مجری: میشه لطفا یقهتونو ببندین؟
مهمان: من اینجوری خوشم میاد...
مجری: میدونین آخه... خوبیت نداره که تو یک برنامه تلویزیونی...
مهمان: شما میدونین با کی دارین صحبت میکنین؟ من دکترای فلسفه از کالج برلن دارم و کارم تو ورزش دنیا درسته...
مجری: درسته و همه ما احترام شما را داریم... اما بینندگان گرامی ممکنه که الگوی بد بگیرن...
مهمان: ببخشینا... شما اصلا در حدی هستی که داری با من این جوری حرف میزنی؟ مگه ندیدی که داور بازی با من چهطوری حرف زد؟
مجری: قاطی نکنین. به اون هم میرسیم. ولی برای آخرین بار خواهش میکنم یقهتونو ببندین...
مهمان: اگه نبندم چی کار میکنی؟
مجری: اون وقت مجبور میشم بدون خداحافظی عذرتونو بخوام...
«ماجرا همین جوری ادامه داشت و مهمان زیر بار نمیرفت تا این که مجری کوتاه آمد و مجبور شد که برنامه را همین جوری ادامه بده. چند دقیق بعد از این جنجال، کارشناس داوری که ریشی توی ورزش سفید کرده و برای خودش آدم باآبرویی است، حرفی میزند که با واکنش ناجور مهمان مواجه میشود...»
مهمان: شما اصلا هیچی از ورزش نمیفهمین...
مجری: لطفا ادب را رعایت کنین آقا!
مهمان: من همین جوری حرف میزنم و هیشکی هم جلودارم نیست. چون ببخشینا من هم آدم تحصیلکردهایام و هم پرافتخار...
کارشناس داوری: ولی فکر نمیکنین که همین قضیه مسوولیت شما را بیشتر میکنه...
مهمان: من جوابگوی کسی نیستم. هفته پیش گفتم که هر کی میخواد رئیس بشه باید خالیبندی کنه و از راه نادرست وارد بشه. من این هفته رئیس شدم و حالا میگم که کارم درسته. دو تا شغل دارم و هیشکی حق نداره به من بگه بالای چشمم ابروست. حرفی دارین؟
مجری: راستش من فکر میکنم...
مهمان: شما اصلا نباید فکر کنین بدون اجازه من. مگه من نگفته بودم که سوالاتونو قبل از برنامه بدین من بخونم که به کدومشون جواب بدم و کدومشونو پاره کنم و بریزم دور؟
کارشناس داوری: ولی این طبق قانون جوانمردانه ورزش نیست...
مهمان: از شما به جرم توهین به خودم شکایت میکنم. من جوانمرد نیستم؟
مجری: میدونین... بهتره که این بحثو جمع کنیم و به چیزای دیگه بپردازیم...
مهمان: صبر کن ببینم این کارشناس داوری شما حرف حسابش چیه...
مجری: نه نه... خواهش میکنم... بهتره به بخش دیگهای از برنامه توجه کنید...
«پس از چند دقیقه بار دیگر برمیگردیم به استودیو و چهره مجری را میبینیم که درب و داغون شده و کارشناس داوری را هم لحظاتی قبل با برانکارد از استودیو به بیمارستان بردند. مجری که بادمجون بزرگی زیر چشمش کاشته شده و چونهاش آویزون شده سعی میکند خودش را خونسرد نشان دهد.»
مجری: بینندگان عزیز برنامه بعدی سه ماه دیگه پخش میشه و موضوعش هم فواید چند شغله بودن و ستایش از بالا رفتن صدای یک ورزشکار در یک برنامه زنده تلویزیونی است. مسابقه اس.ام.اس ما هم اینه که خوشتیپترین آدم توی این ورزش کیه. همکارانم به من خبر دادن که تو همین چند ثانیه دویست میلیون نفر توی مسابقه ما شرکت کردن و به همین مهمون ما رای دادن.
غضنفر هالیوودیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم