با غلا‌معلی حدادعادل رئیس مجلس هفتم‌

جنگ قدرت در اردوگاه اصولگرایان وجود ندارد

غلامعلی حدادعادل، رئیس مجلس شورای اسلامی و اصلی‌ترین عضو جبهه اصولگرایان که نمایندگی مجلس را از دوره ششم آغاز کرده، هم‌اکنون به عنوان اولین منتخب مجلس هشتم از سوی مردم برگزیده شده است.
کد خبر: ۱۷۰۹۸۶
حدادعادل فردی با سابقه عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، مدیر دایره‌المعارف اسلامی و ریاست فرهنگستان زبان و ادب فارسی معتقد است که در طول دوره ریاست خود بر مجلس هفتم تمام اهتمام خود را بر حمایت از دولت و مردم گذاشته و نمایندگان این دوره نیز عزم جزمی در تصویب قوانینی نموده‌اند که همگی با شعارهای اصولگرایی و آنچه که در آرمان‌های امام و رهبری بر آن تایید شده است، همراه بوده است.
وی اولین رئیس غیرروحانی مجلس بعد از انقلاب اسلامی و حضور اکبر هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، علی‌اکبر ناطق‌نوری و مجددا مهدی کروبی است که در طول مدت ریاستش با خونسردی و خصلت معلمی، به اداره صحن علنی مجلس می‌پرداخت که البته این خصیصه گاهی از سوی برخی نمایندگان مجلس نیز مورد انتقاد واقع می‌شد.

حداد عادل متولد 1324 در تهران و دارای فوق‌لیسانس فیزیک و فوق‌لیسانس و دکترای فلسفه است و سمت‌های علمی بسیاری نیز قبل از ریاست خود بر قوه مقننه داشته است و همیشه تلاش می‌کند که چهره دانشگاهی خود را حفظ کند.

رئیس‌مجلس شورای اسلامی در گفتگویی که با وی داشتیم، با سعه‌صدر به سوالات، پاسخ داد و تاکید کرد که به عنوان فردی از خانواده رسانه، تمام تلاشش بر همکاری و ارائه نظرات براساس واقعیت‌ها بوده است.

نتایج انتخابات مجلس بار دیگر پیروزی اصولگرایان را نمایان کرد. آیا این پیروزی حاصل اعتماد مردم به اصولگرایان است یا دلزدگی آنان از اصلاح‌طلبان؟

رای مردم به اصولگرایان قابل پیش‌بینی بود و در ادامه انتخاب مردم در چند سال اخیر صورت گرفت. مردم همان مسیری را که در دومین انتخابات شورای شهر برگزیدند و در مجلس هفتم ادامه دادند، در انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر دوم نیز همان را طی کردند.

جهت حرکت و نوع انتخاب مردم تغییر نکرد و ما این قضاوت را نتیجه اعتماد مردم به اصولگرایان می‌دانیم، البته با وجود مشکلاتی که مردم دارند، باور بیشتر مردم این است که اصولگرایان قصد خدمت دارند و برای قدرت یا کسب ثروت و مقام وارد عرصه سیاست نشده‌اند. این مبنای رابطه ما با مردم است و تصور می‌کنیم بزرگ‌ترین سرمایه ما نیز همین است و باید بکوشیم این سرمایه را حفظ کنیم و بر آن بیفزاییم.

مردم با تجربه تلخی که از اتفاقات سالیان گذشته داشته‌اند، به این جمع‌بندی رسیدند که بیشتر به اصولگرایان رای دهند. این انتخاب مردم ناشی از یک تجربه تاریخی بود که مربوط به 10 سال گذشته است و هنوز هم مردم نشانه‌ای از تغییر اصولی و بنیادی در رفتار اصلاح‌طلبان احساس نکردند.

مردم در مجموع اصولگرایان را برای حفظ آرمان‌های امام و انقلاب مناسب‌تر تشخیص می‌دهند. ما نباید رای مردم به اصولگرایان را از جهتگیری‌های بنیادی مردم در انقلاب جدا بدانیم. مردم پای انقلاب خود ایستاده‌اند و اگر تشخیص بدهند که یک گروهی نسبت به آرمان‌های اصلی امام و انقلاب کوتاهی کرد و انحرافی نسبت به آنها دارد، از آن پشتیبانی نمی‌کنند. تشخیص مردم در انتخاب گروه‌های اصلاح‌طلب یا اصولگرا ریشه در چنین تفکری دارد.

اقدام مجلس هفتم درخصوص مساله سوخت و بنزین اقدام خطیری بود، اما مردم نسبت به آن اقبال نشان دادند. شما چه تحلیلی از این رویکرد دارید؟

این سوال با سوال اول بی‌ارتباط نیست، چون یک نمونه از رفتار اصولگرایان، تصمیمی بود که مجلس هفتم در مورد بنزین گرفت.

سهمیه‌بندی بنزین اقدامی درست و ضروری بود، اما مجالس و دولت‌های قبل به سراغ آن نرفته بودند. پیدا بود که سهمیه‌بندی بنزین به دلیل پیچیدگی و گستردگی، نارضایتی‌هایی ایجاد خواهد کرد. اگر ما می‌خواستیم صرفا به محبوبیت و باقی ماندن بر سر قدرت بیندیشیم، نباید وارد بحث سهمیه‌بندی می‌شدیم، ولی برای ما مصلحت کشور اصل بود و مجلس شجاعانه وارد آن شد و دولت هم انصافا با مدیریت خوب و با تلاش بسیار، سهمیه‌بندی را اجرا کرد؛ البته ابتدای کار مشکلات و معایبی وجود داشت و این احتمال هم می‌رفت که مردم بر اثر مشکلات از این اقدام ناراضی شوند و اثر آن در انتخابات هم دیده شود.

ما توفیق داشتیم که در مجلس هفتم اختلاف سلیقه را درون خودمان هضم و وحدت و همکاری با دولت را حفظ کنیم‌

چندین بار در مصاحبه‌های مطبوعاتی من با خبرنگاران همین پرسش مطرح شد و برخی از من می‌پرسیدند شما احتمال نمی‌دهید به دلیل این همه اصراری که بر سهمیه‌بندی بنزین دارید، مردم در انتخابات آینده به شما رای ندهند؟‌ اما پاسخ من این بود که ما باید به وظیفه‌ای که نسبت به کشور و ملت داریم، عمل کنیم. نباید از ترس این که رای نیاوریم پا روی مصالح و منافع ملت و کشور بگذاریم.

همان موقع به خبرنگاران گفتم اطمینان دارم که مردم با شعور بالای خودشان حقیقت را تشخیص می‌دهند. نتیجه انتخابات هم صحت این سخن من را ثابت کرد و دیدید که در انتخابات تهران کسی رای آورد که بیشترین اصرار را در سهمیه‌بندی بنزین می‌کرد و این نشان می‌دهد مردم از درک و شعور بالایی برخوردارند و من از اینجا از آنها تشکر می‌کنم و معتقدم این انتخاب مردم و هوشمندی آنان مسوولیت آنها را برای آینده بیشتر می‌کند.

برآوردی که تاکنون صورت گرفته نشان می‌دهد حداقل 4 میلیارد دلار به سبب صرفه‌جویی بنزین که هنوز یک سال هم از زمان اجرای آن نگذشته در مصرف بودجه ارزی کشور صرفه‌جویی شده است.

بر اساس آمار وزارت نفت بعد از سهمیه‌بندی، در حالی که مصرف روزانه بنزین حدود 60 میلیون لیتر بوده به 84 یا 85 میلیون لیتر رسید.

امروز مردم مشکل عمده‌ای ندارند و با عرضه بنزین آزاد هم به صورت محدود در جایگاه‌های عرضه بنزین این احتمال که یک وقت کسی به دلیل کمبود بنزین دچار یک مشکل حاد شود، منتفی و بازار سیاه هم کنترل شده است و سهمیه‌بندی امکان استفاده از کنترل مصرف گازوئیل و جلوگیری از قاچاق آن را به وجود آورده است. دولت با افزایش جایگاه‌های تولید گاز و تاکید بر افزایش موتورهای دوگانه‌سوز تلاش می‌کند مصرف بنزین را کم کند. مردم هم این واقعیت‌ها را می‌فهمند و در انتخاب خودشان این معادلات را حساب می‌کنند.

در مرحله اول انتخابات، بر اساس مصوبه مجلس در مورد محدودیت‌های تبلیغاتی، فضای انتخاباتی خیلی سرد بود. آیا مجلس هشتم اقدامی برای خارج کردن انتخابات از این فضا انجام می‌دهد؟

انگیزه بسیاری از نمایندگان مجلس در تصویب و اصلاح قانون انتخابات در مبحث تبلیغات این بود که از حاکمیت پول در انتخاب مردم جلوگیری شود. فرض کنیم 2 نفر در شهر کوچک یا بزرگی هر دو نامزد انتخابات هستند. یکی از آنها استاد دانشگاه، تحصیلکرده و دلسوز و کارشناس است، اما بدون پول و ثروت و دیگری هیچ کدام از این محسنات را ندارد، ولی میلیاردها تومان پول دارد.

شاید اولی قادر به تهیه یک ورق انتخاباتی کوچک هم نباشد، اما دومی می‌تواند پلاکاردهای بزرگ تبلیغاتی به تعداد زیادی منتشر و در سراسر شهر چشم و گوش مردم را با شعارها پر کند. اگر قرار شود افرادی از این طریق به مجلس راه پیدا کنند، این مجلسی نیست که انقلاب می‌خواسته است.

نمایندگان فکر می‌کردند تبلیغات انتخاباتی نباید وسیله‌ای باشد که افراد لایقی که توان خرج پول‌های گزاف را ندارند از کسانی که پول‌های بی‌حساب دارند، در انتخابات عقب بمانند.

اگر به تبلیغات قبل نگاه کنیم، می‌بینیم که در سراسر اتوبان، عکس یا تصویری از فرد به نمایش گذاشته می‌شد که چند صد یا چند ده هزار تومان هزینه داشت و شهر پر از این تبلیغات بود. این بار چنین مناظری دیده نشد و این مثبت بود؛ اما از این نظر که حال و هوا و رنگ و لعاب انتخابات را کاهش داد و کم‌رنگ کرد، شاید محتاج بازنگری باشد.

باید اشاره کنم که قانون انتخابات سرنوشت عجیبی داشته و بعد از پیروزی انقلاب و از مجلس اول تاکنون این قانون در هر مجلس بارها، گوشه و کنارش اصلاح شده و شاید همین اصلاحات موردی، فصلی و مجلسی در مجموع این قانون را به قانونی مجروح و زخمی بدل کرده است و ما به این نتیجه رسیده‌ایم که باید راهی پیدا کرد که قانون انتخابات با استفاده از تجربه‌ای که در 30 سال گذشته بعد از انقلاب پیدا کرده‌ایم یک بار برای همیشه شکل نهایی به خود بگیرد و طوری به تصویب برسد که بعد از آن به هر مناسبتی و در هر مجلسی دستخوش سلیقه‌های سیاسی جناح‌ها و گروه‌های مختلف قرار نگیرد و چارچوب ثابتی شود که مردم و مسوولان تکلیف خود را بدانند و هر روز، یک عنصر تازه به شیوه انتخابات اضافه نشود.

الان مردم در حافظه تاریخی خودشان دچار اختلال شده‌اند، چون هر دفعه انتخابات صورت می‌گیرد و به پای صندوق‌های رای می‌روند می‌بینند که چیز جدیدی از آنها خواسته می‌شود که این شیوه خوبی نیست. باید ثباتی در قانون انتخابات به وجود آید که هم گروه‌های سیاسی و هم مجریان تکلیفشان مشخص شود.

آیا در مجلس هشتم به این مساله رسیدگی خواهد شد؟

نمی‌توانم پیش‌بینی کنم که این کار در مجلس هشتم عملی خواهد شد یا خیر، اما پیش از آن که زمانش را قول بدهم، آن را کامل توضیح دادم.

انتخابات مرحله اول نشان داد که مجلس هشتم برپایه اکثریت اصولگراست. آیا یکدست بودن مجلس را فرصت یا تهدید برای امورات مجلس می‌دانید؟

اولا مجلس یکدست نیست، چون در انتخابات رقابت وجود داشت و تعدادی از اصلاح‌طلبان نیز در مجلس حضور دارند و برخی نیز به صورت مستقل وارد شده‌اند. به هر حال مجلس آن طور که تصور می‌کنید یکدست نیست. البته در درون اصولگرایان هم سلیقه‌ها یکسان نیست و ما هم از این اختلاف سلیقه در مسائل کارشناسی استقبال می‌کنیم و تصور می‌کنیم گرایش‌ها و نگاه‌های متفاوتی که درون فراکسیون اصولگرایان وجود دارد، می‌تواند مکمل هم باشد کما این که چنین اختلاف نظری در میان اکثریت اصولگرایان مجلس هفتم وجود داشت و این طور نبود که همه اعضای فراکسیون اصولگرایان در مجلس هفتم نسبت به مسائل اقتصادی یا دیگر امور یکسان فکر کنند.

هنر ما باید این باشد که اختلاف سلیقه را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم این اختلاف سلیقه منجر به چندپارگی و ازهم‌گسیختگی وحدت اصولگرایان در مسائل اساسی کشور باشد.

پس به وحدت اصولگرایان بیشتر فکر می‌کنید؟

مسلما این طور است. ما توفیق داشتیم که در مجلس هفتم اختلاف سلیقه را درون خودمان هضم و وحدت و همکاری با دولت را حفظ کنیم. تصور می‌کنم در مجلس هشتم نیز چنین چیزی میسر باشد. البته نوع دیگری هم می‌توان پاسخ گفت. این که یکدست بودن مجلس یعنی وجود یک اکثریت قاطع که می‌تواند در خیلی از موارد کارساز باشد و می‌تواند ضامن موفقیت در تصویب و تصریح قوانینی باشد که برای کشور ضرورت دارد و می‌تواند از درگیری‌های بی‌جا، جدال و جنجال جلوگیری کند. وقتی اکثریت مجلس یک نوع نگاه داشته باشند، باعث هم‌افزایی نیروها می‌شود و به جای این که نیروها در مقابل هم قرار گیرند و توان یکدیگر را تحلیل ببرند، قطعا موجب افزایش توان خواهند شد.

امیدوارم مجلس هشتم بتواند با استفاده از اکثریت اصولگرایانی که نصیبش شده بتواند از این فرصت برای خدمت استفاده کند و در عین حال در درون خودشان سازوکاری ترسیم کنند که امکان طرح آزادانه دیدگاه‌های مختلف وجود داشته باشد که تصمیمات پخته‌تر باشد.

برخی رسانه‌ها آقای لاریجانی را رقیب جدی برای ریاست مجلس هشتم می‌دانند. با توجه به این که شما دوستان قدیمی هستید آیا کسانی با اهداف خاص قصد دارند فضای دوستانه شما را بر هم بزنند و باعث تخریب شوند؟

بین بنده و دکتر لاریجانی سابقه دوستی طولانی وجود دارد و این رابطه به سال‌های قبل از انتخابات برمی‌گردد. ما با هم در محیط‌های علمی و دانشگاهی و عرصه سیاسی و مدیریتی حضور داشتیم و من وجود دکتر لاریجانی را در مجلس باعث قوت مجلس می‌دانم و به شما و مردم اطمینان می‌دهم در اردوگاه اصولگرایان جنگ قدرت برای تصاحب منصب‌ها پدید نخواهد آمد. آنچه اهمیت دارد عمل به وظیفه، به عهده گرفتن مسوولیت و شانه خالی نکردن از بار مسوولیت است.

من و آقای لاریجانی و دیگر اصولگرایان آمادگی داریم که به مسوولیت خودمان عمل کنیم و این مسوولیت را در واقع مجلس تعیین خواهد کرد.

در مجلس هفتم شاهد بودیم که هنگام بررسی طرح و لوایح جنجالی، آقای باهنر ریاست جلسه را به عهده می‌گرفتند و چالش‌هایی را هم با نمایندگان داشتند. اگر آقای باهنر نایب رئیس مجلس هشتم باشند، این رویه ادامه پیدا می‌کند؟

اتفاقاتی که گاهی در مجلس رخ می‌داد و جلسه برای مدت کوتاهی به مدت نیم ساعت یا یک ساعت داغ می‌شد، منحصر به مدیریت آقای باهنر نبود. وقتی که بنده هم مدیریت جلسه را به عهده داشتم، اتفاقاتی می‌افتاد. در برخی روزنامه‌ها این گونه القا کردند که بنده هر وقت احتمال درگیری و بروز مخالفت‌های جدی را می‌دهم از آقای باهنر برای اداره جلسه دعوت می‌کنم؛ اما واقعا این طور نبود. خیلی وقت‌ها این گونه نبود که از قبل تصمیم بگیریم، چون امروز یک بحث چالشی داریم که چه کسی مجلس را اداره کند. به دلیل این که بسیاری از ملاقات‌های خارجی رئیس‌جمهور در ساعت 11 ظهر است، نایب رئیس، اداره جلسه را به عهده می‌گیرد. من این نتیجه‌گیری را غیرواقعی می‌دانم و آن را یک فضاسازی از نوع فضاسازی مطبوعاتی تلقی می‌کنم که براساس 2 تا 3 اتفاق، یک نتیجه‌گیری کلی می‌کردند. البته پیداست که نمایندگان روی صحبت کردنشان با نواب رئیس بازتر است تا رئیس مجلس. ممکن است تذکری را که می‌خواهند بدهند، با یک لحن به رئیس مجلس و با لحن دیگر به نواب رئیس بدهند و نواب رئیس هم بنابه طبع خود هر کدام یک جور پاسخ می‌دهند.

مجلس وقتی به دست 3 نفر اداره شود به 3 مدل اداره می‌شود، اما این طور نیست که ما در هیات رئیسه از قبل تصمیم می‌گرفتیم که در مواقع جنجالی چه کسی در مجلس باشد یا نباشد.

پس رابطه نواب رئیس با نمایندگان در مجلس خوب بود؟

بله خوب بود. البته ممکن بود آقایی با آقای دیگری خرده حسابی داشته باشد و بخواهد برخی وقت‌ها آن خرده حساب را تسویه کند. این به معنای یک رویه نیست.

ما در ابتدای مجلس هفتم شاهد رابطه خوب مجلس با دولت نهم بودیم، اما در اواخر عمر مجلس دیدیم مجلس قصد دارد حامی صرف دولت نباشد. چرا چنین نتیجه‌ای حاصل شده است؟

رابطه مجلس هفتم و دولت نهم از مسائل سیاسی کشور ما بود که تقریبا به صورت دائم در دستور کار گروه‌های سیاسی و مطبوعات قرار داشت و روزی نبود که در روزنامه‌ای راجع به رابطه دولت و مجلس چیزی نوشته نشود.

رقبای سیاسی ما از ابتدای تشکیل دولت نهم این موضوع را دستاویز انتقاد به مجلس کردند. اگر دولت از مجلس چیزی می‌خواست و مجلس آن را تایید می‌کرد، آنها در روزنامه‌هایشان می‌نوشتند که مجلس از خودش اراده‌ای ندارد و منفعل و دنباله‌روست. اگر مجلس مخالفت می‌کرد، آنها قلمفرسایی می‌کردند که میان اصولگرایان اختلاف افتاده و دولت از حمایت مجلس برخوردار نیست و مجلس و دولت با هم اختلاف دارند، خلاصه آتش اختلاف را شعله‌ور می‌کردند. ما هم این ترفند را بخوبی شناخته بودیم و سعی می‌کردیم مستقل از این فضاسازی‌ها به وظیفه خود عمل کنیم. بنای کار ما بر همکاری و پشتیبانی بر کار دولت بود، اما هیچ وقت پشتیبان چشم و گوش بسته دولت نبودیم. همان عبارت معروف من که مجلس هفتم پشت دولت بود، اما در مشت دولت نبود.

ما اگر تشخیص می‌دادیم که دولت لایحه‌ای داده که به نفع کشور است، آن را تایید می‌کردیم؛ اما اگر تشخیص می‌دادیم که تغییری باید در آن صورت بگیرد، به وظیفه خودمان عمل می‌کردیم. می‌کوشیدیم تصمیمات از روی حب و بغض نباشد و بر یک منطق استوار باشد. به همین دلیل در اولین باری که دولت کابینه خودش را به مجلس معرفی کرد، شاهد بودیم که مجلس به 4 وزیر پیشنهادی کابینه دولت رای نداد. در آن زمان خیلی‌ها تفسیرهای مختلفی کردند.
طرفداران سرسخت دولت از این اقدام مجلس انتقاد کردند و اصلاح‌طلبان آن را آغاز جدایی و اختلاف نامیدند، ولی برای ما عمل به وظیفه و تشخیص بود. بعدا دیدیم که رئیس‌جمهور هم در سال اول، دوم و سوم انتخاب‌های خود را تغییر داد و این نشان داد که مخالفت با پیشنهاد رئیس‌جمهور به معنای کارشکنی در کار رئیس‌جمهور نبوده است.

اما رئیس‌جمهور انتقادهایی از مجلس داشتند.

بله طبیعی است، اما مجلس قصد تضعیف دولت را نداشت. همان طور که آقای رئیس‌جمهور بعدا در انتخاب‌های اولیه خود تجدیدنظر کردند، مجلس هم در انتخاب وزرا تجدیدنظر کرد و این نشان می‌دهد رای ندادن مجلس به یک وزیر به معنای ستیزه‌جویی با دولت نیست. در دیگر لوایح هم همین طور بود.

در بررسی بودجه سال 87 مجلس بر نظر خود تکیه کرد؟

در قضیه بودجه اصلا مجلس ایستادگی نابجا و غیرمنطقی در مقابل دولت نداشت. چون دلیل نداشت ما چنین کاری بکنیم. برای چه توان خود و دولت را تحلیل ببریم؟ برای چه وقت کشور را ضایع کنیم؟ چه سودی می‌بریم با دولتی که معتقدیم قصد دارد خدمت‌رسانی کند ما لجبازی کنیم؟ به نظر من، در قضیه بودجه تغییراتی که مجلس در پیشنهاد دولت داد، مبتنی بر دلایل منطقی بود.

به نظر من این که صرف تغییر را نشانه مخالفت مجلس با دولت بدانیم، بهتر است فضای مطبوعات را به سمت بحث‌های استدلالی و منطقی پیش ببریم. عیب بزرگ مطبوعات ما این است که بیشتر دنبال انگیزه هستند تا اندیشه! انگیزه‌جویی و انگیزه‌یابی که از جنس بحث‌های سیاسی و متاع بازار قدرت است رنگ غالب فضای مطبوعاتی شده است. فکر می‌کنم مصلحت مطبوعات و فضای کشور این است که توازنی میان انگیزه و اندیشه ایجاد کنند و قبل از این که مرتبا تحلیل کنند، واقعا به سراغ اشخاص بروند و بخواهند استدلالی را که افراد برای کارشان داشته‌اند، بیان کنند و گفتمان حاکم بر فضای مطبوعات را از گفتمان انگیزه به گفتمان اندیشه مبدل کنند.

البته روزنامه جام‌جم چون وابسته به جناح یا جریان خاصی نیست، خیلی مشمول این سخن من نیست، ولی من بارها گفته‌ام که به جای آن که بحث‌ها حول استدلال و منطق و تفکر دور بزند و فضا برای طرح دلایل و مصلحت‌اندیشی‌ها باز شود، فضا به گونه‌ای است که تحلیل‌های سیاسی و گمانه‌زنی‌ها برای بیان نیت‌های درونی است. من نمی‌گویم دومی نباید در مطبوعات باشد، اما این فضا، مطبوعات ما را پر کرده است و اگر کسی لیوان آبی را بخورد، خیلی‌ها دوست دارند تحلیل کنند که با چه انگیزه‌ای این آب خورده شده است و کمتر فکر می‌کنند که طرف ممکن است تشنه شده باشد.

باید فضای مطبوعات ما به گونه‌ای باشد که دلایل کارهایی که در عالم سیاست صورت می‌گیرد را بشنوند، نقد آنها را بشنوند و خواننده‌ها فکر و قدرت تجزیه و تحلیلشان افزایش یابد. این انگیزه‌جویی خوب است، اما از حدی که بگذرد، فضا را ملتهب می‌کند.

امسال دولت قرار است یارانه‌ها را به صورت نقدی ارائه کند. نظر دولت در این زمینه چیست، آیا مجلس قصد دارد در این زمینه کمکی به دولت داشته باشد؟

در این که شیوه پرداخت یارانه از سوی این دولت و دولت قبل بشدت قابل انتقاد است، حرفی نیست.

صاحب‌نظران اقتصادی گفته‌اند که باید وضع یارانه‌ها تغییر کند. این مطلب در مجلس پنجم، ششم هم مطرح بود و حکم برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی نیز هست.

نظام‌مند کردن یارانه‌ها یک جراحی مهم و ضروری در اقتصاد کشور است و اگر دولت آقای احمدی‌نژاد موفق شود چنین کاری انجام دهد، کار شجاعانه و مهمی در اقتصاد و اداره کشور انجام داده است. ما باید قبول کنیم این نوع اصلاحات بنیادی در روش‌های اقتصادی امری ملی است و آن را جناحی نکنیم.

در مسائل اقتصادی مهم نباید جناحی فکر کرد. در نقدی کردن یارانه‌ها که از طرف دولت عنوان شده، همه اعم از دولت و مجلس و دیگر ارکان نظام باید دست به دست هم بدهند و فکر کنند که این جراحی به صورت درست انجام شود و باید مراقبت کرد که آثار و پیامدهای چنین کاری به حداقل برسد و مردم بتوانند قانع شوند که این کار به سود آنها و کشورشان است. پیداست که هر تغییر اقتصادی مهمی در کوتاه مدت نارضایتی‌هایی را به همراه خواهد داشت.

مثل سهمیه‌بندی بنزین؟

باید چنین کاری مدیریت، مرحله‌بندی و توضیح داده شود. البته آثار گسترده اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی دارد و همه باید کمک کنند. ظاهرا کارشناسی‌های دوستان رئیس‌جمهور هنوز ادامه دارد و ما منتظر هستیم ببینیم طرح آقای رئیس‌جمهور برای اجرای این برنامه چگونه است. قطعا مجلس برای پس از آن که اصل طرح مطرح شود، آن را بررسی می‌کند و در بخش‌هایی که مربوط به این قوه است، تلاش می‌کند که به حسن اجرای این اندیشه کمک کند.

امسال سال نوآوری و شکوفایی از سوی رهبر معظم انقلاب نام گرفته است. مژده مجلس برای مردم در چنین سالی چیست؟

خوشبختانه این نامگذاری از سوی رهبر معظم انقلاب مقارن با تشکیل مجلس جدید و تصدیق می‌کنید هر مجلس در آغاز کار علاقه به نوآوری و شکوفایی دارد. همان‌طور که نوآوری و شکوفایی در بهار دیده می‌شود، در ابتدای مجلس هم دیده می‌شود. حالا ما باید این نامگذاری رهبری را که با اقتضای طبیعی آغاز به کار مجلس جدید مقارن شده، مغتنم بشماریم و با تجربه‌ای که هست، ببینیم چه کارهایی می‌شود در مجلس هشتم انجام داد که جنبه نوآوری داشته باشد.

قطعا یکی از کارهایی که شاید بشود به عنوان نوآوری در مجلس هشتم کرد، ایجاد ارتباط بیشتر میان نخبگان، کارشناسان و دست‌اندرکاران بخش خصوصی اعم از صنعت و کشاورزی با نمایندگان مجلس است.

ما برای این منظور طرح‌هایی داریم. امیدواریم این طرح‌ها در مجلس هشتم اجرا شود. یکی از نوآوری‌ها در اجرای وظیفه نمایندگی این است که وقت کافی از سوی نمایندگان به قانونگذاری و نظارت اختصاص یابد تا بار مراجعات موردی از روی دوش نمایندگان سبک شود و قانونگذاری و نظارت در متن وظیفه نمایندگان قرار گیرد.

طرح‌ها و لوایح زیادی از مجلس هفتم باقی مانده است، آیا در اولویت مجلس هشتم رسیدگی به این گونه طرح‌ها وجود دارد؟

این که مجلس جدید با طرح‌ها و لوایح باقیمانده چه می‌کند، آیین‌نامه دارد که براساس آن در صورتی که 25 نفر از نمایندگان مجلس جدید بر باقی ماندن یک طرح یا لایحه‌ای صحه بگذارند آن طرح در دستور کار قرار می‌گیرد. دولت هم می‌تواند برخی از لوایح را اصرار یا استرداد کند. البته شروع کار مجلس جدید فرصتی است برای غربال کردن طرح‌ها و لوایح انباشته شده. قطعا فراکسیون اصولگرایان می‌تواند این کار را به عهده بگیرد. این کار منطقی است که باید صورت گیرد و باید جزو اولویت‌های کاری مجلس هشتم در دستور کار قرار گیرد.

برخی نمایندگان در دوره هفتم از عدم پاسخگویی وزرا به سوالاتشان یا تاخیر در طرح سوالات و احضار آنها به مجلس شکایت دارند. دلیل این وضعیت چیست؟

بله، دو تا سه نفر از نمایندگان بودند که می‌گفتند چرا فرصت طرح سوالاتی که از وزرا داشتند پدید نیامده است.
من همیشه گفته‌ام که سوال حق نماینده است و یکی از اهرم‌های نظارتی مجلس به حساب می‌آید؛ اما بالاخره باید تعداد و کیفیت سوالاتی که از وزرا می‌شود، منطق داشته باشد. من یک بار برای نمایندگان معترض به این اقدام که همین مساله را وسیله استیضاح هیات رئیسه و رئیس مجلس کرده بودند گفتم بالاخره ظرفیت مجلس محدود است. درست است که نماینده حق دارد سوال کند، اما اگر نماینده‌ای آمد و 10 سوال را طی یک روز روی میز هیات رئیسه گذاشت و هنوز یکی از آنها عملی نشده، دوباره چند سوال دیگر آورد، امکان طرح آن قطعا میسر نیست.

اگر هر نماینده بخواهد از حق قانونی خود استفاده کند و 100 یا 150 سوال کند ممکن است؟

به نظر من آیین‌نامه مجلس در این خصوص محتاج اصلاح است و باید کاری کنیم که سوالات منطقی داشته باشد و بعد از آن که وزیر به سوال پاسخ داد، اثری بر آن مترتب باشد.

الان در آیین‌نامه داخلی مجلس آمده است موقعی که وزیر در حال پاسخگویی به سوال است دو سوم نمایندگان می‌توانند در جلسه نباشند و به همین دلیل نزدیک نصف نمایندگان از جلسه علنی خارج می‌شوند.

در حین طرح پرسش و پاسخ هم حداکثر اتفاقی که رخ می‌دهد آن است که نماینده می‌گوید قانع نشدم، اما سازوکاری برای آن دیده نشده و اثر ملموس و جدی بر این کار مترتب نیست. بالاخره این سوال باید نتیجه‌ای داشته باشد و چون نمایندگان می‌بینند جواب‌ها اثری ندارد، به همین دلیل فضای طرح سوالات خیلی جدی نشده است.

شاید علت این اقدام افراط برخی نمایندگان در سوال یا علت دیگر نقص آیین‌نامه است که نسبت به جواب وزرا خیلی سهل گرفته می‌شود. ما معتقدیم آیین‌نامه باید در هر دو جهت اصلاح و از این اهرم نظارتی مجلس به بهترین نحو استفاده شود.

در دولت نهم سیاست خارجی به‌صورت فعال در حال پیگیری است. آیا دولت توانسته در راستای منافع ملی ارتباط خود را با دیگر کشورها تامین کند؟

بالاخره یک کشور انقلابی هستیم و در برابر سلطه‌جویی قدرت‌های بزرگ به پا خاسته و ایستادگی کرده‌ایم.
طبیعی است که سیاست خارجی ما با سیاست خارجی کشور پیش از انقلاب و یا دیگر کشورها متفاوت باشد. ما در ارزیابی سیاست خارجی دولت نباید این واقعیت را فراموش کنیم. نکته دیگر آن است که سلطه قدرت‌های بزرگ به‌گونه‌ای است که چشم کشورهای کوچک را آنچنان به سمت خودش خیره کرده که کشورهای کوچک یکدیگر را نمی‌بینند و از امکان یکدیگر غافل هستند. همه کشورها فکر می‌کنند باید با امریکا یا 4 یا 5 قدرت بزرگ اروپایی ارتباط داشته باشند که بتوانند ادامه حیات دهند. البته این تفکر صحیح نیست. لذا ما نباید از امکانات موجود در دیگر کشورها غافل باشیم.

شخصا با تغییرات پیاپی وزرا موافق نیستم.
فکر می‌کنم تغییر اگر از یک حدی تجاوز کند  به تزلزل منتهی می‌شود

توجه ما به کشورهای آفریقایی، آسیایی و امریکای‌لاتین بر این اصل استوار است که در مجموع ضرر هم نکرده‌ایم و خودمان هم تلاش داریم در ارتباط با کشورهای دیگر یک الگوی تازه از روابط بین‌الملل به نمایش بگذاریم که براساس اخلاق و عدالت استوار باشد.

ما باید نشان دهیم نه تنها در داخل کشور می‌خواهیم اسلامی حکومت کنیم، بلکه می‌خواهیم در روابط بین‌المللی هم اسلامی عمل کنیم و نشانه این اسلامی عمل کردن آن است که در ارتباط اقتصادی و سیاسی با کشورهای دیگر قصد استثمار دیگر کشورها را نداشته باشیم، تلاش‌هایی می‌کنیم، ولی ما دنبال یک تجربه جدید در عرصه بین‌الملل هستیم.

پرونده هسته‌ای ایران نیز امسال یکی از مهمترین موضوعات در سیاست خارجی کشور ماست. چه تدبیری برای شیوه‌هایی که علیه کشور ما در این زمینه تحمیل می‌شود، وجود دارد؟

بارها گفته‌ام که مساله هسته‌ای ایران یک بهانه برای برخی کشورهاست. امریکا و برخی کشورهای اروپایی که متاسفانه کورکورانه از امریکا پیروی می‌کنند برای مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و انقلاب مساله هسته‌ای را مطرح می‌کنند.

ملت ما به دلیل آن حساسیتی که نسبت به استقلال خود دارد، فشارهای خارجی علیه ایران را مخالف استقلال خود می‌داند. به همین دلیل می‌بینیم که مردم همه از این تصمیم نظام پشتیبانی می‌کنند. به دلیل این‌که منطق نظام را درک می‌کنند و بی‌منطقی امریکا و برخی کشورهای دیگر را می‌بینند. مخالفان ایران می‌دانند فشارهای اقتصادی در پیش گرفتند و تحریم را مطرح کردند.

ما اولا همین‌طور که می‌بینید در عین حال که بحث تحریم چندسالی است که وجود دارد توانسته‌ایم با تدبیر و با تصمیم‌گیری‌های مناسب ارتباط خود را با بسیاری از کشورهای دیگر حفظ کنیم که نشانه آن سرمایه‌گذاری‌هایی است که صورت گرفته یا قراردادهایی است که امضا می‌شود.

قطعا دنیا منتظر تصمیم‌گیری چند قدرت بزرگ نیست تا درهای روابط اقتصادی به روی کشور بسته شود؛ اما درنهایت باید گفت هر چیزی یک بهایی دارد. اگر دشمن خواست استقلال کشور را زیر پا بگذارد و ملت‌ خواهان استقلال بود، آیا نباید بهای این استقلال‌طلبی پرداخته شود؟

یک راه این است که ملت سختی را تحمل کند، اما کوتاه نیاید. ملت ما نشان داد اگر لازم باشد سختی را تحمل می‌کند، ولی استقلال خودش را نمی‌فروشد. این شرایط از جنگ تحمیلی بدتر نیست که مردم 8 سال جنگیدند، ولی یک وجب خاک خود را به بیگانه ندادند. دشمنان باید بدانند اگر با ما به زبان منطقی صحبت نکنند، فشارهای اقتصادی ممکن است، ملت ما را در فشار قرار دهد، اما نتیجه عاید آنها نخواهد کرد.

رئیس‌جمهور اعلام کرده در مساله مبارزه با مفاسد اقتصادی تنهاست. آیا مجلس در این مسیر همراه دولت نبوده است؟

در این که در مبارزه با مفاسد اقتصادی هنوز انتظاراتی که در پیام رهبر معظم انقلاب در سال 1381 بیان شده به صورت کامل محقق نشده نباید شک کرد.

اندازه‌گیری این مساله کار آسانی نیست، ولی احساس عمومی این است که دولت، مجلس و قوه قضاییه نتوانسته‌اند دغدغه رهبری را برطرف کنند و انتظار دنیا و مردم کشور ما از یک نظام اسلامی این است که نسبت به مفاسد اقتصادی جدی و سخت‌گیر باشیم. بنابراین همه باید بدانیم که در این زمینه وظیفه داریم.

دولت در این راه تنها نیست و مجلس همراه دولت است، منتها روش‌ها فرق می‌کند. در مجلس ما یکی از دغدغه‌های دائمی تامین مقصود رهبری در مبارزه با مفاسد اقتصادی بود که این یک حکم شرعی و وظیفه ملی است که درست به همین دلیل در قالب پیام رهبری آمده است.

ما در مجلس طرح‌های مختلفی برای کمک به مبارزه با مفاسد اقتصادی داشتیم که یکی از آنها اصلاح قانون برای اعلام اسامی محکومان مفاسد اقتصادی بود. دیگری طرحی برای اعلام دارایی مسوولان بود یا قانون پولشویی یا اصلاح قوانین حاکم بر بازار اوراق بهادار و گمرک.

علاوه بر این ما در کمیسیون‌های مجلس از جمله کمیسیون اصل 90 وقت مفصلی را صرف مواردی کردیم که مصداق فساد اقتصادی بود و نمایندگان مجلس خصوصا در کمیسیون اصل 90 وقت بسیاری صرف پرونده‌هایی کردند که به کمیسیون ارجاع می‌شد منتها ما برای این که کارها به نتیجه برسد، از تبلیغاتی شدن آنها جلوگیری کردیم. چون نمی‌خواستیم سیاه‌نمایی شود و قبل از این که مراجع ذی‌صلاح قوه قضاییه به جزییات مفاسد رسیدگی کرده باشد، کسی را متهم کرده باشیم. ولی ما یک کارنامه قابل قبولی از مبارزه با مفاسد اقتصادی داریم که آنها را به مراجع ذی ربط فرستادیم. منتها تلاش کردیم جریان اقدامات، به سیاه‌نمایی در جامعه کمک نکند.

تغییرات پی‌درپی وزرا را چگونه ارزیابی می‌کنید، آیا وزرای جدید می‌توانند مشکلات را حل کنند.

به طور قانونی تغییر وزرا حق رئیس‌جمهور است، ما نمی‌توانیم براساس قانون رئیس‌جمهور را از این حق منع کنیم. منتها این سوال برای همه از جمله مجلس و نمایندگان مجلس و ملت وجود دارد و قاعدتا این انتظار وجود دارد که مردم علت این تغییرات را از ناحیه رئیس‌جمهور بدانند. قطعا رئیس‌جمهور در حد لزوم پاسخ خواهند داد.

شخصا با تغییرات پیاپی وزرا موافق نیستم. البته رئیس‌جمهور معتقد است تغییر وزرا از پویایی دولت حکایت می‌کند، اما این جنبه مثبت یک روی منفی دارد و آن این است که بقیه وزرا احساس تزلزل می‌کنند و وقتی تزلزل در سطح بالای یک وزارتخانه باشد، این مساله تا لایه‌های زیرین هم سرایت می‌کند و اقتدار وزرا در وزارتخانه‌ها کم می‌شود.

فکر می‌کنم تغییر اگر از یک حدی تجاوز کند، به تزلزل منتهی می‌شود. انتخاب یک حدی که از چنین نتیجه منفی جلوگیری کند کار ظریفی است که امیدوارم مورد توجه دولت قرار گیرد.

براساس یکی از اصول قانون اساسی اگر نیمی از اعضای کابینه تغییر کنند، باید مجددا برای کابینه از مجلس رای اعتماد گرفته شود. اگر چنین اتفاقی رخ دهد ارزیابی مجلس چیست؟

هر چه باشد، چه دردی را درمان می‌کند، اگر به کابینه رای ندهند رئیس‌جمهور کابینه دیگری را معرفی می‌کند، این اتفاقی است که ممکن است بیفتد. ولی مساله ما این نیست.

فرض کنیم اگر رئیس‌جمهور یک روز به مجلس آمد کابینه خود را معرفی کرد و رای اعتماد گرفت، مساله این نیست. بحث این است که وزیری در یک وزارتخانه برای فعالیت خود زمان احتیاج دارد.

ما اگر در مدرسه 6 کلاسه بخواهیم تغییرات بدهیم، مدت زمانی نیاز دارد. هر دستگاهی برای اصلاحاتش نیازمند زمان است و رئیس جمهور باید به وزرای خود زمان دهد تا آنها در زمان مناسب از اندیشه خود نتیجه بگیرند. البته این نظر من است. منتها ما در عالم مصلحت‌اندیشی، برادری و خیرخواهی آنچه به ذهنمان می‌رسد می‌گوییم.

در دور آینده کاندیدای ریاست جمهوری می‌شوید؟

فکر آن را نکردم.

کاهش تورم، اولویت مجلس هشتم‌

در این که تورم و گرانی وجود دارد، شکی نیست. مخصوصا بخش مسکن، افزایش قیمت زمین یک جهش بی‌سابقه و بسیار زیانباری برای کشور ایجاد کرده است. نمایندگان مجلس هم ازاین‌رو که با مردم تماس بی‌واسطه دارند، طبعا این درد را بخوبی لمس می‌کنند. ما در هر اجتماعی از مردم که شرکت می‌کنیم، همان مردمی که به ما رای دادند، مصرانه از ما می‌خواهند که برای تورم و گرانی چاره‌اندیشی کنیم.

نمایندگان مجلس درباره این مساله حساسیت دارند و با سوال از وزرا و با بررسی مشکلات تلاش می‌کنند ببینند چه راه‌حلی وجود دارد. البته یکی از قوانین مهم و موثر در اصلاح کلان اقتصاد کشور، لایحه بودجه است که اگر جهت‌گیری‌ها در لایحه بودجه غلط باشد، به آثار گسترده‌ای منجر می‌شود که جلوگیری از آن میسر نیست؛ مثل افزایش نقدینگی.

شاهد بودید که یکی از چالش‌های مهم مجلس با دولت در سال اول، بحث افزایش جهش‌وار بودجه‌های عمرانی بود که نمایندگان مجلس معتقد بودند که این افزایش موجب افزایش نقدینگی می‌شود و تورم ایجاد می‌کند. البته دولت نظر دیگری داشت، ولی مجلس توانست قدری زیر سقف پیشنهادی دولت بودجه را تصویب کند. اگرچه فشارها باعث شد باز از آن حدی که مجلس قبلا در کمیسیون تلفیق تعیین کرده بود، بودجه بالاتر رود. البته دولت در سال بعد در دومین بودجه خود که به مجلس ارائه کرد، تصدیق کرد که این رویه انقباضی به مصلحت کشور است. امسال تغییری که در بودجه دولت روی داد، از 3 درصد تجاوز نمی‌کرد و به هر حال ما چه در قانون بودجه یا دیگر قوانین مثل ساماندهی مسکن و برای مدیریت حمل‌ونقل و سوخت سعی می‌کنیم با گرانی و تورم مقابله کنیم.

اگر برخی اوقات احساس کنیم گرانی و تورم ناشی از سوء مدیریت است، از طریق نظارت و پیگیری کار مسوولان اجرایی تلاش می‌کنیم در جلسات کمیسیون‌ها یا پرسش نمایندگان این نکات را تذکر دهیم. به هر حال، مجلس با تصدیق این که تورم از مشکلات کشور است، این حساسیت و آمادگی را دارد که به دولت راه‌حل ارائه کند و اگر این راه‌حل مستلزم تصویب قوانینی باشد که دولت پیشنهاد کند، این آمادگی در مجلس وجود دارد.

فاطمه امیری


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها