سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت‌

جکی چان مشاور نمی‌شود

اقلیمای تلویزیونی: 2 سال پیش محمدمهدی عسگرپور فیلمی به نام «اقلیما» کارگردانی کرد. این فیلم که سال گذشته به نمایش عمومی درآمد درباره زنی بود که با شوهرش زندگی خوبی داشت. همسر او با استفاده از امکانات مالی و نفوذ پدر زن خود توانسته بود به ثروت زیادی دست پیدا کند. زن که مادرش را در کودکی از دست داده بود سابقه بیماری افسردگی توام با توهم داشت.
کد خبر: ۱۶۹۷۵۲

 قصه فیلم از جایی شروع می‌شد که مرد در یک سانحه رانندگی مصدوم و در بیمارستان بستری شد. همزمان با این اتفاق زن احساس می‌کرد کسی در خانه او حضور دارد، اشیا را جابه‌جا می‌کند و همیشه و حتی در بیمارستان به دنبال اوست. در ابتدا او گمان می‌کرد این اتفاقات نتیجه بیماری است که به آن مبتلا است، اما در انتهای فیلم بیننده در کمال ناباوری شاهد مرگ زن می‌شود و در همان زمان است که متوجه می‌شود که مرد با منشی خود ازدواج دومی انجام داده و همه اینها توطئه‌ای برای از میان بردن همسر اولش بوده است.

پس از نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر گروهی این فیلم را  منتسب به سینمای معناگرا دانستند و گروهی هم آن را در ردیف فیلم‌های متعلق به سینمای وحشت جای دادند، اما با همه اینها اقلیما در زمان اکران به فروش نسبتا خوبی دست پیدا کرد.

در چند ماه گذشته برخی از فیلمسازان نگرانی خود را نسبت به این موضوع اعلام کردند که فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی به سینما راه یافته‌اند و اگر این اتفاق به صورت جدی ادامه پیدا کند سینما از دست خواهد رفت؛ اما با نمایش فیلم کابوس ساخته سیروس مقدم از شبکه یک سیما می‌توان به این دست از کارگردانان گفت که زیاد هم نگران نباشند تبادل اثر بین سینما و تلویزیون دارد کم‌کم در کشور ما جا می‌افتد برای همین است که سیروس مقدم تصمیم می‌گیرد با نگاهی به فیلم اقلیما فیلم کابوس را برای تلویزیون کارگردانی کند. کابوس هم قصه یک زن بود که خودش و اطرافیانش فکر می‌کردند او دچار توهم شده است، اما در پایان مشخص شد که خانم خانه دچار توهم نبوده بلکه همسرش به چند همسری تمایل داشته است.

جکی چان به ایمیل‌ها جواب نمی‌دهد

مردم می‌دانند که قصه، فیلم، تئاتر، سریال و همه هنرها رویایی بیش نیست و آنها با همین آگاهی به تماشای این آثار می‌نشینند و قبول می‌کنند که با فریب دادن خود، سهمی از رویای یک هنرمند داشته باشند. این اتفاق آگاهانه قرن‌هاست که رخ می‌دهد و باعث تداوم هنرهای مختلف شده است، اما قضیه از جایی جدی می‌شود که هنرمندان خواسته باشند آگاهانه و برای جذب مخاطب، مردم را فریب بدهند. این مقدمه را با این مطلب تکمیل می‌کنیم که سال گذشته چند تهیه‌کننده سینما از حضور بازیگران مطرح خارجی یا عوامل فنی معروف در فیلم‌های ایرانی خبر دادند، اما هیچ کدام از آنها به نتیجه نرسید. در نیمه‌های سال شنیده شد که بهمن قبادی قرار است از بازیگرانی چون آنجلیا جولی و شارون استون در فیلم جدیش استفاده کند. البته قبادی یک روز بعد از انتشار این خبر توسط خبرگزاری‌ها آن را تکذیب کرد ولی چند روز بعد از این ماجرا عکس‌هایی که بهمن قبادی با آنها گرفته بود منتشر شد جالب اینجا بود که خانم استون محجبه بود. برخی در این باره می‌گفتند که این بازیگران به منظور کمک‌رسانی به مردم عراق و کردهای این کشور به این منطقه سفر کرده‌اند و چون قبادی را به عنوان فیلمسازی مطرح می‌شناسند در کنار او و با لباس کردی عکس یادگاری انداخته‌اند و ایرانی‌هایی که این عکس‌ها را روی اینترنت دیده‌اند کلی ذوق‌زده شده‌اند که بله قرار است شارون به ایران بیاید و در سینمای ما فعالیت کند. شاید هم انتشار این عکس‌ها و خبرها بود که برخی از نمایندگان مجلس را برآن داشت که به رفت و آمد برخی از بازیگران خارجی به ایران هشدار دهند. این هشدار البته زمانی داده شد که عکس آبگوشت خوردن عباس کیارستمی با ژولیت بینوش در یکی از قهوه خانه‌های تهران نیز روی سایت‌های خبری قرار گرفت. با همه این جار و جنجال‌ها نه آنجلیا جولی و شارون استون در سینمای ایران فعالیتی کردند و نه کیارستمی فیلم جدید خود با حضور بینوش را کلید زد.

تبادل اثر بین سینما و تلویزیون دارد کم‌کم در کشور ما جا می‌افتد برای همین است که سیروس مقدم تصمیم می‌گیرد با نگاهی به فیلم اقلیما فیلم کابوس را برای تلویزیون کارگردانی کند

قرار است فیلم روز رستاخیز به عنوان یک پروژه ملی به کارگردانی احمدرضا درویش ساخته شود. سال گذشته حسین پاکدل، مشاور این فیلم اعلام کرد که گروه در تلاش هستند که از حضور بازیگرانی چون آنتونی هاپکینز در فیلم روز رستاخیز استفاده کنند و برخی با شنیدن این خبر گفتند که درویش برای هاپکینز نقش حر را در نظر گرفته است. البته این خبر خوشایندی است که بازیگری چون هاپکینز در سینمای ایران حضور یابد، اما جالب این جاست که بعد از انتشار این خبر دیگر از هاپکینز صحبتی نشد و خبری منتشر نگردید. برخی از تهیه‌کننده‌ها و کارگردانان جوان هم که دیدند تنور استفاده از بازیگران خارجی حسابی داغ است و کسی هم نیست که درباره این آمدن یا نیامدن‌ها از سینماگران سوالی بکند، همان طور که در سرصحنه فیلم خود قدم می‌زدند و قهوه می‌نوشیدند و از حرکات رزمی بازیگران فیلم ابراز نارضایتی می‌کردند به سرشان زد که اعلام کنند جکی چان به عنوان مشاور رزمی این فیلم با سینمای ایران همکاری خواهد کرد.این خبر خیلی زود روی سایت‌های خبری که برای دریافت یک خبر داغ با یکدیگر رقابت می‌کنند و درستی یا نادرستی خبر برایشان چندان مهم نیست، قرار گرفت. اما واقعیت این است که این فیلم آماده نمایش شد ولی خبری از جکی چان نشد که نشد تا این ‌که خبرنگار یکی از همین سایت‌ها که اول سالی حسابی به خنسی خبر خورده بود به تهیه‌کننده زنگ زد و سراغ جکی چان را گرفت و حسابی تهیه‌کننده را غافلگیر کرد، چون تا حالا سابقه نداشت کسی از تهیه‌کننده درباره این موضوعات سوالی بپرسد، اما تهیه‌کننده حاضر جواب بود و گفت که ما خیلی تلاش کردیم جکی چان را پیدا کنیم، اما هر چی به او ایمیل زدیم جوابمان را نداد و ما هم تصمیم گرفتیم از رزمی‌کاران خودمان که در دنیا حرف اول را می‌زنند استفاده کنیم! البته خبرنگار مذکور ملی‌گرای‌اش گل کرد و از این تهیه‌کننده نپرسید که مگر قبل از اعلام خبر حضور جکی چان در فیلم خودتان با او قرار داد امضا نکردید؟ چون در ابتدایی‌ترین شکل تهیه‌کننده با عوامل قرارداد می‌بندد و بعد خبر را منتشر می‌کند.

با بهروز افخمی نمی‌شود شوخی کرد چون او فیلمساز معتبری است و هر چند کم فیلم می‌سازد، اما با همین تعداد کم فیلم نشان داده است که کارش را فوق‌العاده خوب بلد است و اصلا اهل حاشیه‌سازی نیست، اما تهیه‌کننده کار آخر او در دو، سه ماه گذشته نشان داد که می‌توان با او شوخی کرد و حرف‌هایش را هم به شوخی گرفت. این تهیه‌کننده قبل از عید اعلام کرد که قرار است موریکونه که موسیقی فیلم‌هایی چون به خاطر یک مشت دلار را ساخته است برای فیلم او هم موسیقی بسازد. این خبر مثل بمب منفجر شد و همه را به تعجب واداشت. همین تهیه‌کننده ابتدای سال جاری اعلام کرد که موریکونه با رفتار خود به ملت ایران توهین کرده به همین دلیل برای فیلم مذکور موسیقی نخواهد ساخت و البته روند تولید فیلم به دلیل مشکلات مالی متوقف شده است... بقیه این ماجرا را خودتان می‌توانید حدس بزنید.

استقبال توزیع‌کنندگان از یک فیلم خاص‌

تا حالا حتما این جمله را بسیار شنیده‌اید: بدو، بدو حراجه! ارزونش کردیم، همه جور همه چیز به قیمت مناسب، داخل پاساژ... .

اما این جمله را احتمالا کمتر شنیده‌اید: می‌خریم، به قیمت مناسب، بدو، بدو جا نمونی... .

اما این اتفاق در سینمای ایران خیلی زیاد رخ می‌دهد. تهیه‌کننده‌ها و توزیع‌کنندها فیلمنامه و فیلم کمدی را با قیمت مناسب می‌خرند و اصلا از صاحب آن نمی‌پرسند که داخل این اجناس چی هست چون می‌دانند مردم برای خرید این اجناس به داخل سینما می‌آیند و سرمایه آنها خیلی زود با سود فراوان برگشت داده می‌شود.

هفته گذشته در همین صفحه از این که فیلم آتشکار پروانه نمایش گرفته است ابراز خوشحالی کردیم و از این ‌که این فیلم شاید نتواند توزیع‌کننده پیدا کند ابراز نگرانی کردیم و باز این هفته ابراز خوشحالی می‌کنیم که یک توزیع‌کننده از اکران این فیلم استقبال کرده و گفته اگر آتشکار اکران شود حتما از آن استقبال می‌شود. می‌دانید چرا؟ چون این توزیع‌کننده فیلم را دیده و صحنه‌های کمدی آن حسابی به دلش نشسته است و می‌داند اگر این فیلم را اکران کند مردم حتما به داخل سینما می‌آیند و می‌خندند و گروهی اگر خواستند می‌توانند در خلال این خنده‌ها به بعدهای دیگر فیلم هم توجه کنند.

سارا بختیاری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها