در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کسانی که فوتبال را به صورت حرفهای دنبال نمیکنند، محمد نصرتی را با گلی که به بحرین زد و باعث صعود تیمملی به جامجهانی آلمان شد، میشناسند.
آن گل حاصل یک کار تیمی بود. ما روی ضربات ایستگاهی کار کرده بودیم. روز قبل از بازی در تمرین خیلی خوب و با انگیزه بودم تا جایی که علی دایی به من گفت، انرژیات را برای فردا نگهدار. فکر میکنم در آن بازی همه خوب کار کردند و قسمت این بود که ضربه آخر را من بزنم.
شاید کسی فکر نمیکرد ایران با ضربه سر محمد نصرتی به جامجهانی برسد!
برههای از زمان بود که فشار زیادی روی من بود. یکی، دو بازی باشگاهی ضعیف کار کرده بودم، اما برانکو از من حمایت کرده بود. درست میگویید، غیر از خودم و مربی کمتر کسی فکر میکرد در آن بازی من گلزنی کنم.
برخورد رسانهها و مسوولان پس از آن گل با تو چطور بود؟
به صورت طبیعی همه خوشحال بودند. رسانهها بویژه رادیو و تلویزیون مدام از من دعوت میکردند تا در برنامههای مختلف حضور یابم. حتی در آن روزها بعضیها میگفتند هر شبکهای را که انتخاب کنی، نصرتی در آن حضور دارد.
البته تا حدودی راست میگفتند، چون شبکههای مختلف از من دعوت میکردند و من هم نمیتوانستم پاسخ منفی به درخواست آنها بدهم.
بههر حال آن گل روشنترین نقطه کارنامه ورزشی تو بود.
یکی از نقاط روشن بود. اما کاملترین و روشنترین نقطه نبود. بازیهای دیگری هم بوده که در آنها خوب بودهام.
اما تا این اندازه تاثیرگذار نبودهای.
در بازی با عمان هم در جام ملتهای قبلی در دقیقه 94 یک گل حساس زدم که با آن گل تیم ایران از شکست فرار کرد. در مقدماتی جام ملتهای این دوره هم در بازی با سوریه گل اول را من زدم. گمان میکنم از 5 گل ملیای که به ثمر رساندهام، 3 تایش حساس و تاثیرگذار بوده است.
خودت از به ثمر رساندن کدام گل افتخار بیشتری میکنی؟
به تمام گلهایم افتخار میکنم. در فوتبال افتخارهای دیگری هم کسب کردم که بیشتر از آن گلها برایم لذتبخش بوده. قهرمانی در بازیهای آسیایی بوسان با تیمملی خیلی برایم شیرین بود. هر چند تاثیر صددرصد در آن موفقیت نداشتم، اما چون در آن زمان اسم و رسمی نداشتم؛ ولی توانستم با آن تیم خوب و جوان قهرمان شوم هرگز آن مسابقات را فراموش نمیکنم. شیرینی آن قهرمانی بیشتر به این دلیل بود که کسی فکر نمیکرد ایران قهرمان آن دوره شود. ضمن اینکه قهرمانی با پاس در لیگ برتر هم از جمله خاطرات فراموش نشدنی من در دنیای ورزش است.
خیلیها معتقدند محمد نصرتی از زمانی که به پرسپولیس پیوسته، دچار افت محسوسی شده است.
اصلا این نظر را قبول ندارم. من حدود 6 ماه مصدوم بودم. در جام ملتها هم فقط به بازی آخر رسیدم. قلعهنویی هم ریسک کرد که مرا به تیمملی دعوت کرد. چند ماه بود که بازی رسمی نکرده بودم، اما در دور دوم جام ملتها در بازی با کره از من به صورت ثابت استفاده کرد. او به عنوان یک مربی با دانش به صورت طبیعی از تواناییهای من آگاه بود. ضمن اینکه من در شرایطی به پرسپولیس آمدم که قرار بود در اروپا به فوتبال ادامه دهم.
مصدومیت مانع از پیوستن تو به تیمهای اروپایی بود؟
پیش از اینکه با پرسپولیس تمام کنم، با یک تیم بلژیکی قرارداد 5 ماهه بسته بودم. خیلی تیم اسم و رسمداری نبود، اما میتوانستم از آن تیم به تیمهای بهتر و مطرحتر بپیوندم. در آن زمان خیلی دوست داشتم در اروپا بازی کنم. پس از بازگشت از جام ملتها هم یک تیم ترکیهای به دنبال به خدمت گرفتن من بود، اما ترس از تشدید مصدومیت باعث شد پیشنهاد آنکارا بوچوک را رد کنم. این تیم در آن زمان در مکان هفتم جدول لیگ ترکیه بود و حتی پس از قرارداد با پرسپولیس هم حاضر بود 100 هزار دلار جریمه من را بپردازد تا قراردادم را با پرسپولیس فسخ کنم، اما همان طور که گفتم، ترس از مصدومیت آن هم در غربت باعث شد فکر لژیونر شدن را از سرم دور کنم.
چه شد که محمد نصرتی پرسپولیس را انتخاب کرد؟
پیش از جام ملتها به کاشانی قول داده بودم که اگر بخواهم در ایران بازی کنم، به پرسپولیس خواهم آمد. بازیهای پرسپولیس در آزادی برگزار میشد و زمین مناسب آزادی نقش موثری در بهبود مصدومیتم داشت، ضمن اینکه کاشانی را به عنوان یک مدیر قوی قبول داشتم.
اما در پرسپولیس هم خیلی زود مصدوم شدی.
در پرسپولیس کمی دیر با تیم هماهنگ شدم. روزهای اول احساس میکردم میتوانستم در تیمهای بهتر (خارجی) بازی کنم. در همان بازی سوم یا چهارم بود که مچم آسیب دید، به همین دلیل کجدار و مریز به کارم ادامه میدادم تا مصدومیتم تشدید نشود.
خاطرهای که از تو و پرسپولیس در ذهنها مانده، آن خطای عجیب روی مهاجم استقلال اهواز بود که به اخراجت هم منجر شد. آن صحنه آدم را بیشتر به یاد شکار آهو میانداخت!
بله آن خطا بازتاب رسانهای فوقالعادهای داشت. آن صحنه پشت محوطه جریمه اتفاق افتاد و من مجبور بودم به هر نحو ممکن مهاجم را متوقف کنم. پس از بازی مربیان هم از حرکت من راضی بودند و میگفتند اگر جای تو بودیم همان کار را انجام میدادیم.
پس افت کردنت در پرسپولیس را قبول نداری؟
آمار هم نشان میدهد که افت نکردهام. با توجه به اینکه اولین فصل حضورم در پرسپولیس را تجربه میکنم اما به کمک دیگر مدافعان کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشتم. همه میگویند چرا در پرسپولیس گل نمیزنی؟ اگر من در پاس گل میزدم، به دلیل هماهنگیام با دیگر بازیکنان بود. اگر در پرسپولیس برای گل زدن جلو بروم کسی نیست که جای خالیام را در خط دفاعی پر کند.
برانکو به تو اعتقاد خاصی داشت، تاثیر او را در فوتبالت چقدر میدانی؟
برانکو اعتماد کامل به من داشت و این اعتماد را بروز میداد به همین دلیل، وقتی در تیم او بازی میکردم، از اعتماد بهنفس حداکثری برخوردار بودم. هیچ چیز مثل اعتماد مربی در نحوه بازی فوتبالیست تاثیرگذار نیست.
دنیزلی هم مثل برانکو بود. این 2 مربی در پیشرفت فوتبال من نقش بسزایی داشتند.
بههمین دلیل در تیمهای این 2 مربی گل هم بیشتر میزدی؟
بله، این اعتماد متقابل است. وقتی مربی به بازیکن اعتقاد دارد، باعث اعتماد بازیکن بهخود میشود تا او از حداکثر ظرفیت و پنانسیل خود بهره بگیرد، به همین دلیل هر کاری میتواند انجام دهد.
خیلیها معتقدند نصرتی بازیکنی است که بیش از حد به مربیاش وابسته است و بازیهای خوب تو در تیم برانکو را مثال میزنند.
اصلا چنین چیزی را قبول ندارم. چون غیر از برانکو من زیرنظر مربیانی مثل دنیزلی، جلالی، مایلیکهن و حالا هم قطبی کار کردهام. همه آنها از من راضی بودند. میتوانید از خودشان بپرسید. این اولین سالی است که من در پرسپولیس بازی میکنم. برای هر بازیکنی بازی در تیم جدید سخت است، بویژه اینکه در این مدت مصدومیت خیلی مرا اذیت کرد.
پس خودت دلیل افت محمد نصرتی را مصدومیت و ناهماهنگی با تیم جدید میدانی؟
نه تنها من، بلکه بیشتر بازیکنان پرسپولیس سال اولی است که در این تیم بازی میکنند و این کار را سخت میکند.
برانکو در جام جهانی از تو در دفاع چپ استفاده کرد. بازی در پست غیرتخصصی به فوتبالت لطمه نزد؟
او مجبور شد مرا به دفاع چپ بفرستد؛ چون کسی را نداشت. در جام جهانی قرار بود در پست خودم بازی کنم، اما 2 روز پیش از بازی با مکزیک رباط صلیبی ستار زارع پاره شد. البته من میتوانستم بگویم در دفاع چپ بازی نمیکنم و مشکلی هم پیش نمیآمد، اما بهخاطر برانکو از خود گذشتگی کردم.
در پست دفاع چپ راحت بودی؟
مسلما نه! بدون شک یک بازیکن راست پا نمیتواند در دفاع چپ راحت باشد. اصلا در این پست راحت نبودم. اما عملکرد خیلی بدی نداشتم. بهنظر خودم در جام جهانی نمایشی معمولی ارائه کردم؛ نه خیلی ضعیف بودم نه خیلی قوی.
پس از جام جهانی یکبار و پیش از جام ملتها هم یکبار مصدوم شدی. داشتی به مصدوم شدن عادت میکردی؟
مصدومیت خیلی بد است. مصدومیت، مصدومیت میآورد. با اینکه پیش از جام ملتها مصدوم بودم، قلعهنویی با جسارت مرا به تیم ملی دعوت کرد. البته خودش هم میدانست که فشار بازیها باعث مصدومیت من شد. در تورنمنتی که در امارات برگزار شد، در یک هفته 4 بازی تدارکاتی را پشت سرگذاشتیم. نمیخواستم مقابل امارات بازی کنم؛ اما قلعهنویی گفت چون بازی ملی محسوب میشود، حتما بازی کن. در دقیقه 94 اسماعیل مطر از قصد مرا زد که البته کارت قرمز هم گرفت، اما باعث شد 6 ماه از میدان فوتبال دور شوم.
در فهرست ابتدایی که کاشانی به مسوولان شرکت آلفا فرستاد، نام تو و 6 بازیکن دیگر برای بازیهای تدارکاتی بین 2 فصل قرار نداشت. شاید این نشانهای باشد برای اینکه مسوولان پرسپولیس نمیخواهند قرارداد شما را تمدید کنند.
مشکلی نیست، قرارداد من یکساله است و در حال حاضر اصلا به فصل بعد فکر نمیکنم. برای فکر کردن به تیم فصل آیندهام وقت زیاد است. الان همه باید به فکر قهرمان کردن پرسپولیس باشیم.
اما کاشانی و دیگر مدیر باشگاهها از حالا به فکر یارگیری برای فصل بعد هستند.
برای ما انتخاب تیم در لیگ برتر ایران خیلی راحت است 5/1 ماه وقت وجود دارد و 7 بازی هم مانده اگر تیم قهرمان شود اوضاع خیلی فرق میکند.
اما شکست 4 بر یک مقابل استقلال اهواز برای تیمی که میخواهد قهرمان شود، کمی دور از ذهن است.
باید به مجموع نتایج یک تیم توجه کرد. در مقاطعی از فصل تیم دچار بحران و تزلزل میشود. اما ما هنوز منتظر نتیجه نگرفتن سپاهان هستیم تا با پیروزی در دیدارهای آینده به قهرمانی برسیم. سراسر بازی با استقلال اهواز برای ما یک اتفاق ناخوشایند بود، اما پرسپولیس آن بازی را فراموش کرده و منتظر دیگر دیدارهاست.
یعنی پیش از تمام شدن فصل پیشنهادهای احتمالی را هم بررسی نمیکنی؟
فعلا تمام فکر و ذکرم پرسپولیس است. پس از پایان فصل اگر پیشنهاد داشته باشم، به همه جوانب خوب فکر میکنم.
انتقادی که این روزها بیشتر متوجه محمد نصرتی است، کند بودن و کم آوردن در کورس با مهاجمان حریف است. این انتقاد را میپذیری؟
اتفاقا فکر میکنم یکی از سریعترین مدافعان ایران هستم. کسانی که این انتقاد را میکنند، از دستورات تاکتیکی تیم ما بیخبرند. افشین قطبی همیشه از من و سپهر میخواهد که وقتی تیم در حالت تهاجمی است، روی خط نیمه بایستیم. شما بازی استقلال اهواز را که کنار بگذارید، مگر ما در طول فصل
چند موقعیت تک به تک به مهاجمان حریف دادهایم. ما به عنوان دفاع آخر میتوانیم تیم را عقب نگه داریم، دفاع را ببریم داخل محوطه جریمه و بگوییم کسی از ما جلو نمیزند. من سرعت خوبی در بازی دارم و تمام مربیانم این موضوع را تایید میکنند.
در ابتدای فوتبالت مدافع راست بودی، آن موقع خیلیها میگفتند لیلیان تورام فوتبال ایران میشوی.
از نظر سرعت فرق چندانی با آن روزها نکردهام. ضمن این که شما باید این را هم در نظر بگیرید که فوروارد حریف همیشه رو به دروازه ماست، ولی ما پشت به دروازه خودی هستیم تا بخواهیم بچرخیم به صورت طبیعی یکی دو گام عقب میمانیم.
از وقتی به پرسپولیس پیوستهای فوتبالت خشنتر شده؛ چرا؟
باید ببینیم آمار چه میگوید! من از اول فصل تنها یک کارت زرد و 2 کارت قرمز گرفتهام. یکی از کارت قرمزها هم فنی بوده، چون اگر بازیکن استقلال اهواز را از پشت نمیگرفتم (در بازی رفت) بدون شک تیم گل میخورد. کارت قرمز دیگر را هم در بازی با پگاه گرفتم که البته مقصر خودم بودم که بیاحتیاط بازی کردم. شما به من بگویید کدام مدافع در طول فصل تنها یک کارت زرد گرفته. آن وقت به من میگویید خشن!
بگذریم، با پاس قهرمان فوتبال ایران شدی و بدون شک خاطرات خوبی از این تیم داری. نمیخواهی دوباره در این تیم بازی کنی!
نمیگویم فوتبالم را در پاس تمام میکنم؛ اما معتقدم بخشی از فوتبالم را مدیون پاس هستم. البته پاس همدان با تیمی که من در آن بازی میکردم، خیلی فرق میکند. اگر پاس در تهران بود به آن تیم میرفتم.
پس از پرداختن به انتقادها کمی هم از محاسن فوتبالت بگوییم. بااینکه به پرحاشیهترین تیم ایران رفتهای، اما همچنان از جنجال و حاشیه به دوری.
خودم را برای حاشیههای پرسپولیس آماده کرده بودم؛ اما خوشبختانه از اول فصل مشکل حاشیهای نداشتم. متاسفانه بعضی بازیکنان فکر میکنند اگر تکل خطرناک بزنند و مصدوم شوند و خون بیاید و بخیه بخورند، صاحب کلاس بالاتری میشوند. شاید مردم هم در پارهای از اوقات یاغیها را بیشتر دوست داشته باشند، اما عقل و منطق میگوید که وقتی میتوانی راحت توپ را از مهاجم بگیری، چرا باید تکل بزنی؟ مثلا اگر تکل بزنی، مصدوم شوی و سرت را با باند ببندی میگویند متعصبی؟!
خیلیها میگویند چون افشین قطبی سابقه مربیگری آن هم در لیگ ایران را ندارد، نمیتواند در پرسپولیس موفق شود.
قطبی مربی خیلی خوبی است؛ اما مشکل او این است که به فرهنگ فوتبال ما اشراف کامل ندارد. قطبی باید یاد بگیرد مثل اینجاییها باشد. مثلا دروغ نگوید، اما خیلی از واقعیتها را پنهان کند.
بحث جاسوسیابی همیشه در استقلال و پرسپولیس داغ بوده است. اگر پرسپولیس جاسوس ندارد؛ پس چرا اخبار تیم به بیرون درز میکند؟
چرا، پرسپولیس جاسوس دارد وگرنه نباید کسی از اخبار داخلی تیم آگاه شود. در یک خانواده هم خیلی صحبتها عنوان میشود، اما کسی از آن مطلع نمیشود، جاسوس پرسپولیس از میان بازیکنان غیرفیکس است؛ چون کسی که ثابت بازی میکند که نیازی به این کارها ندارد.
پس چرا کسی جاسوس را پیدا نکرده؟
وظیفه ما بازیکنان نیست که دنبال جاسوس بگردیم. بزرگترهای تیم باید به این کار اقدام کنند.
بزرگترهای تیم هم که با هم درگیر هستند.
این جمله گفتنش برایم خیلی سخت است، اما مدیریت قطبی مشکل دارد. در این که او مربی خوبی است شکی ندارم، اما مشکل او ضعف مدیریتی است.
گفته میشود به هر حال (حتی در صورت قهرمانی) در پایان فصل قطبی از پرسپولیس جدا میشود.
اگر هم این مساله وجود داشته باشد، به صورت علنی مطرح نشده است.
خلاصه در داربی روی آرش برهانی خطای پنالتی کردی یا نه؟
اگر خطا اتفاق میافتاد، خود آرش کلی داد و قال میکرد. من فشاری به او وارد نکردم، فقط دستم را طوری گرفتم که زمین نخورم اصلا فشار نیاوردم که داور پنالتی بگیرد.
در داربی هم چند بار از ترس مصدومیت زانویت را نگاه کردی.
در یک صحنه زانویم ضربه خورد که خیلی درد گرفت. به همین دلیل به پایم نگاه کردم. بله این را قبول دارم که از مصدومیت خیلی میترسم.
در فهرست تیم ملی هم که نبودی؟
علی دایی قبلا ثابت کرده که من را قبول دارد.
این درست که در تیم ملی با هم دوست و همبازی بودید، اما کجا ثابت کرده که قبولت دارد؟
ابتدای فصل برای پیوستن به سایپا از من دعوت کرد. اگر مرا قبول نداشت که نمیگفت به تیمش بروم. شما هم مطمئن باشید به تیم ملی دعوت میشوم. پیش از اعلام فهرست تیم ملی از سوی دایی، در چند بازی به دلیل مصدومیت غایب بودم و به همین دلیل برای بازی با بحرین و کویت دعوت نشدم، اما در آینده من مدافع تیم ملی خواهم بود.
مشتری پروپاقرص بنزین آزاد
متولد 21 دی 1360 در کرج است و همچنان در همین شهر اقامت دارد. فوتبالش را از کشاورز کرج شروع کرد و به تیم نوجوانان پاس راه یافت. محمد نصرتی تاثیرگذارترین مربی را در تمام دوران فوتبالیش فراز کمالوند میداند. او 3 سال در جوانان پاس شاگرد کمالوند بود و همین مربی موفق شد خانوادهاش را برای ادامه فوتبال او متقاعد کند.
شماره 20 پرسپولیس دانشجوی تربیت بدنی دانشگاه تهران است و هنوز ازدواج نکرده است. محمد با توجه به دوری خانه و محل تمرین و کارش، همیشه بنزین کم میآورد و ازجمله کسانی است که از طرح بنزین آزاد بشدت استقبال میکند. او میخواهد مثل یحیی گلمحمدی مدافعی بیحاشیه در فوتبال ایران باشد و با یاغیگری هم میانه خوبی ندارد. تنها کار تجاری نصرتی خرید و فروش ملک و زمین است که معتقد است بیشتر از کارهای دیگر برایش سود دارد.
امیرحسین متقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: