بازسازی نبرد واترلو

«نبرد واترلو» اثر «سرگئی باندارچوک» فیلمساز شهیر سینمای روسیه که سال 1970 ساخته شد، این روزها لقب یک اثر کلاسیک سینما را گرفته است. باندارچوک فیلم جنگی و اکشن تاریخی خود را براساس فیلمنامه‌ای از «اچ.آ.ال.کریگ» ساخت. فیلم محصول مشترک دو کشور شوروی و ایتالیاست و گروهی از بهترین بازیگران اروپایی در آن بازی دارند. از نبرد واترلو به عنوان نبردی حیاتی اسم می‌برند که چهره جهان را تغییر داد. این فیلم که موفق به دریافت چندین جایزه بین‌المللی شد، از وجود بازیگرانی مثل رد استایگر، اورسن ولز، کریستوفر پلامر، جک هاوکینز، ویرجینیا مک‌کنا، دان ادمرلیهی، روپرت دیویس، جیوانی گارکو، یان اوگیلوی و ترنس آلکساندر بهره گرفته است.
کد خبر: ۱۸۴۴۸۸

ناپلئون بناپارت (با بازی استایگر)‌ در منطقه البا شکست خورده و این نکته به معنی شکست فرانسه است. این شکست نقطه پایانی بر 2 دهه جنگ و خونریزی است. اروپا از شنیدن خبر فرار ناپلئون شوکه شده است. ارتش فرانسه تک و تنها رها شده است و احساس می‌کند به او خیانت شده است. دوک ویلینگتن (با بازی پلامر)‌ که یکی از بهترین ژنرال‌های انگلیسی است، توانسته بهترین ژنرال‌های فرانسوی را در اسپانیا و پرتغال شکست دهد. با این حال او هیچ وقت با ناپلئون رودررو نشده و نتوانسته وی را از نزدیک ببیند. او در جستجوی ناپلئون است و این در حالی است که یک پیروزی تازه برای ناپلئون، می‌تواند به مفهوم بازگشت دوباره اروپا به یک جنگ طولانی باشد و این چیزی است که مردم اروپا خواهانش نیستند. به زودی ناپلئون و ویلینگتن در واترلو یکدیگر را ملاقات می‌کنند. صف‌آرایی نیروهای دو طرف، هر لحظه رنگ تازه‌ای به خودش می‌گیرد. سرنوشت قاره اروپا طی این جنگ تعیین می‌شود.

به تصویر کشیدن نبردی مثل واترلو برای صنعت سینما هیچ وقت کار ساده‌ای نبوده است و باندارچوک با فیلم خود چشم‌اندازهای مختلف این نبرد را با شکوه تمام به نمایش می‌گذارد. بازیگران فیلم خیلی خوب و با دقت تمام انتخاب شده‌اند. استایگر خود ناپلئون است و خیلی خوب در جلد او فرو می‌رود و پلامر تمام دیدگاه‌های ویلینگتن را به شکلی جذاب روی پرده سینما زنده می‌کند. خود نبرد  که بخش اعظم و اصلی فیلم را دربر می‌گیرد    از پرداخت خوبی برخوردار است. البته در مقام تماشاچی نمی‌توان درباره صحت تاریخی تمام آن چیزهایی که به نمایش درمی‌آید، صحبت کرد. تاریخ همیشه روایت‌های خاص خودش را دارد و کمتر کسی می‌تواند ادعا کند روایتی که می‌بیند از نظر تاریخی دقیق و بی‌عیب و نقص است، اما در هر یک از صحنه‌های فیلم، تماشاچی جذب روایت می‌شود و می‌خواهد ببیند در صحنه بعد چه اتفاقی می‌افتد. در عین حال، جمله‌های مشهوری که ناپلئون و ویلینگتن به زبان می‌آورند باعث جذاب‌تر شدن فیلم می‌شود و تماشاچی را بیشتر سرگرم می‌کند. انگار که تاریخ دوباره تکرار شده و از نظر زمانی به عقب برگشته‌ایم.

 «نبرد واترلو» می‌تواند با بزرگ‌ترین محصولات جنگی سینمای جهان برابری و رقابت کند. اگر از نوع تدوین فیلم در برخی صحنه‌ها بگذریم، اثر درخشان باندارچوک را می‌توان به عنوان فیلمی آموزشی در کلاس‌های درس تاریخ دانشگاه نمایش داد. نوع نگاه فیلم البته از دیگر آثار تاریخی سینمایی (و ازجمله دیوید نیون، هنرمند کلاسیک سینمای انگلیس)‌ متفاوت است، اما همین تفاوت است که آن را جذاب‌تر می‌کند. زمانی که «نبرد واترلو» ساخته شد، دنیای سینما در وضعیت خاصی قرار داشت و تماشاگران از هر فیلمی استقبال نمی‌کردند. در حقیقت، جلب رضایت آنها کار سختی بود و این اوج موفقیت باندارچوک بود که توانست فیلمی ارائه دهد که عموم تماشاگران (هم منتقدان و تماشاگران سختگیر و هم تماشاگران معمولی)‌ را به یکسان جذب خود کند. در یک نظر کلی، می‌توان این طور عنوان کرد که «نبرد واترلو» خیلی تلاش دارد که شبیه همان نقاشی‌های معروفی باشد که از زندگی و جنگ‌های ناپلئون کشیده شده است.

 از این رو دوستداران سینمای تاریخی حتما از تماشای آن لذت خواهند برد. تولید فیلم کار چندان راحتی نبود. تعدادی از بازیگران آن، هنگام فیلمبرداری صحنه‌های نبرد زخمی شدند. مهم‌ترین جراحت‌ها مربوط به افتادن آنها از روی اسب‌ها می‌شد. سربازان ارتش سرخ به عنوان سیاهی‌ لشکر و سربازان ارتش انگلیس جلوی دوربین ظاهر شدند. انضباط آنها باعث شد تا کار فیلمبرداری خوب پیش برود، اما زمان استراحت، آنها برای گرفتن عکس یادگاری به سمت بازیگران مشهور فیلم هجوم می‌بردند. بخش مهمی از هزینه‌ فیلم (بجز دستمزد بازیگران)‌ اختصاص به لوازم و ادوات جنگی داشت. یونیفورم‌های یک‌شکل و اسب‌ها، هزینه زیادی بر دوش سازندگان فیلم گذاشت. تولید «نبرد واترلو» در همان زمانی صورت گرفت که استنلی کوبریک هم خودش را آماده کارگردانی فیلمی درباره زندگی ناپلئون می‌کرد. زمانی که فیلم باندارچوک نتوانست در گیشه نمایش فروش فوق‌العاده‌ای کند، حامیان مالی کوبریک هم وحشت کردند و از تولید فیلم خود صرف‌نظر کردند. کوبریک بعدها هیچ وقت سراغ این پروژه تاریخی خود نرفت. برخی از بازیگران فیلم ادعا کردند که ماموران «کاگ‌ب» آنها را به شکل غیرمحسوس تحت نظر داشتند. یک اتفاق جالب فیلم این بود که هنگام سخنرانی تاریخی ناپلئون (با بازی رد استایگر)‌، دینو دلورنتیس، تهیه‌کننده فیلم از فیلمبردار خواست فیلمبرداری را در میانه سخنرانی قطع کند. علت این کار صرفه‌جویی در هزینه‌های تولید بود. قرار شد باندارچوک هنگام تدوین این موضوع را حل کند.

 پس از پایان فیلمبرداری، استایگر متوجه این نکته شد و از باندارچوک و دلورنتیس گله زیادی کرد. راجر ابرت منتقد قدیمی که از مدافعان «نبرد واترلو» نیست، آن را به خاطر موسیقی متن نینو روتا خیلی دوست دارد؛ این آهنگساز بزرگ ایتالیایی برای بسیاری از محصولات خوب سینمای کشورش (و ازجمله تمام فیلم‌های فدریکو فلینی)‌ موسیقی متن ساخته است. موسیقی او در فیلم باندارچوک یکی از مزایای اصلی آن است. این موسیقی لحنی دراماتیک دارد و در خدمت قصه و فضای آن است. ناپلئون در یک فیلم دیگر باندارچوک یعنی «جنگ و صلح» هم حضور دارد و این نشان می‌دهد که وی به این کاراکتر تاریخی علاقه ویژه‌ای داشته است. به اعتقاد راجر ابرت، کاراکتر ناپلئون در این فیلم موثرتر و مقبول‌تر است و این در حالی است که او در این فیلم  برخلاف «نبرد واترلو»  نقش اصلی را بازی نمی‌کند.

این فیلم سینمایی امشب ساعت 22 از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

کیکاووس زیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها