براساس آمارهای موجود به نظر میرسد میزان کاهش بارندگی که در بهار امسال داشتیم طی 40 سال اخیر بیسابقه بوده است. ارزیابی شما از این وضعیت بارندگی چیست؟ آیا این کاهش بارندگی بحران است یا خشکسالی یا...؟
میانگین بارندگی در کشورمان براساس آمارها و نمودارهایی که استخراج کردیم، 251 میلیمتر است که طی 40 سال گذشته یک سال نسبت به سالهای طولانیتر وضعیت بارندگی خیلی پایینتر از نرمال و میانگین (251 میلیمتر) بوده، همچنین به لحاظ بارندگی در سالهای 1379 و 80 میزان بارندگی کشور میانگیناش حدود 145 میلیمتر بوده است. از سوی دیگر، در میان پربارانترین سالهای کشور میانگین بارندگی از 340 میلیمتر بالاتر نرفته است. به طور کلی در مجموع 40 سال گذشته 5 سال بارندگیها نزدیک به 251 میلیمتر بوده، 5 سال نرمال بوده، حدود 15 سال هم به اصطلاح از نرمال بالاتر بوده است. 20 سال هم ما در سالهای خشک قرار داشتهایم. حال آن که امسال آبی 87 86 با توجه به شرایطی که تا اواخر فروردین ماه نسبت به دوره 40 ساله به دست آمده، میزان بارندگی در کشور تنها 120 میلیمتر بوده که در فروردین 80 79 هم 120 میلیمتر بارندگی داشتیم. به عبارت دیگر، امسال برابری میکند با خشکترین سالی که در 40 سال اخیر داشتیم. پیشبینی امسال چنین است که حتی یک ذره خشکتر هم شود؛ پس در این مقوله دستاندرکاران هیچ تردیدی ندارند که سال، سال خشکی است و باید اقدامات لازم و مقتضی را انجام بدهند.
چه اقدامی در کوتاهمدت برای کاهش تبعات خشکسالی به اجرا درمیآورید؟
مهمترین اقدامات، اقدامات مدیریتی و تجهیزاتی برای کاهش اثرات خشکسالی است.
وقتی خشکسالی حادث میشود، اثراتی را بر بخشهای مصرف میگذارد، این اثرات یکنواخت نیست، بلکه در بخشهای مختلف متفاوت است و یکی از بخشهایی که بشدت متاثر شده، کشاورزی و اراضی دیم است؛ بنابراین باید اقداماتی برای کاهش اثرات خشکسالی صورت گیرد. برای این که بتوان به اصطلاح، میزان محدود آب را در این سال به اولیترین نیازها و تخصصها اختصاص دهیم، شروع به دایر کردن جلساتی با مجموعه مدیران آبهای منطقهای و ارسال دستورالعملهایی کردیم تا در چارچوب آن اقداماتی به صورت ضربتی انجام گیرد.
این اقدامات ضربتی که اشاره کردید، شامل چه مواردی شده یا میشود؟
نخست اجرای کنترل شدید مدیریت خروج آب از سدها بوده، به نحوی که بشدت زیر نظر گرفته شد؛ یعنی به خاطر اولویتی که آب آشامیدنی، شهری و روستایی دارد ما اولویت نخست را برای آب آشامیدنی اختصاص دادیم و برآورده شدن نیازها و تقاضاهای بعدی را منوط به تامین میزان آب شرب کردیم. اولویت دوم، بحث محیط زیست بود؛ چراکه در محیط زیست، هم گونههای گیاهی و هم جانوری موجود هستند. به دلیل این که اینها نقش ویژهای در چرخه حیاتی دارند این اولویت را در نظر گرفتیم. اولویت سوم بخش صنعت بود و اولویت چهارم بخش کشاورزی.
ملاک ردهبندی این اولویتها چه بوده است؟
این اولویتگذاریها، نشات گرفته از اولویت قانونی است. به عبارتی، ما براساس اولویتهایی که قانون به ما تکلیف کرده، عمل کردیم.
بازگردیم به نظارت و مدیریتی که اشاره کردید بر سدها اعمال میشود. این نظارت به چه نحوی به اجرا درآمده یا عملی میشود؟
تشکیل کمیتههای مدیریتی و نظارتی عمدتا بر نحوه میزان ورود بر سد، میزان منابع آبی ما، میزان تقاضاها و زمانی که چگونه باید آب را توزیع کرد، میگنجد.
در ارتباط با آبهای زیرزمینی چطور؟
درخصوص آبهای زیرزمینی هم به همین شکل است، منتهی آب زیرزمینی به سرعتی که آب سطحی از خشکسالی آسیب میبیند، قدری کندتر و بطئیتر است؛ اما خب اثراتش هم دیرتر جبران میشود؛ لذا در آنجا توصیههای اکیدی شده که بخش کشاورزی که عمده آنها هم بخش خصوصی هستند، الگوهای مصرف را رعایت کنند.
مسلم این است که ایران در وضعیت خشک و نیمهخشک قرار دارد و نوسانات بارندگی در سطح کشور هم بسیار شدید است، به نحوی که از 50 میلیمتر تا 1500 میلیمتر بارندگی در نوسان است. برای استفاده بهینه و مقابله با خشکسالی و برقراری ارتباط بین این بارندگیها آیا راهبرد خاصی در نظر دارید؟
کل منطقه ما خشک و نیمهخشک است و نوسانات بارندگی زیادی در سطح کشور وجود دارد. ما اقلیمی داریم که میزان بارش و پراکندگیاش به گونهای است که توازن مشخصی ندارند. به همین دلیل، در مناطقی از کشور دست به انتقال آب زده میشود؛ چون میزان نزولات با میزان تقاضا و نیاز محل بارش متفاوت است.
لذا میبینیم در مجموع با محدودیت مواجهیم و میانگین بیشترین بارندگی سالانه ما در 40 سال 340 میلیمتر و کمتریناش 145 میلیمتر است. در پر بارانترین سالها میزان تبخیر هم بالاست.
در بخش منابع آب، در 2 قسمت آبهای سطحی و زیرزمینی، هدفگذاریها و راهبردهای مشخص و منظمی در حال اجرا و انجام است.
هدفگذاریای که اشاره کردید در بخش آبهای سطحی به چه اقداماتی مربوط میشود؟
مهمترین هدفگذاری ما این بوده که از آبهای سطحی، باز هم حجم جدیدی را ذخیره کنیم، سد ایجاد کنیم و مخازن آبی جدیدی بسازیم.
عملکردتان در بخش آبهای سطحی در سال 86 چگونه است؟
عملکرد ما در سال 86 در بخش آبهای سطحی بسیار مثبت بوده، به نحوی که توانستهایم 900 میلیون مترمکعب آب را ذخیرهسازی جدید کنیم.
کاهش سطح آب در سفرههای زیرزمینی چه حجمی را به خود اختصاص داده و چه برنامههای جبرانی برای جایگزینی آن دارید؟
در بخش آبهای زیرزمینی بیشترین نگرانی و مشکل ما این بوده و هست که حدود 6 میلیارد مترمکعب کاهش سفرههای زیرزمینی را به نوعی احیا کنیم. قانونگذار ما را ملزم کرده بود در برنامه چهارم توسعه حدود 25 درصد کاهش میزان آب در سفرههای زیرزمینی (6 میلیارد مترمکعب) که حدود 5/1 میلیارد مترمکعب است را در سالهای 83 تا 86 احیا کنیم.
البته باید گفت احیا این منابع کار راحتی نبوده و نیست و بسیار هم مشکل است. باتوجه به اهمیتی که این موضوع در بحث منافع اقتصادی و اجتماعی ایفا میکند، باید به هر نحو شده به اجرا در آید.
آیا توانستهاید مفاد برنامه چهارم توسعه را در خصوص احیای منابع آبی در بخش آبهای زیرزمینی اجرایی کنید؟
خوشبختانه آمار سال 86 به نحوی است که در این سال توانستهایم 560 میلیون مترمکعب آب را با همکاری خود مردم و با استفاده از طرحهای تعادلبخشی جبران کنیم.
لطفا در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟
با طرحهای تغذیه مصنوعی در خیلی از مناطق، جلوگیری از برداشتهای غیرمجاز، انسداد چاههای غیرمجاز براساس قانون و براساس رای محاکم قضایی نیز ترویج بهینه شیوههای برداشت تعادل بخشی شده است. به علاوه این که خیلی از منابع برداشت آب را به کنتور مجهز کردیم. مثلا در سال 86 حدود 11 هزار و 500 دستگاه کنتور جدید عرضه شده که از کنتورهای نسل جدید به شمار میآیند و به این اندازهگیری دقیقتر کمک میکنند.
با توجه به خشکسالی امسال، وضعیت طرحهای تعادل بخشی یا احیای آبهای زیرزمینی چه فرجامی خواهند یافت؟
باید بگویم در سال 87 هم ما هدفگذاریمان برای حدود 350 میلیون مترمکعب است؛ چون سال به سال هر چه جلوتر میرویم، عملکرد احیای منابع آب زیرزمینی سختتر میشود. امیدوارم با برنامهریزی درست به این موضوع برسیم.
به نظر میرسد مهمترین مشکلات بیآبی در کشور هم کاهش بارندگی و هم نحوه مصرف غلط باشد. لذا ما تا وقتی الفبای مصرف را از سوی مصرف کننده و مدیریت مصرف بازنگری نکنیم، باید هرچند سال یک بار با بحران خشکسالی مواجه شویم.
نوع مصرف آب براساس آمارهای معاونت آب و آبفای وزارت نیرو که در پایان سال 85 انتشار یافته، حاکی از این است که در مدت سال 1340 تا 1380 بخش کشاورزی و آبزیان 86 درصد، شهر و روستا 6درصد، صنعتی 1/1 درصد مصرف را به خود اختصاص داده و از سوی دیگر، جمعیت هم در حال افزایش است؛ اما به موازات فعالیت چشمگیری هم برای تغییر رویکرد و بهینه مصرف کردن آب بخصوص در بخش کشاورزی بسیار اندک است. نظر شما چیست؟
متاسفانه این آمارها در شرایط فعلی هم روند صعودی دارند، به نحوی که ما در حال حاضر شاهدیم حدود 92 درصد آب مصرفی در حوزه کشاورزی مصرف میشود، یعنی بخش عمدهای از مصارف این بخش از منابع آب زیرزمینی است. این منابع به دلیل اینکه دیرتر احیا میشوند، لازم است ما بهطور حتم بازده را افزایش دهیم. در غیر اینصورت با بحران مواجه میشویم. خوشبختانه دولت نسبت به بازده آب در برنامههای پنجساله گذشته با حساسیت و دقت نظر عمل کرده و مقداری تغییر و تحول در آن شکل گرفته است. ظرفیتهای موجود، شرایط کاشت، داشت و برداشت را متاثر کرده و حتی شیوههای جدید آبیاری خوبی مثل آبیاری قطرهای هم رواج یافته است ولی فراگیر نشده. خب بهطور طبیعی درصورت فراگیر شدن، خیلی از مشکلات ما رفع میشد.
اجرای شیوههای مدرن آبیاری را تا چه حد ضروری میدانید؟
شیوه مصرفی ما یک شیوه سنتی و اسراف گرایانه و آبیاریای که در بسیاری از مناطق انجام میگیرد، عمدتا سنتی (غرقابی) است؛ یعنی همان شیوهای که 5 هزار سال پیش انجام میشد. غرقاب کردن دیگر الان با توجه به افزایش حجم مصارف و نوع آلایندههایی که بعد از غرقابی وارد منابع آب زیرزمینی میشود اصلا به صلاح نیست. در شیوههای جدید هم همینطور با افزایش مدام مصرف مواجهیم واین یک چالش است. لذا مقابله با سیر صعودی مصرف بخصوص در بخش کشاورزی، باید با تغییر رویکرد حرکت به سوی شیوههای مدرن آبیاری انجام شود.
بهنظر میرسد اینجا حضور وزارت جهاد کشاورزی ملموس میشود. بهعبارتی وقتی وزارت نیرو به وظیفه خود عمل کند، اما مثلا وزارت جهاد نتواند قانون برنامه چهارم توسعه مثلا سند توسعه بخش کشاورزی یا برخی حمایتها برای اجرای آبیاری مدرن را پیاده کند، آیا زحمات یکدستگاه هدر نمیرود؟
نکته درستی است. رسالت عمده جهاد کشاورزی این است که هماهنگ با وزارت نیرو در ایجاد ظرفیتهای مدیریتی برای استفاده از آب، استفاده بهینه از آن و ارتقای بازده بهرهگیری از آب به کمک مصرفکنندگان بیاید. با توجه به اینکه مصرفکننده عمده ما کشاورزانند، ظرفیتهایی که لازم است توسعه یابد ایناست که فناوری متناسب با شرایط بارندگی کشور و متناسب با شرایطی که فرهنگ کشاورزی ما هست را توسعه و پشتیبانی کنند تا کشاورزان یا بهرهبرداران به آن دسترسی یابند.
بهنظر شما برون رفت از چالش مصرف آب به چه مدت زمانی نیازمند است؟
بهطور حتم کار سادهای نخواهد بود و نیازمند کار عمقی، مدام و طولانی است. مجموعه وزارت نیرو هم بهطور جد مشغول رسیدن به این هدف است. بهنظر میرسد برون رفت از این چالش به بیش از 10 سال کار نیاز دارد. باید تغییر در نگرش و رعایت الگوی متناسب با کشورمان اعمال شود.
بهطور مشخص مدیریت منابع آب در جهت افزایش بهرهوری، بازده آب و اصولا مصارف چه اقدامی در دست اجرا دارد؟
یکی از وظایفی که در این ساختار انجام میشود، بحث مطالعات پایهای منابع آب به عنوان یک امر حاکمیتی است و در نهایت منجر به این میشود که وضعیت منابع آب کشور، روند مصرف و وضعیت کیفیتی آنها را ارزیابی کنیم و با این مطالعات، سیاستها و روشهای مقابله با پیامدهای آلودگی و امثال آنرا در نظر بگیریم.
بسیاری از کارشناسان معتقدند میتوان با مدیریت تقاضا و مصرف بهینه تعادلی ایجاد کرد و حتی از روشهای مصرف دوباره هم سود جست. آیا چنین برنامهای را مدیریت توسعه منابع آب پیگیری میکند؟
بله ما در پی اجرای مدیریت تقاضا و گونههای برتر بازده اقتصادی و همچنین ارتقای بهرهوری و استفاده از آب هستیم. الان به میزان خیلی کمی آب را در سیکل کاملش و یا چند بار مصرف میتوانیم استفاده کنیم، حال آنکه بیشتر اوقات آب فقط یکبار مصرف میشود. در صورتیکه برای کشور ما لازمهاش این است که با مدیریت تقاضا، اقداماتی درخصوص مصرف دوباره در جاهایی که محیط زیست اجازه میدهد، انجام دهیم.
آیا در سال 87 قصد اجرای برنامهای در این خصوص دارید؟
در سال جاری یکی از کارهایی که در دستور کار داریم ضابطه استفاده از پسابهای شهری در امر کشاورزی و محیط زیست با رعایت استانداردهای جهانی است که کشورمان از همان استانداردها انشاءالله استفاده خواهد کرد.
البته در سال گذشته هم نمونههایی داشتیم، که در بعضی از مناطق پس از استاندارد شدن در کشاورزی از پسابها استفاده میشد.
یزدان امیدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم