در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا تصور نمیرود چنین روشهایی سبب میگردد تا سبک و سیاق چنین آثاری همگی یکسان و برای مخاطب یکنواخت و تکراری گردد؟! در فیلم تلافی با تمام تلاشی که شده تا این ردپا دیده نشود اما باز این شرایط پدید آمده، شرایطی که سبب گشته بعضا تلافی را عصارهای از چند فیلم از این دست معرفی کند!! قصه داستان زن و مرد جوانی است که با دو نگاه خاص فرهنگی و از دو طبقه خاص اجتماعی در حال زندگی هستند، اما در همین بخشهای نخستین فیلم به دلیل برخی مسائل گوناگون تصمیم به جدایی میگیرند. این جدایی که در کلمات و گفتار آنان ردوبدل میشود از نگاه مخاطب آنقدر ساختگی و تصنعی است، که گمان تماشاچی را در پایان راه به واقعیت میرساند یعنی وصل.
قطعا در نگرش به چنین آثاری، فاکتورهایی نظیر تضاد، تفاوت شخصیتی، زیباشناختی، تعلیق و... وجود دارد و البته در تلافی تضاد و تعلیق دامنهدار است. کارگردان در این دو بخش برای همراهی در اثر کامل کار کرده، انصافا در تضادها با یک کار هنرمندانه، برخی از موضوعات اجتماعی را طرح میکند شاید از ظن بعضی این نوع روش، روشی تکراری نمود پیدا کند اما اسدی آنچنان استادانه این نوسان را رقم میزند که تماشاچی از دیدن آن هیچگاه خسته نمیشود. نکته دیگر تعلیق پر التهاب در تلافی است. در تلافی براساس شخصیتپردازی و بسترسازی موضوعی تعلیقها تا حدودی دامنهدار و تاثیرگذار هستند. تصمیم جدایی آنی حمید و رعنا و بیان ضعفها و نقاط اشتراکی این دو هر یک جایگاه به جایی را در تلافی به خود اختصاص دادهاند بخصوص که مخاطب پس از طی مسیری از قصه متوجه بیماری رعنا میگردد نگاه مخاطب را بشدت دقیقتر مینماید. اما از نگاه دیگر برخی از موضوعات و کلامها بسیار آرمانی و غیرواقع به نظر میرسند و شاید همین بخش نیز تا حدودی به تلافی زیان وارد کرده. برخی از گفتارهای صرفا شعاری سبب شده تا فیلم از واقعیت بشدت دور گردد و تماشاچی چنین برخوردها و کلماتی را به پای برخوردهای احساسی بگذارد و از همین مقطع در واقع شخصیتها با نوسان روبهرو میشوند. گرچه شخصیتپردازی در تلافی میتوانست بهتر از این باشد اما در همین اندازه نیز به جهت وجود برخوردها و کلمات تصنعی، تا حدودی دستخوش نوسان و تغییر گشته، اما آنچه بیش از هر نکته دیگر در تلافی به چشم میخورد و به نوعی باید گفت اسدی به عنوان کارگردان به نظر میرسد بر آن تاکید داشته، تقابلی است که میان عشق و نفرت وجود دارد. در ترسیم این سیاه و سفیدی، اسدی خیلی از مسائل را به دقت رعایت کرده تا روح حاکم در داستان را با روندی منطقی به پیش برد. تعمیم این سیاهی و سفیدی با استفاده از روندهای گوناگونی نظیر طرح موضوعات اجتماعی و اقتصادی و دغدغهای که جوانان در این حوزه دارند بشدت با دقت، به تصویر کشیده شده است. این که حمید و رعنا از دو طبقه اجتماعی متفاوت هستند و این که آن دو به هم علاقه دارند و همچنین به دلایل بسیار ساده از همدیگر متنفرند را اسدی کامل و رسا بیان کرده اما در قدرت عشق و پیروزی آن بر سیاهیها به نظر میرسد میتوانست اسدی بهتر از آن به طرح موضوع بپردازد. با این وجود تلافی با تمامی ضعفها داستانی به نظر تکراری تا حدودی اثری قابل توجه میباشد که قطعا اگر با یک پردازش دقیق و فنی همراه بود، اثری ویژه میگشت.
میرزا هادیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: