در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میتوان در همین جهت دید با صحنه و سکانسهای آغازین روایت، این تصور ایجاد میگردد که موضوع و درونمایه اصلی، درباره ازدواج مجدد پدری همسر از دست داده و مسائل و مشکلات مربوط به خانواده است. اما مخاطب، زمانی که نوشته آغازین و پیش از تیتراژ را به خاطر میآورد که نوشته: معاونت اجتماعی پلیس ترافیک و راهنمایی تقدیم میکند، به خوبی درمییابد، سوژه و مضمون اصلی نه آنچه که گفته شد بلکه فعالیت و تلاش های کسانی است که در این حوزه کوشش میکنند.
اگرچه تاکنون آقابزرگ را در نقشی محوری مینگریم که حوادث مختلف و دیگر داستان را سامان میدهد، اما در میان دامادهایش یکی هم سروان قوام است که در تشکیلات راهنمایی و رانندگی فعالیت دارد و به تدریج میرود تا در مجموعه تیپ و شخصیتهای ارائه شده، فروغ و جلوه بیشتری پیدا کند.
در صحنه و سکانسهای اولیه فعالیت قوام، پلیس راهنمایی و رانندگی در حاشیه قرار گرفته و کوشش شده از این رهگذر به ترویج و نمایاندن خصال و تلاشهای این قشر فعال و کوشای جامعهمان پرداخته شود. این تمهید اگرچه میتواند از جنبههای گوناگون مطلوب و خلاقی ارزیابی شود، اما واقعیت این است که نحوه نمایش اندیشه و رفتارهای قوام، داستان را از تحقق این هدف دور ساخته است. تاکید پررنگ و مستقیم روی وظیفهشناسی او از جمله عدم استفاده از وسیله نقلیه دولتی که در اختیار دارد و یا تامین هزینههای تعمیر آن به صورت شخصی!! حاصلی جز شعاری بودن و سطحیگرایی داستان به همراه نداشته است.
فیلمنامه افزون بر ساختار هنری از پردازش شخصیت و تیپهایش گرفته تا نحوه چینش صحنهها، از جهت محتوایی نیز، حاوی جذابیت و اثرگذاری نیست.
داستان با طرح شخصیت قوام و فعالیت در حوزه راهنمایی و رانندگی به دنبال چه مضامین بهروز و عمیقی است؟ و یا با پردازش علاقه آقابزرگ به دختری جوان میخواهد به ترویج چه فرهنگی بپردازد؟ و بهطور مشخص چه پیام اصلی و یا پیام فرعی را مطمح نظر قرار داده است؟
«جاده در دست تعمیر» از آنرو که به موضوع پلیس راهنمایی و رانندگی توجه کرده، گامی به جلو برداشته است. با نگاهی به سوژههایی که دستمایه آثار نمایشی و مستند قرار گرفتهاند و در مییابیم که تاکنون، چنین موضوعی به گونهای بایسته مورد پردازش قرار نگرفته است. در این میان، عاملی که میتوانست این مجموعه را از این جهت اثرگذارتر گرداند، چگونگی نگرش به آن است. کلی و کلیشهای بودن دید داستان به سوژه، موجب گردیده، تا مضمون، عمق و غنای راهگشا، کاربردی و نوآورانهای نداشته باشد.
میدانیم که در حوزه فعالیتهای پلیس راهنمایی و رانندگی و مسائل و حوادث مربوط به وظایف آنها، در تهران میتوان رخداد و وقایع بسیار و متنوعی را سراغ گرفت که هم از بار دراماتیکی جذاب و هم نکاتی آگاهیبخش (اطلاعاتی آموزش) بهرهمند است. با این وجود با تماشای قسمتهای آغازین سریال «جاده در دست تعمیر» نمیتوان چشمانداز روشن و جذابی را از مجاهدتهای موثر این قشر، پیشروی خود مجسم کرد.
طنز به کار گرفته شده اگر چه در نگاهی اولیه ممکن است از جلوه کاستیهای مورد اشاره بکاهد و وقوع حوادث غیرمنطقی را قابل توجیه بنماید، یا این ذهنیت را در ما ایجاد کند که داستان، به طور مطلق در پی رویکردی سرگرمی تفریحی و نه ارشادی تبلیغی و یا اطلاعاتی آموزشی است. لیکن از سویی دیگر دلایل قوی دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهد اساس مجموعه در چارچوب القای اندیشه و دیدگاههایی پیرامون موضوعی خاص، شکل گرفته است و از این رو باید از اثر، انتظاری بیش از هدف سرگرمی تفریحی داشت.
عنصر طنز در این مجموعه، در صحنه و سکانسهای آغازین شروع جذاب و تاثیرگذاری داشت. طنز در داستان، براساس موقعیتهای گوناگونی شکل گرفتهاند؛ نظیر تقابل آقابزرگ و بیبیخانم یا قصد ازدواج آقابزرگ با دختر جوان و مخالفتخواهان دختر و فرزندانش. چنین موقعیتهایی اگر چه میتوانست به استحکام و پرداخت عمیق طنز در این اثر کمک کند، اما لودهبازیهای آقابزرگ، اقبال، بیبیخانم و خواهان دختر مصیب در صحنههای بعد، از سطح و شأن و در نهایت اثرگذاری آن به میزان قابل توجهی کاسته است. طنز این سریال را میتوان از منظری دیگر نیز نگریست. بدین معنا که یکی از عوامل تعیین کننده در جذابیت طنز در همه ابعاد و از جمله در حوزه نمایشهای تصویری افزون بر خلق تیپ و شخصیت جدید و بهروز ایجاد موقعیتهای خندهآور برای آنهاست. چنین امکانی زمانی فراهم میشود که موقعیتهای ایجاد شده، ویژگی بکر بودن و تقابل خلاقه آن موقعیت با تیپ یا شخصیت مورد نظر را داشته باشد. طنز سریال جاده در دست تعمیر از آنجایی که ما را با موقعیتهایی مواجه میکنند که تکراری و کلیشهای به نظر میآیند، عمق و اثرگذاری بایستهای را از خود نشان نمیدهد.
پذیرش موضوعهای سفارشی با رویکرد تبلیغی در صورتی میتوانند با مخاطب ارتباطی مانا و راهگشا برقرار کنند که به اصول هنری و زیبایی شناختی پایبند باشند. همچنین ساخت برنامههای نمایشی با چنین گرایشی محتاج باریکبینی و ظرافتهای دیگری به هنگام طراحی ساختار هنری، مضامین و پیام آنهاست عدم نمود و درخشش این ویژگیها اثر را برای دستیابی کامل به اهدافش با چالشهایی جدی و سخت مواجه خواهد کرد.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: