در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در گوشه و کنار استان زنجان نیز مراسمی برای برداشت محصول بر پا میشده و میشود. از این مراسمها میتوان به اجتماع مردم روستای قلعه (قالا) در کوه کهلان (کالان) اشاره کرد.
مردم این روستا آخرین جمعه فصل بهار در قله کوهی به نام کهلان که خودشان به آن (قوجا کالان) میگویند، جمع میشوند و با ذبح قربانی و برپایی مراسم عزاداری و دعا برداشت محصول سال را آغاز میکنند. این روستا در
45کیلومتری شمال شرقی شهر زنجان واقع است. از محصولات این روستا میتوان به گندم، جو، عدس، نخود و...، از محصولات درختی گردو، گیلاس، زردآلو، سیب، توت و... اشاره کرد. به لحاظ کوهستانی بودن منطقه، مردم این روستا و روستاهای اطراف با گاو و گاوآهن زمینهای خود را شخم میزنند. هنوز هیچ تراکتوری ساخته نشده است که در زمینهای کشاورزی آنها کارایی داشته باشد. شغل اصلی مردم این روستا کشاورزی و دامداری است.
چون برداشت محصول زراعی در این روستا با برداشت علوفه و یونجه آغاز میشود، مردم پس از انجام مراسم به مزارع خود رفته کار را آغاز میکنند. در این مراسم همه اهالی روستا از کوچک و بزرگ از پیر و جوان شرکت میکنند و هیچ کس در روستا باقی نمیماند. میهمانانی را از روستاهای اطراف نیز دعوت میکنند. حتی کسانی که از این روستا کوچ کرده و در شهرهای زنجان، تهران، کرج و... ساکن هستند به این مراسم میآیند. تعداد شرکتکنندگان به 500 الی 600 نفر میرسد.
به خاطر نبود آب در این کوه اهالی شبانه در روستا قربانیها را ذبح و صبح زود وسایل را بار الاغ، قاطر و اسب میکنند و راهی کعبه آمال میشوند. کسانی هم که از شهر به این مراسم میروند، ماشین را در دامنه کوه پارک کرده بقیه راه را با پای پیاده میروند. دامنههای سر سبز و پر گل و با طراوت این کوه افراد زیادی را به خود جلب کرده است به طوری که افراد ناشناس زیادی در چند سال اخیر در این روز به آنجا رفته و در آن مراسم شرکت میکنند.
وقتی که اهالی بالای کوه میرسند، هر کسی در جایگاه آبا و اجدادی خود چادر برپا میکند. این مراسم نسل اندر نسل در این مکان برگزار میشود و هیچ کس قدمت آن را نمیداند. اهالی معتقدند این مراسم با قدمت روستا گره خورده و بیش از هزار سال است که انجام می شود. هیچ کس علت آن را نمیداند که چرا در اینجا جمع میشوند، چون پدرانشان این مراسم را انجام میدادند، اینها هم به تبعیت از آنها این آیین را اجرا میکنند. اهالی روستا این کار را نوعی سپاس و ستایش از خداوند میدانند که به آنها منت نهاده تا یک سال دیگر بتوانند فصل زراعی را آغاز کنند.
به خاطر اهمیت این مراسم هیچکس قبل از آن اقدام به علوفه چینی نمیکند، اگر زمان برداشت علوفه به خاطر «ارایش»، (زود رس) بودن علوفه جلو بیفتد، این مراسم را یک هفته زودتر از موعد مقرر برگزار میکنند تا مردم بدون دغدغه کار برداشت را آغاز کنند، چون اعتقاد بر این است اگر بدون انجام مراسم سال زراعی را آغاز کنند، ضرر آن را خواهند دید.
اهالی پس از خوردن ناهار و پذیرایی از میهمانان در مراسم مداحی شرکت میکنند. مداح و یا واعظ با بیان الطاف الهی که بر آنها ارزانی داشته تا یک سال دیگر در این مراسم حضور یابند و فصل برداشت محصول را آغاز کنند به ذکر مصیبت اهل بیت پیامبرص میپردازند و مردم با دادن نذری از او میخواهند تا برایشان روضهای را بخواند.
به خاطر بلند بودن این کوه از همه کوههای اطراف، از محل برگزاری مراسم تمام مناظر طبیعی از کوههای تالش تا کوههای شمالی زنجان و همچنین شهرستان طارم نیز دیده میشود.
در این روستا سنگی به نام مهرآب وجود دارد که مردم آنجا را زیارتگاه میدانند. سابق بر این از روستاهای همجوار نیز برای زیارت به آنجا میآمدند. این کار به خاطر صداهایی بود که از داخل این سنگ ساطع میشده و اهالی معتقد بودند درآنجا دو تا قوچ همیشه باهم در جنگ هستند و علت جنگ آنها را به خاطر قربانی شدن میدانستند و میگفتند: «بو قوچلارین بیر سی دئیر من اول قوربانی اولاجاقام، او بیرسی دئیر یوخ من اول قوربانی اولاجاقام.»
ترجمه: «یکی از این قوچها میگوید من اول قربانی خواهم شد، آن دیگری میگوید نه من میخواهم قربانی شوم.»
به همین علت همیشه در جنگ هستند. این مطلب به نوعی اشاره به داستان قربانی شدن حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم و آمدن قوچ از بهشت را در بردارد.
امروزه هر دو مکان یعنی کالان و مهراب بر اثر حفاریهای غیر مجاز تخریب شده است.
اما مراسمی شبیه به همین مراسم در روستای «ترهچای»، (ترازوج) که یکی از روستاهای همسایه قالا است، برگزار میشود. اهالی این روستا نیز آخرین جمعه فصل بهار برای زیارت امامزادهها از روستا بیرون میروند و بعد از آن فصل درو را آغاز میکنند.
در این روستا مردم به دو مکان امامزاده میگویند. یکی را «آشاغی ایمام زادا»، (امامزاده پایین ) و آن دیگری را «یوخاری ایمام زادا»، ( امامزاده بالا) مینامند. این مراسم در گذشته مثل مراسم کالان همراه با قربانی کردن زیارت و مرثیه خوانی بود اما امروزه نسبت به مراسم کالان کمرنگ تر شده است.
از دیگر مراسمهای برداشت محصول باید به مراسم هاللا اشاره کرد. این مراسم در اتمام فصل درو در اکثر روستاهای زنجان برگزار میشد. در آخرین روزهای برداشت محصول به لحاظ موقعیت اجتماعی اشخاص اهالی روستا و دوستان وآشنایان هر روز دسته جمعی به کمک یک نفر میرفتند و برداشت محصول وی را تمام میکردند، افراد یکی از بهترین نوع مزرعه را برای برداشت هاللا نگه میداشتند.
کلمه هاللا مخفف شده «ها یا الله» است که با اضافه شدن کلمه منادای (ها) بر اول یا الله به صورت هالله در آمده است.
در آخرین لحظههای تمام شدن درو یک نفر از ریشسفیدها با خواندن اشعار به افراد میگفت: «اوشاقلار بیر هاللا دئیین»، ترجمه: بچهها یک هاللا بگویید. سپس حاضران میگفتند: هاللا، محمد یا علی.
قسمتی از این اشعار به شرح ذیل است:
زمیلری دردیک ایله دیک کالا/ اوشاغلار گورمه سین دردیلن بلا/ اوشاغلار بیر هاللا دئیین
ترجمه: مزارع را درو کرده و به آیش بدل کردیم/ بچهها درد و بلا نبینید/ بچهها یه یا الله بگویید.
هر بندی که خوانده میشد. در آخر آن اوشاقلار بیر هالله دئیین تکرار میشد.
شعبان کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: