در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر جا رفتیم پودر گیر نمیآمد، هر چقدر هم به مادرمان گفتیم: «مادرجان پودر نیست من برگردم». ایشان در کمال خونسردی گفتند:«بگرد پیدا میشه».
خلاصه ما آنقدر گشتیم که خودمان پودر شدیم و دست آخر توانستیم از یک فروشگاه زنجیرهای مقادیری پودر تهیه کنیم و برگردیم.
نرسیده به خانه شنیدیم که پدرمان میگوید: «یارانه سیمان دارد قطع میشود.» ما را میگویی از همان دم در برگشتیم توی خیابان تا یک هو کسی هوس نکند ما را بفرستد به سراغ سیمان خریدن.دست آخر بعد از این که کلی پیادهروی کردیم یادمان افتاد که یک جایی برای بی خیالی هست و هوس کردیم به همه بگوییم بابا بی خیال یارانه شوید و بچسبید به همین رایانه.
فعلا سکوت کنید
در راستای این که همه دست به دست هم دادهایم تا از تیم ملی حمایت کنیم. ما هم فعلا بیخیال همه چیز میشویم و اصلا به روی خودمان نمیآوریم که شخصیتی مثل علی دایی، چرا هم وسط حرفهای مربی تیم زامبیا میپرد و هم بعد از بازی طوری به داور و تیم داوری اعتراض میکند که دیگر داوران محلات هم از این کارها نمیکنند.ما کل یوم، بی خیال این قضایا شدهایم، اما هر کار میکنیم، نمیتوانیم بیخیال جام جهانی شویم.
فکرش را بکنید در جام جهانی ایران با انگلیس همگروه شود و بعد در کنفرانس مطبوعاتی تا کاپلو بیاید، بگوید تیم ایران بالای چشمش ابروست، علی دایی وسط حرفش بپرد و بگوید: «ببخشید، این چه حرفیه شما میزنید، شما خودتان یعنی تیمتان خوب بازی کرد، ببخشید، شما تجربه مربیگری دارید که میگید...» .
به هر حال ممکن است، در جامجهانی یکهو یک داور اشتباه کند و چند دقیقه وقت اضافه هم بگیرد، آن وقت باید منتظر باشیم که دایی طوری از خجالتشان دربیاید که درسی شود برای همه مربیان بیتجربه و بیدانشی مثل فرگوسن، کاپلو، لیپی و...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: