در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی از عرضههایی که در 2 سال اخیر انجام شده با انتقادهایی از سوی بخش خصوصی همراه بود. آیا این وضعیت موجب ایجاد انحصار و کاهش تمایل به سرمایهگذاری در بورس نشده است؟
به طور کلی 2 نوع عرضه در بورس انجام شده است. عرضه خرد که بسته به تقاضا و کشش بازار انجام شده و عرضه عمده که به متقاضی و خریدار بورس بستگی دارد. در برخی از بلوکهای عمده سهام که در بورس عرضه شده، رقابتها سنگین است و برای خرید سهام تلاش و رقابت فشردهای درگرفت. به طوری که حتی برخی قیمتها به بیش از دو برابر قیمت پایه رسیده و این مساله نشانگر استقبال عمومی بوده است، همچون آلومینیوم ایران و فولاد مبارکه. وقتی در قیمتگذاریها رقابت و افزایش قیمت وجود دارد بیتردید نشانگر تمایل بیشتر به خرید سهام است.
برخی از فعالان بورس بر این عقیدهاند که قیمت سهام برخی از عرضههای عمده واقعی نبوده است. در این خصوص دیدگاه شما چیست؟
در عرضههای عمده اگر قیمتها گران باشد قاعدتا معاملهای نباید صورت گیرد، اما در برخی معاملات عمدهای که انجام شده قیمتها در جریان معامله افزایش یافته است؛ بنابراین نمیتوان عنوان کرد که دولت ارزانفروشی کرده است. ضمن آن که قیمت پایه حداقل قیمت بوده بدین معنا که دولت سهمش را از قیمت پایه ارزانتر نمیفروشد؛ بنابراین در صورت رقابت خریداران ممکن است برخی اوقات سهم به دوبرابر قیمت فروخته شود.
یعنی معتقدید که قیمتگذاریها ایرادی ندارند؟
شیوه قیمتگذاریها هیچ مشکلی ندارد و رقابت در بازار بورس، قیمت را تعیین میکند مگر این که سهم به گونهای باشد که خریدار نداشته باشد. در این مورد هم نبود خریدار لزوما به معنای بالا بودن قیمت نیست.
بحث خروج سرمایهها از مهمترین انتقادهایی است که بر بازار بورس وارد میشود. وضعیت بازار سرمایه طی 2 سال اخیر را چطور میبینید؟ بورس تا چه حد در جذب سرمایهها موفق بوده است؟
وضعیت بازار در 2 سال اخیر را خوب ارزیابی میکنم، چرا که در سال 85 و 86 بخشی از اصل 44 اجرا شد و برخی از شرکتهای بزرگ وارد بازار بورس شدند و البته درصد قابل توجهی از سهام به صورت خرد و عمده در بورس عرضه شد. از سویی به نظرم، نیمه دوم سال 83 و در سال 84 مقطع خوبی برای بورس نبود. از سویی روزهای ورود من به بورس دورانی بود که مردم کمتر در بورس سرمایهگذاری میکردند، در حالی که طی سالهای 85 و 86 شاهد افزایش حجم معاملات و ورود پول مردم در بازار بورس بودیم. به طور مثال شرکت مس را به عنوان اولین شرکت اصل 44 در بورس اصرار کردیم که حتما 5 درصد سهام آن برای کشف قیمت عرضه شود، در حالی که سهامهای مشابه که قبلا عرضه میشدند، از این شرایط برخوردار نبودند.
تجربه تاریخی نشان میدهد که در گذشته به دلیل وجود محدودیتها و مشکلات در بازار، درصد کمتری برای کشف قیمت در بورس عرضه میشد. در صورتی که برای اولین بار در تاریخ بورس شرکت مس (با حجم بالای عرضه) که در نوع خود در بازار بورس بینظیر بود و تا اندازهای سهام شناور آزاد واقعی در بورس پیدا کرد، حجم بالایی از سهام در یک روز عرضه شد که استقبال فراوانی در پی داشت، بنابراین چنین نمونههایی نشانگر موفقیت این بازار است.
از طرف دیگر، بسیاری از معاملات بلوکی انجام شده در بازار بورس قطعی شده و برخی دیگر در حال قطعیشدن است که باز هم استقبال عمومی برای خرید سهام شرکتها به صورت بلوک در بازار سهام را نشان میدهد. به طور مثال سال گذشته بیش از هزار میلیارد تومان پول نقد سهمی بود که سازمان خصوصیسازی در بازار بورس فروخت و وارد خزانه دولت شد. از یک طرف افزایش قیمت سهام در برخی شرکتهای عرضه شده بوده و از طرف دیگر، پول نقد هم از بازار بورس با فروش سهام دولتی وارد بودجه دولت شده است که رونق و رغبت در این بازار را نشان میدهد، حال آن که در سال 84 خصوصیسازی در بورس نزدیک به صفر بود؛ اما در سال 85 و 86 حرکت و رونق بورس کاملا محسوس است.
اما برخی کارشناسان معتقدند، اگر عملکرد بورس موفقتر بود، سودآوری بازار بورس توجیه مییافت و سرمایههای سرگردان به بخشهایی از جمله مسکن هدایت نمیشد؟
البته فکر میکنم باید حجم معاملات و رونق بورس را با گذشته خود مقایسه کرد. دوره جدید بورس از سال 85 با اصل 44 و ورود شرکتهای بزرگ مفهوم خود را پیدا کرد.
بنابراین بورس در نوع خود و در مقایسه با گذشتهاش خوب حرکت کرد و نمیتوان انتظار داشت یکشبه ره صدساله را طی کنیم. به نظرم میآید، بتدریج بورس توسعه یافته و حجم معاملات افزایش مییابد. نکته قابل توجه دیگر این که با نگاهی به گذشته و مرور بر حجم معاملات بورس که چقدر از نقدینگی کل کشور را به خود اختصاص داده است، رشد این بخش مشخص خواهد شد. سال گذشته حدود 7300 میلیارد تومان معاملات کل بورس بوده است که حدود 50 درصد از این مبلغ معاملات نقدی و بقیه معاملات عمدهای بوده که در مقابل نقدینگی کل کشور رقم ناچیزی است. بنابراین نمیتوان رابطه معنیدار قوی میان بورس و دیگر حوزهها پیدا کرد.
اگر حجم معاملات نقدی بورس دو برابر هم شود، در مقایسه با نقدینگی کل کشور رقم بالایی نیست.
کشش بازار چقدر است؟ آیا سرمایه نقدی سقف مشخصی دارد؟
در معاملات ریز و خرد اگر 20 درصد سهام شناور آزاد را در کل بورس در نظر بگیریم و بازار ما 50 هزار میلیارد تومان باشد سالی 10 هزار میلیارد تومان میتواند گردش مالی داشته باشد.
مقاومت در مقابل واگذاریها را تا چه حد در توسعه نیافتگی بورس موثر میدانید؟ چه اقداماتی در مقابل مقاومتها انجام دادید؟
برخی مقاومتها وجود دارد، اما عزم دولت برای واگذاری شرکتها و اصل 44 جدی است.
به همین منظور، اواخر سال گذشته مصوبهای از سوی هیات دولت ابلاغ شد، مبنی بر این که شرکتهای دولتی موظفند اطلاعات خود را به بورس و سازمان خصوصیسازی ارائه کنند و شرکتهایی قابل ورود به بورس هستند که در گروه مشترک سازمان بورس و سازمان خصوصیسازی و دستگاه متولی آن بررسی میشوند و در این کارگروه معین میشود که کدامیک در بورس قابل پذیرش هستند و شرکتهایی که قابل پذیرش در بورس باشند، موظفند اطلاعات خود را سریعتر به بورس ارائه و فرآیند پذیرش در بورس را طی کنند و آماده عرضه در بازار بورس باشند لذا طبق قانون هیچ دستگاهی حق تخطی از این مصوبه را ندارد. به نظر من، مسیر شروع شده و برگشت ناپذیر است، چرا که دولت برای واگذاری مصمم و مجلس علاقهمند است و فرمان رهبر معظم انقلاب صادر شده است.
بنابراین کمکم مقاومتها نیز کمرنگ خواهد شد و مدیران در طول زمان مقاومتها را کنار میگذارند و همکاری میکنند.
علاوه بر مقاومتها انحصار در برخی خرید و فروشها نیز گاهی اوقات سرمایهگذاران را از بازار سرمایه فراری میدهد. آیا در سال جدید هم خریدارانی مشخص وارد بورس شده و معاملات را در اختیار میگیرند؟
یکی از سازوکارهای موجود در بورس برای این که معاملات روی چند سهم خاص نباشد، این است که در شرکتهای مختلف بخش شناور آزاد سهام در بورس افزایش یابد تا سهم در بورس چرخشی باشد. اقدام انجامشده دیگر این است که دستگاه واگذارنده موظف شده شناور آزاد سهام را به وجود آورد. قطعا اگر بخش شناور آزاد سهام در بورس نبود، این حجم معاملات صورت نمیگرفت. البته هنوز به نقطه ایدهآل نرسیدهایم و در حال رشد و طی شدن مسیر و افزایش شناور آزاد سهام هستیم و این که خرید و فروش روی چند سهم و یا از سوی سهامداران خاص انجام میشود، قابل قبول نیست چرا که در بورس روزانه بیش از 150 تا 200 نماد معامله میشود که ممکن است حجم کلی روی نمادهای کمتری باشد، اما معامله روی 150 تا 370 نماد صورت میگیرد که البته به اقبال بازار نیز بستگی دارد.
وظیفه ذاتی بورس رونق بازار سرمایه است. علت این را بورس در این زمینه موفق نبوده است، چه میدانید؟
باید تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و تهدیدها را در این خصوص بررسی کرد؛ برخی از موانع دراینخصوص ریشه در عوامل محیطی و بخشی هم عوامل درونی بستگی دارد.
توسعه در بورس به معنای توسعه در تعداد شرکتهایی است که وارد بورس شده و ارزش آن، ارزشی است که به بازار بورس کشورمان اضافه میکنند که همگی نیازمند بورسند، ضمن اینکه عمده شرکتهای بورس شرکتهای دولتی و صدر اصل 44 هستند که تعداد زیادی از آنها در فرآیند پذیرش قرار دارند.
سازمان بورس هم به موجب مصوبه هیات وزیران باید 530 شرکت و مجموعه دولتی را تعیین تکلیف کنیم که کدام دسته از شرکتها میتوانند وارد بورس شوند. البته برخی از این شرکتها به تشخیص ما قابل عرضه در بازار فرابورس (OTC) هم هستند که از تکالیف سال 87 است. بنا بر این فکر میکنم با تحقق ورود شرکتهای جدید، ارزش بورس افزایش مییابد کما اینکه در 2 سال اخیر شرکتهای بزرگی در بورس عرضه شدهاند. وظیفه شرکتهای بورس است که خود را آماده ورود به بورس کنند که در حال حاضر بسیاری از آنها در حال طی روند قانونی هستند.
چرا با وجود ابلاغ سیاستها و عرضه شرکتهای بزرگی که میگویید، هنوز رونق بازار سرمایه محقق نشده است؟
ورود شرکتها به بورس هیچ مشکل قانونی ندارد، بحثی که در این خصوص مطرح بوده و از عهده شرکتها و بورس خارج است، حسابرسان هستند؛ چرا که اطلاعات این شرکتها باید از سوی حسابرسان تایید شود و در اختیار بورس قرار گیرد، بنابر این حسابرسان هم باید با تجهیز خود هر چه سریعتر شرکتها را برای ورود به بورس پذیرش کنند و البته علاوه بر این به هماهنگی با دیگر دستگاهها نیاز دارند.
برای مثال، برخی از آنها باید تکلیف خود را با شرکتهای مادرتخصصی مشخص کنند که باز هم ربطی به بورس ندارد، اما در هر حال با مصوبهای که دولت درخصوص اجرای سیاستهای اصل 44 دارد، رونق بازار سرمایه اتفاق میافتد.
انتقادی که از بازار سرمایه میشود انحصاری بودن و مردمی نشدن آن است، چرا این گونه است و آیا برنامهای برای این منظور پیشبینی کردهاید؟
شرکتهایی که وارد بورس میشوند قطعا یک فرصت جدید برای سرمایهگذاری است که معتقدم سهام عرضه شده موجب افزایش تمایل و رغبت مردم برای ورود به بورس شده است. به طوریکه بیشترین استقبال در بورس در عرضههای اولیه ایجاد شد و معاملههایی که انجام میگیرد بیانگر زیاد بودن سهامی است که در دست مردم وجود دارد و معتقدم حضور مردم در بورس اتفاق افتاده و اطمینان دارم عرضه شرکتهای سودآور، استقبال مردمی را نیز در پی خواهد داشت.
از سویی به نظرم مسائل مربوط به ابزارهای جدیدی که قصد ایجاد آن را داریم نیز در رونق بازار تاثیر دارند. برای مثال اوراق مشارکت رهن کالا یا سایر اوراق سکوک صندوقهای سرمایهگذاری جدید و یا صندوقهای املاک و مستغلات که در ابتدا باید بحثهای مالیاتی آنها تعیین تکلیف شود و در صورتی که سازمان مالیاتی تفسیر بهتری از قانون به نفع سرمایهگذار داشته باشد در برخی موارد به رونق بورس کمک میکند و در بخش دیگری از موارد نیز مجلس نقش مهمی ایفا میکند تا ابزارهای جدید را توسعه دهیم.
مردمی شدن بورس را چگونه محقق میکنید. آیا برنامه ویژهای در نظر دارید؟
از این که بخشی از جامعه آشنایی با بورس ندارند واقعیتی است که در پی فرهنگسازی برای آن هستیم. برای مثال از سال گذشته به دنبال راهاندازی تلویزیون و رادیو برای بورس هستیم. اما نسبت به راهاندازی استودیوی تلویزیونی بورس برای فرهنگسازی عمومی خوشبین هستم.
از سویی انواع بستههای آموزشی نیز روی سایت سازمان بورس پیشبینی شده و سیدیهای آموزشی فراوانی برای این منظور تدارک دیده شده است، علاوه بر این در استانها نیز با ایجاد تالارهای بورس فرهنگ سهامداری از تهران تمرکززدایی و به سمت استانها هدایت شد و حتی مسابقههای مقالهنویسی درباره بورس برگزار شد.
مردم عادی چگونه میتوانند در بورس وارد شده و اقدام به تهیه سهام کنند؟
مردم عادی بهتر است از صندوقهای سرمایهگذار وارد بورس شوند به این معنا که چون برخی افراد با بورس آشنایی ندارند، به دلیل تخصصی بودن بورس و مباحث مربوط به آن بهترین راه خرید سهام همین صندوقهای سرمایهگذاری است که دارای مدیر حرفهای و تحت نظارت سازمان بورس باشد. چنانچه مجلس در حل مشکل مالیاتی این صندوقها سریعتر عمل کند، قطعا کمک بسیاری به ورود مردم و رونقگرفتن بازار سرمایه خواهد شد.
غیر از صندوقهای سرمایهگذاری چه ابزارها و نهادهایی را برای رونق بازار سرمایه در سال جدید پیشبینی کردهاید؟
صندوقهای املاک و مستغلات به عنوان نهاد مالی املاک برای صاحبان سرمایههای کوچک که قصد سرمایهگذاری در بخش مسکن را دارند در نیمه اول سالجاری راهاندازی میشود.
همچنین ابزار دیگر، ابزار مالی اوراق مشارکت رهنی است. ساز و کار آن به این صورت است که بانکهای کشور وامهای بسیاری برای مسکن پرداخت کردهاند و منابع کافی برای واگذاری وام جدید ندارند. بنابراین بانک مسکن هزار میلیارد تومان و بانک ملی 500 میلیارد تومان اوراق جدید منتشر میکند. به این صورت که وامهای قبلی را پشتوانه اوراق جدید کرده و بازپرداخت وامهای قبلی به عنوان بازپرداخت اوراق منتشر شده خواهد بود که در عین حال قدرت وامدهی بانکها را افزایش میدهد و تنها به ساخت مسکن اختصاص خواهد داشت.
علاوه بر این صکوک اجاره نیز از ابزارهای بسیار خوب برای تامین مالی شرکتهاست که در سال جاری اجرایی میشود.
در سال جدید شاهد راهاندازی تالار جدید بورس خواهیم بود؟ چرا افتتاح تالارهای جدید کاهش یافته است؟
از سال 85 که سازمان بورس تشکیل شد عملا به دلیل قانون جدید شورای بورس سازمان را از ایجاد تالار جدید منع کرده است. البته خوشبختانه در اکثر استانهای کشور تالار داریم و درواقع در شرایط فعلی در هر مکانی که نسبت به تالار بورس احساس نیاز شود، باید بخش خصوصی سرمایهگذاری کند.
برای مثال در سطح تهران نزدیک به 20 تالار خصوصی داریم که از سوی کارگزاران ایجاد شده است و سازمان بورس، سیاست حمایت را در دستور کار دارد. حتی تالار استان گلستان و استان مرکزی نیز از سوی بخش خصوصی راهاندازی شد. بنابراین اگر بخش خصوصی تمایل به ایجاد بورس در هر نقطهای از کشور داشته باشد، شرکت بورس آمادگی حمایت را دارد.
بورس نفت در چه مرحلهای است و در چه شرایطی قرار دارد؟
بخشی از محصولات پتروشیمی وارد بورس و موجب شفاف شدن قیمتها شده که تاثیر مثبتی در بازار این محصولات داشته است. البته کالاهای دیگر برای ورود به این بورس باید در فرآیند پذیرش قرار گیرند، دستورالعمل تعدادی دیگر از محصولات نفتی برای ورود به بورس نفت بزودی نهایی میشود.
گردش مالی بورس نفت در حال حاضر چه میزان است؟
بعضا روزانه 10 میلیارد تومان و 20میلیارد تومان معامله میشود.
برنامه جدید بورس نفت برای سال 87 چیست؟
بورس نفت در سال جاری محصولات عرضه شده را توسعه خواهد داد و چنانچه کارتلهای بینالمللی را جذب کند، قطعا موفقتر خواهد بود.
بجز بورس نفت فعلی آیا بورس نفت دیگری هم ایجاد میشود؟
اگر امکان و زیرساخت و تقاضایی برای ایجاد بورس نفت باشد، مخالفت اصولی نداریم.
عرضه سهام فولاد به صادرکنندگان چگونه انجام میگیرد؟
عرضه سهام فولاد به قیمت تاریخ 26/12/86 در قالب 307 میلیارد تومان مصوبه دولت انجام میگیرد که سازوکارهای آن آماده شده و بورس نیز با دریافت اسامی سهام را به نام صادرکنندگان خواهد کرد.
چرا به قیمت سال 86؟
این موضوع تصمیم سازمان خصوصیسازی و وزارت بازرگانی بوده و ما تنها مجری مصوبه دولت هستیم، دلیل اصلی آن را نمیدانم. این امر از سوی شرکت بورس انجام میگیرد و معتقدم هیچ مشکلی هم نخواهد داشت، چراکه این امر علاوه بر این که فرهنگ سهامداری را گسترش میدهد، صادرکنندگان نیز از مزایای سهام بهرهمند میشوند.
حمایت از سرمایهگذاران برای ورود به بورس
برای قانون حمایت از سرمایهگذاری، یعنی حفظ حقوق سرمایهگذار در بورس راهکارهای متعددی وجود دارد. برای مثال، قانون اصل 44 حمایتهایی از سرمایهگذار ذکر کرده که هنوز برای اجرایی شدن، ابلاغ رسمی نشده است.
در بحث قانون بازار اوراق بهادار نیز حمایت از حقوق سرمایهگذاران، ایجاد بازار شفاف و منصفانه جزو وظایف سازمان، شورای بورس و کل ارکان نظارتی بازار سرمایه است. یکی از بخشهای قابل حمایت از حقوق سرمایهگذار بحث پذیرش سهام است که شرایط و ضوابط آن تغییر کرده و نتیجه این تغییرات بسیار مثبت بوده است، چرا که ریسک در بازار سرمایه همیشه وجود داشته است، اما حوزههای ریسک در گزارش درج سرمایهگذاران به طور واضح و روشن توضیح داده میشود تا سرمایهگذار در جریان کامل رسیک باشد. همچنین در حوزه شفافسازی و اطلاعرسانی بیشتر در بازار سرمایه، اقدامات مناسبی انجام شده که از طرف کارگزاران و سرمایهگذاران کاملا محسوس بوده است. شبکه اطلاعرسانی ناشران در جهت دسترسی مردم به اطلاعات استاندارد و بموقع برخورد با تخلفات در شرکتها و کارگزاران راهاندازی شده است.
سعی برای ورود شرکتهای خوب در بازار بورس، امکان بیان اختلافات و حقوق ضایع شده به هیات داوری و رای دادن هیات داوری به این موارد و ... نشانگر این است که قوانین وضع شده به منظور حمایت از حقوق سرمایهگذاران و مردم است.
معصومه بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: