در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حالی که پرندهها آواز میخوانند او به تفصیل آنچه به عنوان سربازی مشمول در الخلیل انجام داده یا شاهد بوده همقطارانش انجام دادهاند را تعریف میکند. بیشک باید آنان را جانی دانست. او از مواردی میگوید که خودروی فلسطینیان بی هیچ دلیل متوقف میشد، شیشههای خود را میشکستند و سرنشینان برای آن که به سوالات سادهای چون این که مقصدشان کجاست، پاسخ داده بودند مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند. ماجرا سرقت سیگار از مغازهداری فلسطینی را بازگو میکند که وقتی اعتراض کرد، آنقدر کتک خورد که از درد روی زمین به خود میپیچید. داستان پرتاب نارنجکهای غیرانفجاری اما پرسروصدا به داخل مساجدی که فلسطینیان در حال نماز گذاردن بودند و حتی مواردی بدتر.
مرد جوان در پایان سال گذشته میلادی از خدمت در ارتش مرخص شد و تصمیماش به سخن گفتن بخشی از اقدامی هماهنگ برای نشان دادن هزینههای اخلاقیای است که مشمولان جوان اسرائیلی در روند اقدامات بیقاعده ارتش در سرزمینهای فلسطینی میپردازند. این مساله لااقل در مورد الخلیل صدق میکند چراکه این شهر تنها مرکز جمعیتی فلسطینیان است که به طور مستقیم و 24 ساعت شبانهروز و هفت روز هفته برای صیانت از شهرکهای صهیونیستنشین توسط ارتش اسرائیل کنترل میشود.
جوانک با تاکید میگوید اکنون از آنچه به دفعات در طول دوران خدمتش به وقوع میپیوست عمیقا متاسف است با این حال لبخندها و خندههای ریز گاهبهگاه او که بعضی وقتها حالت عصبی به خود میگیرد نشانههایی از غروری که او را به هنگام بازگو کردن دستهگلهایش برای همقطاران تسخیر میکرده با خود دارد.
او بارها در ضمن اظهاراتش به سرباز پیشین سنوسالدارتری که بعدا به جمع پیوست و او را به بیان خاطراتش ترغیب کرده بود، رو میکرد و گویی به دنبال قوتقلب گرفتن از او است، میگوید: خودت که میدانی وضعیت الخلیل چطور است.
آن سرباز سنوسال دار که یهودا اشائول بود که واقعا میدانست وضعیت در الخلیل چگونه است چون که در اوج انتفاضه دوم فلسطینیان در یکی از پایگاههای رزمی مستقر در الخلیل خدمت کرده بود. او موسس گروهی غیرانتفاعی-غیردولتی موسوم به شوریم شتیکا است که در زبان عبری به معنای «پایان سکوت» است.
این گروه دوشنبه گذشته متن اقرارهای 39 سرباز اسرائیلی از جمله جوانک مومشکی که حدفاصل سالهای 2005 تا 2007 میلادی در قالب نیروهای نظامی مستقر در الخلیل خدمت کرده بودند را منتشر کرد.
این نوشتار طیفی از تجربیات دردآور که از خشم و ناتوانی در مقابله با برخوردهای خشونتآمیز شهرکنشینان صهیونیست با فلسطینیان بیدفاع تا ضربوشتم بیدلیل فلسطینیها، غارت خانهها و مغازههایشان و آتش گشودن به روی رهگذران غیرمسلح را در بر میگیرد.
اگر سوءرفتار با شهروندان کشورهای تحت اشغال در بسیاری از ارتشهای دنیا امر نامتعارف و نامعمولی نیست اما در کمتر جایی دامنه خشونتها به سطحی میرسد که نهادی غیردولتی چون شوریم شتیکا با اتکا به تجربیاتی که خود سربازان کسب کردهاند در صدد ترغیب جامعه به رویارویی با واقعیتهایی بر میآیند که اشغالگری به همراه آورده است.
جامعه اسرائیل اوایل سالجاری میلادی پس از افشای محکومیت 15 ماهه ستوان جوانی به نام یاکوف گیگی که در تیپ کفیر مستقر در الخلیل خدمت میکرد با چشماندازی ناخوشایند از عملکرد ارتش در این شهر مواجه شد.
گیگی به دلیل همراه همراه ساختن 5 سرباز دیگر با خود برای سرقت یک دستگاه تاکسی متعلق به شهروندی فلسطینی، شلیک بیدلیل و مجروح کردن رهگذری غیرمسلح که فقط در مسیر عبور آنان قرار گرفته بود، سرهم کردن مشتی دروغ برای رها شدن برای توجیه این اقدامات یا به عبارت سادهتر ارتکاب اعمالی که حتی رسانههای اسرائیلی از آن تحت عنوان وحشیگری یاد کردند تنها به تحمل 15 ماه زندان محکوم شد.
گیگی که تا قبل از محکومیتش به عنوان سربازی نمونه مورد تقدیر قرار گرفته بود در مصاحبهای
اقرار مانند با یکی از برنامههای تحلیلی شبکه 2 تلویزیون اسرائیل از افول ارزشهای انسانی در الخلیل گفت.
ارتش پس از این ماجرا سعی کرد اینگونه وانمود کند چنین حوادثی در تیپ کفیر کاملا نادر است اما جوانک مومشکی 22 ساله که دست بر قضا او هم دوران سربازی را در همین تیپ پشت سرگذاشته در اعترافاتش تاکید میکند چنین اتفاقاتی در تیپ کفیر اصلا نادر نیستند.
او از مواردی گفت که سربازان تاکسیها را متوقف کرده، راننده را مجبور به نشستن روی صندلی عقب میکردند، از او میخواستند آدرس مکانهایی که مردم بیش از سایر جاها از اسرائیلیها منزجر هستند را به کسی که هدایت خودرو را در دست داشت بدهد تا به آنجا بروند و چند رهگذر را شکار کنند.
با این حال همه سربازانی که در الخلیل خدمت میکنند به حیواناتی وحشی تبدیل نمیشوند. افتاخ اربل 23 ساله که از خانوادهای به نسبت مرفه است تا قبل از عقبنشینی ارتش از غزه فرمانده یکی از واحدهای مستقر در الخلیل بود. اربل در اظهاراتش به شهرکنشینان صهیونیست اشاره میکند که کودکان خود که گاه بچههای خردسال 4 و 5 ساله را شامل میشدند را به پرتاب سنگ بهسوی فلسطینیها، حمله به خانههای آنان و حتی دزدیدن مایملکشان ترغیب میکردند.
از نگاه اربل شهرکنشینان الخلیل نمونهای بارز از شیاطین هستند و تنها راه پایان دادن به این وضعیت برچیدن شهرکها است.
اربل اعتقاد دارد با وجود همه محدودیتها این امکان وجود دارد که با فلسطینیان بهتر رفتار شود. او به عملیات شبانه اشاره میکند. خانهای از روی عکسهای هوایی بهطور اتفاقی انتخاب میشد. اعضای واحد که از خوابشبانه محروم شده و کج خلق و عصبی بودند با خشونت تمام وارد خانه میشدند و در حالی که اعضای خانه با وحشت از خواب پریده بودند، همه چیز را بههم میریختند.
یکی از سربازانی که اقرارهایاش در گزارش شوریم شیتکا منتشر شده از رقابت سربازها برای آزار و اذیت فلسطینیها میگوید: فلسطینیها را کنار دیوار قرار میدادیم و از آنها میخواستیم پاهایشان را باز کنند گویی قصد تفتیش بدنیشان را داشتیم. سپس وادارشان میکردیم پاهایشان را بازتر کنند. بازتر و بازتر.
با این حال این فقط نوعی تفریح و وقتگذرانی بود تا ببینند کدامیک میتواند پایش را بیشتر باز کند. این بازی وقتی سربازان از رهگذرانی که متوقف شده و کنار دیوار ردیف شده بودند، میخواستند نفسشان را حبس کنند شکل خطرناکی به خود میگرفت.
صدایی برای عدالت
پایان سکوت چهار سال پیش توسط گروهی از سربازان پیشین که اکثرشان در واحدهای رزمی ارتش در الخلیل خدمت کرده بودند، شکل گرفت. اکثر این سربازان هنوز هم هر ساله مدتی را به عنوان نیزوی احتیاط در خدمت ارتش هستند.
این نهاد غیر دولتی اقدام به جمعآوری 500 شهادتنامه از سربازانی کرده که در غزه و کرانه باختری خدمت کردهاند. اولین فعالیت عمومی این NGO برپایی نمایشگاهی از عکسهای گرفته شده توسط سربازان و نهادهای برگزار کننده تور بازدید از الخلیل برای دیپلماتهای خارجی و دانشجویان بود.
منبع: ایندیپندنت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: