از بهترین گلر تاریخ فوتبال ایران خبری در تیمهای ملی و باشگاهی نیست!
از ورزش دور نشدهام. بعضی بازیکنان میآیند با من تمرین میکنند، اما تمرین من با تمرین بازیکنان این دوره خیلی فرق میکند. بیشتر این بازیکنان نمیتوانند تمرینات سنگین من را تحمل کنند. کسی که 3 ماه با من تمرین کند، برای بیش از یک سال بدنش آماده است. تمرین سختی هم نیست، 6 حرکت ساده 45 دقیقه طول میکشد؛ اما بدن بازیکن کمکم عادت میکند.
احمدرضا عابدزاده تا کی میخواهد از صحنه اول فوتبال ایران دور باشد؟
ما که هستیم، باید به سراغمان بیایند، ضمن این که خیلی اهل مسائل حاشیهای و چاپلوسی نیستم. کسانی که در فوتبال و ورزش نبودهاند و حالا رسیدهاند، از مشکلات بیخبرند. پرونده این آقایان موجود است، باید به سوابق آنها رجوع شود.
به هر حال شما در مربیگری هم میتوانید موفق باشید.
بیشتر به فکر پسر خودم هستم. چون از 4، 5 سالگی یاد گرفته مدل من تمرین کند. تمرینات بدنی مهمترین قسمت کار است. بازیکنان و دروازهبانهای الان نمیتوانند با سیستم من تمرین کنند.
اعتقادی به مربی بدنساز ندارید، همه کارها را خودتان انجام میدهید؟
اگر روزی سرمربی تیمی شوم، به عنوان یک مربی کامل کار خودم را شروع میکنم. من هم علم بدنسازی را میدانم و هم تمرین و فوتبال را. با وظایف دروازهبان و دفاع و هافبک آشنا هستم.
پس در صورت وجود مدیرانی از جنس ورزش، عابدزاده هم به مربیگری برمیگردد؟
در تمام دنیا همین طور است. همه مدیران بخش ورزش را از ورزشکاران قدیمی انتخاب میکنند. کجای دنیا کسی که نمیداند ورزش چیست، مدیر یک تیم ورزشی میشود؟! کمیته داوران فدراسیون فوتبال را نگاه کنید. اگر عنایت خودش قبلا داور نبود، چه کار سختی داشت؛ اما الان چون تجربه کار را دارد، میتواند بهتر مدیریت کند. به نظر من، روسای فدراسیونهای مختلف ورزشی فوتبال، کشتی و وزنهبرداری باید ورزشکار قدیمی همان رشته باشند وگرنه نمیتوانند در مورد آن ورزش اشراف کامل داشته باشند.
ممکن است در تیمهایی که مدیران ورزشی دارند، مشغول کار شوید؟
هیچ چیز بعید نیست. شاید همین فردا، مجری یک تیم شدم. اگر همه چیز سر جای خودش باشد، چرا برنگردم؟ من که از تواناییهای خودم آگاهم.
شاید تفاوت عمده عابدزاده با دیگر دروازهبانها روحیه بالای شما بود. این روحیه ذاتی است یا اکتسابی؟
بدون شک ذاتی است. شاید یک نفر فوروارد خیلی خوبی باشد؛ ولی در بقیه جاهای زمین اصلا موفق نباشد. او فقط فوروارد خوبی است، حتی نمیتواند در آینده مربی یا مدیر خوبی باشد. دروازهبانی هم همین طور است. به نظر من، انسان باید مدام پیشرفت کند؛ فقط بودن کافی نیست. روز اولی که شما خبرنگار شدی، نمیآمدی با عابدزاده مصاحبه کنی؛ سلسلهمراتب را طی کردی. در دروازهبانی هم باید این زمان طی شود. اگر بخواهی مثل فوتبالیستهای الان پلهها را چند تا یکی بالا بروی، وقتی زمین خوردی، دیگر نمیتوانی برگردی. روحیهای که شما میگویید قسمتی از شخصیت من شده بود. همیشه به گذشته نگاه میکنم، شاید رمز موفقیت من هم این بود.
به عنوان یک مربی، این روحیه را میتوانید به شاگردتان انتقال دهید؟
اگر حقیقی یا شیث میآیند و با من تمرین میکنند چون من چیزی را دارم یا چیزی را میدانم که برایشان مفید است. من به بازیکن میگویم تو باید مثل خاویر زانتی (شماره 4 اینتر) شوی. میدانم که مثل او نمیشود؛ اما همین که بخواهد نصف راه را رفته است. همیشه به بازیکن میگویم مثل یک بیننده ساده به فوتبال نگاه نکند. باید روی یک بازیکن زوم کند و متوجه اشتباههایش شود.
روحیهای که شما داشتید، برای یک مربی هم خیلی مفید است.
مربی نباید فقط متوجه داخل زمین باشد. اگر من این را دارم، یاد گرفتهام. وقتی در آبادان بازی پرسپولیس با نفت آبادان را با آن همه تماشاچی متعصب بردهای باید بلد باشی چطور رفتار کنی. یک مربی باید به بیرون زمین هم توجه داشته باشد به داور، مربی حریف و تماشاچی با یک نگاه باید شرایط را درک کند.
به خاطرات فوتبال برگردیم. لیگ 75 پرسپولیس به استقلال اهواز 4 بر یک باخت؛ اما فصل بعد شما در رختکن گفتید باید بیشتر از 4 گل به آنها بزنیم تا انتقام بگیریم و پرسپولیس 5 بر یک برد.
در واقع 6 بر یک بردیم؛ چون گلی که من زدم را داور قبول نکرد. شما درست میگویید، ما 4 بر یک باختیم؛ اما شما شرایط آن مسابقه را نگفتید. آن بازی خردادماه بود، ساعت 3 بعدازظهر هیچ کدام از بازیکنان ما نمیتوانستند بدوند. چند تا از بازیکنان از شدت گرما دچار حالت تهوع شدند. اگر شرایط برگزاری لیگ مثل حالا بود و استادیومها پروژکتور داشتند، مجبور نبودیم در گرمای ظهر بازی کنیم. خود من در طول بازی چند لیتر آب روی سرم ریختم.
در بازی برگشت چه شد که نتیجه را جبران کردید؟
تقصیر چه کسی بود که در اهواز باختیم؟ مربی، مدیر یا بازیکن؟! هیچ کدام. ما در ظهر گرم اهواز باختیم و در سرمای تهران بازی را بردیم، چون بازیکنان اهوازی به سرمای زمستان تهران عادت نداشتند، همین عادت هوایی در نتایج تیم موثر بود. ما یک تیم تهرانی بودیم؛ در گرما باختیم و در سرما بردیم.
پس از آن باخت 4 بر یک مربی مورد مواخذه قرار نگرفت؟
چرا، اما ما 6 روز در تهران در گرمای ظهر تمرین کردیم تا با شرایط برابر مقابل استقلال اهواز قرار بگیریم. اما باز هم حریف گرمای وحشتناک نشدیم. استانکو این چیزها را خوب میفهمید، من هم از او چیزهای خوبی یاد گرفتم.
حالا هم پس از 12 سال دوباره پرسپولیس با همین نتیجه به استقلال اهواز باخت.
اینبار شرایط خیلی فرق میکرد. تیم شما در تهران 3 بر 2 برده و در شرایط آب و هوایی خاصی هم در اهواز سابقه ندارد. شما میدانید که کریم باقری را هم نداری، پس باید شرایط بازی را درک کنی. مربی باید در قبال این باخت پاسخگو باشد. قطبی باید میفهمید که در اهواز چه اتفاقی در انتظارش هست. اگر میفهمید، با 4 گل مغلوب نمیشد. باخت استقلال به پگاه یک اتفاق بود؛ اما باخت پرسپولیس فرق میکند. قطبی مقصر اصلی این شکست بود.
شما یک دوره مربی دروازهبانهای استقلال اهواز بودید.
شفیعزاده یک مدیر ورزشی است. او از من کمک خواست و من هم کمک کردم. تیم یازدهم جدول را تحویل گرفتیم و وقتی چهارم شد با تیم خداحافظی کردیم. استقلال اهواز همیشه تیم خوبی بوده است.
راجع به بازی با استرالیا صحبت کنیم. خاکپور میگفت دقیقه 8 فکر کرده نیمی از نیمه اول گذشته!
دقیقه 6 یا 8 بود، به من گفت پس از کرنر چند دقیقه به نیمه مانده؟ من هم گفتم اواخر نیمه است؛ چون او استرس زیادی داشت. وقتی کرنر فرستاده شد و توپ را گرفتم، به او گفتم به بازی ادامه بده، تازه دقیقه 8 است! مردم که از تلویزیون بازی را نگاه میکردند، از سرعت بالای تصاویر تعجب کرده بودند، فکر میکردند تلویزیون استرالیا فیلم مسابقه را تند کرده! ما با تمام وجود احساس کردیم که فوتبال دنیا سریع شده. دیگر فوتبال مثل قدیم نیست. فوتبالیست با ماهیگیر فرق دارد. هنگام ماهیگیری قلاب را به آب میاندازی و چای مینوشی، حالا یا میگیرد یا نمیگیرد. یا مثل موتورسواری نیست که اگر بنزین تمام شد، موتور را در دست بگیری و پیاده راه بیفتی! در هر لحظه از آن بازی لرزه بر تن بازیکنان میافتاد.
پسرتان را برای آموزش دروازهبانی به انگلستان فرستادید، در حالی که در چند دهه گذشته این کشور هرگز یک دروازهبان ایدهآل نداشته است. چرا او را به آلمان یا ایتالیا که دروازهبانان قابل اعتنایی تربیت کرده نفرستادید؟
اصول فوتبال در انگلیس است. اصلا تاریخ فوتبال دنیا مدیون انگلیس است. من همیشه پای در جایی میگذارم که بدانم کجاست. انگلیس زبان دارد بهعلاوه پسر من زبانهای دیگر را هم تا حدودی آموخته. بازیکن باید بتواند به چند زبان حرف بزند تا زبان داور را بفهمد. اصول دروازهبانی را خودم به امیر یاد دادم.
شما دروازهبانی بودید که کم اخراج میشدید. مگر یک دروازهبان به عنوان نفر آخر در مصاف تک به تک با فوروارد حریف چه باید بکند؟
اگر هم اخراج میشدم، روی اصول بود. در بازی با نفت در یکسوم دفاعی و بیرون از محوطه جریمه، سراج با من تکبهتک شد و توپ را از بالای سرم عبور داد. با دست توپ را گرفتم و اخراج شدم؛ چون اخراج در آن منطقه بهتر از پنالتی و اخراج بود، به همین دلیل تیم را همیشه جلو نگه میداشتم. در نهایت هم آن بازی یک بر یک شد و ما از آبادان با امتیاز برگشتیم. تجربه در مصافهای تکبهتک خیلی مهم است.
خیلیها میگویند شما طرفدار فوتبال هجومی هستید.
پرس یعنی چه؟! پرسپولیس زمان پروین تیمی بود که با فشار و پرس همان 20 دقیقه اول بازی 3 ، 4 تا گل میزد. چرا الان این توان را ندارد! منچستریونایتد هم به همین صورت پرس میکند، اما تیم فرگوسن هر سال بهتر شده، آیا پرسپولیس هم بهتر شده؟ وقتی تیم خوب پرس نمیکند، به طور طبیعی باید زمین بخورد. مردم نگاه میکنند و تفاوتها را میفهمند.
اما نتایج ضعیف پرسپولیس را به مسائل حاشیهای و اختلافات درونتیمی مربوط میدانند.
چون از نزدیک ندیدم، نمیتوانم اظهارنظر کنم، من فقط در طول این فصل 2 بار به رختکن این تیم رفتم. البته در بازی استقلال پرسپولیس اول به رختکن استقلال رفتم.
پس به نظر شما مشکل پرسپولیس چیست که صدر جدول را از دست داده؟
پرسپولیس از داخل مشکل دارد. بازیکنان با هم همدل نیستند. بازیکنان ذخیره باید مثل 11 بازیکن اصلی با تمام وجود در خدمت تیم باشند. البته در استقلال هم همین است. همدلی و اتحاد گمشده بزرگ این دو تیم است.
مسوول جمع کردن حواشی تیم و ایجاد یکدلی سرمربی تیم است؟
بله. متاسفانه این تیم از دروازهبان تا مهاجم دچار سردرگمی است. رودباریان، واعظی و حقیقی گلرهای خوبی هستند، اما به صورت صحیح مورد استفاده قرار نمیگیرند. بیشتر بازیکنان تیم ناراضی هستند. نیکبخت را میبینم حرفی نمیزند، اما من متوجه میشوم که از شرایط روحی خوبی برخوردار نیست. قطبی پس از این همه سال از فرنگ برگشته و از شرایط اینجا ناآگاه است. او باید پیش از برگشتن به ایران در خصوص فوتبال ایران به اندازه کافی مطالعه میکرد تا با شناخت به پرسپولیس بپیوندد. وقتی شناخت ندارد نتیجهاش همین میشود که مجبور میشود شیث را بیرون بیندازد. کاری که قطبی کرد، مثل این است که بچهات را از خانه بیرون بیندازی. یعنی واقعا هیچ راه دیگری برای تنبیه شیث نبود؟! میتوانست او را جریمه کند یا او را به تیم دوم بفرستد. به نظر من، کاشانی باید جواب مردم را بدهد. چرا قطبی هر کاری که دلش میخواهد انجام میدهد؟!
به عنوان بازیکنی که در هر دو تیم استقلال و پرسپولیس بازی کردهاید، چرا این 2 تیم تا این حد گرفتار حاشیهاند؟
انگار خاک استقلال و پرسپولیس حاشیهساز و جنجالآفرین است. یکی از مشکلات این 2 تیم این است که طرفدارانشان همیشه قهرمانی میخواهند، اما متاسفانه مدیران این 2 تیم هرگز بازیکنانی که در سطح این 2 تیم هستند را به تیمهایشان نمیآورند. الان یک بازیکن معمولی در این 2 تیم 200 میلیون تومان پول میگیرد، اما بیشترشان در حد این پولها نیستند.
در گذشته استقلال و پرسپولیس بازیکنان بهتری داشتند و بیشتر آنها ملیپوش بودند.
قبلا 5، 6 بازیکن از استقلال و 5، 6 بازیکن از پرسپولیس در تیم ملی بودند، اما الان بقیه تیمها ملیپوشان بیشتری دارند. ایراد از مدیران این 2 تیم است. سپاهان بهترین بازیکنان را جمع میکند و از تیمهای پایه خودش هم استفاده میکند، اما پرسپولیس و استقلال تیم پایه ندارند.
مربی دروازهبانهای تیم ملی یکی از دوستان صمیمی شماست. بهزاد غلامپور در تیم ملی موفق میشود؟
باید زمان بگذرد تا بتوان در مورد تیم ملی اظهار نظر کرد. غلامپور تجربه خوبی دارد و این تجربه به او کمک زیادی میکند. در خصوص نتایج تیم ملی (چه ببرد و چه ببازد) کفاشیان باید جواب بدهد.
در گرفتن تک به تکها کمتر دروازهبانی مثل عابدزاده موفق بوده.
عابدزاده چه کار میکرد؟! در بازی با امریکا چه طور تکبهتک را گرفت؟! دروازهبان وقتی با فوروارد حریف تک به تک شد باید طوری به توپ حمله کند که مهاجم از ترس نتواند ضربه خوبی به توپ بزند. ترس دروازهبان مساوی است با باخت تیم.
در این مدت انتقادهای زیادی متوجه آرش برهانی بوده و به او لقب گلنزن دادهاند.
ایرادی ندارد که مهاجم گل نزند. بعضی وقتها پیش میآید یک مهاجم چند بازی گل نزند. عنایتی و علی دایی هم چنین روزهایی را تجربه کردهاند، اما فرشاد پیوس نه!
فرشاد پیوس اصلا موقعیت گل خراب نمیکرد.
گل زدن در ذات فرشاد بود. خود من میگفتم فرشاد درون محوطه جریمه یعنی گل. فرشاد از جایی گل میزد که هیچکس فکرش را هم نمیکرد. گلهایی که او به ژاپن، تایلند و چین زد را هرگز فراموش نمیکنم. گلهای فرانچسکو توتی کپی فرشاد پیوس است. وقتی توتی گل میزند یاد فرشاد میافتم.
استقلال هم این فصل حال و روز خوبی نداشت.
یکی از مشکلات این تیم این است که چنددستگی بین طرفدارانش وجود دارد. یک عده قلعهنویی را میخواهند، یک عده حجازی را، یک عده فیروز کریمی، یک عده پورحیدری را و یک عده هم مربی خارجی میخواهند و البته تمام این گروهها فقط برد میخواهند و قهرمانی.
در نتیجه نگرفتن استقلال و پرسپولیس مربیان چقدر مقصر هستند؟
وقتی تیم 4 بر یک میبازد، مربی زیر سوال میرود. در پایان فصل هم استیلی و فیروز کریمی باید پاسخ هواداران را بدهند. البته بازیکنان بیشتر تحت فشارند. پس از آن 2 باخت وحشتناک بازیکنان نمیتوانستند براحتی در خیابان راه بروند. این نتایج باید برای آنها درس عبرت باشد.
اما قطبی از ابتدای فصل گفته است پرسپولیس را قهرمان میکند.
در فوتبال از این کریها زیاد میخوانند، اما اگر گفته لابد تیم را قهرمان میکند.
و نظر احمدرضا عابدزاده راجع به فیروز کریمی؟
او شناسنامه فوتبال ایران است. مثل او در این مملکت نداریم. او یک مربی بینظیر است. کریمی خیلی باهوش است و اگر بازیکنان را خودش انتخاب کند براحتی قهرمان ایران میشود.
درباره علی دایی و تیم ملی نمیتوانم نظری بدهم
به نظر شما تیم ملی با علی دایی نتیجه میگیرد و به جام جهانی صعود میکند؟امیرحسین متقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم