در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلی زود جکی چان کوچولو این مدرسه را رها کرد تا بخت خود را در عالم سینما بیازماید. قبل از او بیائو یوئن و سامو هونگ هم از همین مدرسه راهی دنیای بازیگری شده بودند و بعدها این سه نفر در چند فیلم با یکدیگر همبازی شدند.
استعداد و علاقه چان باعث شد تا کمکم نقشهای بهتر و بزرگتری به او داده شود. وی که در آغاز کار بیشتر یک بدلکار بود، به زودی تبدیل به بازیگری مشهور شد و حتی توانست به عنوان کارگردان هم چند فیلم را هم کارگردانی کند. به دنبال مرگ بروس لی، صنعت سینمای هنگکنگ به دنبال بازیگری بود که بتواند به اندازه او تماشاگران را مسحور خود کند. حالا تمام بازیگران رزمیکار این فرصت و شانس را داشتند که هنر و استعداد خویش را عرضه کنند. چان سعی کرد زیر سایه بروس لی نماند و در کنار ارائه کاراته و هنرهای رزمی، چیزی را چاشنی آن کند که بروس لی نداشت. این چاشنی همان کمدی و حرکات موزون است که به سبک چان ویژگی خاصی داده و آن را منحصر به فرد کرده است. وی از دهه 80 تا به امروز نهتنها یکی از مطرحترین بازیگران کشور و قاره خود که یکی از محبوبترین هنرمندان بینالمللی هم هست.
از فیلمهای مطرح او میتوان به «تصادف» (1974)، «بادیگاردهای باشکوه» (1978)، «انتقام اژدها» (1979)، «کشتی دزدی» (1983)، «دستگیری یک نینجا» (1985)، «نیروی پلیس» (1987)، «معجزه» (1989)، «قصه پلیس» (1990)، «غرش در برونکس» (1995)، «ساعت شلوغی» (1998)، «ظهر شانگهای» (2000)، «مدالیون» (2003) و «قلمرو ممنوع» (2008) اشاره کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: