در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
داستان فیلم چهاربهار درباره زنی به نام تهمینه است که بعد از گذشت سال ها، با دعوت یک دوست به ایران میآید تا پدر خود را ملاقات کند. پدر که استاد قبا نام دارد، سالهاست در چابهار زندگی میکند و با کشت گیاهان مختلف دارویی، زندگی میگذراند. تهمینه به همراه دخترش به ایران آمده و در پایان داستان مخاطب متوجه میشود مدتی است از همسرش جدا شده است. تهمینه زمانی به چابهار میرسد که ساعتی قبل پدرش فوت کرده و به همین دلیل موفق به ملاقات با پدر نمیشود.
فیلمنامه این فیلم نوشته فرهاد نقدعلی است. فیلمنامهنویسی که در نوشتههای خود معمولا داستانهایی با حال و هوایی خاص و عمدتا غیرحادثه محور را روایت میکند. نقدعلی در فیلمنامههایی که تاکنون نوشته توجه ویژهای به حال و هوای نوستالوژیک داشته و در این فیلمنامهها رفت و برگشتهای داستانی به زمان حال و گذشته نقش عمدهای داشته است. این ساختاری است که در این فیلم نیز بر آن تاکید فراوانی شده است. دیالوگنویسی مناسب هم از دیگر ویژگیهای نوشتههای این فیلمنامهنویس است که در صحنههای آغاز فیلم، با رد و بدل شدن دیالوگهایی میان تهمینه و دخترش اطلاعات خوبی درباره هدف این مادر و دختر از سفر به مخاطب داده میشود.
بازی مادر و دختر بر سر تاکید مادر در عدم بکارگیری واژههای خارجی از سوی دختر نیز از ترفندهای جالب توجه نویسنده است.
داستان بر چند شخصیت محوری استوار است. تهمینه، دختر او، استاد قباد، همسرش، کهور و یاسین شخصیتهایی هستند که داستان براساس آنها روایت میشود. البته روایت بخش عمدهای از داستان توسط تهمینه صورت میگیرد.
پدر او سالها پیش به خاطر نگارش کتابهایی درباره فلسطین به این منطقه تبعید شده و از حضور در این محل، نهایت استفاده را برای فعالیتهای علمی برده است. البته فعالیتهای او در ابتدا با مخالفت اهالی مواجه میشود. علت این مخالفتها تحریکهایی است که توسط فردی به نام کهور صورت میگیرد. شخصیتی که در چند مقطع از داستان دیده میشود و در نهایت نیز به فرجام تلخی میرسد.
چهاربهار یک فیلم سفارشی با حمایت منطقه آزاد چهابهار ساخته شده است اما این مساله باعث نشده تا مخاطب با یک اثر سفارشی مواجه شود که در آن تاکیدهای فراوان و آزار دهندهای بر این موقعیت مکانی مشاهده شود. بخش عمدهای از داستان در لوکیشنهایی روایت میشود که جزو فضاهای زیبای اقلیمی این منطقه محسوب میشود. با یک تمهید ساده هم به مخاطب گفته میشود که در این منطقه سوسماری منحصر به فرد زندگی میکند. حتی هنگامی که دوربین وارد بازار این منطقه نیز میشود، به بهانه گم شدن دختر تهمینه و جستجوی مادر برای یافتن فرزندش این بخش از شهر به تصویر کشیده میشود و شاهد پرسهزدن بی هدف در بازار و مکانهای زیبا از آن دست که در چنین فیلمهایی به کرات دیده میشود نیستیم.
چهار بهار از نظر کارگردانی نیز اثر شسته و رفته و روانی محسوب میشود. محمد رضا اعلامی از کارگردانهایی بود که با فیلم نقطه ضعف، خبر از حضور کارگردانی خوش آتیه در سینما میداد اما ساختههای بعدی او نتوانست این فضا را آنگونه که باید تداعی کند. البته نباید از یاد ببریم که او فیلمی اکشن به نام افعی را در سینمای ایران ساخته که اثر حادثه محوری به سبک و سیاق فیلمهای هالیوودی است اما دو فیلم اخیر سینمایی او با کمال تاسف هیچ امیدواری قابل ملاحظهای را در مخاطب ایجاد نمیکرد. او در چهاربهار با به کارگیری عنصر سادگی فضای صمیمی و گرمی را در فیلم خود به وجود میآورد و حتی با وجود به کارگیری چند چهره نه چندان معروف بازیگری در نقشهای فرعی، بازی خوبی از آنها میگیرد.
شقایق ناظری در نقش دختر تهمینه یکی از روان ترین بازیهای خود را در این فیلم ارائه کرده است. البته در این زمینه ضعفهایی به چشم میآید. مثلا در اغلب صحنهها چینش هنروران خوب نیست و گاه در صحنهای که آنها باید کاملا جدی باشند، هنرورها میخندند. یا در مجموع صحنههایی دیگر که تعدادی از آدم بدها قصد دعوا با استاد قبا را دارند، این حس ایجاد نمیشود که او آنچنان تحت فشار است که مجبور میشود شهر را ترک کند.
صحنه تیراندازی به او و همسرش روی دریا نیز چندان خوب از کار در نیامده است. چندان منطقی نیست که آدم بدها برای کشتن استاد قبا کنارساحل بنشینند و به سمت دریا تیراندازی کنند تا یکی از تیرها به قبا بخورد. بهتر بود آنها در این صحنه از یک تفنگ دوربین دار استفاده میکردند.
شاید در چنین حالتی هم دیگر لازم نبود تا به دست آنها اسلحه کلاشینکف داده شود که قطعا در 30 سال قبل جایی در میان سلاحهای سازمانی نیروهای نظامی نداشت. اما به نظر میرسد اعلامی تلاش فراوانی برای ارائه اثری دیدنی کرده است. اگر بخشی از کارگردانی را در انتخاب معنا کنیم، او به واسطه انتخاب لوکیشنهای زیبا و زوایای متنوع از شهر تهران از عهده این مسوولیت بخوبی برآمده است.
چهار بهار فیلم عجیب و غریبی نیست. همه مخاطبان تلویزیون میدانند نباید از چنین فیلمهایی توقعی بالا در حد و اندازه فیلمهای هالیوودی داشت، اما ساخت یک فیلم روان و ساده هم کار چندان سختی نیست که نتوان در تلویزیون از پس آن برآمد. اما این اتفاق بسادگی در فیلم چهاربهار رخ داده و همین مسالهای قابل تقدیر و ارزشمند است.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: