به کوشش: فرهاد قلی‌زاده‌

قشون جاهلا‌ن‌

با توجه به اینکه «الغدیر» شاهکار جاودان علا‌مه فقید امینی ، نقش مثبت و موثری در تحکیم اتحاد مسلمین ایفا نمود در این شماره به جای کاریکاتور از دو طرح پیرامون همبستگی مسلمین بهره جسته‌ا‌یم. در طرح اول، جمهوری اسلا‌می ایران به عنوان منادی انسجام اسلا‌می معرفی شده است و در طرح دوم نیز پنج ‌مذهب بزرگ اسلا‌می به عنوان پنج انگشت یک دست به نمایش درآمده‌اند که عطر خوش توحید را در سایه اتحاد خویش در سراسر جهان اسلا‌م می‌افشانند.
کد خبر: ۱۸۶۲۲۳

یکی از مردم کوفه پس از جنگ صفین با شتر خود وارد شهر دمشق شد. فردی از اهالی دمشق دامن مرد کوفی را گرفت و گفت: این شتری که بر روی آن سواری، ناقه من است که در جنگ صفین از من گرفته‌اند.

و چون مرد کوفی منکر این مطلب شد،‌ نزاع بالا رفت و قضاوت را نزد معاویه بردند. ضمنا مرد شامی 50 نفر از اهالی شام را گواه گرفت و با خود به دربار معاویه برد که همگی شهادت می‌دادند که آن شتر، ناقه مرد شامی است. پس از رسیدن به دربار معاویه و گفتن ماجرا، از آنجا که مرد شامی 50 شاهد در آستین داشت، معاویه به نفع او رای داده و شتر را از مرد کوفی گرفت و به او داد. مرد کوفی با عصبانیت به معاویه گفت: خدا درباره تو لطف کند! این شتر، ناقه (شتر ماده)‌ نیست، بلکه جمل (شتر نر)‌ است.

معاویه گفت: حکمی که صادر شده تغییرپذیر نیست.

سپس وقتی که مرد شامی رفت، بار دیگر مرد کوفی را احضار کرد و ضمن پرداخت دو برابر قیمت شتر به او، گفت: می‌دانستم این شتر متعلق به تو است و آن شامی دروغ می‌گوید، اما وقتی که به کوفه بازگشتی به علی [علیه‌السلام] بگو که من با صد هزار نفر سربازی به سراغش خواهم رفت که حتی یکی از آنها هم تفاوت میان شتر نر و ماده را نمی‌داند و آنها را از یکدیگر تشخیص نمی‌دهد.

لطیفه‌های سیاسی ، محمود حکیمی‌

عدالت علوی‌

روزی میهمانی ناشناس بر علی علیه‌السلام وارد شد و چند روزی در خانه علی علیه‌السلام بسر برد. وی طرفی داشت و منتظر حضور او بود تا دعوای آنها در محضر علی علیه‌السلام مطرح گردد و حضرتش قاضی باشد. هنگامی که حضرت به منظور او پی برد با کمال مهربانی عذرش را بخواست و بدو چنین گفت: پیامبر صلی‌الله علیه و آله فرمود: قاضی حق ندارد یکی از طرفین دعوا را ضیافت کند، مگر آنکه هر دو میهمان باشند.

راه علی ع، سیدرضا صدر، ص 10

ضمیر، مرجعش را پیدا می‌کند

معروف است که عقیل برادر حضرت علی‌ابن ابیطالب‌ع‌ به درگاه معاویه رفت و از خوان او بهره‌برد. اما کار به جایی رسید که یک روز معاویه به او گفت باید به علی لعنت فرستی! عقیل بر منبر رفت و گفت: ای مردم! معاویه به من فرمان داد که علی را لعن کنم که بر او لعنت باد)‌ آنها که به زبان عربی آشنا هستند می‌دانند که در این عبارت، علیه اللَعنه هم می‌تواند به علی بازگردد و هم به معاویه!

معروف است که معاویه متوجه شد و گفت: ای مرد تو چه کسی را لعن کردی؟ عقیل گفت: ای خلیفه، لعن جای خودش را پیدا می‌کند!

دانستنی‌های تاریخی ، هدایت‌الله علوی ، ص 61

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها