اینکه برنامهساز تخیلات و افکار خود را مسلم و کاملا درست بداند و تصور کند کاملا با واقعیتها مطابقت دارد، گاهی او را به بیراهه میکشاند. ارتباطات جمعی برای پاسخ دادن به نیازهای افراد به کسب اطلاعات و معلومات جدید روز به روز توسعه مییابد و از وسایل انتقالی و انتشاری سریعتر و مجهزتری استفاده میکنند. در صورتی که تلقی درستی از مخاطب نداشته باشیم ضمن اینکه وقت و فرصت او را هدر میدهیم درواقع فناوریها و تجهیزات را هم دچار کاهش بهرهوری و بازدهی کم میکنیم. شناخت جامعه هدف نقش مهمی در افزایش بهرهوری وسایل ارتباط جمعی ایفا میکند. مثلا وقتی شما برنامهای درباره ازدواج جوانان میسازید کسانی که مسن هستند یا سالهای دور ازدواج کردهاند جمعیت هدف شما محسوب نمیشود. اگرچه ممکن است در وهله بعدی مثلا به علت اینکه فرزندانی جوان دارند و در زندگی آتی آنان نقش آفرینند مخاطب شما باشند، اما مخاطب اصلی یا جامعه هدف شما جوانانی هستند که میخواهند ازدواج کنند. همچنین وقتی برنامهای درباره کشاورزی میسازید مسلما جامعه روستایی از لحاظ جغرافیایی جامعه هدف شما محسوب میشوند. اگرچه در سندها هم شاید کسانی به کشاورزی علاقهمند باشند ولی روستاییان، کشاورزان، فارغالتحصیلان کشاورزی اصلیترین مخاطبان شما هستند. توجه به ویژگیهای دیگر نظیر سن و سال مخاطب، آرزوها و آمال او، وضعیت فرهنگی و طبقاتی او و مولفههایی از این قبیل بسیار مهم است. برای به دست آوردن اطلاعات صحیح از مخاطبان و طبقهبندی جامعه هدف میتوان از راهکارهای زیر مدد گرفت.
1 - برقراری ارتباط دوسویه با مخاطب نظیر اعلام شماره تلفن، پست الکترونیک، پیامگیر و ... در برنامهها
2 - دادن سفارش به موسسات و کسانی که در زمینه روش تحقیق و نظرسنجی خبرهاند.
3 - توجه به ارتباط محتوایی و ساختاری برنامه با جامعه هدف
4 - استفاده از تجربیات پیشکسوتان رسانهای و به اصطلاح قدیمیهای رسانهها در تجزیه و تحلیل رفتار مخاطب
5 - دادن سفارش کار به دانشگاهها تا در قالب پایاننامههای دانشجویی بتوان در مورد مخاطبان و طبقهبندی آنان نتیجهگیری کرد.
در پایان بیان این مطلب ضروری است که شناخت مخاطب اولین و مهمترین گام در برنامهسازی است. برنامهسازی با مخاطب و برای مخاطب باید سرلوحه کار برنامهسازان باشد چون امروز مخاطب منفعل نیست و با توجه به قدرت بالای انتخابی که دارد میتواند براحتی رسانه مورد دلخواه انتخاب کند و براحتی تغییر دهد.