در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرد مسافر همین که سوار ماشین شد، سر صحبت را باز کرد و از مشکلات روزمره صحبت کرد، من هم که به نظرم رسید او فرد خوبی است درد دلم را شروع کردم و برایش توضیح دادم که صبح به بانک رفته بودم و از مشکلاتی که در آنجا پیش آمد تعریف کردم، مرد مسافر که توانسته بود اعتماد مرا جلب کند، نوشیدنی از کیسهای که در دست داشت بیرون آورد و به من تعارف کرد، من هم قبول کردم، هنوز قوطی حاوی آبمیوه را تا نیمه نخورده بودم که یکدفعه بیحال شدم. مدتی بعد که به هوش آمدم متوجه شدم پولهایی که از بانک گرفته بودم در جیبم نیست و مرد مسافر هم پیاده شده و رفته است.»
ماموران پلیس با شکایت این مرد، تحقیقات خود را آغاز کردند و موفق شدند با راهنمایی مرد راننده، عکس چهرهنگاری شده مرد سارق را به دست آورند و سرانجام بعد از چند روز وی دستگیر شد. مرد مسافرنما، به سرقت اعتراف کرد و مدعی شد با این شیوه سرقتهای دیگری نیز انجام داده است که تحقیق در این خصوص ادامه دارد.
در پرونده دوم، ماموران پلیس تهران نیز موفق شدند، مردی را که با خوراندن کباب آلوده زوج سالخوردهای را مسموم کرده و پولهایشان را به سرقت برده بود دستگیر کنند.
پلیس زمانی در جریان این پرونده قرار گرفت که زن سالخوردهای به ماموران شکایت برد و اعلام کرد، اموالش به سرقت رفته است. این زن گفت: «چند روز قبل از حادثه مردی میانسال با خانه ما تماس گرفت و گفت، مبلغ پولی به من بدهکار است، چون به یاد نداشتم به کسی پولی قرض دادهام به حرفش توجهی نکردم، اما او مدام تماس میگرفت، هرچه گفتم من به کسی پولی ندادهام توجهی نکرد و با اصرار از من خواست تا به دیدنش بروم، برای این که ببینم مساله چیست سر قرار حاضر شدم.»
زن سالخورده گفت: مرد میانسالی را دیدم که منتظر من بود، او گفت سالها پیش از من مقداری طلا خریده و کمی پول بدهکار است که حالا توانسته آن را پس دهد، من هم پول را قبول کردم با این که به یاد نمیآوردم به وی اعتماد کردم. وقتی پول را گرفتم، مرد میانسال از من خواست از آنجایی که از شهرستان آمده است و جایی برای ماندن ندارد، شب را پیش من و همسرم باشد. من هم قبول کردم، چون به وی اعتماد کرده بودم، مرد میانسال را به خانه آوردم. خیلی مودبانه رفتار میکرد، او گفت چون خجالت میکشد و دوست ندارد باری به گردن ما باشد، از من خواست تا اجازه دهم شام را او تهیه کند.
زن شاکی گفت: موقع شام مرد میانسال مقداری کباب درست کرد و سر سفره آورد، ما همگی شام خوردیم و بعد از چند دقیقه من و شوهرم از حال رفتیم. وقتی به هوش آمدیم مرد میانسال نبود و متوجه شدیم هرچه پول و طلا در خانه داشتیم به سرقت برده است. با توجه به شکایت زوج میانسال پرونده به جریان افتاد و با توجه به سرنخهای به جای مانده، ماموران سارق میانسال را دستگیر کردند. وی که کیانوش نام دارد به جرم خود اعتراف کرد و گفت: من این زوج را از مدتی قبل تحت نظر گرفته بودم و میدانستم تنها هستند و به همین خاطر هم نقشه سرقت را طراحی کردم.
با توجه به اظهارات سارق میانسال، پلیس تحقیقات خود را درخصوص اینکه این مرد جرایم دیگری هم انجام داده یا خیر آغاز کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: