در تصحیح متون کهن به سبکی حالب توجه دست یافته که بسیاری از اساتید این حوزه آن را ستودهاند و اتفاقا دلیل چهره هفته شدنش هم همین موضوع است.
شفیعی کدکنی در روزهایی که گذشت در صفحههای فرهنگی هنر روزنامهها و خبرگزاریها و مجلات حضور قابل توجهی داشت، همان طور که عطار در این روزها تیتر یک صفحههای فرهنگی هنری نشریات ایران بود.
چیزی که این دو را به هم ربط میدهد جدا از شهر کدکن دغدغه ادبیات و فرهنگ است، هر دو شاعر هستند و دست بر قضا شاعری که محمدرضا شفیعی کدکنی باشد، علاقهاش به عطار را با تصیحح چند کتاب او نشان داده است.
این کتابها به تازگی روانه بازار شدهاند و همزمانی ورود کتابها به بازار با روز عطار باعث شده تا این دو همشهری صفحههای فرهنگی را از آن خود کنند.
شفیعی اگر چه در جلسه نقد و بررسی این کتابها (در شهر کتاب)غایب بود، اما آنهایی که آمده بودند از نوع نگاه و سبکش در تصحیح متون کهن کمحرف نزدند.
شاعر کوچه باغهای نیشابور، 2 سال پیش تصحیح کتاب منطقالطیر عطار را روانه کتاب فروشیها کرد و خیلیها را چشم به راه تصحیح سایر آثار عطار گذاشت، حالا تعدادی از این آثار روانه بازار کتاب شدهاند تا علاقهمندان به ادبیات کلاسیک ایران با خیال راحت بتوانند سراغ این کتابها را بگیرند.
شفیعی منتقد هم این روزها بیکار نیست، مثل شفیعی شاعر که اصلا بیکاری را نمیشناسد، درست شبیه شفیعی معلم که سالهاست در دانشگاه ادبیات تدریس میکند و یکی از شاگردانش مثلا قیصر امینپور بوده است.
شفیعی در کنار همه اینها انتخابهای خوبی هم دارد، در زمانی سرغ بیدل میرود و به بررسی اشعار او میپردازد که کمتر کسی سراغ او رفته است (اولین مقاله در مورد بیدل را پیش از انقلاب اسلامی شفیعی کدکنی نوشته است) در زمانهای سراغ میراث عرفانی بایزید و خرقانی و ابوسعید ابولخیر میرود که خیلی درگیر عرفان چینی و هندی و... هستند.
شاید همین دوری او از غوغاهای روزمره است که باعث شده شفیعی کدکنی چنین گام از سایرین جلوتر باشد و دست به کار کایی بزند که همیشه مخاطبان علاقهمندان خاص خودش را دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم