در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ارزش خود را بشناسید
ابتدا باید معنی ارزش را بدانیم. در واقع، ارزش قیمت و بهایی است که به چیزی یا کسی میدهند. مثلا یک اسکناس هزار تومانی فقط یک تکه کاغذ سبزرنگ است که بیش از چند ریال نمیارزد؛ اما مردم ارزش بالاتری به آن میدهند و ارزش آن دیگر برای همه مسلم شده است. کاری که شما باید بکنید، مثل همان هزار تومانی است. باید سعی کنید ارزش خود را در نظر دیگران بالا ببرید. برای این کار هم لازم است ابتدا خود ارزش خودتان را بشناسید.
تواناییها و نقاط قوت خود را دریابید. سوالهای زیر را از خود بپرسید:
من در چه کارهایی خوب هستم؟
چه چیز مرا از بقیه جدا میکند؟
چقدر از تواناییهایم استفاده میکنم؟
این سوالات، سوالاتی است که هر مشاورکاری در ابتدا از شما خواهد پرسید. شما باید خود و تواناییهای خود را کشف کنید تا بتوانید بعدها از آنها استفاده کنید. ممکن است احساس کنید تواناییهایتان نادیده گرفته میشوند، دلیلش فقط این است که شما آنها را به کسی نشان ندادهاید. نترسید و با دوستان و همکارانتان مشورت کنید. از افرادی که به آنها اطمینان دارید، بخواهید که نقاط قوت و ضعفتان را برایتان بگویند. این کار خیلی به شما کمک خواهد کرد.
عیوب و نقاط ضعف خود را دریابید
وقتی تواناییهای خود را شناختید، باید ببینید چه چیز مانع میشود تا بتوانید تمام و کمال از آنها استفاده کنید. هرچه که به طریقی ضعف و نقص شما به شمار میرود، باید راهی برای از میان برداشتن آن بکنید. ضعفها ممکن است شخصی یا تخصصی باشند، اگر خجالتی و زودرنج هستید و گمان میکنید این صفات سد راه پیشرفت شما هستند، باید با آنها مقابله کنید. کار سادهای نیست؛ اما ارزش دارد.
کارتان را بشناسید. آیا محل کارتان را خوب میشناسید؟ آیا تاثیرات کاری که شما آنجا انجام میدهید را بوضوح میبینید؟ ارزش هر فرد در محل کار بسته به میزان همکاری و شرکتی است که در کارها دارد. اگر بخش شما هیچ تاثیری در کل شرکت ندارد، حتما رده پایین است.
اگر چنین موقعیتی دارید، وقتش رسیده است که تواناییهایتان را که حالا شناختهاید، به مرحله عمل بگذارید. ببینید آیا کارتان طوری هست که بتوانید از تواناییهایتان در آن استفاده کنید و اگر نه، روی کارتان یک بازنگری انجام دهید.
خودتان را مثل یک محصول و محل کارتان را مثل یک فروشگاه در نظر بگیرید. ارزش شما در این فروشگاه چقدر است؟ مردم چقدر حاضرند برای شما پول بدهند؟ و از خودتان بپرسید که چطور میتوانید این ارزش را بالا ببرید.
نیازهای مدیرتان را دریابید. دریافتن ارزش خود بستگی به این دارد که آیا چیزی که شما ارائه میدهید، تقاضا میشود یا خیر؟ آیا مسیر شرکت را میدانید؟ آیا میدانید شرکت در چه فضایی قصد پیشرفت دارد؟ آیا میدانید رئیستان چه توقعاتی از کارمندانش دارد؟ مساله مهم همین است؛ چطور شما میتوانید این تواناییهایتان را با آن اهداف سازش دهید؟ پاسخ به این سوال، کلیدی است برای بالاتر بردن ارزشتان.
محیط خود را شناسایی کنید. در کارهای امروزی که همه به صورت گروهی درآمده است، کسی فقط مسوول کار خود نیست و کار هر کسی بخشی از کار کلی به حساب میآید. آیا شما از آن دسته افراد هستید که فقط کاری را بدون این که بپرسید، انجام میدهید یا تصویر بزرگتر را هم میبینید؟ خیلی مهم است که متوجه شوید شرکتتان به طور کل چطور عمل میکند. این مساله نهتنها باعث میشود که خودتان نیز مثل یک رئیس فکر کنید، بلکه به شما اجازه میدهد دستاوردهای خود را در فضاهای دیگر نیز نشان دهید. اگر بدانید بخشهای دیگر شرکت چه کارهایی انجام میدهند، میتوانید کارهای خود را طوری انجام دهید که سود بیشتری نصیب شرکت شود.
ارزشتان را بالا ببرید. با شناختن ارزش یک کارمند، میتوانید طوری کار کنید که ارزشتان را بالاتر ببرید. همان طور که قبلا گفته شد، بهترین راه برای این کار این است که فرض کنید شما یک محصول و محل کارتان یک فروشگاه است و شما باید سعی کنید تا ارزش خودتان را به عنوان یک محصول میان سایر محصولات بالاتر ببرید. از خودتان بپرسید، چرا مردم یک نوع پودر رختشویی را به مدلها و مارکهای دیگر ترجیح میدهند؛ در حالی که همه آنها تقریبا یکسان هستند؟ همه این مسائل به مارک آن محصول و میزان اطمینان مردم به آن بستگی دارد. ارزش شما وابسته به قابلیت اعتماد و اطمینان شماست.
شهرت خود را بالا ببرید. حال که تواناییهایتان را دریافتید، بهترین زمان است تا خود را به بهترین صورت در فضاهایی که میتوانید در آن موثر باشید، نشان دهید. با کار سخت و به دست آوردن نتایج عالی باعث میشوید که دیگران حساب خوبی روی شما باز کنند. تا جایی که میتوانید باید سعی کنید بهترین باشید.
خودتان باعث ترفیع خود شوید. موفقترین مردم لزوما افرادی نیستند که در کار خود بهترین باشند؛ بلکه کسانی موفق هستند که بتوانند نظر دیگران را به خود جلب کنند. این شما هستید که باید خود، تواناییها و دستاوردهایتان را به دیگران نشان دهید. اگر خودتان هیچ کوششی در این زمینه نکنید، هیچ کس کارهایتان را نخواهد دید.
با تواناییهایتان مقام بگیرید. رئیس خود را متقاعد کنید که شایستهکاری که میکنید نیستید و تواناییهای بیشتری دارید که میتوانید از آنها در فضاهای دیگر استفاده کنید. اگر موفق به این کار شوید، نوبت به نشان دادن خودتان میرسد.
از حباب راحتطلبی بیرون بیایید. افرادی که خود را در حباب راحتطلبی محصور میکنند و از آن بیرون نمیآیند، ارزشی ندارند. افراد موفق کسانی هستند که بتوانند ریسک کنند و نقشهای مختلف بازی کنند. پرجرات باشید و کارهای جدید انجام دهید. به همه نشان دهید از انجام کارهایی که هیچ اطلاعی از آنها ندارید، نمیترسید و میتوانید از آنها تجربه بیاموزید.
خود را بهروز کنید. فناوری هر روز پیشرفت کرده و تغییر میکند. هماهنگ با آن ابزارها و دانشهای رسیدن به موفقیت هم تغییر میکند. اگر مهارتها و دانشتان بهروز نیست، مطمئن باشید هیچ پیشرفتی نخواهید کرد.
مجلات و روزنامهها را مطالعه کنید و دانش روز را کسب کنید. در خصوص کار پیشگامان و افراد موفق در حیطه کاری خود مطالعه کرده و از آنها سرمشق بگیرید. فنون و مهارتهای جدید مربوط به کار خود را یاد بگیرید تا بتوانید موفق شوید.
آیا شما فرد موفقی هستید؟
سعی کنید در نظر دیگران فردی نادر و خوشایند باشید. برای رسیدن به این هدف باید خودتان و ارزشهای خود را بشناسید و سخت تلاش کنید. خیلی زود همه متقاعد خواهند شد که شما فرد باارزشی هستید.
رزیتا شاهرخ
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: