این نسل آسمانی و همین دیروز خاطره ...

حرکت طولی ما از ابتدای یک سال کامل خورشیدی در مسیر تقویمی که از فروردین تا فروردین امتداد دارد یک سیر کامل تاریخی ا‌ست. گاهی در مسیر حرکت تقویمی به ایستگاهی از درنگ می‌رسیم، گاهی به نقطه‌ای برای تحسین، گاهی تامل کفایت می‌کند وگاه چون نمی‌دانیم و نمی‌شناسیم به عبور اکتفا می‌کنیم.
کد خبر: ۱۸۱۶۴۶

تقویم خورشیدی ما پر از نقاط عطف تاریخی ا‌ست که فاصله چندانی با ما ندارند. بی‌گمان این سنجش طولی تاریخ فقط با محک و معیار زمان سنجیده و با دانسته‌ها و بایسته‌های ما تراز می‌شود اما واقعیت پررنگ‌تر، درخشان‌تر و بسی زیباتر ا‌ست.

رسوخ سنت «بزرگداشت و گرامیداشت» به حوزه برنامه‌های رسانه دیداری گاهی تا بدانجا پیش می‌رود که تمام تکلیف اطلاع‌رسانی و جهت‌گیری رسانه را به چند جمله نسبتا خوش آب و رنگ اما فرتوت و فرسوده از فرط تکرار، خلاصه می‌کند.

استفاده از صفات دقیق و خوب اما تکراری و فاقد اطلاعات جامع نه ذوق صاحب سخن را بشارت می‌دهد و نه اشتیاق شنونده را برمی‌انگیزد.

گفتن از تاریخ دیر و دور شاید ماموریتی مجزا برای یک برنامه اختصاصی رسانه می‌طلبد اما گفتن از تاریخ معاصر و نزدیک حرف دیگری‌ است و ضرورتی اجتناب ناپذیر.

همیشه گفته‌اند و گفته‌ایم که روایت تاریخ معاصر کا‌ر آسانی نیست چرا که هم شاهدان زنده و راویان شفاهی تاریخ ما را قضاوت خواهند کرد و هم هر کس به فراخور آنچه می‌داند به تماشای ما می‌نشیند.

تلاقی مناسبت‌های تاریخی و ملی معاصر با تقویم خورشیدی به ناگزیر بر ما و جدول پخش برنامه‌هایمان وارد می‌شود و اهالی رسانه هم طبق سنت دیرین خود به تبریکی یا تهنیتی و یا تسلیتی بسنده خواهند کرد. اما واقعیت این است که رسانه ملی با داشتن ظرفیت چشمگیر و قابلیت استثنایی و توان بالقوه انسانی می‌تواند درین عرصه هم بدرخشد و بر مناسبت وارد شود.

چندی است که در قاب جادویی تلویزیون تاریخ را شیرین و ملموس و دست یافتنی می‌بینیم، مجموعه‌های تلویزیونی شهریار و روزگار غریب از این دست هستند.

اگر چه گاهی داستان نویسی به داستان پردازی رسیده و چاشنی به قضاوت برخی، طعم اصلی تاریخ را  متاثر کرده اما گفتن از تاریخ معاصر آن‌هم در این وسعت جغرافیایی شجاعتی بس‌‌ عظیم می‌خواهد که در کارنامه رسانه ملی همواره نمونه‌هایش بوده و خواهد بود.

روایت داستانی و سینمایی زندگی بزرگان سیاسی و علمی و چهره‌های ماندگار هر کشوری سنتی مرسوم است. خود ما بارها در کودکی به تماشای مجموعه‌های تاریخی از زندگی دانشمندان خارجی نشسته‌ایم و لذت برده‌‌ایم و همراه آنها شیرینی کشف را چشیده‌ایم مثل ماری‌کوری، لوئی پاستور  و دیگران.

بنابراین بیراه نیست اگر بگوییم تعارف تاریخ معاصر به نگاه مخاطب دانای امروز ضرورتی انکار ناپذیر است و کارهای تاریخی به دلیل غنای محتوایی در میان مجموعه‌هایی که همواره بر محور طلاق و اعتیاد و ازدواج می‌گردند، خواهد درخشید.

ما دارندگان تاریخی غنی و پرفراز و نشیب هستیم. در همین چند دهه انقلاب اسلامی به دلیل اتفاقات بزرگ تاریخی مثل انقلاب و دفاع مقدس؛ فراز و فرود شگفتی را تجربه کرده‌ایم. ما مردان بزرگی را از دست داده‌ایم؛ کسانی چون دکتر بهشتی، استاد مطهری، دکتر چمران، دکتر شریعتی، شهید رجایی، شهید باهنر. راستش این‌که سپهر تاریخ ما پر از ستاره است؛ ستاره‌هایی که گاه به یادآوری نامشان اکتفا می‌کنیم. بگذارید چند سال یا چند دهه در خیال پیشتر برویم مثلا 3 دهه دیگر کسی از فرزندان ما با این بزرگان علمی و مذهبی و تاریخ ساز آشنایی دارد. طبعا پاسخ ما آری است اما چند درصد؟

مخاطبی که هفته‌ها را مرور و پای ثانیه‌های ساعت بی‌قراری می‌کند تا مجموعه «جواهری در قصر» را تماشا کند یا ماجراهای «پزشک دهکده» را با تحسین دنبال کند مخاطب عمومی و گاه اختصاص تلویزیون است. مخاطبی که ذائقه‌اش شناخته شده و در قالب همین ذائقه برایش برنامه‌ریزی و برنامه‌سازی شده.

بگذارید ماجرا را از زاویه‌ای دیگر ببینیم. سالگرد بزرگداشت یکی از مردان تاریخ‌ساز و چهره‌های سرشناس تاریخ معاصر ایران است. برنامه‌‌های جاری و به قول رسانه‌ای «روتین» به گفتن یک جمله با ترجیع‌بند معمول «گرامی می‌‌داریم» بسنده خواهند کرد البته شاید بخش کوچکی از برنامه را هم با محوریت همین موضوع تهیه و پخش کنند. ویژه برنامه‌ها هم به دلیل «تک ماندن» و یگانگی در جدول تولید و پخش ساخته می‌شوند هر چند معماری این‌گونه برنامه‌ها در یکی  دو سال اخیر تفاوت چشمگیری داشته و نشست‌های دیداری و میزگردی از تعارف و تعریف به ادبیاتی تاثیرگذار و صمیمی رسیده اما این خوب قابل تحسین، کفایت نمی‌کند چرا که مخاطبش خاص است.

این سهم مردم ماست که با بزرگان علمی و سیاسی و تاریخی معاصر آشنا شوند؛ مردمی که ساعت‌‌های قابل‌‌توجهی از روز را پای تلویزیون می‌گذرانند. در شرایطی که حدود قریب به 80 درصد برنامه‌های شبکه‌های تلویزیونی را برنامه‌های زنده رده «ج» و «د» تشکیل می‌‌دهد طبیعی است میل مخاطب اشباع شده از حرف‌های تکراری به مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های مستند و داستانی ‌گرایش پیدا کند.

مسیر هر روزه حرکتمان را مرور کنیم؛ بزرگراه شهید همت، بزرگراه صدر، خیابان استاد مطهری، بزرگراه مدرس، جلال آل‌احمد، بزرگراه چمران و... این نام‌ها بر پیشانی خیابان‌ها و مسیرهای ما می‌درخشد اما چقدر صاحبان این نام‌ها را می‌شناسیم؟!

شاید ضروری است پیش از آن که زندگی‌ این بزرگان در ابهام عبور زمان فراموش شود رسانه مانند بسیاری از عرصه‌ها پیشقراول برگزاری مراسم معارفه این بزرگان با نسل حاضر و آینده شود. رسانه ملی هر گاه در این عرصه قدم گذاشته دست پر آمده و با تحسین و تشویق قابل‌توجه مواجه شده. اگر چه هنوز از این بخش تاریخ غنی‌مان دور نیستیم اما خیلی زود دیر خواهد شد.

طبعا شناخت این ضرورت مسلم،‌ برنامه‌ریزی، تحقیق و ساخت مجله‌های تصویری اختصاص که تنها به میزگرد خلاصه نشود و تولید مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های مستند و داستانی و تلویزیونی می‌‌تواند کارساز و موثر باشد. ادا کردن حق مطلب درباره تاریخ بویژه تاریخ معاصر و اختصاصی زندگی بزرگان علمی و ملی و تاریخی کار دشواری است که از عهده رسانه ملی بر خواهد آمد البته این مهم محقق نخواهد شد مگر با دورخیز مناسب رسانه‌ای.

در این دورخیز کارآمد رسانه‌ای به شیوه‌های جدیدی برای بررسی، تحلیل و صد البته معرفی نخبگان علمی، تاریخی و سیاسی معاصرمان خواهیم رسید.

اما برای طی درست این مسیر سخت و طولانی آماده باشیم. برای رسیدن به اهداف بزرگ همیشه تجهیزات مناسبی هم پیش‌بینی می‌شود از جمله:

 1 -  تشکیل و فعالیت شورا یا گروهی در معاونت سیما که ماموریت اختصاصی‌اش تحقیق و بررسی و برنامه‌سازی درباره نام‌آوران ایرانی است. اگرچه هر یک از بزرگان و نخبگان ما تحت پوشش گروه‌های تعریف شده مثل معارف، دانش، تاریخ و... قرار می‌گیرند، اما هدف‌های ویژه و اختصاصی بستر برنامه‌ریزی منسجم و اختصاصی را هم می‌طلبد.

2 - برای ایرانی ماندن باید جهانی فکر کنیم. ساخت برنامه‌های موثر با توجه به تکنیک روز جهان می‌تواند نخبگان ما را به دنیا معرفی کند. از آنجایی که فیلم و مجموعه‌های تلویزیونی یکی از زبان‌های مشترک مردم دنیاست تولید این دست مجموعه‌ها و فیلم‌ها برای پخش در فراسوی مرزهای جغرافیایی می‌تواند نتایج موثر و مناسبی را نصیب ما کند.

3 - در تمام دنیا مرسوم است که جوایزی به نام نخبگان و بزرگان رشته‌های مختلف پیش‌بینی و اهدا می‌شود.
نمونه‌هایی مثل جایزه نوبل در خارج و جایزه دکتر حسابی در ایران جزو این سنت مرسوم به شمار می‌روند.

برگزاری مسابقات بین‌المللی یا شناخت فعالان عرصه جهانی در فعالیت‌های صلح‌آمیز، فلسفه، سیاست و... و اهدای جوایزی به نام بزرگان معاصر مثل استاد مطهری، دکتر بهشتی، شهید چمران و... می‌تواند تاثیری شگرف در عرصه جهانی و بین‌المللی داشته باشد.

4 - تهیه و ساخت مستندهایی از محیط کار و زندگی بزرگان و نخبگان معاصر ایران.

5 - استفاده مناسب از شیوه‌های نوی برنامه‌سازی برای معرفی چهره‌های تاریخ‌ساز و بنام ایران که می‌تواند در جذب و جلب مخاطب جوان کارآمد و بسیار موثر باشد.

6 - مخاطب‌شناسی یکی از اصلی‌ترین ماموریت‌های یک برنامه هدفمند است. تفکیک گروه‌های سنی و برنامه‌سازی متفاوت برای هر گروه می‌تواند حرکتی جامع و موثر را در پی داشته باشد. به عنوان مثال کودکی بزرگان نسل امروز با خاطرات «داستان راستان» رنگ‌آمیزی شده. شاید حلقه مفقوده ارتباط نسل ما همین ارتباط گمشده است. در دنیایی که بازی‌ها، اسباب‌بازی‌ها، قصه‌ها و کارتون‌های بسیار جذاب برای کودکان با اهداف جنگ‌طلبانه و خصمانه ساخته می‌شود ضروری است کودکان را از دایره نگاه‌های بیرون نگه نداریم و برای کودکانمان، کاملا هوشیارانه و دقیق برنامه بسازیم.

7 - جذابیت اغلب عنصر فراموش شده برنامه‌های تاریخی است. باید یادمان باشد و بماند که حرف خوب را باید خوب زد؛ از زیبایی‌ها باید زیبا گفت و برای گفتن از ارزش‌های گرانسنگ و گرانقدر نباید ارزان‌سازی کرد.

طبعا در این مسیر پرآمد و شد رسانه‌ای و در فضای پرشتاب اطلاع‌رسانی امروز ما می‌توانیم با حرکت هوشمندانه در چارچوب یک برنامه‌ریزی منسجم و موثر هم نخبگان معاصر سیاسی، فرهنگی و تاریخی ایران را به اهالی دیروز و امروز و فردا درست معرفی کنیم و هم ستاره‌هایی را بسازیم که در زندگی سخت و دشوار خویش رضای الهی، سرنوشت مملکت و ملت خود را بر آسایش فردی خویش ترجیح داده‌اند؛ کسانی که اندیشمندانه زیسته‌اند و برای درد بشری چاره‌ای اندیشیده‌اند.

بی‌تردید این حرکت منسجم و دقیق رسانه‌ای می‌تواند سرمایه‌گذاری پنهانی باشد برای تایید و تشویق اندیشه در زندگی و اجتناب از سطحی‌نگری و بی‌تفاوتی و تجدیدخاطره با این نسل آسمانی می‌تواند چراغ راه حرکت ما باشد برای اعتلای انقلاب و آرمان‌های اصیل و متعالی ایران اسلامی. باشد که آنچنان باشیم و بمانیم که شایسته‌مان است.

امیرحسین خرمشاهی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها