جزایر سه‌گانه ایرانی و تکرار توسعه‌طلبی ارضی عربی‌

فتنه غرب در خلیج فارس‌

در اجلاس اخیر سران اتحادیه عرب که با حضور مقام‌های بلندپایه دولت‌های عربی در دمشق برگزار شد، باز هم شاهد گستاخی بی‌پروای بادیه‌نشینان ضدایرانی علیه تمامیت ارضی ایران‌زمین بوده‌ایم. با وجود استمرار و تاکید ادعاهای واهی اعراب و نقض آشکار حاکمیت ملی و دخالت در امور داخلی ایران در بیشتر نشست‌های اتحادیه عرب و نیز شورای همکاری خلیج فارس، اجلاس اخیر از چند ویژگی قابل توجه برخوردار بوده است. ادامه تکرار این ادعاها این بار با غلظت و شدت بیشتر و در حضور متکی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و حتی در پایتخت نزدیک‌ترین شریک سیاسی ایران تکرار شده و بدتر این که سوریه این بار نیز همچون دفعات گذشته از ادعاهای امارات در خصوص جزایر سه‌گانه حمایت کرده است.
کد خبر: ۱۶۸۶۲۶

 علاوه بر این، برای نخستین بار در چند سال اخیر رهبر یکی از کشورهای عربی غیر از امارات (معمر قذافی، رهبر لیبی)‌ نیز با یاوه‌سرایی و دروغ‌پراکنی گستاخانه، ایرانیان را اشغالگر جزایر سه‌گانه همیشه ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک نامیده به گونه‌ای  که این امر تشویق و تقدیر ویژه امیر امارات را هم به دنبال داشته است. چند هفته پیشتر هم عبدالرحیم شلغم، وزیر امور خارجه لیبی در جریان نشست سری وزیران امور خارجه اتحادیه عرب، هنگام سخنرانی علیه ایران و ایرانیان چنان احساساتی شد و داد سخن سر داد که از شدت خشم و ابراز انزجار در خصوص ایرانیان در حال قالب تهی‌کردن و با مداخله برخی همتایان عرب خود کمی آرام شد! این موضع‌گیری‌های منفی لیبی علیه جمهوری اسلامی در راستای همگرایی‌های جدید لیبی با آمریکا قابل ارزیابی است که بر همین مبنا، اخیرا دیدارها و رایزنی‌های متعددی میان مقام‌های لیبی و دولت آمریکا جهت‌ هماهنگی جبهه‌گیری علیه ایران صورت پذیرفته است. از دیگر سو اظهارنظر مقام‌های لیبیایی علیه ایران می‌تواند با هدف انحراف افکار همگانی ایرانیان مردم منطقه در پیگیری سرنوشت امام موسی صدر تلقی شود؛ چراکه با وجود شواهد عینی در قبال آدم‌ربایی دولت لیبی، این دولت هیچ‌گاه این مسوولیت را به گردن نگرفته است.

اما آنچه توجه بیش از پیش کارشناسان، دست‌اندرکاران و مسوولان میهن‌دوست ایرانی را می‌طلبد، تاکید بر پیشینه حاکمیت ملی ایران بر خلیج فارس، جزایر و سواحل آن است که می‌تواند به عنوان دستمایه‌ای مهم برای اثبات حقانیت حاکمیت ایران بر این مناطق تلقی شود.

پیشینه حاکمیت ایران بر جزایر خلیج فارس‌

جزایر سه‌گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک به همراه دیگر جزایر، بنادر و سواحل شمال و جنوب خلیج‌فارس از هزاره دوم پیش از میلاد مسیح (از بیش از 4 هزار سال پیش)‌ تاکنون قلمرو حکومت‌های مختلف ایرانی بوده است.
وجود نقشه‌های باستانی حکومت هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان، سنگ‌نبشته‌های متعدد به نام‌های نژاده پارسی این مناطق، بیش از 23 نقشه رسمی و نیمه رسمی که از سوی دولت‌های بریتانیا و دیگر دولت‌های غربی در قرون گذشته به چاپ رسیده، نامه‌های رسمی دولتی حکومت‌های مختلف ایران‌زمین و اسناد و کتاب‌های تاریخی موجود در کتابخانه‌های سراسر دنیا و بسیاری اسناد دیگر تعلق این جزایر را به ایران بخوبی به اثبات می‌رساند. از جمله کتاب‌های تاریخی می‌توان به کتاب محمود سدیر کبابی بندرعباسی اشاره کرد که در آن اسناد جالب توجهی وجود دارد که از آن میان می‌توان به سندی اشاره کرد که در آن حاکمان شارجه و راس‌الخیمه برای تعلیف احشام خود در جزیره ابوموسی که به دلیل مراتع سرسبز خود به <گت سبزو> نیز معروف بود از حاکمان ایران اجازه می‌گرفتند و پس از تعلیف هم مراتب خدمتگزاری و سپاس خود را به ایرانیان اعلام می‌داشته‌اند!
ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک 3 جزیره‌ای هستند که با وجود این که وسعت چندانی ندارند، ولی از اهمیت استراتژیک منحصر به فردی برخوردارند. این جزایر همچون زنجیره‌ای دفاعی و امنیتی در جنوب ایران، در دهانه خلیج‌فارس و تنگه هرمز همانند ناوگانی ثابت هرگونه تحرک و عبور و مرور کشتی‌ها به خلیج‌فارس را در کنترل دارند.

در سال 1850 میلادی براساس آمار انگلیسی‌ها جمعیت ابوموسی از حدود 60 خانوار که بیشتر بلوچ ایرانی بوده‌اند، تشکیل شده بود و اندک خانواده‌های عرب ساکن آن از بندرلنگه به آنجا مهاجرت کرده بودند. تنب بزرگ مسکونی بود و تنب کوچک یا تنب مار، با 2‌‌کیلومترمربع وسعت صخره‌ای و همیشه خالی از سکنه بوده است. نام این جزایر نیز ریشه‌ای ایرانی دارد. ابوموسی، مخفف «بوم موسی» یعنی خانه موسی بوده است و تنب نیز تغییر یافته واژه پارسی تنگستانی تمب به معنای تپه، پشته و تل است.

استعمار بریتانیا در اوایل سده بیستم میلادی همزمان با گسترش نفوذ و استیلای خود در منطقه و نیز همگام با مرعوب کردن شیوخ بادیه‌نشین حاشیه جنوب خلیج‌همیشه فارس، جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی را اشغال کرد و به قبایل عرب تحت‌الحمایه خود سپرد؛ اما این امر بلافاصله با اعتراض رسمی دولت ایران مواجه شد و همه دولت‌های ایران در طول سال‌های اشغال همواره با کوشش‌های پیگیر با اعتراضات رسمی مکتوب، حتی با بازدید و نصب پرچم سه‌رنگ ایران بر این جزایر بر حق حاکمیت سرزمین ایران پای می‌فشردند، تا این که در پی یک معامله ننگین که هیچ گاه توسط ملت ایران به رسمیت شناخته نشده است، در تاریخ 24 اردیبهشت 1349 بحرین از پیکره میهن جدا شد و همزمان با خروج استعمار انگلیس از خلیج‌فارس در سال 1971 میلادی (1350 شمسی)‌ طی تفاهمنامه‌ای با شیخ‌نشین شارجه و با وساطت انگلستان، جزیره ابوموسی پس از 68 سال اشغال توسط بیگانه به مام میهن بازگشت و جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک نیز با توافق غیرمکتوب با بریتانیا به ایران بازگردانده شدند؛ چراکه براساس دیدگاه دولت وقت ایران هرگونه توافق مکتوب با بریتانیا ممکن بود در مورد حاکمیت مطلق ایران بر دو جزیره تنب، جای تردید باقی بگذارد.

ادعاهای بی‌پایه و تجاوزکارانه اعراب‌

در مساله ادعاهای امارات نسبت به تمامیت ارضی ایران در خلیج‌فارس چند نکته قابل تامل است.

1 - در زمان انعقاد تفاهم‌نامه میان ایران و شیخ شارجه و بازگشت جزایر به ایران هنوز دولتی با نام امارات عربی متحده وجود خارجی نداشت تا بتواند ادعایی نسبت به جزایر تاریخی ایران داشته باشد. در واقع امارات عربی متحده 2 روز پس از بازگشت جزایر به ایران به عنوان یک کشور موجودیت یافت.

2-  شورای همکاری خلیج فارس نیز در زمان انعقاد این تفاهم‌نامه هنوز تشکیل نشده بود.

بنابراین از لحاظ حقوق بین‌الملل نمی‌تواند نسبت به تمامیت ارضی ایران ادعایی مطرح نماید.

3 - بر اساس یک اصل حقوقی در روابط بین‌الملل وجود قرارداد دوجانبه حق و مسوولیتی برای کشور ثالث ایجاد نمی‌کند؛ بنابر این دخالت هر کشور و نهاد و سازمان ثالث در مساله جزیره ابوموسی غیرقانونی است.

4 - بعد از اعمال حاکمیت مجدد ایران بر جزایر سه‌گانه، چند کشور عربی از جمله لیبی، عراق و یمن در دسامبر1971 از ایران به شورای امنیت سازمان ملل شکایت کردند که شورای امنیت با بررسی پرونده، آن را برای همیشه مختومه اعلام کرد. این‌گونه بود که اعراب به دنبال راهکاری به منظور بین‌المللی کردن مجدد این ادعاهای بی‌اساس خود بودند تا این‌که بهترین حربه را توسل به دادگاه بین‌المللی لاهه یافتند. براساس قوانین بین‌الملل طرح هر دعوای حقوقی در صورت وجود اختلافات بین دو کشور قابل بررسی خواهد بود. بر این اساس اعراب همواره بر وجود اختلافات میان ایران و امارات دامن می‌زنند تا بر مبنای القای لزوم حل اختلافات ادعایی در مرجع دادگاه بین‌المللی لاهه از جنبه حقوقی به ادعای غیرقانونی خود مشروعیت ببخشند که خوشبختانه دولت جمهوری اسلامی ایران تاکنون با هوشیاری برای بی‌اثر کردن این ترفند پان‌عربیست‌های ضدایرانی، وجود اختلافات میان خود و امارات را همواره رد کرده و این مسائل را صرفا ادعاهای واهی و غیرقانونی امارات عربی متحده علیه تمامیت ارضی ایران اعلام می‌کند و همواره در پاسخ به ادعاهای واهی اعراب ضمن تاکید بر تعلق ابدی این جزایر به ایران سخنان تجاوز‌گرانه دشمنان ایران را محکوم نموده است.

کوتاه سخن این که جزایر سه‌گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک همچون همه جزایر و سواحل کرانه‌های شمالی و جنوبی خلیج فارس در طول تاریخ کهن ایران‌زمین متعلق به ایران بوده و خواهد بود و ایرانیان حقوق ملی تاریخی خود را هیچ‌گاه فراموش نکرده‌اند.

1 - واکنش قاطع و اصولی منطبق با منافع ملی ایرانیان در برابر ادعاهای اعراب ضروری است. 2 - هرگونه تساهل و تسامح نسبت به تمامیت ارضی مرزهای خشکی و آبی ایران پذیرفتنی نیست. 3 - توجه و درک بموقع تحرکات خزنده دشمنان ایران در مواردی نظیر تغییر نام خیلج‌فارس، ادعا نسبت به جزایر سه‌گانه، تشکیک نسبت به قرارداد مرزی 1975 الجزایر، نادیده گرفتن حق ایران در دریای مازندران که همه و همه هوشیاری هر چه بیشتر دولتمردان میهن‌دوست ایرانی را می‌طلبد. 4 هیچ جای اشکال نیست در صورت تکرار و پافشاری اعراب نسبت به ادعای واهی خود، ایران نیز به افشاگری حقوق تاریخی خود در مالکیت بحرین بپردازد. 5 تهییج و روشنگری صدها هزار ایرانی مقیم امارات، بحرین، قطر و کویت در قبال منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در خلیج‌فارس و استفاده از این پتانسیل می‌تواند اهرم فشار قاطعی در برابر شیوخ زیاده‌خواه عرب باشد و سخن آخر این که 6  پیش شرط ایران برای هرگونه مذاکره به منظور رفع سوءتفاهم با امارات درباره جزیره ابوموسی (ونه تنب بزرگ و تنب کوچک)‌ باید با تعهد و الزام امارات عربی متحده برای به کارگیری نام صحیح تاریخی، بین‌المللی و رسمی خلیج فارس همراه باشد و در غیر این صورت هیچ‌گونه مذاکره‌ای با طرف اماراتی نباید صورت پذیرد.

حاکمیت قدرتمند ایران‌

کشورهای عربی در طول دهه‌های اخیر همواره بر تکرار ادعاهای بی‌پایه و اساس خود علیه تمامیت ارضی ایران پافشاری می‌کنند. این در حالی است که ملت ایران در طول تاریخ چندهزار ساله خود و بویژه در طول جنگ 8‌ساله عراق علیه ایران به اثبات رسانده‌اند که با رشادت و ازخودگذشتگی جوانان پاک و فداکار و تقدیم خون گلگون صدها هزار شهید و رشادت‌های ده‌ها هزار جانباز قطع عضو و شیمیایی و ایثار هزاران خانواده داغدار شهیدان جاویدالاثر از وجب به وجب مرزهای خشکی و آبی میهن عزیز خود، ایران دفاع کردند و اجازه نداده‌اند هیچ یک از اهداف شوم سردار مفلوک قادسیه که شامل لغو قرارداد 1975 الجزایر، حاکمیت کامل بر اروندرود، تجزیه خوزستان و نیز جدا ساختن جزایر سه‌گانه از ایران بود، به نتیجه برسد و دیگر بار نیز اجازه نخواهند داد که پاره‌ای دیگر از ایران همچون بحرین از مام میهن جدا شود.

میرمهرداد میرسنجری‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها