داستان‌های برگزیده از یک جشنواره داستانی

ترکش حرکت کرد، مرد مُرد

نخستین جشنواره داستان‌های کوتاه کوتاه پیامک، هفته گذشته در اندیمشک برگزار شد. آنچه در زیر خواهید خواند چند داستان برگزیده این جشنواره است. یکی از مواردی که در داوری آثار رسیده به این جشنواره و در مباحث مطرح شده از سوی داوران مشهود بود، اختلاف دیدگاه‌های آنان و نداشتن تعریف مشترک و قابل قبول از داستان‌های کوتاه‌کوتاه -‌ داستان‌های برق‌آسا یا فلش فیکشن است که نتیجه آن در داوری آثار نیز دیده شد و تعدادی از آثار خواندنی و به یادماندنی در مرحله دوم و نهایی داوری از رسیدن به جایزه محروم ماندند.
کد خبر: ۱۷۲۷۳۱

به هرحال به نظر می‌رسد در حوزه شناخت و تولید آثار داستانی در قالب داستان کوتاه‌کوتاه در کشور، به تجربه بیشتر و تولید افزون‌تر آثار ادبی قابل اتکا نیازمندیم.

1- صدقه

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد. دست برد و از جیب کوچک جلیقه‌اش سکه‌ای بیرون آورد. در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد: «‌صدقه عمر را زیاد می‌کند» منصرف شد.

سروش امامی‌راد


2-  انتظار

پیدایش نبود. گفته بود ساعت 5 می‌آید. چند ثانیه مانده به 5 باتری ساعت را کشید و چشم به راه ماند. 

 کرم رضا تاج مهر


3-  دکمه جا افتاده

- یادته پارسال که برف می‌اومد. با هم از روی ریل قطار گذشتیم.

-  آره. آره. چه روز قشنگی بود.

- یادته یه گلوله برف ریختم تو یقه لباست؟

- وای هنوز که فکرش رو می‌کنم تنم یه جوری میشه.

 - یه ژاکت صورتی تنت بود.

- تو هم یه کلاه بافتنی سفید سرت بود. چقدر بهت می‌اومد.

سکوت بعد از چند دقیقه.

- راستی اسمت چی بود؟ 

خسرو نخعی‌


4-‌‌  بیست سال بعد

ترکش حرکت کرد. مرد مرد.

 عادل حیاوی‌


5-  (...)

تابستان 3726 بود. درست 19 سال پیش که دوستم آن نامه را برایم فرستاد. درونش نوشته شده بود: بزودی شهاب سنگی به شعاع 20 کیلومتر با زمین برخورد می‌کند. در صورتی که مایل باشی با هم زمین را ترک کنیم. حالا 19 سال از ماجرا می‌گذرد. ما تنها بازماندگانیم. اما ما یادمان نبود که هر دو همجنسیم و نسلمان در حال انقراض است. اگر شما مایل باشید قبل از آن‌که زمان برخورد فرا برسد به این آدرس مراجعه فرمایید.‌ مریخ... آنا و مری.

پرستو آزادی ابد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها