بازگشت 9 ماهه به گذشته و مرور دوباره آنچه بر استقلال در بدو آغاز مدیریت این باشگاه گذشته است، نشانههای واضحی از بسته شدن دست مربی این تیم دارد. اگر به آغاز فصل نقل و انتقالات برگردیم، اختلافنظر مشهودی میان کادر مدیریت و مربیان این تیم برای شکل دادن و ساختن تیم جدید میبینیم. داستان بازگویی ماوقع را میتوانیم از جایی آغاز کنیم که مدیریت باشگاه برای جذب دوباره فرهاد مجیدی آستینها را بالا زد. این اقدام که با فکر فتحاللهزاده و همکاری کامران منزوی استارت خورد، بدون هماهنگی و کسب مشاوره حجازی که در حقیقت فرد اول فنی باشگاه شناخته میشد صورت گرفت. حجازی خیلی زود با این تصمیم مخالفت کرد و خودش را صاحب رای در انتخاب و استخدام نفرات جدید نشان داد. او حتی به صورت علنی اعلام کرد نیازی به مجیدی ندارد و در برنامههایش روی عباس آقایی حساب باز کرده است. اما باشگاه استقلال درست در حالی که فتحاللهزاده برای خرید مردان تازه وارد و به قول خودش از کف بیرون کردن صیدهای پرسپولیس، اقدام به نوشتن چک ضمانت از حساب شخصی خود و خرج رقمهای وسوسهانگیز میکرد، عباس آقایی که امسال به عنوان موثرترین هافبک لیگ شناخته شد را بسادگی از دست داد. حجازی با محسن خلیلی به گفتگو نشست و با وجود این که میدانست علاقه قلبی خلیلی حضور در پرسپولیس است، او را برای بر تن کردن پیراهن آبی به مرز تردید رساند اما فتحاللهزاده در اقدامی عجیب و بدون هماهنگی با کادر فنی، برهانی را با رقمی نزدیک به دو برابر بیشتر از آنچه خلیلی با حبیب کاشانی به توافق رسید، به استقلال آورد! این رفتار ناشناخته مدیریتی مدیرعامل تا جایی ادامه داشت که حمید شفیعی نیز اسباب دعوایی میان دو تیم استقلال و سایپا را هم فراهم کرد. نتیجه تمامی خریدهای بیتامل و خودسرانه کادر مدیریت باشگاه استقلال به کجا رسید؟ تیمی که حجازی نه چیده بود و نه در خروجیهایش (مثل کاظمی و بائو یا اکبرپور) نقشی داشت، روی نوار سقوط قرار گرفت.
بیرحم است این فوتبال! حجازی تصور میکرد یکی از عوامل ناکامیهای متوالیاش، وجود آلترناتیوهای دایمی در کنار نیمکت مربیگری است. حجازی دقیقا از هفته دوم که تیمش مقابل ملوان در انزلی مغلوب شد، صدای پای مربیانی نظیر قلعه نویی یا مظلومی را در راهروهای باشگاه خود میشنید. فتحاللهزاده بارها ادعا کرد از تکتک اعضای کادر فنی تیم خود دفاع و محافظت میکند، اما آنچه در عمل نشان داده شد، چیزی جز تضاد در حرفهای او نبود. پروسه نامتعارف حضور فیروز در استقلال و جداییاش از شهر اهواز از یادها نمیرود. باید قبول کرد که شکل کنار گذاشتن حجازی از استقلال، با وجود تمام ناکامیهایش، منصفانه و با حفظ شان او انجام نشد. چه کسی استقلال را بست تا خودش مسوولیت ناکامی را بهعهده بگیرد؟ آیا به یاد دارید مدیرعامل مدعی میشد با تیمی که او بسته، قهرمانی در هر دو جام متعلق به او خواهد بود ؟ پس چگونه در پسزمینه شکستها، خود را به کناری کشید و مربیاش را ناکام مطلق قلمداد کرد؟
استقلال همراه با فیروز کریمی به چه دستاوردی رسید؟ آیا فتحاللهزاده توانست با دست بردن در چیدمان نیمکت و البته تغییر دادن ذهنیت حاکم بر زمین و میدان، موفقیت تازهای کسب کند؟ این واقعیت غیرقابل انکار و فراموشنشدنی است که اگر فیروز کریمی از ابتدای فصل روی نیمکت این تیم مینشست و عین همین نتایج را کسب میکرد، استقلال الان در لیگ دو حضور داشت! فتحاللهزاده میتوانست به قیاس دو مربی بنشیند و این اصل را دریابد که تیمش نه مشکل فنی که در حقیقت ایراد مدیریتی دارد. تیمی که هرگز نتوانست روی یک نوار موفقیت هر چند کوتاهمدت قرار بگیرد، چارهای بجز تغییر مجدد کادر فنی نداشت.
و حالا باید از علی فتحاللهزاده پرسید که اگر از بدو ورودش به استقلال، هر روز و همه روز از سازمان تربیت بدنی خبر میرسید قرار است بعد از اولین شکست، فلان مدیر جانشین او شود، باز هم انگیزه و هیجان و از همه مهمتر آرامشی برای ادامه کار داشت؟ مدیرعامل استقلال هرگز به مربیان خود اجازه نداد در دوره بلندمدت زمانی و با آرامش به کار خود ادامه دهند. برای حجازی همواره سایههایی مثل قلعهنویی و کریمی وجود داشتند و کمی بعدتر نیز فیروز کریمی از حضور در استقلال فقط ترس از کنار رفتن را فهمید.
باید برای مدیرعاملی که این فصل میخواست هر دو جام را از آن خود کند نوشت آیا میداند در یک سال اخیر روی نیمکت تیمش، چهره کدام مربیان مخدوش شده است؟ ناصر حجازی صرفا به واسطه اشتباهات مدیریتی یک مدیر عامل از استقلال به بدترین شکل ممکن و به صورت تدریجی جدا شد. آیا کسی میتواند کارنامه مربیگری فیروز کریمی را انکار کند؟ مردی که براساس کتاب آمار و ارقام فیفا موفقترین مربی 15 سال اخیر آسیا در سطح باشگاهی شناخته میشد در استقلال آبروی خود را گذاشت و رفت... و حالا نه فقط جامعه هواداران استقلال، که در حقیقت بسیاری از اهالی فوتبال باید بترسند و نگران باشند، نگران مردی جوان به نام امیر قلعهنویی!
استقلالی که با فتحاللهزاده و تفکرات او مدیریت میشود، با امیر چه خواهد کرد؟ آیا قرار است زخم عمیق دیگری بر صورت یک مربی نامی و صاحب احترام در فوتبال ایران بیفتد؟ آنچه نگرانمان میکند همین است. استقلال را به تماشا مینشینیم به این امید که لااقل تا پایان جام حذفی و براساس مدیریتی که پیش از این فقط در کشورهای عربی دیده بودیم، چهارمین مربیاش را هم عوض نکند!
پیام یونسیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم