در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متن داستان نمایش ماکوندو در اصل براساس داستان «پیرمرد فرتوت با بالهای عظیم» اثر گابریل گارسیا مارکز تنظیم شده است. این متن کاملا روایی است و در کلیت خود نوع برداشت ذهنی و تخیلی مارکز را از اشیا، حوادث و آدمها نشان میدهد. ضمنا ثابت میکند رویدادها ظرفیت تخیلپذیری و انتزاعی شدن دارند. خود مارکز در داستان حضور ندارد؛ اما آرش پارساخو با مابهازاهایی که به آن افزوده، نویسنده را هم وارد داستان کرده و حتی برای او قرینهای عروسکی در نظر گرفته است. باید یادآور شد داستان نمایش ماکوندو با داستان پیرمرد فرتوت با بالهای عظیم اثر مارکز تفاوتهای زیادی دارد و پارساخو برخی شخصیتها را حذف کرده و شخصیتهای جدیدی هم به آن افزوده و حتی پرسوناژ کشیش را به یک جادوگر تبدیل کرده است.
حضور انواع عروسکها
میزان دخل و تصرف پارساخو در حوادث داستان مارکز زیاد است و باید اذعان کرد آنچه روی صحنه میبینیم، بیشتر داستان نویسنده نمایشنامه است، نه مارکز.
داستان مارکز شاکلهای کاملا روایی دارد و برای نمایش مناسب نیست، اما از بنمایه تخیلی نیرومندی برخوردار است. آرش پارساخو هم به همین دلیل آن را برگزیده و با بهرهگیری از ظرفیتها و قابلیتهای تئاتر عروسکی و به کمک قرینهسازی عروسکی برای کاراکترها به متن مورد نظرش شکل داده است. در حقیقت، همین کاربری عروسکی است که این متن کاملا روایی را به طور غیرقابل انتظاری به یک نمایش ترکیبی و عروسکی بدون کلام تبدیل کرده است.
در نمایش ماکوندو از انواع عروسکهای خیمهشببازی، میلهای و دستکشی استفاده شده است. همچنین صحنه و پشت صحنه یکی شده است و تماشاگر، عروسکگردانها را عینا میبیند و همزمان پرسوناژهایی غیرعروسکی هم در نمایش حضور دارند.
حضور عروسکگردانها بر نمایش تحمیل نمیشود؛ زیرا کارگردان برای آنها هم نوعی بازیگری قائل شده است. در نتیجه، آنها در مواردی بازی هم میکنند و جزو مجموعه نمایش و پرسوناژهای آن محسوب میشوند.
نمایش تا حدی کارگاهی و تجربی است؛ زیرا تماشاگر عملا و عینا چگونگی استفاده از عروسکها را میبیند و میآموزد. از آنجا که در بطن داستان نمایش ماکوندو به نویسندگی آرش پارساخو یک نمایش عروسکی هم عملا به اجرا درمیآید، لذا کلیت اجرا به شکل نمایش در نمایش پیش میرود.
متن به دلیل دخل و تصرف نویسنده ثانوی آن دارای مابهازاهای جدیدی نیز شده است؛ از جمله میتوان به موضوع مرگ به خاطر زندگی، تاکید بر معصومیت و تمثیلی شدن بچهها و ضمنا نمادینهتر شدن پرسوناژ پیرمرد بالدار اشاره کرد که به کمک قرینه عروسکیاش از دادههای نمایشی زیادی برخوردار شده است.
نمایش ماکوندو به دلیل استفاده از 2 نوع نمایش معمولی و عروسکی ثابت میکند اجرای نمایش به طور همزمان میتواند هم واقعی و هم مجازی باشد.
غیبت دیالوگ
در این نمایش بجز عروسکگردانها، بقیه دارای قرینههای عروسکی هستند. ضمنا در بخشهای عروسکی بهسبب یکی شدن صحنه و پشت صحنه، خودبهخود از تئاتر عروسکی آشناییزدایی هم میشود و چون دیالوگ غایب است، تاکید کارگردان تماما بر حرکت و میزانسن است.
پرسوناژهای غیرعروسکی هم حرکاتی عروسکی دارند و این به اجرا سنخیت و هماهنگی بخشیده است. این محوری شدن حرکات بخشی از کاربریهای عملی نمایش پانتومیم را وارد اجرا کرده است که همزمان با موسیقی مناسب و هماهنگ نمایش کامل میشود.
رویکرد آزاده انصاری درخصوص هرچه کوچکتر کردن عروسکها نشانگر ذهنیت حداقلگرا و مینیاتورپسند اوست که به کمک ابتکارها و حرکات فانتزیک عروسکها و پرسوناژها نمایشیتر شده است.
طراحی صحنه منوچهر شجاع که صحنه را سفید و گچنما نشان میدهد نیز از شلوغی صحنه کاسته و حضور پرسوناژها، عروسکها و عروسکگردانها را روی صحنه برجستهتر کرده است. در این نمایش، انتخاب و اجرای نوع موسیقیای که با صداسازی و صداگذاری برای عروسکها و تقلید اصوات جنبی همراه است، جزو برجستگیها و ویژگیهای نمایش محسوب میشود و باید ابتکار فرشاد فزونی و فرشاد محمدی را تحسین کرد.
طراحی لباس پرسوناژها و عروسکها و ساخت خود عروسکها نشانگر ذوق و ابتکار فرناز بهزادی، سهیلا باجلان، نسیم یاقوتی، سمیه صادقپور، سمیه گلباز و وحید شاکری است.
اجرای باورپذیر
طراحی چهرهپردازیها که به وسیله حمیدرضا قاسمی انجام شده نیز حائز اهمیت است و نشان میدهد آدمها به دنیای نمایش تعلق دارند. نور نیز که به وسیله حسن آزادی طراحی شده و رامین جعفری آن را اجرا میکند، کاربری لازم را داراست و با صحنهها و موضوع نمایش هماهنگی دارد.
افسانه ماهیان، فرزین محدث، رامین سیار دشتی و علی میلانی به عنوان بازیگر و مرضیه ایمانخانی، نسیم یاقوتی و یغما کرمی به عنوان عروسکگردان سبب گیرایی و جذابیت نمایش شدهاند.
پایانبندی نمایش که با مرگ پیرمرد بالدار (پرسوناژ واقعی) و با زندگی و پرواز دوباره موجود قرینهای او در آسمان (پرسوناژ عروسکی) شکل داده شده، به نحو آشکاری برتری و جاودانگی پرسوناژ عروسکی یا به عبارتی تئاتر عروسکی را گوشزد میکند. ضمنا آزاده انصاری کارگردان نمایش ماکوندو با هوشمندی از بادبادک هم به عنوان یک عنصر تمثیلی استفاده کرده است.
نمایش ماکوندو به نویسندگی آرش پارساخو و کارگردانی آزاده انصاری از لحاظ دراماتورژی، استفاده از انواع تئاتر عروسکی و اجرایی باورپذیر از متنی بدون دیالوگ و نیز به دلیل کاربری زیبای پانتومیم در کل و در همه حوزههای متن، کارگردانی، طراحی صحنه، لباس، عروسکسازی، عروسکگردانی، بازیگری، نور و موسیقی نمایشی درخور توجه است که بهطور همزمان برخی دادههای کمیک و فانتزیک را نیز به همراه دارد. دیدن این نمایش ترکیبی عروسکی و غیرعروسکی فانتزیک و پانتومیمیک زیبا سرشار از آموزههای تئاتری است، ضمن آنکه تماشاگر را تا آخر نمایش مجذوب گیرایی و جذابیت خود میکند.
حسن پارسایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: