یک شب و بامداد با یک برنامه زنده رادیویی‌

پنجره‌ای رو به شب بهاری‌

حدود یک ربع به ساعت 10 شب باقی‌مانده. در محوطه جام‌جم، روبه‌روی ساختمان تولید سیما و در نزدیکی ساختمان پخش سرویس‌های کارکنان شیفت آماده‌اند که با پایان ساعت کارشان آنها را به خانه‌هایشان ببرند. هوای خنکی است. از ساعت 10 برنامه زنده «پنجره‌ای رو به شب» از شبکه ورزش پخش می‌شود که مدت آن 4 ساعت است. هر شب یک گروه از برنامه‌سازان آن را تهیه می‌کنند. وقتی به استودیوی پخش می‌رسم همه عوامل برنامه را می‌بینم که آمده‌اند. پس از سلام و احوالپرسی به سراغ مسعود نجات تهیه‌کننده آن می‌روم.
کد خبر: ۱۷۱۳۲۳

او نوارهای چند میان برنامه یا برنامه تولیدی 15 دقیقه‌ای را که قرار است در دل پنجره‌ای رو به شب پخش شود، کنترل می‌کند و آنها را در قفسه مخصوص نوار و آدم‌ها قرار می‌دهد. معصومه ریاحی گوینده برنامه است که متن‌های آن را از نجات می‌گیرد و در گوشه‌ای از اتاق مجاور اتاق فرمان به مطالعه آنها می‌پردازد. حسین معتمدهاشمی مسوول پشتیبانی خبر است. او آخرین خبرهای ورزش ایران و جهان را که در سایت‌ها و خبرگزاری‌ها آمده، گردآوری کرده و در اختیار گوینده و کارشناس برنامه قرار می‌دهد. ابراهیم ابراهیمی و بیژن علیار کار ارتباطات برنامه را برعهده دارند. یکی از محورهای برنامه، پخش تلفن شنوندگان است که کارشناس آن، به سوال‌های شنوندگان پاسخ می‌گوید.

با اعلام ساعت 22، موسیقی آرم برنامه پنجره‌ای رو به شب را می‌شنویم و برنامه‌ای 4 ساعته کار خود را آغاز می‌کند. شعری متناسب با فصل بهار، آغازگر برنامه است و پس از آن آیتم‌ها و عوامل برنامه را معرفی می‌کنم.
پس از پخش یک تصنیف اولین بخش کارشناسی ارائه می‌شود که بررسی وضع تیم ملی تنیس ایران در جام دیویس است. در این بررسی بر زیبایی و جذابیت تنیس تاکید می‌شود و این که به این ورزش در کشورمان چندان بها داده نشده و درباره‌اش تبلیغ خوبی صورت نگرفته. شکست تیم ایران در جام دیویس و باقی ماندن در همان دسته سوم آسیا حکایت از آن دارد که تنیس ما همچنان در سطح پایینی مانده و کار زیربنایی و خوبی انجام نشده است.

30/22 ‌ اولین میان‌برنامه یا به عبارتی درست‌تر «برنامه در برنامه» با عنوان «ورزش در رسانه‌های جهان» پخش می‌شود. عوامل پنجره‌ای رو به شب حدود 15 دقیقه فرصت دارند که چای و قهوه بنوشند.

قهوه و کیک آماده است که در این ساعت از شب می‌چسبد. نجات قهوه خود را می‌نوشد و علیرضا فرخی، مسوول هماهنگی برنامه از بقیه می‌خواهد این کار را انجام دهند. تلفن شنوندگان نیز یکی یکی ضبط می‌شود.

بیشتر آنها درباره مسائل اخیر استقلال و پرسپولیس سوال می‌کنند. چند سوالی هم درباره زمان پایان لیگ برتر و فوتبال اروپاست.

پس از میان‌برنامه معصومه ریاحی گوینده برنامه اطلاع می‌دهد که از ساعت 30/23 دقیقه بازی چلسی و ویگان در لیگ برتر انگلیس آغاز خواهد شد و گزارش لحظه به لحظه آن را از همین برنامه پنجره‌ای رو به شب بشنوید.
10/23  گوینده پس از اشاره نجات شروع به خواندن متنی با عنوان ورزش در ایران باستان می‌کند: ایران در گذشته بیشترین توجه را به ورزش و تربیت بدنی انجام می‌داد. کودکان از کودکی تا جوانی و 20 سالگی به تمرینات مختلف می‌پرداختند و روحیه جنگندگی پیدا می‌کردند. عبور از رودخانه بدون خیس شدن سلاح، پیاده‌روی طولانی و دویدن از جمله برنامه‌هایشان بودند. ایرانیان سه چیز را می‌آموختند: سوارکاری، کمانداری و تیراندازی و راستگویی.

12/23  میان برنامه واژگان ورزش پخش می‌شود و ریاحی فرصت می‌کند تا کتاب شعری را که همراه دارد ورق بزند و شعری را متناسب با بهار انتخاب می‌کند که پس از تایید تهیه‌کننده، آن را در فرصت مناسبی بخواند. در همین موقع یک جعبه گز را از کیف خود بیرون می‌آورد و در اتاق فرمان به کسانی که آنجا حاضرند، تعارف می‌کند. از او می‌پرسم: اصفهان بودید؟ می‌گوید: نه، یکی از بستگان از اصفهان آورده است. پس از میان‌برنامه «واژگان ورزش» و پخش یک تصنیف، تصویر ورزشگاه استمفورد بریج روی صفحه تلویزیون‌های استودیو ظاهر می‌شود.

30/23 ‌ بازی چلسی و ویگان آغاز می‌شود و چند دقیقه اول آن را برنامه پنجره‌‌ای رو به شب گزارش می‌کند. چند نفر از عوامل برنامه به صفحه تلویزیون نگاه می‌کنند. اما نجات تمرکز خود را روی تمام برنامه و کارهای خود قرار داده و البته توجه‌ای به بازی نمی‌کند. از او می‌پرسم چلسی را دوست ندارید؟ خیلی راحت و خونسرد می‌گوید: نه چلسی را دوست دارم، نه آرسنال و نه منچستر یونایتد. من فقط طرفدار بایرن مونیخ و فوتبال آلمانم.

از بامداد روز سه‌شنبه 48 دقیقه گذشته که چلسی گل اول بازی را می‌زند و زننده گل اسین است.

صدای نجات را می‌شنوم که می‌گوید: ای کاش بالاک گل می‌زد.

می‌پرسم او هم بازیکن چلسی است، واکنش او این است. بالاک از بایرن مونیخ آمده! هر جا که باشد آلمانی است و من او را بایرنی می‌دانم.

سومین میان‌برنامه درباره پوکی استخوان و راه‌های مقابله با این عارضه و درمانش نکته‌های جالب و مفیدی را بیان می‌کند و با پخش آن عوامل برنامه بازهم فرصت می‌یابند تا استراحتی کنند و چای بنوشند.

10/1 بامداد  از معتمد هاشمی که با علاقه و جدیت خبرهای فوتبال جهان را پیگیری می‌کند و در این ساعت از بامداد هم چند پرینت خبری را آورده می‌پرسم: شما طرفدار کدام تیم هستید؟ پارسال که مرتب می‌گفتید چلسی را دوست دارید؟ کمی مکث می‌کند و با ارائه تبسمی ملایم می‌گوید: وقتی مورینیو سرمربی تیم چلسی بود، آن را دوست داشتم. حالا دیگر این تیم برایم جذاب نیست حتی اگر قهرمان اروپا شود. به ریاحی می‌گویم: خانم شما طرفدار کدام تیم هستید؟ به طنز یا با جدیت، نمی‌دانم، می‌گوید: من طرفدار شموشک هستم.

20/1 بامداد  دقایق آخر مسابقه چلسی و ویگان گزارش می‌شود. به نظر می‌رسد چلسی 3 امتیاز بازی را کسب کرده و همچنان امیدوار به رسیدن به منچستر یونایتد صدرنشین است.

ناگهان ویگان در یک ضد حمله با ضربه هسکی به گل مساوی می‌رسد. توصیف صحنه گل و بویژه صحنه شادی نیمکت‌نشینان ویگان فضای برنامه پنجره‌ای رو به شب را کاملا فوتبالی و پرهیجان می‌کند.

حسن شبکه ورزش در ساعت‌های مختلف برنامه‌هایش این است که شنوندگان را در جریان مستقیم رویدادهای ورزشی بویژه فوتبال قرار می‌دهد.

تا پیش از پخش آخرین میان‌برنامه در فرصت چند دقیقه‌ای باقی مانده نجات به ریاحی می‌گوید: اعلام کند چند مورد تلفنی پخش خواهد شد.

بعد صدای شنوندگان را یکی‌یکی می‌شنویم. شنونده‌ای درباره آخرین وضعیت تیم یوونتوس و رانیری مربی‌اش می‌پرسد.

شنونده دیگری برنامه لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا را می‌خواهد. یک شنونده هم متنی را درباره حضور ایران در المپیک می‌خواند و به عوامل پنجره‌ای رو به شب خسته نباشید، می‌گوید: ریاحی هم تمرکز خود را روی مونیتور قرار داده و پیامک‌های شنوندگان را مرور می‌کند و از میان صدها پیامک ارسال شده به برنامه سوال‌های چند نفر را مطرح می‌کند و کارشناس برنامه پاسخ می‌دهد.

30/1 بامداد  روزشمار ورزش که آخرین میان برنامه پنجره‌ای رو به شب است. پخش می‌شود و پس از آن تصنیفی با صدای زنده‌یاد نوری به شنوندگان تقدیم می‌گردد.

52/1 بامداد  برنامه 4 ساعته پنجره‌ای رو به شب به دقایق پایانی خود رسیده، در دو سه دقیقه‌ای موضوعات اصلی برنامه جمع‌بندی می‌شود و سپس خداحافظی تا هفته بعد. عوامل برنامه به یکدیگر خسته نباشید می‌گویند: انگار نه انگار که ساعت 2 بامداد است و آنها یک برنامه زنده 4 ساعته را به پایان برده‌اند. وقتی ساعت 05/2 بامداد از ساختمان پخش صدا و سیما بیرون می‌‌آیم، هوای مطبوع و فرحبخش فضای بازی که پر از درخت و گل و سبزه است، خواب را از چشمان ما دور می‌کند. در حالی که به آرامی قدم می‌زنیم، معتمد هاشمی به من می‌گوید: چقدر خوبه در این هوا به تمرین دویدن بپردازیم. من می‌گویم: درست می‌گویید اما به شرطی که از بامداد روز قبل تا این بامداد یک سر روی پا نبوده باشیم!

جهانگیر چراتی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها