میراث‌داران پایتخت پادشاهی آرت

بحران هویت ویژگی برجسته زمانه ماست و ایران یکی از معدود کشورهای جهان است که به پشتوانه تاریخ کهن خود، هویت فرهنگی تاریخی درخشانی دارد. محوطه‌های باستانی در گوشه و کنار پهنه گسترده ایران بزرگ فرهنگی، از پایه‌های هویت فرهنگی مردمان این سرزمین است. اما دوران پر شکوه هخامنشی که فراز درخشان و سترگ این گذشته تاریخی است، با جایگاه ویژه تمدنی و انسانی که دارد، همچون ستیغ بلندی، برآنچه در آن سوی آن قرار دارد، سایه می‌افکند.
کد خبر: ۱۷۶۴۷۳

بسیاری کسان از ایران 2500 ساله سخن می‌گویند. از این‌رو شایسته است هر چه بیشتر بر شناسایی و مستندسازی عناصر گوناگون فرهنگی و یادمان‌های جهان ایرانی در هزاره‌های پیشین همت گماریم. کاوش‌های سده گذشته و نیز  یافته‌های شهر سوخته و جیرفت و محوطه‌های دیگر در سال‌های اخیر، گام‌های بلندی در این راه بودند. از این میان دستاوردهای محوطه کنارصندل جیرفت- که دکتر مجیدزاده بدرستی آن را پایتخت پادشاهی <آرت> می‌داند- آرام‌آرام دارد از دل آوار‌های هزاران ساله سر بر می‌آورد و با دیگر محوطه‌های گرداگرد دریایی که امروز کویر‌های مرکزی و لوت بر بستر خشک آن نشسته‌اند و نیز در فراسوی بلندی‌های زاگرس و البرز و در آذربایجان و کردستان و خراسان و بلوچستان و دیگر جاها، بر فرهنگ سرزمین‌های ایرانی در هزاره‌های پیشین روشنی می‌تابانند.

یافته‌های کاوش‌های جیرفت و حوزه هلیل‌رود، بویژه در رابطه با کهن‌ترین بخش سرزمین میانرودان که از آن سومری‌هاست، روشنگر پیوستگی و اهمیت فرهنگی مناطق مختلف سرزمین‌های ایرانی است. چرا که سومری‌ها نیز همچون دیگر پدیدآورندگان مراحل مختلف تمدن و فرهنگ ایرانی گل وجودشان و جانمایه فرهنگشان از همین آب و خاک است.

بجز یادمان‌های نهفته در دل خاک که به همت باستان‌شناسان، بار دیگر رخ به آفتاب باز می‌کنند، در فرهنگ زنده و جاری نیز جلوه‌های فراوانی از این فرهنگ کهن در سایه فراموشی قرار گرفته‌اند و بر مردم‌شناسان و ایران‌شناسان است که غبار روزگاران از چهره آنها بزدایند.

 بسیاری از باورها، مراسم آیینی، قصه‌ها و دیگر صورت‌های فرهنگ شفاهی که امروزه در میان مردم زنده‌اند از لایه‌لایه فرهنگ‌های مردمان زمانه‌های پیشین گذشته‌اند و از هر دوره باری به همراه و نشانی بر چهره دارند، یافتن نشانه‌های این بخش از فرهنگ، جان رفته از کالبد بناها و اشیا و دیگر یادمان‌های کهن را باز می‌گرداند و زبان این آثار را به بیان نقش و کارکردشان باز می‌‌کند و با ما به سخن در می‌آیند. پیدایی اشیا و صورت‌های کالبدی فرهنگ، حاصل کنش متقابل (برهم کنش) دریافت‌ها و رفتارهاست و در بستر الگوهای رفتاری، اعم از رفتار فنی، آیینی و جز آن پدید می‌آید. هر اثر، تبلور یک جریان کار و اندیشه است که به پدید آمدن آن انجامیده و خود وسیله‌ای برای سیر و جریانی دیگر شده است. هر شی و هر اثر کالبدی، نمودی از فرهنگ را در خود جاری دارد. از دیروز آغاز شده، در امروز جریان دارد و تصویرش در آیینه فردا نقش خواهد بست و البته باید بیفزایم که برداشتن غبار زمان و آوار رخدادها، از چهره نمودهای فرهنگ شفاهی، به سبب سیال بودن این شاخه از فرهنگ، کار آسانی نیست و جستجویی آگاهانه و مردم‌شناسانه و به کلام کامل‌تر، فرهنگ‌شناسانه را می‌طلبد. کوتاه سخن این که، نگاه مجموعه‌ای در پژوهش آثار کالبدی و غیرکالبدی، بی‌تردید ما را به شناخت کلیت فرهنگ و نظام حاکم برشهرها و محوطه‌های باستانی خواهد برد. سیاستی که خوشبختانه در پژوهش‌های فرهنگی امروزی مورد توجه قرار گرفته، و کاوش‌های دره هلیل‌رود و جیرفت، نمونه بارز و برجسته آن است.

محمد میرشکرایی
رییس پژوهشگاه مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها