بهانه گفتگوی ما 4 اردیبهشت، شصت و هشتمین سالگرد تاسیس رادیوست. به همین مناسبت از آغاز ورود رادیو به ایران شروع کنیم. رادیو با چند سال تاخیر پس از زمان اختراعش به ایران آمد؟
عمر اصلی رادیو به دهه 20 میلادی باز میگردد، یعنی الان میشود چیزی حدود 90 سال. ما نیز جزو کشورهایی هستیم که رادیو با فاصله کمی وارد کشورمان شد. حدود 20 سال پس از اختراعش رادیو به ایران آمد؛ مثلا روسها فقط 10 سال از ما جلوتر هستند، اما روی هم رفته عمر رادیو در ایران، عمر خوبی است.
در خاورمیانه اولین کشوری هستیم که رادیو را وارد کرد؟
نه، ولی جزو اولینها هستیم. به این نکته توجه کنید که رادیو مثل برق است. برق هم وقتی آمد همه جا رفت. رادیو هم وقتی حرکت کرد بسرعت به همه جا وارد شد؛ چون رسانه سهلالوصول و فناوری فوقالعاده بدیعی برای همگان بود. سالهای 20 و 21 میلادی معروف هستند به انفجار رادیو، چون در یک سال چندین هزار درخواست برای تاسیس رادیو در امریکا داشتیم که خیلیهایش البته عملی نبود، ولی این رسانه به طرز شگفتی مورد استقبال قرار گرفت.
گفتید از نظر زمانی، رادیو با 20 سال تاخیر وارد کشورمان شد. بنابر تعریف استانداردی که امروز از رادیو وجود دارد بفرمایید که وضعیت فعلی رادیو چگونه است؟ در واقع الان کجا ایستادهایم؟ منظورم این است که فاصله 20 ساله از بین رفته است؟
تعریف استاندارد به آن معنا وجود ندارد، چون نمیتوان گفت چه رادیویی واقعا رادیوی خوبی است. اصلا به گمان من در حوزه علوم اجتماعی و علوم ارتباطات تعریفها متفاوت و سیال است؛ اما به طور کلی درک من از مجموعه رادیو در جمهوری اسلامی ایران (رادیوهای سراسری و استانی) این است که بچههای رادیو بلد هستند که هم با ذائقه مخاطب کار کنند و هم به بایدها توجه داشته باشند. یک دوره در همین رادیو، اختلاف شدیدی بود میان بچههای برنامهساز که یا باید به مخاطب توجه کرد یا به بایدها. این دوره در ایران از رادیو بسیار استقبال میشد و میتوانم بگویم عصر طلایی رادیو در ایران بود که البته دورهاش هم کوتاه بود، مثلا از اوایل انقلاب تا سالهای 66 و 67. شاید حتی اگر جنگ نبود این عصر طلایی کوتاهتر هم میشد.
برای این که مردم همه اخبار جنگ و حتی حملات هوایی را از طریق رادیو پیگیری میکردند. صدای آژیر قرمز از رادیو هنوز هم در ذهن همه ما مانده است یا اخبار پیروزی در جبههها و ...
جنگ و رادیو با هم خیلی معنی یافتند، یعنی تعامل بسیار خوبی داشتند. رادیو سهم عظیمی در اطلاعرسانی داشت و جنگ همچنان رادیو را پر قدرت نگه داشت. در واقع به ماندن رادیو کمک کرد؛ اما پس از جنگ و از اوایل دهه 70 نقش رادیو کمرنگ شد. علتش هم این است که رسانههای جدید به صورت فزایندهای در سپهر رسانهای کشور وارد شدند و برای خود جایی باز کردند. مثلا شما فرض کنید پس از جنگ در همین تهران در بیشتر خودروها ضبط صوت روشن بود. ضبط صوت را میتوانید رقیب یا جایگزین رادیو بدانید. بههر حال رادیو داشت کاملا حذف میشد یا حداقل جایش تنگ شده بود؛ البته این اتفاق تا حدودی هم غیرمنتظره نبود، چون هر رسانهای باید در جای طبیعی خودش قرار بگیرد و رادیو هم داشت میرفت به جای خودش؛ ولی با یک عقبنشینی نادرست که البته تقصیر کسی هم نبود.
شرایط آن را به عقب میراند. یعنی زمانه، زمانه دیگری شده بود و دیگر جایی برای این رسانه نبود.
بله و باز هم شرایط از یک جهت طبیعی و از یک جهت دستکاری شده بود. طبیعی بود چون رسانههایی که میآمدند باید برای خود جا باز میکردند و دستکاری شده بود برای اینکه باید قدرت رادیو در ایران کم میشد، چون رادیو در تمام سالهای انقلاب و جنگ حرف اول را حتی در بسیاری از مسائل سیاسی و امنیتی کشور میزد. خیلیها از رادیو قدرت تحلیل سیاسی پیدا میکردند. رسانههای دیگر و روزنامهها خیلی عقبتر از رادیو بودند.
یادم است اخبار ساعت 2 بعدازظهر رادیو خیلی طرفدار داشت. اصلا گوش کردن به این بخش خبری را در هیچ شرایطی از دست نمیدادیم و فکر نمیکنم هیچ بخش خبری توانسته باشد چه در رادیو و چه در تلویزیون به اندازه خبر ساعت 2 بعدازظهر رادیو در دهه 60 مخاطب جذب کند.
بله. رادیو حرف اول را میزد؛ ولی از دهه 70 به بعد خیلی تلاش شد برای اینکه چنین موجی کنترل و مدیریت شود و این اتفاق هم افتاد. بههر حال شرایط به نظر من در آن زمان ناعادلانه بود.
افزایش شبکهها و 24 ساعته شدن تلویزیون هم در کمرنگ شدن نقش رادیو خیلی موثر بود.
بله. همینطور است؛ مثلا شما فرض کنید برنامه «صبح جمعه با شما» در آن زمان صبحهای جمعه از رادیو پخش میشد و بسیار پرطرفدار بود. چرا؟ چون تلویزیون برنامه صبحگاهی نداشت. الان این همه شبکه هست و همه هم صبح جمعه برنامه دارند. البته من اعتقاد دارم که در یک فضای رقابتی هنرها بیشتر بروز مییابد. برنامهسازان تلویزیون علیرغم اینکه قرار است مکمل هم باشند، دارند با هم رقابت میکنند، چون باید مخاطب جذب کنند.
رادیو هم در این فضا میخواهد مخاطب خودش را داشته باشد. خب این کار نسبت به روزهایی که در ایران رادیو منحصر به فرد بود، خیلی سخت شده است. شما مخاطب برنامه صبح جمعه با شما را با 20 سال پیش مقایسه کنید.
در آن دوران بسیار پرطرفدار بود و تقریبا خانهای نبود که صبحهای جمعه رادیواش خاموش باشد.
برای اینکه آن زمان مخاطب، فقط رادیو داشت. نه اینکه رسانههای دیگر نباشد. بود، اما به فراگیری رادیو نبودند. مثلا یک زمانی ویدئو خیلی رایج شده بود ولی باز هم همچنان رادیو حرف اول را میزد. من همیشه گفتهام رادیو مثل مرغ است. یعنی هم در عزا و هم در عروسی نقش دارد، یعنی کارکرد رادیو در آن شرایط هم تفریحی، هم اطلاعرسانی و هم آموزشی بود...
در صورتیکه الان کارکرد تفریحی در رادیو جایگاه چندانی ندارد.
خب، بله، برای اینکه کارکرد تفریحی مال سینما و تلویزیون است. این کارکرد الان در رادیو، در درجه دوم اهمیت قرار دارد. مردم حال دیگر از رادیو اطلاعرسانی و آموزش را بیشتر انتظار دارند.
با این تفاسیر از دهه 70 به بعد وارد تعریف و جایگاه جدیدی شد.
البته بهتدریج حالا اگر توجه کنید دیگر رادیو سر وکارش با تخصص است. رادیو بهسمت حوزههای تخصصی حرکت کرده و با مخاطب ویژهاش سروکار دارد.
فکر تخصصی شدن بر مبنای همان عقبنشینی بعد از دهه 60 اتفاق افتاد؟
بله، شرایط رادیو را به عقب میراند و در برههای حتی رادیو عقب نشست. باید شرایط جدید هم کنترل میشد و سازمان تدبیر کرد و نظام جدیدی را بهوجود آورد.
بههرحال ظاهر قصه چنین است که نقش رادیو کمرنگ شده و میشود. حسی که نسل من و اگر عقبتر برویم نسل شما نسبت به رادیو دارد، بعید است که نسل حاضر هم داشته باشد. الان رادیو برای ما یک حس نوستالوژیک دارد.
خیلی از اتفاقات بزرگ سیاسی، اجتماعی زندگیمان را از طریق رادیو پیگیری میکردیم. مثلا خبر آزادی خرمشهر، اخبار پیروزی در جبهههای جنگ، قبول قطعنامه، رحلت امام و خیلی چیزهای دیگر. برنامههای راهشب و قصهشب و قصهظهر جمعه یا خطبههای نماز جمعه که بهصورت مستقیم پخش میشد، واقعا مخاطب بسیاری داشت و برای نسل ما همه این وقایع با رادیو همراه بود. فکر میکنید دوباره رادیو بتواند چنین نقشی ایفا کند و ...
نه، آن روزها عصر طلایی رادیو در ایران بود.
پس شما دهه 60 را عصر طلایی رادیو در ایران مینامید؟
بله. دهه 60 عصر طلایی رادیو بود، چون این رسانه رقیب قدرتمندی نداشت. مردم هیچ کانال دیگری برای دریافت اطلاعات نداشتند، بنابراین رادیو پیشتاز بود. در دهه 60 اگر رادیو ایران صدایش قطع میشد مردم فکر میکردند کودتا شده است.
چون برای اطلاع از هر خبر و اتفاقی که پیش میآمد سراغ رادیو میرفتند.
ولی الان در ایران فقط در کنار رادیو ایران 13 شبکه رادیویی دیگر هم هست. حالا اگر یک شبکه رادیویی قطع شود؛ این همه کانال تلویزیونی و رادیویی دیگر هم وجود دارد. این همه خبرگزاری و سایتهای اینترنتی و چه و چه و چه. میخواهم بگویم محیط رسانهای کشور تغییر کرده است. نوستالوژیای که شما میگویید مال نسلی بود که شرایط کاملا متفاوتی داشتند. مثلا نسل گذشته اوقات فراغتش را با کتاب و رمان سر میکرد، ولی این نسل الان مطالعه میکند، اما با کمک رسانههای دیگر.|
حالا دیگر بیشتر با اینترنت سروکار دارد.
اینترنت، نرمافزارها و سختافزارهای متعددی که الان هستند؛ مطالعه او حالا دیگر فقط در یک بخشی میتواند بهوسیله کتاب باشد.
ممکن است نسل ما براساس حس نوستالوژیک خود، رادیو را تفسیر کند؛ ولی کارکرد امروز این رسانه تغییر کرده است. بهطور مثال سینما در یک زمانی بزرگترین رسانه تفریحی بود، ولی حالا دیگر نقش متفاوتی پیدا کرده، چون تلویزیون به بخش اعظمی از نیازهای تفریحی مردم پاسخ میدهد. سینما نقش خاصتری یافته است.
آقای دکتر! تعریف شرایط جدید کمی پیچیده است. در آنچه اسمش را دوره جدید یا پایان عصر طلایی میگذارید از یکطرف رادیو نقش کمرنگتری پیدا میکند، اما از طرفی تنوع و تکثر مییابد.یعنی این همه شبکههای تخصصی متفاوت و ...
چراییاش برمیگردد به هستی انقلاباسلامی که مبنای اصلیاش تکان دادن حوزه فرهنگ در کشور بود. وقتی حوزه فرهنگ تکان خورد، در درون خودش تغییر، تقسیمبندی، رشد و تحقق هم داشت. شما نمیتوانید با یک شبکه رادیویی به نیازهای همه حوزهها پاسخ بدهید. باید انواع مختلف باشد مثلا یک وقتی شاید شما با یک کتاب «کلیله و دمنه» میتوانستید نیازهای یک بخش از جامعه را برای چندین نسل جواب بدهید اما حالا نمیتوانید. حالا ممکن است براساس کلیله کارهایی انجام بدهید، اما آنقدر متفاوت و متنوع باشد که قالبهای متعددی را در بربگیرد، مثلا از آن چندین کتاب کودک در بیاورید یا...
یا یک مجموعه انیمیشن.
یا رمان و فیلم سینمایی. یعنی مبنا کلیله و دمنه است اما رویکردها مختلف است، چون مخاطب شما یکدست نیست. با هم فرق دارند و به هر کدام به تناسب نیاز و سلیقهاش باید ارائه شود. برای همین است که ظرفیتهای رسانهای متنوع شده است، چون نیازها متنوع هستند.
این مکانیسم را چطور اجرایی کردید، چون وقتی رادیو تخصصی میشود به متخصص هم نیاز دارد و...
رادیوی تخصصی، سادهترین نوع رادیوست، چون مبتنی بر کارشناس و متخصص است. در کشور ما هم که خدا را شکر در حوزههای مختلف کارشناس و متخصص تحصیلکرده فراوان است. فقط کافی است رویکردها و راهبردها روشن شود. مجموعه کارشناسان میآیند و در این چارچوب مشخص کار میکنند، بحث میکنند و با مخاطب ارتباط میگیرند. مخاطب هم در رادیوهای تخصصی تقسیمبندی خاص دارد. مثلا در رادیو تجارت بحثهایی انجام میشود که در حوزه عمومی زیاد محسوس نیست، اما آنها که با این حوزه درگیرند و با مساله سروکار دارند از این بحثها استفاده میکنند یا کسانی که در این حوزه مسوولیت مدیریتی دارند و حتی آنها که درگیری مستقیم با موضوع ندارند، ولی علاقهمندند میتوانند مخاطب این شبکه باشند. یعنی رادیو وسیله ساده، ارزان و موثری میان تعامل این 3 حوزه است که در یک رادیوی تخصصی دور هم جمع میشوند.
ولی نمیتوانید منکر این شوید که خود رسانهای بودن هم یک نوع تخصص است؛ مثلا کسی که اقتصاد میداند ولی رسانه را نمیشناسد چگونه میتواند در رادیو تخصصی کار کند.
بله، همین طور است، اما در نظر بگیرید که تهیهکننده ما، دانش رسانهای و برنامهسازی دارد. کارشناس هم شاید بیان ارائه فنی مطالب را نداشته باشد، ولی دانش دارد. تلفیق این دو گروه، رادیوی تخصصی را به سرانجام مطلوب میرساند. گاهی تهیهکننده به کارشناس میگوید شما اینجا مکث کن، اینجا چگونه مطلب را بیان کن و... پس از مدتی هم کارشناس چون تحصیلکرده است دیگر میفهمد که مثلا باید کوتاه صحبت کند. اینجا دیگر به درایتهای ذاتی کارشناس برمیگردد. مثل عدهای که در دانشگاه مدرک کارشناسی آموزشی میگیرند و وارد کار میشوند.
به یکی میگوییم معلم خوبی است به دیگری میگوییم بیان خوبی ندارد. هر دو مدرک کارشناسی دارند. با هم درس خواندند، ولی درجهبندی دارند چون اینجا دیگر تواناییهای فردی و ذاتی هم دخیل میشود.
در دوره جدید آیا نیازسنجیهایی صورت گرفته یا بر حسب تواناییهای موجود، رادیوهای تخصصی مثل سلامت و تجارت ایجاد شدهاند؛ یعنی براساس نیازهای مخاطب و کلیت جامعه، این حوزهها تقسیمبندی شدهاند؟
بله. به طور قطع براساس کارهای کارشناسی به این حوزهها پرداخته میشود؛ البته گاهی خود سازمان براساس تجربیات و بررسیهایش به نتایجی میرسد. ولی کی عمل کند هم مهم است. مثلا رادیو تجارت در شورای اقتصاد سازمان به نام رادیو اقتصاد تصویب شده بود. دلیلش هم معلوم است. الان در کشور چندین روزنامه اقتصادی داریم و معلوم میشود که اطلاعرسانی در حوزه اقتصادی بسیار اهمیت دارد.
گاهی هم خود سازمانها پیگیری میکنند و درخواستهای مکرری دارند که درمورد رادیو تجارت هر دو حالت وجود داشت. دوستان وزارت بازرگانی تدبیر خیلی پسندیدهای داشتند و خیلی هم کوشیدند این رادیو تاسیس شود. رادیو سلامت هم وقتی راهاندازی شد، خیلی به راهبردهای وزارت بهداشت در حوزه سلامت کمک کرد. آنها هم البته خیلی کمک کردند تا این رادیو شکل بگیرد.
آیا باز هم برنامهای برای تکثر شبکههای رادیویی دارید؟
بله، رادیو در جمهوری اسلامی ایران برای 10 سال آینده خود طرح توسعه دارد؛ یعنی به گونهای طراحی شده که هر چه جلوتر میرویم افقها بازتر هم شود. سازمان صدا و سیما همیشه خودش را از پاشنه رادیو توسعه داده، چون رادیو این ویژگی ممتاز را دارد که کادرسازی کند. کار بچههای رادیو نسبت به دیگر رسانهها سختی مضاعفی دارد که این سختی و مشقت پنهان است، به این صورت که همه هستی و تمامیت پیام را در یک مجموعه صوتی ارائه میکنند.
مثلا روزنامهها از نمادهای مختلف استفاده میکنند. در تلویزیون به علاوه نمادهای بصری حواشی مثل زیرنویس و... هم خیلی کمک میکند، اما رادیو حواشی ندارد.
و رادیو مدیوم محدودی است به نسبت دیگر رسانهها.
برای همین است که تجربههای تولید پیام در این حوزه بیشتر از حوزههای دیگر است؛ البته رادیو ظاهر سهلی دارد و باطنی سخت، به همین دلیل در اهالی رادیو ظرفیتهای ویژهای ایجاد می شود و وقتی سراغ دیگر رسانهها میروند و با امکانات جدید هم روبه رو میشوند بسیار خلاق عمل میکنند. تلویزیون 10 سال پیش وقتی میخواست کار نمایشی انجام دهد از بچههای رادیو استفاده میکرد. این مجموعه بتدریج پایهای شد برای توسعه تا دیگران هم بیایند و ادامه دهند. الان دیگر تلویزیون قادر است هر شب یک کار طنز ارائه کند.
پس، این رویکرد به توسعه سازمان منجر و ظرفیتهای جدید ایجاد شد. به معنای دیگر میتوان گفت رادیو یک واسط است برای توسعه سریع رسانهها در کشور.
به طور مشخص در سال 87 برای تاسیس شبکههای تخصصی چه برنامههایی در نظر دارید؟
نمیشود به طور صددرصد درباره برنامههای امسال رادیو حرف زد، ولی رادیو بورس و رادیو خانواده اولویتهای ما هستند؛ البته غیر از این دو موضوعات دیگری را هم مورد نظر داریم. رادیو بورس به این دلیل که به مدیریت بازار سرمایه در کشور و اجرای اصل 44 قانون اساسی کمک میکند، مدنظر است؛ چرا که برای سرمایهگذاری بهینه باید به بورس توجه داشت و دوستان بورس هم بسیار پیگیر تاسیس این رادیو هستند، اما رادیو خانواده. در کشور ما یکی از اصلیترین مسائل اجتماعی، موضوع زنان است که از آن غفلت شده است و خیلیها تلاش دارند مسائل این قشر عظیم جامعه را حل کنند. سیاست سازمان و رادیو این است که همه مسائل در چارچوب نظام خانواده حل شود. این رویکرد جدیدی است. حتی میتوان مساله اشتغال زنان را در این چارچوب موفق و موثر حل کرد.
البته وقتی میگوییم نظام خانواده، پای مردها هم در میان است، ولی متاسفانه ما الان جامعه را تقسیمبندی کردهایم به مردان و زنان و این تقسیمبندی اصلا تقابل ایجاد میکند و در رادیو، تلویزیون، رسانههای دیگر و سینما گاهی این تقابل را میبینیم. خدا رحمت کند شهید مطهری را که میگفت همه چیز را باید در چارچوب خانواده تدبیر کرد.
برای این که همه چیز از خانواده شروع میشود.
بله و ما تلاش خواهیم کرد که در رادیو خانواده، خانواده مبنای توسعه شود و نه فرد. این نگاه جدیدی است که به دنبالش هستیم. نمیدانم چقدر امکان عملی کردن آن را داشته باشیم، چون به هر حال امکانات سختافزاری میخواهد و میدانید که سرمایهگذاری رسانهای سنگین است. به هر صورت میخواهم بگویم افق رادیو در ایران خیلی روشن است.
از وقتی معاون صدا شدید گاهی اوقات به طور مستقیم اداره یکی از شبکههای رادیویی را هم به عهده داشتهاید. یک وقتی مدیر رادیو تهران بودید و حالا مدیر رادیو قرآن. چرا؟
این یک روش مدیریتی است. گاهی وقتی مدیران جابهجا میشوند، چند ماهی خودم رادیویی را که مدیرش رفته اداره میکنم و به شوخی به دوستان میگویم که خودم اداره میکنم تا نفر بعدی هر کس که بود همکاران شبکه بگویند خدا را شکر و استقبال کنند؛ البته یک حسنی هم دارد. خودم که درگیر میشوم ضعفهای ریشهای و پنهان آن شبکه را میشناسم. در این فاصله سایه مدیر قبلی هم محو میشود و مدیر بعدی خیلی این فشار سایه مدیر قبلی را احساس نمیکند.
شما جزو معدود مدیرانی هستید که کارتان را از بدنه رسانه شروع کردید، درست است؟
نه! معدود که نیستند، زیادند. الان همه مدیران رادیو یا برنامهساز بودند یا مدیر گروه و... .
این شیوه مدیریتی شما و ارتباطتان با زیرمجموعه احتمالا به علایق شخصی شما هم برمیگردد که از پایه در رسانه شروع کردهاید. دلتان برای روزهایی که در رادیو سردبیر بودید تنگ نمیشود؟
نمیتوانم بگویم دلم تنگ میشود یا نمیشود. وقتی آدم خودش مستقیم کار میکند به نوعی لذت میبرد؛ اما وقتی هم در جایگاهی قرار میگیرد که میتواند به دغدغههای خود و همکارانش فکر کند، بگردد، راهحل پیدا کند و به نتیجه برسد باز هم لذت میبرد. این دو لذت البته از یک جنس نیستند، ولی همین که آدم بتواند عرق از صورت همکارش پاک کند، به یک تشکیلات سازمان بدهد یا هویتی را تعریف مجدد کند، لذتبخش است. نمیدانم چقدر با حرف من موافق هستید.
کاملا موافقم، آقای دکتر! گویندههای رادیو به عنوان ویترین رسانه در معرض دید و قضاوت مخاطب هستند. چه برنامهای برای جذب، تربیت و ساماندهی گویندهها، مجریها و کارشناس مجریها دارید؟
میتوانم بگویم درهای رادیو بسته نیست، ولی عبور از آن سخت است. دوستانی که تست میدهند بدانند که این تست فقط منحصر به صدا نیست. ویژگیهای فردی، قدرت ارتباط، سواد و تحصیلات فرد هم در نظر گرفته میشود. این تست 3 مرحله دارد. در مرحله چهارم هم که خودم وقت میگذارم، مصاحبه میکنم، گفتگو میکنم و ظرفیتهای رادیو را با تواناییهای فرد میسنجم و همه اینها را برای این که گویندهای وارد رادیو شود در نظر میگیرم. درمورد عوامل دیگر هم همین طور است. در رادیو سطح تحصیلات بالاست. شاید از متوسط خیلی از سازمانهای کشور بالاتر است و این امکان کمک میکند به این که انتظارات مخاطب با رنگآمیزی زیبایی برآورده شود.
چند تا سوال کوتاه میپرسم و گفتگویمان را تمام کنیم. کدام شبکه را بیشتر دوست دارید؟
همه را با هم دوست دارم.
در دلتان که انتخاب دارید؟
چه کسی انتخاب ندارد؟
پس نمیخواهید بگویید.
نباید بگویم.
اگر این ضبط را هم خاموش کنیم نمیگویید.
نه. جزو اسرار است.
اگر دکتر خجسته بار دیگر 18 یا 20 ساله بشود و بخواهد به رادیو بیاید از کدام بخش کارش را شروع میکند.
من چون با سردبیری کارم را شروع کردم این بخش و بعد تهیهکنندگی برایم خیلی لذتبخش است.
آقای دکتر خجسته سپاسگزارم از این که در این گفتگو شرکت کردید. به عنوان یک همکار رسانهای شصت و هشتمین سالروز تولد رادیو را در ایران به شما و همه همکاران رادیویی تبریک میگویم، به هر حال به نظر من در میان رسانههای جمعی، رادیو نجیبترین رسانه است و از آن گذشته بسیار خاطرهانگیز است. رسانهای آرام و دوستداشتنی است... .
من هم از شما تشکر میکنم. همان طور که شما اشاره کردید رادیو هم رسانه نجیبی است و هم رسانه آبرومندی است. منظورم این نیست که رسانههای دیگر این ویژگی را ندارند ولی در ایران رادیو این طور تعریف شده که رسانه آبرومندی است و جالب است بدانید که این تعریف در داخل رادیو هم صدق میکند و این سرمایه بزرگی است که بیرون و درون رادیو یک تعریف دارد.
همیشه احساس میکنم در جایی هستم که بچهها نسبت به خودشان حساب ویژهای باز میکنند. به همین دلیل اگرچه فرصتهای زیادی در بیرون برایشان ایجاد میشود ولی استفاده نمیکنند، چون حس تعهد زیبایی به رادیو دارند، حتی اگر کارمند رسمی رادیو نباشند. رادیو حوزه عجیبی است و من از حضور در رادیو خوشحالم و به بچههای رادیو افتخار میکنم.
محمود جوانبخت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم