استیصال امریکا

رئیس جمهوری بعدی امریکا چالش‌های بسیاری را در زمینه سیاست خارجی به ارث خواهد برد اما قطعا یکی از بزرگ‌ترین آنها جنگ سرد خواهد بود. بله، رئیس جمهوری بعدی، رئیس جمهوری جنگ جنگ سرد خواهد بود. اما این جنگ سرد با ایران است.
کد خبر: ۱۷۵۸۵۸

این ماجرای واقعی در خاورمیانه امروز است: مبارزه برای (به دست آوردن) نفوذ در سراسر منطقه ، که امریکا و متحدان عرب سنی آن (و اسرائیل) به این منظور در برابر ایران، سوریه و متحدان غیردولتی آنها، یعنی و حماس و حزب‌لله قرار دارند. همچنان که در سر مقاله 11 می روزنامه ایرانی کیهان گفته شده «در مبارزه قدرت در خاورمیانه فقط دو طرف وجود دارد: ایران و امریکا.»

در حال حاضر گروه امریکا در حال باختن در تقریبا همه جبهه‌ها است. چگونه به این نتیجه می‌رسیم؟ پاسخ کوتاه این است که ایران با هوش و بی‌رحم و امریکا خنگ و ضعیف است و جهان عرب سنی بی‌مسوولیت و نالایق و دچار تفرقه است.

موضوع حیرت‌آور اخیر تلاش ایران ــ‌ سوریه ــ حزب‌الله برای قبضه قدرت در لبنان است. نیروهای حزب‌الله، با توجه ویژه برای درهم شکستن رسانه‌های خبری ترقیخواه مانند تلویزیون فیوچر، به محله‌های سنی‌نشین غرب بیروت حمله کردند تا ماشین تبلیغات حزب‌الله بتواند برفضای رسانه‌ای کشور مسلط شود.

حزب‌الله شیعه ظاهرا برای حفظ لبنان از اسرائیل پدیدار شد که پس از انجام آن کار، حالا تغییر مسیر داده و لبنان را به سوریه و ایران فروخته است.

همه اینها بخشی از چیزی است که ایهود یاری، یکی از بهترین تحلیلگران اسرائیلی امور خاورمیانه» «صلح ایرانی» می‌نامد. یاری در مقاله 28 آوریل خود در «جروزالم ریپورت» به شبکه نفوذی که ایران در خاورمیانه ایجاد کرده ــ‌ از نفوذی که بر نوری المالکی نخست وزیر عراق دارد تا توانایی آن برای اعمال نفوذ بر عملا تمام شبه نظامیان شیعه در عراق، تا تبدیل حزب‌الله به صورت یک قدرت ــ با 40 هزار راکت ــ  که می‌تواند لبنان را کنترل و اسرائیل را در صورت تصور حمله به ایران به خطر اندازد، تا توانایی آن به تقویت حماس در غزه و ممانعت از تحقق هرگونه صلح تحت حمایت امریکا بین اسرائیل ــ‌ فلسطین اشاره می‌کند.

یاری نوشت: ساده بگویم تهران شرایطی به وجود آورده که هر کس بخواهد به تاسیسات اتمی آن حمله کند، این موضوع را در نظر خواهد گرفت که این کار موجب جنگ تلخ درجبهه‌های لبنان، فلسطین، عراق و خلیج فارس خواهد شد. این یک استراتژی پیچیده باز دارنده است.

«آرون دیوید میلر» مذاکره کننده سابق در امور خاورمیانه در دولت‌های جمهوریخواه و دموکرات امریکا در کتاب جدید خود درباره فرآیند صلح با عنوان «سرزمین بسیار زیاد وعده داده شده» می‌نویسد: برعکس، گروه بوش در 8 سال توانسته امریکا را در موقعیتی منحصر به فرد در خاورمیانه قرار دهد که «نه دوستش دارند، نه از آن می‌ترسند و نه به آن احترام می‌گذارند.»

میلر افزود: ما 8 سال در دوره کلینتون ناشیانه کوشیدیم در خاورمیانه صلح برقرار کنیم و بعد 8 سال دیگر در دوره بوش لنگ لنگان در آنجا جنگیدیم و حاصل آن امریکایی است که در منطقه‌ای گیر افتاده که نه می‌تواند به اوضاع آن سر و سامان دهد و نه می‌تواند آنجا را ترک کند.

وی گفت: به چند ماه گذشته نگاه کنید: بوش در ژانویه، کاندولیزا رایس وزیرخارجه در فوریه، دیک چنی معاون رئیس جمهوری در مارس، وزیر خارجه دوباره در آوریل و رئیس جمهوری هفته گذشته دوباره به خاورمیانه رفتند. پس از همه این تلاش‌ها قیمت نفت به گرانی و دورنمای صلح به تیرگی همیشه است.

همچنان که میلر می‌گوید: «امریکا در حال حاضر نمی‌تواند هیچ یک از بازیگران اصلی منطقه را شکست دهد، با آن همکاری یا آن را مهار کند.

گفتگوی اصلی بین باراک اوباما و هیلاری کلینتون بر سر این است که آیا باید با ایران مذاکره کنیم یا نه. اوباما طرفدار مذاکره و کلینتون مخالف این کار بوده است. اما افسوس که سوال اصلی برای رئیس جمهوری بعدی این نیست که ما با ایران مذاکره می‌کنیم یا نه بلکه این است که ما اهرمی برای این کار داریم یا نداریم.

وقتی نفوذ و اهرمی دارید مذاکره کنید. وقتی ندارید آن را با ایجاد انگیزه‌ها و فشارهای اقتصادی، دیپلماتیک یا نظامی بسیار وسوسه کننده که نادیده گرفتن آن برای طرف دیگر ترساننده باشد، به دست آورید.

در این زمینه است که گروه بوش در رابطه با ایران بسیار بی‌کفایت بوده است. تنها طرف ضعیف‌تر (از امریکا)، جهان عرب سنی است که یا مست درآمدهای نفتی است که تصور می‌کند می‌تواند با آن از هر چالش ایران بگذرد یا به قدری دچار تفرقه است که نمی‌تواند اقدام موثری در حمایت از منافع خود انجام دهد ــ‌ یا هر دو .

 ما خیال جنگیدن با ایران را نداریم و نباید هم داشته باشیم. اما مشاهده این که امریکا و دوستان عرب آن این قدر ضعیف باشند که نتوانند یکی از آخرین جلوه‌های حکومت شایسته، کثرت‌گرایی و فضای باز سیاسی را در جهان عرب از تعرض ایران و سوریه حفظ کنند، غم‌انگیز است. تنها چیزی که باعث تسلی می‌شود دانستن این نکته است که هر کسی که تاکنون کوشیده به تنهایی بر لبنان سلطه پیدا کند ــ‌ مسیحیان مارونی، فلسطینیان، سوری‌ها و اسرائیلی‌ها ــ  واکنش مردم آن را برانگیخته و ناکام مانده است.

میشل یونگ روزنامه‌نویس لبنانی می‌گوید:  لبنان جایی نیست که کسی بتواند بدون اجماع، بدون به حساب آوردن دیگران آن را کنترل کند. لبنان برای کسانی که خیال‌های خام درباره آن داشته‌اند گورستانی بوده است.

وی می‌افزاید: در خاورمیانه دشمنان شما همیشه به نظر می‌رسد راهی برای پیوستن به یکدیگر و دشوار کردن ناگهانی و شدید کارها برای شما پیدا می‌کنند.



نیویورک تایمز
ترجمه: علی کسمایی



newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها