سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت‌

رابطه بازیگری با انواع انگور

این‌که قراراست پخش فیلم‌های تلویزیونی‌، ایرانی جایگزین فیلم‌های خارجی شود فی‌نفسه اتفاق خوبی است‌‌. از همان ابتدای طرح این مساله از طرف مدیر شبکه یک سیما که معتقد است: «فیلم ایرانی برای ایرانی» این طرح با استقبال مردم‌، کارگردانان‌، تهیه‌کنندگان و نویسندگان قرار گرفت‌‌. مردم دوست دارند فیلم ایرانی ببینند چون این با این فیلم‌ها بهتر ارتباط برقرار می‌کنند و داستان‌های فیلم‌های ایرانی برایشان ملموس‌تر است‌‌. مردم و مخاطبان تلویزیون مسلما با شخصیت‌های ایرانی بیشتر همذات‌پنداری می‌کنند و بیشتر تحت تاثیر آنها قرار می‌گیرند‌‌.
کد خبر: ۱۷۴۴۱۶

تولید انبوه فیلم‌های ایرانی که بتواند جوابگوی آنتن تلویزیون باشد برای تهیه‌کنندگان‌، نویسندگان‌، کارگردانان و بازیگران خبری مسرت‌بخش است چون برای آنها محیط کار فراهم می‌کند‌‌. وقتی پیشنهاد کار زیاد باشد امکان انتخاب بیشتر است و زمانی که کار زیاد باشد شرایط مالی هم بهتر می‌شود‌‌. خلاصه تولید انبوه فیلم‌های تلویزیونی برای همه خوب است اما اگر بر این تولیدات نظارت نشود و اگر سیاستی مشخص نویسندگان و تهیه‌کنندگان را راهبری نکند و فقط پر شدن آنتن ارجحیت پیدا کند‌، اتفاقی می‌افتد که در برخی موارد شاهد آن بوده‌ایم‌‌.

اگر به فیلم‌های ایرانی که در یکی‌، دو ماه گذشته از تلویزیون پخش شده است توجه کنیم به این نکته می‌رسیم که شخصیت اصلی این فیلم‌ها معمولا یک زن است که با خانواده و یا محیط اطراف خود دچار مشکل است‌‌. این زن‌ها یا روان‌ پریش هستند و یا از طرف همسر‌، برادر و یا نزدیکان خود به این حالت گرفتار می‌شوند‌‌. زن‌های فیلم‌های تلویزیونی معمولا مورد سوء‌استفاده‌های مالی قرار می‌گیرند‌‌. آنها تبدیل به بازیچه‌هایی می‌شوند تا مردان به پول بیشتری دسترسی پیدا کنند‌‌. جای دوری نمی‌رویم و به فیلم «گامی‌ در تاریکی» که جمعه هفته گذشته از تلویزیون پخش شد و امشب نیز از شبکه یک سیما تکرار می‌شود اشاره می‌کنیم‌‌. این فیلم هرچند از لحاظ قصه و ساختار فیلم قابل قبولی بود اما آنچه از خود به جا گذاشت ترویج بدبینی میان همسران و اعضای خانواده بود‌‌. مرد برای تصاحب ثروت و مایملک همسر خود او را با داروهای روانگردان به بیماری فراموشی مبتلا می‌کند‌‌. این مرد قبلا هم برای تصاحب زمین‌های زنی دیگر از این روش استفاده کرده بود‌‌.

گامی ‌در تاریکی‌، مشتی نمونه خروار است‌‌. فیلم‌های با این محتوا این روزها زیاد از تلویزیون پخش می‌شوند‌‌. حدود 2 هفته پیش هم شبکه تهران فیلمی ‌پخش کرد که زنی جوان با نقشه برادرش به عنوان همسر به زندگی مردی ثروتمند وارد می‌شد تا پول‌های او را از چنگش خارج کند‌‌.

تئوریسین‌های سینما می‌گویند سینما آینه زمان و جامعه است و آنچه را که دراجتماع رایج شده است را به نمایش می‌گذارد‌‌. اما کارشناسان تلویزیون از این رسانه به عنوان مدرسه‌ای برای جامعه یاد می‌کنند که در کنار انعکاس واقعیت‌های جامعه‌، آموزش هم باید بدهد‌‌. در سینما درام در خدمت فیلم و بازگشت سرمایه است‌‌. برای همین است که مردم سینما را انتخاب می‌کنند تا با دیدن یک فیلم خودشان درباره آن تصمیم بگیرند اما تلویزیون انتخابی نیست‌‌. در دنیای امروز تلویزیون است که مردم را به سوی خود می‌خواند و بسیاری از افراد جامعه بدون فکر کردن به امتیاز انتخاب که به آنها داده شده است به دیدن برنامه‌های تلویزیون می‌نشینند و از دیدن اتفاقات آن متاثر می‌شوند‌‌.

جامعه ما که در حال تجربه کردن بسیاری از شرایط نادر است شاید با بحران‌هایی شبیه آنچه که در فیلم‌های تلویزیونی دیده می‌شود‌، سر و کار داشته باشد اما تلویزیون جای انعکاس بی‌واسطه این بحران‌ها نیست‌‌. شایع کردن «بدبینی» اعضای خانوده به یکدیگر ویروس خطرناکی است که رکن اصلی و بنیادین جامعه‌، یعنی خانواده را از ریشه خواهد پوساند‌‌.

شاید زمان آن رسیده باشد که مدیران تلویزیون با دقت بیشتری به سوژه‌هایی که در فیلم‌های 90 دقیقه‌ای تلویزیون مطرح می‌شود‌، نگاه کنند‌‌. اکثر این فیلم‌ها در بخش خصوصی تولید شده و سپس به شبکه‌های مختلف تلویزیون فروخته می‌شوند‌‌. در تولید این آثار در کنار در نظر گرفتن ساختار زیبا شناختی که لازمه هر اثر هنری است‌، بازگشت سرمایه نیز اهمیت پیدا می‌کند‌‌. شاید به همین دلیل است که در بسیاری از این آثار نشانه‌های یک فیلم تلویزیونی در قالبی که برای رسانه و مخاطبان آن مفید باشد کمتر به چشم می‌خورد‌‌. به‌هرحال جلوی ضرر را از هر جا که بگیری سود است‌‌. فعال شدن بخش خصوصی در مشارکت با رسانه ملی حرکت مفیدی است البته به این شرط که این دو به یک همزبانی با یکدیگر دست پیدا کنند و شرایط رسانه حاکم بر تولیدات شود‌‌. 

حال که صحبت از فیلم‌های 90 دقیقه‌ای تلویزیون شد بد نیست از ارتباط این فیلم‌ها با بالا رفتن دستمزد بازیگران نیز بگوییم‌‌. برخی معتقدند که بالا رفتن میزان تولید فیلم‌های تلویزیونی باعث شده که بازیگران حسابی سرشان شلوغ شود و برای حضور در یک فیلم حتی در یک نقش فرعی دستمزد‌های بالایی طلب کنند‌‌. جالب این جاست که کارگردانان و تهیه‌کنندگان بشدت از حضور همزمان یک بازیگر در چند فیلم دلخور و گلایه‌مند هستند، اما چاره‌ای نیست‌، میزان تولیدات بیشتر از بازیگران است و تهیه کننده و کارگردان باید شرایط بازیگر را قبول کند و گرنه کارش با مشکل روبرو می‌شود‌‌. از طرفی تهیه‌کنندگان فیلم‌های 90 دقیقه‌ای برای جلب نظر مخاطبان ترجیح می‌دهند که از بازیگران چهره استفاده کنند و این دلیلی دیگر بر بالا رفتن دستمزد بازیگران تقریبا معروف تلویزیون است‌‌. جالب اینجاست درست در روزهایی که بالا رفتن دستمزد بازیگران به سوژه‌ای داغ تبدیل شده است کمتر کسی این موضوع را عنوان می‌کند که در دستمزد عوامل فنی فیلم‌ها از جمله فیلمبردار‌، طراح صحنه و لباس‌، طراح گریم و‌‌.‌.‌‌.
هیچ تغییری صورت نگرفته است‌‌. این عوامل بر خلاف بازیگران در یک  زمان مشخص فقط می‌توانند در یک فیلم حضور داشته باشند، اما دستمزدی که می‌گیرند با چند سال پیش تفاوتی ندارد‌‌. این تبعیض اقتصادی هم یکی دیگر از دستاوردهای تولید انبوه فیلم‌های تلویزیونی است که اگر برای آن چاره‌ای اندیشیده نشود چرخه تولیدات را با مشکل روبه‌رو خواهد کرد‌‌.

تلویزیون سینمایی یا سینمای تلویزیونی

فکرش را بکنید اگر مهران مدیری نبود که بازیگرانی چون جواد رضویان و رضا شفیعی جم را به دنیای بازیگری آن هم در ژانر طنز و کمدی معرفی کند بر سر سینمای کمدی کشور ما چه می‌آمد؟ حالا هی سینماگران روشنفکر و نوگرا بیایند و عجز و لابه کنند که وای سینما از دست رفت و فیلم‌های سینمایی دارد تبدیل به طنزهای 90 شبی تلویزیون می‌شود‌‌. یکی نیست به این آقایان و خانم‌ها بگوید اگر دلتان برای سینما می‌سوزد بروید چند تا بازیگر کمدی کار پیدا کنید یا آموزش بدهید تا سینماگران کمدی‌ساز مجبور نباشند برای فیلم‌هایشان از بازیگران طنز تلویزیونی استفاده کنند‌‌. فکر می‌کنید اگر سعید سهیلی در سینما بازیگر کمدی درست و حسابی پیدا می‌کرد بازهم نقش‌های اصلی فیلم چار چنگولی را به رضویان و شفیعی جم می‌داد؟ در توانایی این بازیگران شکی نیست، اما شما بگویید این بازیگران چه چیز جدیدی دارند که به مردم رو کنند‌‌. آنها که تاکنون در تلویزیون نقش دزد و معتاد و چاق و آوازه‌خوان و خلاصه همه جورش را بازی کرده‌اند و در سینما هم عاشق شده‌اند و هم مربی فوتبال، دزد و هم نویسنده فقیر چگونه می‌توانند با بازی خود مردم را بازهم به سینما بکشانند‌‌. چند بازیگر محدود هستند که سال‌هاست سینما و تلویزیون را ارتزاق می‌کنند‌‌.

تئوریسین‌های سینما می‌گویند سینما آینه زمان و جامعه است و آنچه را که دراجتماع رایج شده است را به نمایش می‌گذارد‌‌. اما کارشناسان تلویزیون از این رسانه به عنوان مدرسه‌ای برای جامعه یاد می‌کنند

در این سال‌ها سینما از تولید فیلم‌های کمدی پول‌های خوبی برای گیشه خود جمع‌آوری کرده است، اما واقعیت این است که مردم به چهره‌های نو احتیاج دارند تا در کنار سوژه‌های تکراری فیلم‌های سینمایی بتوانند کمی‌ خنده را چاشنی سینما رفتن خود کنند اما سینمای ایران آنقدر تنبل است که حتی قادر نیست بازیگر برای خود تربیت کند‌‌. هنوز هم رضا عطاران‌، مهران مدیری‌، جواد رضویان‌، رضا شفیعی جم و‌‌.‌‌.‌‌. هستند که زیر پر و بال سینمای کمدی را می‌گیرند و باعث رونق آن می‌شوند، اما واقعیت این است که سینما با تلویزیون تفاوت اساسی دارد و هر کدام بازیگران خاص خود را می‌طلبد و معلوم نیست اگر ادغام سینما با تلویزیون در کشور ما با همین سرعت پیش رود بر سرسینما و تلویزیون چه خواهد آمد چون در دنیای رسانه‌ای امروز این اتفاق یک مساله جدید است که کارشناسان باید راجع به آن نظر قطعی و تحقیقاتی بدهند‌‌.

حرف‌های شنیدنی یک کستینگ پرنفوذ

چند سال پیش نشریات سینمایی یک موضوع جالب را به عنوان سوژه  انتخاب کردند و چند روزی هم روی آن مانور دادند، اما یادمان نیست به چه دلیل این سوژه به موضوعی مسکوت تبدیل شد و دیگر کسی سراغ آن نرفت‌‌. قضیه از این قرار بود که یک خبرنگار زبل از این طرف و آن طرف شنیده بود که یکی از بازیگران سینما و تلویزیون برای خود به صورت نهانی دکان و دستگاهی راه انداخته است و برای فیلم‌های سینمایی و سریال‌های سنگین تلویزیونی بازیگر انتخاب می‌کند (به این فرد در سینمای آن‌ور آب می‌گویند کستینگ) و اگر بازیگری مورد توجه او قرار بگیرد و فقط  یک بار با او وارد «قرارداد» شود تا پایان دوره بازیگریش نانش دو لایه در روغن است و باید به آینده شغلی خود مطمئن باشد‌‌. این اطلاعات‌، خبرنگار زبل را واداشت تا در احوالات این کستینگ بزرگ سیر کند و با چند بازیگر که پرکار شده بودند به گفتگو بنشیند و قضیه را از آنها جویا شود برخی از این بازیگران که سرشان توی حساب و کتاب بود از بیخ ماجرا را تکذیب کردند و چند تایی که هنوز به صداقت در کارهای هنری اعتقاد داشتند این موضوع را قبول کردند و گفتند این نوع کار در سینمای حرفه‌ای دنیا‌، کاملا حرفه‌ای است و ما هم تابع شرایط حرفه‌ای هستیم‌‌.
(خبرنگار زبل تا همین جا پیش آمد و بعد معلوم نیست به چه دلیل از پیگیری ماجرا چشم پوشید) البته این نوع حرفه‌ای شدن اصلا بد نیست، اما چون بازیگران سینمای ایران بشدت محدود هستند بعد از مدتی «کستی» که این بازیگر معروف برای فیلم‌ها و سریال‌ها می‌چید خیلی تکراری شد و این به مذاق برخی از بازیگران که معروف هم شده بودند خوش نیامد و آنها برای فرار از کلیشه‌ای که آنها را فرا گرفته بود‌، رفتند و با یک سریال تلویزیونی قرارداد چند ساله بستند و به صورت جدی از سینما خداحافظی کردند به این امید که شاید زمانی که برگشتند از این کستینگ پر کار خبری نباشد‌‌. غافل از این‌که این فرد پر انرژی همچنان پر کار است و برخی پروژه‌ها برای او مدت‌ها معطل می‌مانند تا بازیگران او از کارهایی که دست گرفته‌اند فارغ شوند تا بتوانند در فیلم یا سریال آنها بازی کنند‌‌.

هفته گذشته یکی از بازیگران معروف و پرکار سینما با یک مجله‌ای گفتگویی کرد که گفته‌های او روی چند سایت ایرانی و خارجی‌، فارسی زبان هم منتشر شد‌‌. این بازیگر‌، هنرپیشه‌هایی را که به دنیای بازیگری آورده بود به انواع انگور تشبیه کرده بود‌‌. مثلا یکی را به انگور یاقوتی تشبیه کرده بود و دیگری را  به سرکه و آن دیگری را به آب انگور و‌‌‌‌.‌‌.‌‌. بعد از خواندن این گفتگو بعضی‌ها گفتند چقدر صحبت‌هایش شبیه آن«کستینگ» معروف است‌‌.

ما که بازیگر نیستیم که از نزدیک با این کستینگ پرنفوذ کار کرده باشیم و مقررات و قوانین او را بدانیم ولی با خواندن و شنیدن اسرار او به این نکته اخلاقی پی می‌بریم که «بازیگری هم کار دشواری است».

سارا بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها