ماحصل گفتوگوی دو ساعته با یکی از بزرگترین نامهای تاریخ باشگاه استقلال به شرح زیر است:
اسم شما بین فوتبالیستها واقعا خاص است، بهتاش فریبا. بهتاش اصلا یعنی چه؟
یعنی خورشید. پدر خدابیامرزم این اسم بسیار زیبا و خاص را انتخاب کرد. ما خانواده پرجمعیتی هستیم. ۱۱ پسر و دو دختر که تمام اسامی ما با «به» شروع میشود. هر کلمهای شروعش با «به» باشد، در بین بچههای خانواده ما هست. فکر میکنم پدرم به دلیل طبع شاعرانهاش چنین انتخابی داشت. حتی کتاب شعرشان با نام «شله قلمکار» چاپ شد. او در موسیقی اصیل نیز دستی داشت و چنان وارد بود که روزی با استاد شجریان در منزل ما درباره دستگاه یک آهنگ نزدیک به نیمساعت بحث میکرد. در نهایت استاد شجریان گفت: از اینجا تا اینجا شور بود و از اینجا وارد همایون شدیم، شما درست میگویید. خود پدرم هم ساز میزد. از ۷۲ سالگی تصمیم گرفت شعر گفتن را شروع کند و استعدادش را داشت اما هیچگاه به فکر جمعآوری آن نبود. یک نکته دیگر هم باید بگویم. نام خانوادگی ما «سیارگان» بود که پدر تغییر داد و به «فریبا» تبدیل کرد. شاید به دلیل همان ذوق هنری و شاعرانهاش.
یکی از بزرگترین حواشی مربوط به شما به سریال پایتخت برمیگردد، یعنی وقتی که نام شخصیت بهرام افشاری در فیلمنامه «بهتاش فریبا» شد تا به شدت مورد توجه قرار گیرد. واقعا چرا آن نام را در سریال گنجاندند؟
پیشتر هم در فصل قبل، شخصیت «بهبود فریبا» وجود داشت. این اسم اتفاقا نام یکی از برادران من است که در آمریکا زندگی میکند. وقتی به او گفتیم در سریال خیلی معروف شدهای، با شوخی گفت: «میآیم ایران و شکایت میکنم.» سال بعد هم که سریال ادامه پیدا کرد متوجه شدم این بار از اسم من در سریال استفاده کردهاند. اول کمی تعجب کردم که چرا با من تماس نگرفتند. بعدها متوجه شدیم اکثر عوامل «پایتخت» استقلالی هستند بهویژه آقای تنابنده. هفته گذشته هم در یک بازی فوتبال او را دیدم. ایشان گفت من دلم میخواست این نام (بهتاش فریبا) ماندگار باشد و به همین دلیل آن را انتخاب را کردم. در هر صورت باید بگویم که «پایتخت» را دنبال میکردم، حتی تکرار برنامه راهم میدیدم.اصولا علاقه زیادی به برنامهها، فیلمها و نمایشهای کمدی دارم و سعی میکنم تا جای ممکن آنها را ببینم.
برویم سراغ مسائل فوتبالی. استقلال بازی بسیار زیبایی مقابل ذوبآهن انجام داد. مساوی برای تیمی مثل استقلال خوشایند نیست اما آن ۳ بر ۳ واقعا به دل نشست.
چون وقتی گل در دقایق پایانی زده میشود هیجان خاصی دارد. استقلال بهویژه در این ۲۰ روز تعطیلی مسابقات ملی فرصت مهمی دارد. همانطور که میدانید، استقلال امسال با ۱۳ بازیکن به اردوی پیشفصل ترکیه رفت که از این جمع، دو نفر و همچنین دو بازیکن ازبک ما مصدوم شدند. نقل و انتقالات کمی دیر انجام شد اما خوب پیش رفت. بازیکنان جدید باید از نظر فنی و بدنی هماهنگ شوند. روز اول که نازون وارد زمین شد، مشخص بود که هنوز بدن آمادهای ندارد. اما هفته دوم بهتر بازی کرد. به نظرم در این ۲۰ روز هم از نظر تاکتیکی و هم فنی کیفیت تیم بالاتر خواهد رفت. مهم این است که بازیکنان بسیار خوبی جذب شدهاند، بهویژه یاسر آسانی که بازیکنی رونده است. فوتبال امروز دست وینگرهاست. به تیمهای بزرگی مثل رئال مادرید، بارسلونا یا بایرن مونیخ نگاه کنید که چطور از وینگرها استفاده میکنند.
خریدهای استقلال را چطور میبینید؟
از نظر من امسال شاید بهترین سالی باشد که تیم ما نفرات خوبی جذب کرده است. سرمربی نامآشنا و خوبی انتخاب شده که دو سه سال پیش هم حضور داشت و در پایان مسابقات، تیم ما بیشترین گل زده را در آمار ثبت کرده بود. این موضوع نشان میدهد او به دنبال فوتبالی هجومی و رو به جلو است؛ فوتبالی که برای استقلال همیشه همینطور باید باشد. ما هم در زمان بازیگری خودمان همیشه رو به جلو حرکت میکردیم. تیم ما، پرسپولیس و دیگر تیمها همگی بازی هجومی داشتند. حتی پیش از شروع بازیها تماشاگران میگفتند شما تیمی رو به جلو هستید. حالا باید زمان بگذرد تا ببینیم چه اتفاقی خواهد افتاد. استقلال این فصل مدعی درجهیک قهرمانی است و در این موضوع هیچ شکی نیست.
الان یک بازیکن معمولی در ایران شاید قیمتی ۲۰ الی ۴۰ میلیاردی هم داشته باشد. با آن خصوصیات فنی اگر هنوز هم میتوانستید بازی کنید چقدر ارزش داشتید؟
واقعا نمیدانم چون ارزشگذاری فنی را باید به مربیان سپرد. در تیم خودمان و در دهه شصت بازیکنانی مثل شاهرخ بیانی، رضا احدی، رضا رجبی و دیگران حضور داشتند. به نظر من سخت است ارزش بازیکنان آن دوره را با امروز مقایسه کنیم. فوتبال امروز سختتر شده است. امروز فوتبال فقط پرس است و بازیکنانی که این شرایط را تحمل کنند اهمیت زیادی دارند. در گذشته تکنیک فردی حرف اول را میزد و خیلی از بازیکنان با تکیه بر هنرشان میدرخشیدند، اما امروز فوتبال کاملا متفاوت است. به نظر من فوتبال دوره ما لذت بیشتری داشت. تعداد گلها بالاتر بود چون سختگیری کمتر بود. آن زمان بازیها معمولا بالای دو یا سه گل داشت. اما امروز شرایط عوض شده است. شاید همه چیز تقصیر مورینیو باشد که سیستم دفاعی را وارد فوتبال دنیا کرد؛ سیستمی که میگوید اول گل نخور و بعد گل بزن. در گذشته میگفتند گل بزن، حتی اگر دو گل خوردی، پنج گل بزن و ببر. امروز اما میگویند یک گل بزن و یک هیچ ببر و سه امتیاز را بگیر. با این حال خوشحالم. مثل نقاشی که اثرش میلیون دلاری فروخته میشود، فوتبالیست هم باید بابت هنرش سود ببرد. اما چیزی که مرا اذیت میکند این است که خیلی از فوتبالیستهای ما از پولشان برای کمک به آدمهای گرفتار استفاده نمیکنند.
برویم سراغ بحث تیمملی و جام جهانی ۲۰۲۶. تیم ملی ما در دوره قبل مسنترین تیم جام جهانی بود و این دوره هم قطعا پیرتر خواهد شد. خیلیها معتقدند میانگین سنی بالاست.
اما به نظر من نباید اینطور دید. چون در این مدت بازیکنان جوانی هم به ترکیب اضافه شدهاند. تیم ملی امروز جوانانی دارد که خارج از کشور بازی میکنند. البته تداخل زمانی اردوی تیم ملی بزرگسالان و تیم امید باعث شد برخی جوانان زیر ۲۳ سال به تیم امید بروند و کمتر در لیست بزرگسالان باشند. اگر این همزمانی نبود، تعداد بیشتری بازیکن جوان به تیم ملی دعوت میشدند. با این حال مطمئن باشید تیم ملی ما در جام جهانی آینده نسبت به چهار سال گذشته جوانتر خواهد شد. هدف ما باید صعود از مرحله گروهی باشد. وقتی تعداد تیمها به ۴۸ تیم رسیده، با قوانین سیدبندی، این فرصت وجود دارد که ایران برای نخستینبار به مرحله بعد صعود کند.در روزهای اخیر با کارشناسان، پیشکسوتان و بازیکنان زیادی صحبت کردم. بسیاری معتقدند تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در جام جهانی آینده باید تدارکاتی قوی داشته باشد. تورنمنت کافا این روزها سوژه انتقاد شده است. برخی میگویند این رقابتها به درد تیم ملی نمیخورد، در حالی که عدهای دیگر معتقدند وقتی امکان برگزاری بازی دوستانه مناسب فراهم نیست، همین مسابقات هم میتواند مفید باشد.پیشنهادم این است که اگر برخی شرایط باعث میشود تیمهای بزرگ به ایران نیایند، ما باید برویم با آنها بازی کنیم. هزینهاش را هم باید پرداخت. در تجارت هم اول باید هزینه کنی تا بعد سود ببری. مطمئن باشید اگر امروز برای بازیهای بزرگ هزینه کنیم، در جام جهانی سه برابر آن سود خواهیم برد.
در نهایت همهچیز به گروهی بستگی دارد که در آن قرار میگیریم و رنکینگ تیمها. با این حال هدف تیم ملی باید صعود به مرحله بعد باشد. راهی جز این نداریم. باید اردوهای خوب برگزار کنیم، از فیفادیها بهخوبی استفاده کنیم و با تیمهای بزرگ بازی کنیم. کافا هیچ چیزی به ما اضافه نخواهد کرد.
بازگردیم به موضوع استقلال. اگر شما مدیرعامل استقلال بودید، آیا با وجود محرومیت ساپینتو او را به تیم برمیگرداندید؟
این مسأله مانند همان بحث کافاست. کدام مربی حاضر میشود بیاید؟ آقای ماتزاری بهانه آورد که نمیخواهد بیاید. اما موضوع جنگ و مسائل دیگر باعث شد کار پیش نرود. با مربی برزیلی صحبت کردیم و حتی با یک مربی ایتالیایی دیگر که علاقه زیادی به حضور داشت. شرایط خاصی وجود داشت و شاید بهترین گزینه در همین موقعیت انتخاب شد. نکته مهم این که هر مربی خارجی که به ایران بیاید، دستکم یک ماه و نیم تا دو ماه زمان لازم دارد تا با فوتبال ما و بازیکنان آشنا شود. این فاصله زمانی باعث میشود فرصت از دست برود.
بزرگترین آفت فوتبال ایران چیست؟
نبود زیرساخت. مسابقات ردههای پایه مانند جوانان، نوجوانان، نونهالان و امید در شرایط و زمان نامناسب برگزار میشوند. این بزرگترین آفت فوتبال ماست. در اولویت بعدی، نقش دلالان مطرح است. ایجنتهای قانونی در تمام دنیا وجود دارند اما در ایران دلالها کار را خراب کردهاند. برای نمونه بازیکنی که فصل قبل قراردادی ۷ میلیاردی داشت ناگهان قراردادش ۳۲ میلیاردی شد. این افزایش چندبرابری زیر سر دلالها و ایجنتهاست. مشکل اصلی اینجاست که اگر یک ایجنت چند بازیکن در یک تیم داشته باشد قدرت زیادی پیدا میکند. این کارهاباعث میشود مربی تحت فشار قرارگیرد.اگرتیم نتیجه نگیرد مربی برکنار میشودوبازهم سودش به جیب دلالان میرود. دغدغه دیگرم مشکلات تیمهای پایه است، بهویژه از نظر سختافزاری.
یکی از جنجالیترین اتفاقات امسال پرونده علیرضا بیرانوند بود. اعلام دیرهنگام محرومیت او سبب ایجاد شائبههایی شد.
به نظر میرسد منافع ملی در میان بوده است.چراکه در آستانه مقدماتی جام جهانی تیم ملی را دراین مقطع ازداشتن او محروم میکرد. البته پیام نیازمند عملکرد خوبی داشته و سیوهای قابل توجهی انجام داده است. همانطور که زندهیاد ناصر حجازی میگفت، یک دروازهبان خوب ۵۰ درصد تیم است. این موضوع حقیقت دارد. قبل از بازی استقلال و تراکتور هم گفته بودم دروازهبان نقش تعیینکنندهای دارد.دراستقلال شرایط متفاوت است؛سیدحسین حسینی باآن شیوه خاصش رفت وحالا دروازهبان فعلی هرچند سیوهای خوبی داشته، اما اشتباهات زیادی هم مرتکب شده است. دروازهبان موظف است سیو کند و دو واکنش خوب دلیل نمیشود ضعفهای او دیده نشود.
چرا دیگر مقام اجرایی در فوتبال ندارید؟
اصول من این است که اهل زدوبند و دنبال پول نیستم. حتی سرپرستی استقلال را به دلیل یک اصل اخلاقی قبول نکردم، در حالی که ۱۰ میلیارد برایم درآمد داشت. با باشگاهها در ارتباط هستم، بازیها را دنبال و تحلیل میکنم، اما در بخش اجرایی مانند مدیر فنی یا سرپرست دیگر حضور نخواهم داشت. همانطور که پیشتر هم گفته بودم، حتی بدون پست رسمی، ارتباطم با باشگاه هیچگاه قطع نشده است. در رابطه با حضور در پستهای اجرایی فوتبال همیشه ارتباط خوبی با مدیران عامل و مربیان داشتهام. هر کاری که از بیرون توانستهایم، انجام دادهایم. اما قبول کردن پست رسمی در این سالها سختتر شده است. کار کردن با نسل امروز کمی دشوار است.
به نظر میرسد وار (سیستم ویدئو چک) نسبت به فصل گذشته اوضاع بهتری دارد، اینطور نیست؟
تجهیزات فعلی نصفه و نیمه است. باید منتظر بمانیم تا مشخص شود تکمیل شده یا خیر. برای مثال، در بازی اخیر، صحنه گل رامین سریع بررسی شد؛ در حالی که فصل قبل چنین روندی ۱۰دقیقه طول میکشید. به نظر میرسد تغییراتی ایجاد شده، اما برای قضاوت قطعی باید زمان بیشتری بگذرد.
یکی از بزرگترین معضلات استقلال کانالهای مجازی هستند. بارها دیدهایم مدیرعامل یا اعضای هیاتمدیره با ادمینها در ارتباط بودهاند. حتی برخی خبرهای حساس تیم، از رختکن بیرون آمده و در کانالها و صفحات مجازی منتشر شده است .شما چقدر دراینباره اطلاعات دارید.
همین موضوع را با یکی از دوستان مطرح کردم؛ اوجوانی ۲۴ یا ۲۵ ساله است که هم برای استقلال و هم پرسپولیس فعالیت دارد.چنین فضایی مسموم است. درگذشته وقتی با مربیانی چون پرویز مظلومی یاعلیرضا منصوریان کار میکردیم، جلسات فنی در جمعی محدود برگزارمیشدودرباره ترکیب تیم تصمیم میگرفتیم. اما امروز اطلاعات پیش از مسابقه به بیرون درز میکند. این موضوع نشاندهنده وجود جاسوسانی در تیم است. حتی گزارشگرانی هم در رسانهها تأیید کردهاند که ترکیب پرسپولیس یا استقلال یک شب قبل از بازی فاش میشود.
بهتاش فریبا الان از فوتبال چه میخواهد؟
ما مقام اجرایی نمیخواهیم. همین که کنار فوتبال باشیم کافی است. در کنار همه اینها، به مسائل اجتماعی و شرایط اقتصادی کشور هم بیتوجه نبودهام، اما ترجیح میدهم کمتر وارد جزئیات شوم؛ چرا که گفتنش مجالی طولانی میطلبد. فقط میتوانم بگویم همیشه تلاش کردهام مستقل زندگی کنم و هیچوقت وابسته نبودهام.
در جلسهای با مدیران پیشین، قراردادی نشان دادند که پر از آپشن بود. مثلا اگر بازیکنی دو گل بزند، ۵۰۰ میلیون اضافه میگیرد. برای هتتریک یا پاس گل هم مبلغ جداگانه تعیین شده بود. گفتم ما همین حالا میلیاردها تومان دادهایم که بازیکن گل بزند؛ چرا باید برای انجام وظیفه اصلیاش پاداش جدا بدهیم؟ اگر چنین آپشنهایی اجرا میشد، نصف بودجه باشگاه خرج یک بازیکن میشد. این وضعیت هنوز هم ادامه دارد و آپشنها به معضلی بزرگ در قراردادها تبدیل شدهاند.