بی‌خیال

خوش به حالت که بی‌خیالاتی‌

این روز‌ها هر طرف که سرتان را بچرخانید نگاهتان به چیز‌هایی می‌افتد که اگر زیاد به آنها فکر کنید نمی‌توانید راحت سرتان را زمین بگذارید، ما هم درست با همین نیت اینجا هستیم تا به همراه شما این طرف و آن طرف سرکی بکشیم و بعد با خیال راحت بی‌خیال همه چیز شویم تا قدری دلمان آرام بگیرد.
کد خبر: ۱۷۶۷۷۷
مثلا همه شما جای ما یا همه ما جای شما، وقتی می‌بینید که تیم ملی بازی‌هایش با تیم سایپا تداخلات عجیب و غریب دارد و کسی نیست که جواب یک پرسش ساده را بدهد، هوس نمی‌کنید بی‌خیال ماجرا شوید و امیدوار (تاکید می‌کنیم) امیدوار باشید که تیم ملی و سایپا همچنان موفق باشند.

اصلا تیم ملی به کنار، این همه قهر و ناز و ادا و اطوار برخی از بازیکنان فوتبال را که می‌بینید و بعد آن را مقایسه می‌کنید با واکنش بازیکنان برجسته فوتبال در آن طرف آبها، هوس نمی‌کنید بی‌خیال همه چیز و همه کس شوید و همین طور بنشینید و باز‌های خارجی را ببینید.

تازه این اول بی‌خیالی‌هاست، اگر فکر کرده‌اید بی‌خیالی‌های این هفته ما، فقط به این موارد ختم می‌شود، حتما این ستون را تا آخر بخوانید:

درد بی‌درمان‌

«امتحان  کنکور»، «کنکور  امتحان» این هم شد کار که برای ما درست کرده‌اند، تا تکان می‌خوریم یا وقت امتحان است یا باید بنشینیم و برای کنکور درس بخوانیم، کاش می‌شد، گاهی اوقات آدم بی‌خیال همه اینها شود و برود جایی و بچسبد به کشاورزی، اما خوب که دقت می‌کنیم می‌بینیم که خیلی هم نمی‌شود، دلمان را به کشاورزی خوش کنیم؛ چون یکهو ممکن است خشکسالی مثل اجل معلق از راه برسد و تمام کاسه کوزه‌های ما را به هم بریزد.

ابر باران ندارد

ذهن که سیال باشد، همین طوری می‌شود دیگر، کاری هم از دست کسی برنمی‌آید. تا از خشکسالی حرف زدیم یکهو یادمان افتاد که مدت‌های مدیدی است ابرها یک دل سیر گریه نکرده‌اند تا حداقل هم اوضاع برق و آب خوب شود و هم مزارع کشاورزان سرسبزتر گردند.

خواستیم این یکی را بی‌خیال شویم دیدیم که نمی‌شود و در همین تردید و برزخ به سر می‌بردیم که یکهو تخیل خونمان رفت بالا و فکر کردیم کاش می‌شد، فیلم میم مثل مادر را برداریم و ببریم برای ابرها پخش کنیم تا دلشان بگیرد و گریه کنند، شاید اتفاقی افتاد و بارانی بارید. بعد نفهمیدیم چطور شد که یاد مرحوم اخوان ثالث افتادیم و شعر قاصدک، مخصوصا آنجایی که می‌گوید: «قاصدک ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می‌گریند.» پیش خودمان فکر کردیم اگر مرحوم اخوان بود و این ابرهای الان را می‌دید، چی می‌گفت که یکهو یادمان آمد از اساس باید بی‌خیال همه چیز شویم.

ت مثل توهم‌

تا اصلاع ثانوی بحث کردن در مورد هر گونه توهم ممنوع و موقوف است؛ چراکه تازگی‌ها لغت‌شناسان به این نتیجه رسیده‌اند که واژه توهم همان تورم است و اصلا بین این دو واژه هیچ تفاوتی وجود ندارد. گویا این وسط فقط یک «ه» و «ر» ناقابل جایشان با هم عوض شده که آن هم ایرادی ندارد. فقط ما مانده‌ایم این ایادی مشت بر دهان خورده که هم صفحه‌ای ما است، چطوری می‌تواند تورم بزند و مثلا با بورخس گفتگو کند. شما اگر به نتیجه‌ای رسیدید کمکی هم به ما بکنید تا حساب کار دستمان بیاید.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها