نگاهی به نامزدها
اگرچه بحثهای انتخاباتی نامزدهای ریاستجمهوری تنها به مساله ایران و مناسبات میان 2 کشور خلاصه نمیشود، ولی هر دو گروه بر حفظ موضعی محکم در قبال تهران تاکید میکنند.
بحث بر سر سیاست آینده واشنگتن در قبال ایران زمانی در میان دموکراتها جدی شد که هیلاری کلینتون به عنوان پیشتازترین نامزد این حزب، حمایتی جدی را از قطعنامه سنا علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران آغاز کرد. این حمایت با مخالفتهای جدی بخش عمده دموکراتها مواجه شد و باراک اوباما، دیگر نامزد دموکراتها اعلام کرد که چنین حمایتی بهانه جدیدی به بوش برای تهاجم میدهد.
باراک اوباما و ایران
دیدگاههای باراک اوباما به ایران در مقایسه با دیگر رقبا از پختگی و اعتدال بیشتری برخوردار است. اوباما طی سخنرانیها و میتینگهای متعدد خود از طرح مذاکره بدون پیششرط با ایران سخن به میان آورده و از ایران درخواست کرده است که نقش سازنده خود را در عراق برای کاهش ناامنیها ادامه دهد. در عین حال، باراک اوباما خواستار مذاکره مستقیم با مقامات ایرانی بوده که این امر انتقادهای فراوانی را به دنبال داشته است. او نیز مانند دیگران به هنگام سخنرانی در آیپک (مهمترین لابی یهود در آمریکا) از مجازاتهای سخت علیه ایران حمایت و اشاره کرد که با این کار ایران را به توقف برنامه غنیسازی اورانیوم ترغیب میکند. اوباما با تایید ضمنی اقدامات دولت بوش درباره مذاکره با ایران بر سر عراق معتقد است دولت بوش اقدامی صحیح در این باره انجام داده است، اما میگوید که ارعاب و تهدید ایران و دامن زدن به شروع جنگ با ایران یک اشتباه بزرگ خواهد بود. دیدگاههای باراک اوباما در نوع خود بدعتگذاری را در امور سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و در رابطه با ایران به وجود آورده است چنان که دولتمردان کنونی آمریکا ازجمله بوش را به واکنش در مقابل وی وادار کرده است.
هیلاری کلینتون در وسط تابلوی تبلیغاتی
سناتور هیلاری کلینتون در چارچوب تفکرات حزب خود بر راهبرد تغییر تاکید میکند و معتقد است که باید درباره رویکرد سیاست خارجی دولت بوش در مقابل موضوعات گوناگون به یکسری اصلاحات مناسب دست زد و جهتگیریهای مناسبتری اتخاذ کرد. او که در سالهای اخیر به حمایت از لایحه جنگ آمریکا علیه عراق و همراهی در تصویب قانونی در کنگره مبنی بر تروریست نامیدن سپاه ایران پرداخت، این روزها به توجیه اقدامات گذشته خود مشغول است و سیاست دوگانه و دوپهلویی را در مقابل ایران در پیش گرفته است.
وی از طرفی مدعی است که اگر به ریاستجمهوری آمریکا دست یابد، فورا مسیر دیپلماتیک را با ایران باز میکند و با تهران وارد مذاکره میشود. هیلاری کلینتون تمایل خود را برای گفتگوی محدود با ایران مطرح کرده است و با اشاره به این که اقدامات دولت بوش درباره ایران نه نتیجه مثبتی داشته و نه تغییری در رفتار 2 کشور ایجاد کرده، در این باره میگوید: در صورت انتخاب به سمت ریاستجمهوری من از روش هویج و چماق استفاده خواهم کرد.
هیلاری کلینتون، خواستار ایجاد حلقه حفاظتی به دور اسرائیل که وی آن را چتر بازدارنده خواند و با تاکید بر این که این چتر میتواند حافظ امنیت دیگر کشورهای منطقه باشد، با لحن بسیار خشن و تهاجمی درباره خطر ایران سخن گفته است.
جان مککین
در حال حاضر، مککین توانسته در میان دیگر رقبای همحزبی خود گوی سبقت را برباید و پیشتاز حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا شود. او چهره برجسته جمهوریخواهان در انتخابات ماه نوامبر در برابر کاندیدای دموکرات است و از سربازان آمریکا در جنگ ویتنام به شمار میرود.
با این که گفته میشود به لحاظ شغلی او با عواقب ناشی از اقدامات نظامی آمریکا چه برای نظامیان آمریکایی و چه برای مردم دیگر کشورها آشنایی و تجربه مستقیمی دارد؛ اما حمایت او از اقدامات نظامی احتمالی در آینده آشکار است. وی که ایران را به دخالت در عراق متهم کرده، معتقد است باید در مقابل ایران ایستادگی و ابزارهای گوناگون و حتی ابزار نظامی را نیز استفاده کرد. لذا به نظر میرسد جان مککین همانند دولتمردان کنونی آمریکا در صورت موفقیت در انتخابات بر تشدید فشارها به ایران بیفزاید.
وی در مصاحبه با شبکه MSNBC اظهار کرد: توجیه مردم آمریکا به جنگ با ایران بسیار مشکل است. معتقدم میتوانیم از طریق تحریمهای اقتصادی و دیپلماتیک وارد عمل شویم. مککین در پاسخ به این پرسش که آیا به ایران حمله میکند، گفت: به دلیل شکست آمریکا در یافتن سلاح کشتارجمعی در عراق، توجیه حمله به ایران مشکل خواهد بود.
اهمیت ایران و نظر کارشناسان
اما این که چرا موضوع ایران در رقابتهای انتخاباتی آمریکا برجسته و مورد توجه آمریکاییها قرار گرفته است، دلایل متعددی دارد که بخشی از آن را باید منبعث از فضای حاکم بر این انتخابات دانست تا بروز تحولات جدید در حوزه سیاست خارجی و گرایشهای نظامیگرایانه آمریکا. هرچند به هرحال نمیتوان از کنار تاثیرات داخلی و تثبیت احتمالی یک نگاه خصمانه علیه ایران در چنین جامعهای نیز بیتفاوت گذشت.
مردم عادی آمریکا اصولا اطلاعات چندانی از ایران ندارند و معمولا ایرانیها را از نظر فرهنگ و اعتقادات همتراز با عراقیها و دیگر دشمنان خود در منطقه ارزیابی میکنند. یکی از دلایل این نوع تفکر مربوط است به ایده محور شرارت که از سوی دولت بوش مطرح شده است. این ناآگاهی از ایران بهترین بهانه برای نامزدهای انتخاباتی آمریکاست تا موضوع جدیدی را در رقابتهای خود مطرح کند و به اصطلاح تنور انتخابات را گرم نگه دارند.
فرهاد کلینی، کارشناس مسائل استراتژیک در گفتگو با «جامجم» در مورد این که چرا موضوع ایران در انتخابات سال 2008 اهمیت یافته است، میگوید: با توجه به موقعیت ژئو پلتیک و ژئواستراتژیک ایران در منطقه و همچنین وجود بحرانها و سیاست یکجانبهگرایی آمریکا در سالیان اخیر، به صورت طبیعی نقش جمهوری اسلامی با توجه به نقاط تلاقی استراتژیک در منطقه مورد توجه افکار عمومی و همچنین دنیای سیاستسازان و سیاستمداران میشود. کلینی با اشاره به این که در شرایط موجود و با توجه به ایده تغییر که از جانب کلیه بخشها در آمریکا مطرح میشود، هر کاندیدا به فراخور درک و بینش و برنامه خود از ایده تغییرات استفاده میکند، تصریح میکند: مک کین که امروز در جایگاه دیگری قرار دارد، بخوبی درک میکند که در حوزه جمهوریخواهان به سمت جریان کلاسیک جمهوریخواهان نزدیک شود و از طرف دیگر، هیلاری کلینتون نیز اگرچه مواضع غیر قابل باوری را ادعا میکند، لیکن امروزه تلاش میکند به مرکز گرایان دموکرات نزدیک شود ولی واقعیت بزرگ در برابرش، او را به درکی از تعامل منتهی خواهد کرد. اوباما نیز که مواضع و جمع جبری نیاز سیاست خارجی آمریکا و مردم این کشور را بخوبی درک کرده تلاش میکند از این نردبان بالا رود و بار اساس یک افق مسیر خود را طی کند.
با این حال، این کارشناس استراتژیک بر این باور است که در ایران توانایی لازم برای ایجاد توازن بینالمللی و همچنین ایجاد یک رویکرد سازنده در مناسبات تولید فرصت بسیار زیاد است و درک این موضوع بتدریج کامل میشود؛ زیرا شناخت مختصات و معیارها در هسته جدید ما و دیگران را مجددا بازتعریف میکند.
از سوی دیگر، یکی از مسائلی که منجر شده است ایران در این بحث مطرح شود، موضوع تامین انرژی و بازتعریف آمریکا به عنوان قدرت مطرح در جهان است. سید جلال ساداتیان، کارشناس مسائل بینالملل با یادآوری ایده خاورمیانه بزرگ و تامین انرژی درباره این که چرا ایران در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به عنوان یکی از مهمترین مسائل مطرح در حوزه سیاست خارجی مطرح میشود، به جامجم میگوید: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مهمترین چالش آمریکا برای آنچه به عنوان قدرت برتر منطقه با آن روبه رو بود، تعریف خاورمیانه بزرگ بود که منظور از لفظ کلمه بزرگ، اضافه کردن حوزه امنیتی شوروی سابق یعنی آسیای مرکزی و قفقاز به حوزه خاورمیانه بود. این منطقه از دید آمریکا به عنوان یک منطقه ژئو پلتیک جدید در جغرافیای سیاسی جهان مطرح میشد؛ چرا که از دید آمریکا مرکز اصلی انرژی و تامین سوخت فسیلی جهان صنعتی به شمار میرفت. ساداتیان با تاکید بر این که این چالش برای آمریکا همچنان وجود دارد و آمریکا سعی میکند آن را در قالب موضوعات هستهای، هولوکاست، حقوق بشر و کمک به تروریسم نمایش دهد، میگوید: این موضوعات در حالی مطرح میشود که آمریکا هیچ پیشرفتی در این عرصه نداشته است و برای این که به موضوع ایران فائق بیاید، در شرایط مختلف این اتهامات را مرتبا مطرح میکند.
پیروز مجتهدزاده، تحلیلگر مسائل سیاسی نیز در گفتگو با «جامجم» با یادآوری این که از ابتدای رویکارآمدن بوش و نومحافظهکاران این گروه به ملت آمریکا وعده جنگ و خونریزی داد و در 8 سال گذشته به همان ترتیب که وعده داده بود عمل کرد گفت: اجرای جنگ با ایران آخرین مرحله این وعده است که از نظر دولت جمهوریخواه این وعده باید عملی شود.
وی چنین رویکردی را تبلیغاتی انتخاباتی استنباط میکند و میگوید: این اظهارات به این معنا نیست که آمریکاییها فردا جنگ را آغاز کنند. چنین اظهاراتی دلایل متعددی دارد که بخشی از آن را باید منبعث از فضای حاکم بر این انتخابات دانست تا بروز تحولات جدید در حوزه سیاست خارجی و گرایشهای نظامیگرایانه آمریکا.
کتایون مافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم