درباره انحراف‌های دوبله‌

زمانی که دوبله تازه شکل گرفته بود، وظیفه دوبلورها و مدیران دوبلاژ، فارسی کردن فیلم‌ها و تبدیل آنها به نسخه‌هایی بود که درک آن برای تماشاگران ایرانی قابل فهم باشد. پس از گذشت مدتی، نام فیلم‌ها نیز بر اساس سلیقه صاحبان فیلم‌ها تغییر می‌کرد؛ البته این سنت هنوز هم ادامه دارد و علاوه بر ایران در کشورهای دیگر هم چنین روشی وجود دارد. علاوه بر نام فیلم‌ها، آن‌ نکته بامزه، تغییر نام شخصیت‌ها بود. مثلا جورج یا ویلیام می‌شدند قاسم و کیومرث.
کد خبر: ۱۸۱۶۳۸

این سنت غلط واکنش منفی اهالی سینما و تماشاگران را در پی داشت و به همین دلیل خیلی زود بساط تغییر نام شخصیت‌ها برچیده شد. سپس آن‌چه اهمیت وافر یافت، جذاب‌تر کردن فیلم‌ها برای مردم عادی بود؛ اما مگر یک فیلم می‌تواند جذاب‌تر از خودش باشد؟ پاسخ در موارد زیادی مثبت است. تعدادی از مدیران دوبلاژ با تغییر دیالوگ‌ها در ترجمه و نیز با بازگذاشتن دست برخی گویندگان سرشناس، جمله‌هایی را روی فیلم‌ها می‌گذاشتند که هیچ ربطی به نسخه اصلی که نداشت هیچ، در مواردی ضد آن هم بود؛ اما بیشتر حجم این صداگذاری‌ها در
بامزه کردن فیلم‌ها بود. یکی از مهم‌ترین دوبلورهایی که در همین راه تا حد یک ستاره در عرصه کاری خودش پیش رفت، مرحوم ایرج دوستدار بود.

دوستدار دوبلور ثابت جان وین بود و کار او بسیار مورد پسند صاحبان فیلم‌ها و حتی تماشاگران سینما بود.
دوستدار با مهارت کامل در گویندگی و نیز با تسلط خوبی که روی ادبیات عامیانه و کوچه‌وبازار داشت، بسیاری از دیالوگ‌ها را دگرگون می‌کرد. شوخی‌های کلامی دوستدار در موارد بسیار زیادی، تفاوت اساسی داشت با متن فیلم. پس از مدتی این روش در دوبله، به دوبله پس‌گردنی شهرت پیدا کرد. تعدادی از فیلم‌های نه‌چندان پرفروش و جذاب با همین دوبله‌های پس‌گردنی به فیلم‌های پرفروش و محبوب تماشاگران تبدیل شدند. سال‌هاست که منتقدان سینما در بررسی فیلم‌هایی که جان وین در آنها بازی کرده، تذکر جدی می‌دهند که شناخت درونمایه این فیلم‌ها از طریق دوبله آنها امکان‌پذیر نیست، چون این دوبله‌ها چه زیبا و بامزه باشند چه نباشند، تحریف ‌شده‌اند و غیرقابل اطمینان.

در اوایل شروع دوبله در ایران تعدادی از مدیران دوبلاژ با تغییر دیالوگ‌ها در ترجمه و نیز با بازگذاشتن دست برخی گویندگان سرشناس، جمله‌هایی را روی فیلم‌ها می‌گذاشتند که هیچ ربطی به نسخه اصلی  نداشت و فقط فیلم را با مزه می‌کرد

گویندگان بزرگ دیگری که در دوبله برخی از فیلم‌ها از اصطلاحات پس‌گردنی استفاده می‌کردند، مرحوم ایرج ناظریان و چنگیز جلیلوند بودند؛ البته بسیاری از دوبلورهای زمان قدیم، حوالی دهه چهل و پنجاه، در برخی از دوبله‌های‌شان بنا به شرایط دوبله آن زمان از اصطلاحات پس‌گردنی استفاده می‌کردند اما این سه گوینده، حجم بیشتری از تلاش خود را به این کار اختصاص داده بودند.

از این جمع جلیلوند همچنان در عرصه دوبله فعال است و در حال حاضر یکی از پرکارترین دوبلورهای ایران است. این گوینده و مدیردوبلاژ باسابقه در فعالیت‌های سال‌های اخیرش این روند را به نوعی در دو کار مشهور ادامه داد و بار دیگر نام این پدیده منحصربه‌فرد را بر سر زبان‌ها انداخت. فیلم «مردی که لیبرتی والانس را کشت» ساخته جان فورد یکی از فیلم‌های مشهوری بود که در دوبله مجددش، جلیلوند در آن به سیاق مرحوم دوستدار، جای جان وین از اصطلاحات پس‌گردنی استفاده کرد. چنین اقدامی حدود چهل سال پس از رواج این شیوه در سال‌های گذشته، توجیه مناسبی ندارد. شاید کاری که جلیلوند در دوبله یک فیلم هندی کرد (دوبله لهجه‌دار!) چندان به چشم نیاید زیرا آن فیلم ارزش‌های هنری ندارد، اما دوبله پس‌گردنی روی فیلم‌های فورد طبق هیچ استدلالی قابل‌ قبول نیست.

امان جلیلیان‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها