واقعیت در حاشیه
پوشش و پنهان کردن مسائل حقیقی و واقعیتها از طریق ایجاد و بزرگنمایی مسائل مجازی و غیرحقیقی، رویه دیرین امریکا در سیاست توسعه و تحکیم سلطه است. این سیاست مدتهاست که در عراق به کار گرفته شده و اکنون بر شدت آن افزوده شده است.واقعیتهایی که امریکا سعی دارد با لایهای متشکل از دروغ و ادعا آنها را بپوشاند، چیست؟این واقعیتها که به دلیل بیتوجهی، نادیده انگاشتن و کنار گذاشتن اکنون به انبوهی از خواستهها و مطالبات یک ملت و کشور تحت اشغال تبدیل شده است، در هر میز محاکمهای میتواند به آسانی امریکا را محکوم کند. پایه اصلی این مسائل واقعی که امریکا تلاش دارد در حاشیه افکار عمومی مردم کشور خود، منطقه و سایر کشورهای جهان قرار دهد، یک پرسش است؛ عراق برای چه اشغال شد، و نظم نسبی اقتدارگرایانه و همراه با دیکتاتوری آن چرا با دخالت اشغالگران به بینظمی لجام گسیخته و حلناشدنی گرایید؟ طرح این پرسش یادآور وعدهها و تبلیغاتی است که 6 سال پیش در زمانی که عراق در آستانه اشغال قرار داشت، مطرح بود «سرنگونی رژیم صدام و ایجاد عراقی آزاد، دموکراتیک، امن و توسعهیافته». مردم عراق سالهاست که با تحمل هزینه سنگین ویرانی روزانه کشورشان و کشته شدن هزاران انسان، در انتظار تحقق این وعدهها هستند. آنچه در سیمای عراق امروز میتوان دید، کشوری بدون ساختار و از هم گسیخته و مردمی بیمامن است که بخشی از واقعیات تلخ دنیای ما را تشکیل میدهد.
واقعیت دیگری که امریکا تلاش بسیار در بهحاشیه راندن و پنهان کردن آن در زیر لایهای از ادعاها و دروغها و فرافکنیها دارد، تعهدات اشغالگران است. اولین وظیفه اشغالگران، جایگزین کردن سریع ساختار و نظام جدید به جای ساختار قبلی است تا از طریق آن با کم کردن عمر هرج و مرج و لجامگسیختگی ناشی از اشغال، امنیت و نظم که پایه اصلی بقای یک کشور است، محقق شود. امریکا وظیفه داشته و دارد که به تناسب مقتضیات بومی عراق، برای تشکیل و تقویت ساختار جدید آن تلاش کند. به دولت منتخب مردم این کشور اختیارات کامل دهد، ارتش و قوای امنیتی آن را تقویت کند، اقدامات و پشتیبانیهای فوری در بازسازی زیرساختهای ویران شده نماید و با ارائه برنامهای مدون و زمانبندی شده، برنامه خروج نیروهای اشغالگر را ارائه کرده تا فضا برای تحکیم پایههای وحدت و استقلال عراق جدید فراهم شود. همه این وظیفهها و تعهدات از سوی امریکا و سایر نیروهای اشغالگر نادیده انگاشته شده و عراق گرفتار در گرداب فرسایش زمانی در آستانه انحراف از مرز بینظمی مقطعی به بینظمی دائمی قرار گرفته است.
فرافکنی - دشمنسازی
بهترین و در دسترسترین گزینه برای کمرنگ کردن واقعیات سیاه عراق و تبرئه متهمان و مجرمان حقیقی، فرافکنی و طرح اتهام علیه دشمنان و تهدیدکنندگان مجازی است. دولت بوش همزمان برای شانه خالی کردن از مسوولیتها و انحراف اذهان پرسشگر نه تنها جریانی یکطرفه از طرح اتهامات بیپایه و اساس علیه همسایگان عراق بویژه ایران و سوریه ایجاد کرده است، بلکه برای این که این اتهامات تاثیر مورد نظر را داشته باشد، به تعمیق شکافها و اختلافات در جامعه چند پاره عراق میپردازد. گریز از یک جریان به جریان دیگر و اجرای پروژه دشمنسازی در شکلهای مختلف «شیعه - سنی»، «سنی - سنی»، «شیعه - شیعه» و «کرد - عرب» و تعمیم دادن ریشه عوامل این درگیریها به خارج از مرز عراق بویژه ایران از ابعاد مهم پیش بردن این سیاست است. در حال حاضر رویارویی «دولت مالکی» و «جیش المهدی» فرصت را برای اشغالگران عراق فراهم کرده است تا نشست کشورهای همسایه عراق در کویت را دستمایهای قرار دهند برای رقم خوردن «آرایش سیاسی در عراق و کشورهای همسایه و ذینفع در تحولات این کشور» به سود اشغالگران و امریکا.
آرایش سیاسی که در آن هویت عربی دولت مالکی تقویت میگردد تا از سویی، زمینه برای همگرایی و یا ادغام آن در دولتهای عربی منطقه، و از سوی دیگر برای جدایی آن از ایران و جریان مقاومت اسلامی در جهان اسلام فراهم شود.
آنچه حکایت از این موضوع دارد، تصریح روز یکشنبه کاندولیزا رایس بر سوءاستفاده کاخ سفید از درگیریهای اخیر بین دو گروه شیعه یعنی دولت مالکی و جیشالمهدی است، آنجا که گفت: هدف از سفرش به عراق توسعه دستاوردهای سیاسی جدیدی است که از حملات به رهبری دولت عراق علیه شبهنظامیان تندرو نشات گرفته است.مهمترین دستاورد سیاسی یادشده تبدیل رویارویی «عراقیها- اشغالگران» به رویارویی «شیعیان شیعیان» است. پیش از این توجهات از رویارویی «عراقیها - اشغالگران»، از طریق برجسته کردن رویارویی «شیعیان - سنیها» در عراق منحرف شده بود.
نقش واقعی ایران
سیاست، دنیای بیرحمی است و افکار عمومی قابل فریب هستند. در چنین وضعیتی، این احتمال که پروژه امریکا در پنهان کردن مسائل واقعی عراق از جمله فضاسازی رسانهای در تعریف نقش واقعی ایران در عراق به ثمر بنشیند محتمل است.
اگر مردم عراق زیر بار و فشار اشغال و تهدید و ترور در مظلومیت قرار دارند، در چنین وضعیتی، مظلومیت ایران را به عنوان همسایه بزرگ و دیرینه و بردبار این کشور نمیتوان انکار کرد. ایران در شرایطی در معرض تندترین لفاظیهای کاخ سفید به عنوان عامل مخرب در بهبود اوضاع عراق قرار دارد که سازندهترین نقش ممکن را در طول این سالها به عهده گرفته است.
ایرانی که 8 سال مداوم در معرض هجوم رژیم بعثی صدام بود و سالها میزبان پناهندگان و آوارگان عراقی، در طول سالهای اشغال عراق نیز نزدیکترین همراه و بهترین مامن برای مردم این کشور بوده است، همواره حمایت از عراقی واحد و دولتی واحد را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است و در همین چارچوب، فعالترین نقش را در ارتباط با عراق، کمک به برگزاری انتخابات در این کشور، حمایت از دولت منتخب، رساندن سطح رایزنیهای متقابل به عالیترین سطوح و... را به عهده داشته است.
در شرایطی که بسیاری از کشورهای عربی همسایه با عراق، به دلیل اوضاع این کشور، حتی متمایل به داشتن ارتباط با این کشور در سطح سفارت یا کاردار نیستند، رئیسجمهور کشورمان اواخر سال گذشته، در سطح هیات عالی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به عراق سفر کرد و موافقتنامههای مختلف اقتصادی، سیاسی و همکاریهای متقابل در جریان این سفر به امضا رسید.
از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران در همه حوزههای دیپلماتیک، با حضور فعال خود از هرگونه اقدام در جهت ثبات عراق، اقتدار دولت این کشور و خروج اشغالگران، حمایت کرده است.
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه کشورمان در ادامه رویه گذشته در سخنانی در اجلاس فراگیر وزیران خارجه کشورهای همسایه عراق در کویت، منعکسکننده این سیاست ایران بود.
متکی گفت: ایران معتقد است با واگذاری امور به ملت و دولت منتخب عراق و تقویت و تجهیز همهجانبه نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی این کشور، راه برای بهبود هرچه سریعتر اوضاع امنیتی و سیاسی این کشور هموار خواهد شد.
وی همچنین خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران نسبت به نقش نیروهای خارجی و اشغالگر در تداوم ناامنیها و دامن زدن به اختلافات و درگیریها و پیچیدهتر کردن بحرانهای سیاسی و امنیتی عراق شدیدا مشکوک بوده و معتقد است دولت عراق بدون دخالت بیگانگان بهتر میتواند حل و فصل این بحرانها را مدیریت کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم