در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تاکید بر مطالعه غیردرسی و مشخص نبودن جامعه آماری و اساسا سخن گفتن بدون مبنای پژوهشی از نکات منفی این گونه اظهارنظرهاست.
این که جامعه ما مثل بسیاری از کشورهای جهان مطالعه نمیکند و اصولا کتاب نمیخواند امری غیرقابل انکار است، اما نه آن آمار تاسف برانگیز و نه این آمار به اصطلاح مطلوب مدیران اجرایی هیچ کدام نمیتواند بنایی برای تاسف و خوشبینی باشد. آنچه مسلم است این که باید واقعیتها را پذیرفت، اما از جانب انصاف هم نباید خارج شد و البته باید مستدل حرف زد.
براساس کنوانسیون 1986 یونسکو، مبنای مطالعه در جوامع مختلف، میزان تولید کتاب و بالا یا پایین بودن این میزان، نشاندهنده آن است. از بندهای دیگر این کنوانسیون جدا نبودن کتابهای غیردرسی و درسی است. یعنی کسی که کتاب درسی میخواند نیز در سرانه کتابخوانی دیده میشود و در بالا بردن این سرانه نقش دارد.
این کنوانسیون، بندهای دیگری هم دارد که مجال مناسب و مفصلی میخواهد تا درباره آن بحث شود.
اما آنچه ضرورت دارد استناد به پژوهشهای انجام شده و ارائه آمارهای صحیح و از سوی دیگر، توجه به قوانین، شرایط و ویژگیهای جوامع دیگر و تاکید بر تواناییهای موجود در کشور است. در این زمینه مصوبات و کنوانسیونهای سازمانهای بینالمللی چون یونسکو میتواند ما را در رسیدن به ارزیابی واقعی و البته درست یاری کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: