نگاهی به فیلم انعکاس‌

خیانت و وفاداری‌

بعد از موج فیلم‌های عاشقانه و دختروپسری در سال‌های قبل که خود یک واکنش تاریخی نسبت به محدودیت‌های سوژه‌های عشقی در سینمای ایران بود اینک سوژه‌های ضد عشق و خیانت‌های زناشوئی به مد سینمائی ما بدل شده است و در این رویکرد، سینما در سال‌های اخیر، تقدیر مشترکی را تجربه می‌کند. گر چه نباید بازتاب هنری این پدیده اجتماعی ‌ خانوادگی را در سینما نادیده گرفت. شاید یکی از پارادوکس‌‌های ماهیت سینما در همین معنا قابل درک باشد. جائی که سینما در مرز انعکاس و اغراق واقعیت حرکت می‌کند و گاهی حقیقت در لابه‌لائی این دوگانگی گم می‌شود.
کد خبر: ۱۸۵۰۳۹

خیانت و عشق البته در بیرون از وجوه تاریخی -  اجتماعی خود دارای عناصر قدرتمند دراماتیکی و داستانی هستند که همواره مورد توجه نویسندگان و اهالی ادب و سینما قرار داشتند. اما آنچه که در سال‌های اخیر شاهدش هستیم یک اپیدمی سینمایی در این حیطه است که دیگر به یک تکرار مکررات بدل شده است.

«انعکاس» ساخته رضا کریمی اگر چه مفاهیم درونی خود را در پس این صورت‌ها بنیان نهاده است اما صورت و فرم فیلم به کسوت همین سوژه آراسته شده تا جذابیت‌های دراماتیکی و انسان شناسانه موضوع؛ توجه مخاطب را برانگیزاند. انعکاس هم به لحاظ فرم ساختاری و هم محتوای داستانی بر یک دو قطبی دایره‌وار شکل می‌گیرد و تا بتواند مخاطب را با شک و تردید‌های قهرمان‌های قصه همسو کند و به تعلیق‌های خود عمق بخشد.

فیلم از نقطه‌ای آغاز می‌شود که هنوز مخاطب از گذشته و نسبت نسیم و سینا آگاهی ندارد تا با انتقال سینا به بیمارستان و ورود مژده همسر سینا به داستان مخاطب متوجه می‌شود که نشانه‌هایی از خیانت در حال آشکار شدن است تا این که با تغییر فضای فیلم به خانه نسیم و شک همسرش شایان به وی مخاطب به شکل شفافی با گره اصلی داستان مواجه می‌شود و کنجکاو می‌گردد تا روی خط قصه برای گره‌گشایی و آشکار شدن حقیقت حرکت کند. اما حرکت و ریتم خود فیلم خیلی کندتر از انگیزه مخاطب پیش می‌رود و این عامل موجب کسالت تماشاگر می‌شود. در واقع ساختار کلی فیلم دارای کشمکش‌های جذاب دراماتیکی نیست و فضای سرد و یخ‌زده‌ای بر آن حاکم است در صورتی که موضوع خیانت، دارای پتانسیل زیادی برای پردازش دراماتیک و تعلیق‌داری در سینماست.
اتفاقی که به درستی در چهارشنبه سوری شاهد بودیم. البته سطح بازیگری کاراکترهای اصلی قصه نیز در ایجاد این سردی بی‌تاثیر نبوده است. واکنش‌های عاطفی  هیجانی مورد انتظار در موقعیت خیانت و شک و شکست عشقی،‌ گرما و تنش بیشتری را می‌طلبد تا به باورپذیری موقعیت‌ شخصیت‌ها کمک کند. مهناز افشار سعی کرده است میان پنهانکاری و معصومیت بایستد اما تنها به سکوت و انفعال قناعت می‌کند و کامبیز دیرباز هم نمی‌تواند سیمای غیرتی مرد ایرانی را به درستی ایفا کند. ارتباط وی با فرشته در اصفهان نیز جز به گره‌گشایی دراماتیک قصه کمکی نمی‌کند و گویا صرفا برای انحراف ذهن مخاطب، تعبیه شده است. به این معنا که مخاطب احساس می‌کند خیانتی متقابل از سوی شایان در حال رخ دادن است در حالی که این اتفاق نمی‌‌افتد.

انعکاس بیش از آن که به پردازش داستانی عناصر انسانی و مناسبات عاطفی قصه خود بپردازد به فضاسازی‌های شیک و لوکس تاکید می‌کند و بیش از حد سانتی‌مانتالی و بهداشتی است.

نقطه عطف و اصلی انعکاس در جایی است که می‌خواهد نتیجه‌ای متضاد با ذهنیت مخاطبان و صورت ظاهری قصه بگیرد و در نهایت نشان دهد که آنچه حقیقت داشته نه خیانت که وفاداری نسیم به شایان بوده است. این دوگانگی خیانت و وفاداری در بستری متضاد بنا می‌شود تا مخاطب را سوار بر سوءظن خود به رمزگشایی معکوسی بکشاند و برعکس چهارشنبه‌سوری مخاطبان را به پرهیز از قضاوت زودهنگام و خوش‌بینی به همسر توجیه کند و البته این گزاره اخلاقی را نیز به اثبات برساند که دوست داشتن از عشق برتر است و ازدواج به دلیل عقلانیت قراردادی محتاج به دوستی است نه عشق!

سیدرضا صائمی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها