در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمایش «غلتشنها» به نویسندگی کارلو گولدونی و کارگردانی حمید آذری که هماکنون در تالار سایه مجموعه تئاترشهر اجرا میشود، از لحاظ ژانر نمایشی یک کمدی دلارته ایتالیایی است.
متن نمایش غلتشنها به نویسندگی کارلو گولدونی از لحاظ موضوعی چیز تازه و بدیعی نیست و عبارت است از یک مراسم خواستگاری که به علت تنگنظری، غرور و خشونت مردان مستبد و خودرای بتدریج به یک معضل تبدیل میشود. در این نمایش مردان از اقتدار بسیار بالایی برخوردارند و با زنان و فرزندان خود همانند بردگان رفتار میکنند. ارباب منشی و طبع وحشیانه و دور از منطق و حتی حماقتآمیز مردان در روند شکلگیری حوادث فراز و فرودهای زیادی ایجاد میکند که همگی برای کارگردان تبدیل به فرصتهای نمایشی میشوند.
موضوع تکراری
موضوع خواستگاری و مخالفت و تنگنظری مردان یک یا هر دو خانواده را بارها در نمایشهای لالهزاری و تخت حوضی هم مشاهده کردهایم، اما این موضوع به دلیل مقابل هم قرار دادن افکار نو با عقاید کهنه همواره از کنشزایی و هیجان خاصی برخوردار بوده است و این ویژگی، تکراری یا کهنه بودن آن را تحتالشعاع قرار میدهد.
استفاده زیاد نمایشهای لالهزاری و تختحوضی از چنین موضوعی بیدلیل هم نیست، چون شباهتهایی بین نمایش کمدی دلارته و این نوع نمایشهای ایرانی وجود دارد. در همه آنها از تکرار و تقلید، بدیههگویی، بدیههسازی، حاضر جوابی، لطیفهگویی و حرکات غیرقابل پیشبینی استفاده میشود، نمایشهای لالهزاری و تختحوضی این برتری را بر کمدی دلارته دارند که ویژگیهای اخلاقی، انتقادی و سیاسی و اجتماعی آنها به مراتب برجستهتر و بیشتر است. در عوض، ریتم و ضرباهنگ اجرای نمایش کمدی دلارته که شاکله نمایشی بارزتری به اجرا میدهد، تندتر و در آن بزن و بکوب هم زیاد است.
کمدی هنرمندان
«کمدی دلارته» یا «کمدی هنرمندان» در نیمه قرن شانزدهم نضج گرفت و در ایتالیا و اروپا و سراسر اروپای غربی توسعه پیدا کرد و تا اواسط قرن هجدهم ادامه داشت.
منشأ و مکان اصلی و آغازین آن مشخص نیست. این نمایش به دلیل تحرک و حوادث ریز و درشت زیادش و نیز رویکرد خاصی که به ژانر کمدی دارد، بسیار سرگرمکننده، گیرا و انتقادی است. در این کمدی معمولا از ماسک یا نقاب هم استفاده میشود. ضمنا کارلو گولدونی بر وجه اخلاقی موضوع تاکید میکند و نمایش نهایتا رویکردی انتقادی دارد.
در نمایش غلتشنها به کارگردانی حمید پورآذری آنچه به عنوان موضوع نمایش ارائه شده، گرچه در اصل بنمایههایی واقعی دارد، اما بنا به شیوه پردازش آن به شکل «واقعیتهای نمایشی» درآمده است. با آنکه دیالوگها، روابط و حرکات و حوادث به عنوان بدیههگویی و بدیههنمایی ارائه میشوند، اما نباید فراموش کرد که قبلا به همه آنها آگاهانه شکل داده شده است. فقط آن بخشهایی که هنگام اجرا توسط خود بازیگران به طور ابتکاری شکل میگیرد، بدیههگویی و بدیههنمایی تلقی میشود.
نمایش غلتشنها اجرایی بسیار دلنشین، سرگرمکننده و شاد دارد و از لحاظ اجرا سرشار از ظرافتها و کارکردهای نمایشی است. به رغم تکراری بودن موضوع، شیوه پردازش آن توسط «کارلو گولدونی» دارای برخی ویژگیها و تازگیهاست که در دیالوگها خود را نشان میدهد: «در میزنن، نخیر در نمیزنن. دارن در دلشو میزنن» ، «من امروز میل ندارم عصبانی بشم» ، «اگر با شوهری که دارم این جور رفتار نکنم آن قدر لاغر میشم که تحلیل برم»، «اگر او به اندازه لوبیا درشت بارم میکنه، من به اندازه کدو درشت بارش میکنم»، «من از هر چی خوشم نیاد، اونو برای شما قدغن میکنم» و ...
کشمکشها و تقابلها
میزان کشمکشها و تقابلگراییهای شخصیتها از مضمون دیالوگهای فوق قابل استنباط است. ضمنا برخی از این دیالوگها با آواز اپرایی بیان میشوند که ابتکار خود حمید پورآذری است. این حالت نوعی امتیاز و ویژگی نمایشی محسوب میشود، چون توسل پرسوناژها را به هر شیوهای برای قبولاندن ذهنیتهایشان با حالتی کمیکتر برون نمایی میکند.
نمایش غلتشنها از لحاظ اجرا و کارگردانی ویژگیها و برجستگیهای چشمگیری دارد که نشانگر شناخت درست کارگردان از ژانر نمایش است. میزانسنهای پیدرپی و گوناگون، استفاده کامل از همه فضای صحنه و نیز بهکارگیری ابزار صحنه، مخصوصا سکوهایی که حالت پلکان دارند و از فضای داخلی آن برای مخفی شدن برخی پرسوناژها استفاده میشود، همگی نشانگر هوشمندی کارگردان است.
استفاده از حرکات تند و حتی کند، شکیل بودن جایگیریهای بازیگران، تاکید بر حرکات موزون، ژست و فیگور و حتی ادا نمودن دیالوگها با صدای زیر، رویکرد خلاقانه به صحنههای مقابله و رویارویی پرسوناژها و استفاده از ترفندهایی مثل گذاشتن چهارپایهها سر راه ارباب لوناردو به هنگام حرکت، تقلید حالات و تکرار در حرکت و گفتار، استفاده از ماسک، بلندگو و پوکه فشنگ به عنوان ابزار نمایش، حرکات فرضی و نمایهای برای نشان دادن پی همه چیز را به تن مالیدن، نگاه کردن به آیینه بسیار کوچک و باور پذیر بودن رفتارهای مبتنی بر هجو و هزل و حتی مقابله با همدیگر، اصرار بر آداب و عادات خاص و میمیک چهره به هنگام تحریف و مبالغه و گزافهگویی و گزافه نمایی، تماما در راستای انتقال هر چه عمیقتر محتوای نمایش است که موسیقی زنده و ریتمیک کنار صحنه نیز به این واریته پر از حرکت جذابیت خاصی بخشیده است.
در یکی از صحنهها مقابله زن و مرد با استفاد از حرکات موزون و ریتمیک رقص اسپانیولی و کوبش پاشنهها بر کف صحنه نشان داده میشود. این ترفند مقابله آنها را در قالب یک صحنه نمایشی کمیک مضاعف کرده است.
نمایش شخص محور
نمایش غلتشنها به طراحی و کارگردانی حمید پورآذری، نمایشی پرسوناژ محور است و همه دادههای آن از طریق گفتار، رفتار، خلقیات و نوع تفکر پرسوناژها به تماشاگر منتقل میشود و از این لحاظ گیرایی آن ارتباط مستقیمی با نوع بازی بازیگران دارد و بازیگران هم توانمندی و انرژی قابل تحسینی را به نمایش میگذارند. طوری که الگوی شاخص و ماندگاری از شیوه بازیگری در نمایشهای کمدی را عملا ارائه میدهند آنها از تمام ظرفیتهای فیزیکی و روحی خویش بخوبی استفاده میکنند، حتی صدا و چهرهشان را متناسب با نوع دیالوگها و موقعیتها تغییر میدهند.
در رابطه با شخصیتهای دوست داشتنی نمایش باید به بازی خوب علی سرابی، هدایت هاشمی ، معصومه قاسمیپور، آتیه جاوید، رزیتا فضایی، مینا خسروی، جواد پورزند، محمدطیب طاهر، سامان دارابی و افسانه بخشیفر اشاره کرد. طراحی صحنه و لباس که توسط خود حمید پورآذری انجام شده، شایسته تحسین است. استفاده از رنگ قرمز برای سکوها و کف صحنه حاکی از تحرک و گرمی است.
رنگها و مدل لباسها و ترفندهایی که برای تغییرات ظاهری و فیزیکی بازیگران در نظر گرفته شده، جوابگوی نقشهای آنهاست و ضمنا در مواردی حالتی فانتزیک هم به بعضی از آنها داده است (مارینا و کلفت). چهرهآرایی بازیگران به طراحی امیر قادری بازیگران را به نقشهایشان منتسب میکند.
حمید پورآذری اصرار داشته شاکله تمام آنچه روی صحنه میگذرد قرینه حوادث بیرون از نمایش نباشد و تماشگر در همه حال بداند که در سالن تئاتر در حال تماشای یک نمایش است. این حالت را باید مرهون تند کردن گفتار و رفتار پرسوناژها به تناسب نوع نمایش دانست. نور با موضوع نمایش همخوان است و در لحظههایی هم به کمک رویکرد ابتکاری طراح آن حسن آزادی و مجری آن محسن سینایی به تناسب فراز و فرودهای صدای بازیگران کم و زیاد میشود و کاربری نمایشی بیشتری پیدا میکند.
نمایش کمدی دلارته، غولتشنها به نویسندگی کارلو گولدونی و طراحی و کارگردانی حمید پورآذری از آغاز تا پایان لحظهای تماشاگران را به خود وا نمیگذارد و با گیرایی و جذابیتهای خاص خود همه را میخنداند و مفتون صحنه میکند. حمید پورآذری بر تمام اجزای صحنه یعنی لباس، نور، موسیقی، میزانسنهای مناسب و تاکید زیاد روی بازیگران توانمند و هدایت آنها، در کل نمایشی پر تحرک، زیبا و کاملا کمدی ارائه میدهد که ارزش چند بار دیدن دارد.
حسن پارسایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: