در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سالهای دهه 1330 تهران که در حال گسترش بود زمینهای شده بود برای فیلمها و این فیلمها داستان خود را در باب همین شهر و اتفاقات حول آن روایت میکردند. اسماعیل کوشان در «شیرینی عشق»، ساموئل خاچیکیان در «بازگشت»، سردار ساگر در «خورشید میدرخشد» و سیامک یاسمی در «طلسم شکسته» از جمله کسانی بودند که به شهر تهران توجه کردند و در آن روایاتی نظیر خودکشی با اتومبیل و مشکلات شهری دیگر از این دست را بیان کردند. داستانهای دیگری نیز نظیر ثروتمند شدن یکشبه افراد فقیر بیانگر آرزوهای محال و دست نیافتنی قشری از جامعه بود که روزگار به سختی میگذرانید و در حسرت یک زندگی مرفه و بیدردسر میسوخت. این موضوعات نشانگر اوضاع زمانه است. مشکلات شهری که به تدریج رو به گسترش بود و افزایش فقر که نتیجه بسیاری از اتفاقات آن دوران بود در فیلمها به نمایش درمیآمد و نشانگر زمانه خویش میگردید.
به این مطالب میتوان اضافه کرد که در پایان دهه 30، برخی مشاغل جدید که محصول وضعیت اقتصادی و فرهنگی آن دوران بود بتدریج وارد سینمای ایران گردید. برای مثال میتوان به شخصیت «مهندس» اشاره کرد که در کارگاه ساختمانی یا کارخانه حاضر بود یا شخصیت پزشک، کارمند شرکت بیمه، روزنامهنگار و وکیل از دیگر مشاغلی بودند که با تقلید از نمونههای خارجی وارد سینمای آن روزگار شدند.
در دهه 30 و در اثر سیاستهای خاص آن دهه، ستارهسالاری که سالهای بعد در سینمای ایران حضور خود را حفظ خواهد کرد زاییده شد. در همین سالها ثریا بختیاری حلقه واسطی شد برای ارتباط سیاست ایران با سینما.
ثریا پس از جدایی از محمدرضا تصمیم گرفته بود وارد سینما شود و به عنوان بازیگر فعالیت خود را ادامه دهد. در روزنامه نیویورک هرالد تریبیون اینگونه آمده است: «... ثریا که مدت زیادی را در عزلت و تنهایی گذرانده پا به عالم سیاست میگذارد... شاهزاده خانم ثریا که در 1949 به عنوان ملکه ایران پا به دربار ایران گذاشت اعلام کرد قصد دارد نام جدید سینمایی برای خود برگزیند.» البته این مساله با مخالفت دربار مواجه شد و اعلام شد اگر ثریا از این تصمیم خود منصرف نشود عنوان خود را از دست خواهد داد و مستمری ماهیانه 4 هزار دلاریاش از سوی دولت ایران قطع خواهد شد. اما بههر حال ثریا در فیلم سه اپیزودی «سه چهره از زن» (1965) ساخته آنتونیونی، بولونینی و ایندووینا بازی کرد. حضور سینمایی دیگر اعضای دربار، بازی رضا پهلوی پسر محمدرضا در سن
8 سالگی در فیلم «یک قصه پارسی» بود. این فیلم 31 دقیقهای در ایران به نمایش درنیامد و در انگلستان نیز نمایش بسیار محدودی داشت.
دهه 30 علاوه بر شروع ستارهسالاری در سینما، دهه ورود رقص و آواز به سینما نیز بود. شخصیتها در هر لحظه از فیلم که میتوانستند شروع به رقصیدن و آواز خواندن میکردند و همان راهی را میرفتند که مصر، لبنان و ترکیه پیش از این پیموده بودند.
مهدی رعنایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: