورد توجه قرار میگیرد، به تیراژ بالا میرسد، مورد مطالعه، بحث، نقد، مسابقه و گفتوگو قرار میگیرد و بدین ترتیب بخشی از فرهنگ دفاعمقدس به نسل حاضر و بعدی منتقل میشود.
دقیقا. حالا با توجه به موضوعات خاصی که این کتابها دارند، اگر بخواهید مشخصا یک ویژگی منحصربهفرد در تقریظهای ایشان نام ببرید که باعث شده این تقریظها به یک اتفاق فرهنگی تبدیل شود، به چه مواردی اشاره میکنید؟
ببینید، ویژگیهای مختلفی وجود دارد اما مهمترین ویژگی این است که ایشان اولا در مطالعه دقیق این کتابها توجه زیادی دارند و دوم اینکه وقتی کتابی را مطالعه میکنند، به تمام ابعاد و حتی ابعاد گفتهنشده هم توجه میکنند. مثلا در کتاب «نورالدین پسر ایران» که سال ۹۰ تقریظی بر آن منتشر شد، ایشان نوشتند که نقش همسر نورالدین در این کتاب کمرنگ است، یعنی چیزی که درکتاب نیامده بود؛ اشاره کردند نقشی که همسری با تحمل چنین فردی با این همه مشقت و آسیبدیدگی و اداره خانه ایفا میکند، نقش بسیار سترگ و بزرگی است اما در کتاب کمتر دیده شده. یا در بعضی کتابها به تحول شخصیت توجه دارند، در برخی به هنر نویسنده در خلق اثر، یا به ارتباط کتابها با یکدیگر. مثلا در مورد کتاب «معبد زیرزمینی»، ایشان نوشتند تونلی که برای عملیات زیر زمین زده شده، همان چیزی است که شهید صیاد دربارهاش برای من گفته بود. این ارتباط برقرار کردن ومشخص کردن زوایای مختلف هرکتاب، مثلا درکتاب «مجید بربری» به تحول شخصیت مجید توجه کردند، یا در «مربعهای قرمز» به نقش مسجد و روحانیت. این توجه به نقشها و جلوههای مختلف دفاع مقدس، به نظر من از ویژگیهای مهم یادداشتها و تقریظهای ایشان است.
بله. باتوجه به روند دیجیتالی شدن در عرصه فرهنگ و هنر، به نظر شما آینده تقریظنویسی چگونه خواهد بود؟ آیا شاهد تغییر در نوع تقریظنویسی هستیم یا این شیوه سنتی ادامه خواهد داشت؟
من تصور نمیکنم که کتابهای کاغذی حالا حالاها در جهان تغییر پیدا کند و همگی به وضعیت دیجیتالی درآیند. وضعیت دیجیتال به کمک نشر آمده و مزایایی دارد که در نظر کارشناسان حوزه کتاب، ادبیات و نشر مورد بحث قرار گرفته است اما تا زمانی که کتابهای دفاع مقدسمان خوانده، نوشته و معرفی شوند و زیرساختهای لازم برای گسترش فراگیر و دسترسیپذیری آسان فراهم شود، هنوز فکر میکنم سالهای زیادی فاصله داریم.
روایتی از سید آزادگان
کتاب «پاسیاد پسر خاک» بهقلم محمد قبادی، تنها یک اثر مکتوب در ژانر زندگینامه نیست؛ بلکه دفتری گشوده از مقاومت، ایمان و شکوه انسانی است که در تاریخ معاصر ایران نقشی بیبدیل ایفا کرد.
این کتاب حاصل سالها تحقیق، گردآوری اسناد و گفتوگو با همرزمان و همراهان سید علیاکبر ابوترابیفرد است؛ روحانی مبارزی که از نخستین روزهای جوانی پای در مسیر جهاد گذاشت و در بزنگاههای تاریخی، همواره صدای آزادیخواهی و ایستادگی بود.قبادی در این اثر با نثری ساده و روایتمحور، کودکی و نوجوانی سید آزادگان را در خانوادهای دیندار و مبارز به تصویر میکشد؛ روزگاری که او در کنار پدری روحانی تربیت یافت و با آموزههای اسلامی و انقلابی آشنا شد. سپس وارد عرصه مبارزات سیاسی پیش از انقلاب شد و همراهی با چهرههای شاخصی چون شهید اندرزگو و دکتر مصطفی چمران، او را به یکی از نیروهای فعال در نهضت اسلامی بدل ساخت. این کتاب، مسیر پرپیچوخم مبارزی را روایت میکند که پس از پیروزی انقلاب نیز آرام ننشست و در جبهههای نبرد حق علیه باطل حاضر شد.اما نقطه اوج روایت، هشت سال اسارت در زندانهای رژیمبعثعراق است؛دورانی که میتوان آن رادانشگاه صبر وایمان نامید. ابوترابیفرد درسلولهای تنگو اردوگاههای بعثی، نهتنها خود را نباخت بلکه به رهبر معنوی و ملجأ اسرای ایرانی تبدیل شد. بسیاری از آزادگان در خاطرات خود تأکید کردهاند که اگر ایستادگی و آرامش او نبود، تحمل آن روزهای سخت ممکن نمیشد. او با اخلاق کریمانه و روحیه پدرانه، امید را زنده نگه داشت و توانست حتی دل برخی از نگهبانان عراقی را متأثر کند.پاسیاد پسر خاک نشان میدهد چگونه ابوترابیفرد با سلوکی عرفانی و ایمانی استوار، در میانه رنج و شکنجه، درس آزادگی داد. در روایتهای کتاب، او نهتنها به امور عبادی و معنوی توجه داشت بلکه در امور روزمره اسرا نیز نقش مدیریتی ایفا میکرد؛ تقسیم غذا، حل اختلافات و ایجاد روحیه جمعی. همین ویژگیها بود که او را به «سید آزادگان» مشهور ساخت.کتاب قبادی با جزئیات دقیق، لحظههای تلخ و شیرین این دوران را ثبت کرده است؛ از لحظههای شکنجه و بازجویی تا لحظات دعا و نیایش جمعی. این اثر یادآور میشود که اسارت جسم نمیتواند روحی آزاد و بزرگ را به بند کشد. نام ابوترابی در تاریخ ایران نه فقط به عنوان یک اسیر آزاده بلکه به عنوان الگویی برای مدیریت بحران، رهبری معنوی و ایستادگی فرهنگی ماندگار شده است.